ملیکا رضایی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
از نظر من اگر سوالی بپرسیم باز مثل برخی دیگر از اشعار خیام ،خیام سوالی را از هستی و طبیعت و اطراف و آفرینش و خدا و ... از ما میپرسد. ولی اگر غیر سوالی باشد این سوال نخواهد بود ؛
در دیوان هایی که من دارم برخی ازاشعار علامات نگرانی را گذاشته است ؛در دیوان رباعیات خیام به این رباعی نگاه کردم و علامت ای نداشت ؛
خب پس شاید نباید به این رباعی به صورت پرسشی خوانده شود !
البته تصحیح ها متفاوت است نظرات هم همین طور ؛
ولی در هر صورت چه پرسشی بخوانیم و چه غیرپرسشی در یک چیز اشتراک دارد
و آن خلقت و مردن آدمی ست ...
و ویژگی های مشابه دیگر :
خیام اینجا عقل آفرین آورده
چه پرسشی و چه غیر پرسشی بخوانیم عقل آفرین اینجا همان خدا هست ؛
اینکه میگوید عقل آفرین و در کل شعر به مردن و آفرینش انسان اشاره دارد ،نشان میدهد که خیام به خدا ایمان داشته ؛یعنی یقین داشته که خدایی هست و همین که به خدا باور داشته و میدانسته که آدمی میمیرد و به دنیا میآید یعنی که حتی اگر دین هم نداشته باشد باز باورهای خود را داشته ،
بارها هم گفته ام که من از دین او خبر ندارم ؛ولی نظر من به یقین نزدیک است و این نظر من این ست که خیام به هیچ دین ای که بین مردم بوده نبوده و تنها به باورها و افکار خود دین داشته ؛جدا و متفاوت از دیگران ...
این شعر خیام زیبا هست یک زیبایی عجیبی در آن موج میزند ؛با صدای استادشجریان که در تشییع استاد همایون خرم اشک ها ریختم ، ...ولی استاد این شعر را پرسشی نخوانده بود ؛
باز نمیدانم ؛هر کس نظری دارد ...
Polestar در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۹:
فقط بیت سومش جالب بود به نظرم
سفید در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵:
معنی یک بیت بودیم از طریق اتحاد
چون دو مصرع گر چه در ظاهر جدا بودیم ما...
همیشه شعرهای صائب عزیز، متمایز و مشخص هستند از سایر اشعار. سبک خاص و منحصربفرد خودش را دارد...
ارغوان در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۰:
اجرای زیبایی از چند بیت این غزل با صدای آقای حمیدرضا خدادادی
در آموزشگاه موسیقی آوای جاوید در لینک زیر قابل مشاهده است.
https://avayejavid.com/deldar/
ارغوان در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:
اجرای زیبایی از چند بیت این غزل با صدای آقای حمیدرضا خدادادی
در آموزشگاه موسیقی آوای جاوید در لینک زیر
https://avayejavid.com/kamand-yar/
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
استاد شجریان در تشیع استاد همایون خرم خواندند ...
وصال در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹:
به تازگی با اشعار ایشون آشنا شدهام، فقط در یک کلام میشه نوشت: "عالی!"
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۰ در پاسخ به رضا خانکی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
دوست عزیز این غزل با آن غزل یعنی غزل شماره ۱۸ تفاوت دارد
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۲ در پاسخ به محمد رضا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۳ - تشبیه مغفلی کی عمر ضایع کند و وقت مرگ در آن تنگاتنگ توبه و استغفار کردن گیرد به تعزیت داشتن شیعهٔ اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است:
...
:|
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۸:
آری شما راست میگویید ؛هر چه هم بگوییم نه من موافقت میکنم و نه شما ؛...
ولی شما فقط معنا ظاهر جمله دیدید ...باز ؛
مهم نیست :)
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:
سلام به دوست عزیز نور وحدت ،
زیبا بود ...
