گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۲۹

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

دشمن به غلط گفت که من فلسفیم

ایزد داند که آنچه او گفت نیم

لیکن چو در این غم آشیان آمده‌ام

آخر کم از آنکه من بدانم که کیم

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 63

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نگین شکروی در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۳۱ نوشته:

با درود وسپاس فراوان
مصرع اول بیت اول بدینگونه صحیح است:
دشمن به غلط گفت که من فلسفیم
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

جهانگیر در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۲۱ نوشته:

با سلام
منظور چیست از؟ " آخر کم از آنکه من بدانم که کیم؟ "

 

یاشار در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۴۰ نوشته:

جهانگیر عزیز منظور این است که پایان زندگی آنقدر نزدیک است که من فرصت شناخت خودم را ندارم.

 

شکوه در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۶ نوشته:

نقد در گذشته در حوزه اقتصاد کاربرد داشته بعدها کم کم به ادبیات کشیده شده .نقد معنی خرده گیری و برداشت دارد و criticismرا غیب جویی معنی کرده اند واز criterionو از krinein یونانی به معنی محک و سنجش گرفته شده که معیاری بوده برای تشخیص طلا یا درهم سره از ناسره ..

 

شکوه در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۸ نوشته:

درباره نقد کتاب ارزشمندی داریم از دکتر فضیلت به نام اصول و طبقه بندی نقد ادبی

 

شکوه در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۹ نوشته:

عیب جویی

 

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۲ نوشته:

در پاسخ به جهانگیر عزیز : آخر کم از آنکه من بدانم که کیَم ، یعنی دستکم و حداقل من نباید بپرسم و بدانم که چه کسی ( یا چه چیزی ) هستم ؟ آخر این حق من نیست ؟ اینرا با گلایه می گوید . گویا در زمان او آنقدر عوام ابله بوده اند که دانشمندان را بعنوان فلسفی مسخره می کرده اند

 

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۳ نوشته:

منظور از غم آشیان یعنی آشیانه غم ، نیز دنیا هست

 

یه نفر در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۴ نوشته:

فکر کنم منظور از مصرع اولش که میگه دشمن به غلط گفت که من فلسفیم این باشه که علم فلسفه اگر با عقل بسیاری بالایی واردش نشوی یقینا مرتد خواهد شد شاید منظور خیام