البته فهم شعر آسان تر میشود ولی محتوا شعر گویی تغییر میکند و شاید تفاوت با شعر خود مولانا زیاد شود و از معنی مولانا دور شویم ؛ ولی در هر صورت خوب بود :)
متفکر در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۸:
سلام بحث را حاشیه نبریم انسان های خوب هم خدا نیستند، بهترین انسان پیامبر خاتم است و از ایشان بالاتر نداریم هیچگاه پیامبر ادعا نکرد خود خدایی ست با اینکه شق القمر کرده یا رد الشمس کرده ما که دیگر باید سکوت اختیار کنیم.
آرمین در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ عطار » سی فصل » بخش ۲۱:
آفرینها بر حضرت عطار
بهراد معظمی گودرزی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۰ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۶:
آقای فضائلی زاده تفسیر جالبی بود
اما متاسفانه در این رباعی مشخص نیست این جامی را که به همه می چشانند جام شوکران است برای مرگ یا جام شراب حیات بخش است به معنای فرصت زندگی ای که به انسان می دهند اما به نظر می رسد که تفسیر به مرگ صحیح تر باشد چراکه خیام چند جا بیان می کند که زندگی حاصلی در بر ندارد ( در دست نخواهد به جز از باد بدن) و: گر آمدنم به خود بدی نامدمی و بار ها از غم و رنج زندگی نالیده پس زندگی فرصت و غنیمت نیست تا از به دنیا امدن شاد بود گاهی می گوید حالا که زنده ایم حواست به تلف نکردن عمر باشد اما اصل زنده بودن را مغتنم نمی داند
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دستبوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده همچون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان میدانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون:
کوروش گرامی
دقیق نمیدانم ولی شایدمنظور جزیره کیش نباشد و معنی خود کیش باشد :
کیش یعنی طریقه و روش و آیین و دین و مذهب و تلی هم که در لغتنامه زدم به معنی طلا بود
شاید میگوید که ای شده عاجز (ناتوان)از ارزش دین تو یا روش تو
در واقع تلی که به معنی زر و طلا بود را گفتم چون طلا و زر قیمتی ست شاید منظور ارزش باشد مخصوصا که کیش هم دین و آیین و ...معنا دارد
باز این نظر من است و شاید اشتباه ؛
بزرگان نظر دهند ...
بهراد معظمی گودرزی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۵:
گویا خیام دائم با غم دست و پنجه نرم می کرده و از همین روست که انقدر به شاد بودن یا غمین شدن پرداخته. اما همتی فولادین هم در مقابله با غم داشته چراکه بیش از نیمی از رباعیاتش توصیه به شادیه اما به هر حال گاهی غم چیره می شده و همین هست که از لابلای منظومه ی فکری خیامی در رباعیات، گاهی سر بیرون میاره.
اما این رباعی بیان می کنه که غم بر زندگی من مستولیه و حتی یک روز و یک لحظه هم نیست که شاد باشم دائما غمگینم از زنده بودنم
بنابراین چون در مقابل خیل عظیمی از رباعیات خیام قرار می گیره احتمالا این رباعی از خیام نیست
کوروش در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۱ در پاسخ به امیر فتحی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۷۲ - بیان آنک نَحْنُ قَسَمْنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود:
میگه اگه شهوت حیوانات رو داشت نمیتونست مثل پیامبران رفتار کنه
کوروش در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۰ در پاسخ به امیر فتحی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۷۲ - بیان آنک نَحْنُ قَسَمْنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود:
گر بُدَش سستیِ نریِ خران
کوروش در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۵ در پاسخ به الهه دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۷۱ - عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل کی و من اساء فعلیها و ان ربک لبالمرصاد و ترسیدن کی اگر انتقام کشد آن انتقام هم بر سر او آید چنانک این ظلم و طمع بر سرش آمد:
میگه اون آدمی که بهش اعتماد داشتم ، به خاطر اشتباهات بد من تبدیل شد به خیانتکار یعنی کسی که به من خیانت کرد
و این خیانت کردنشم به خاطر خیانت کردن من بود
منظورش کار بدی که با حاکم موصل کرد
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
برگ بی برگی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۶: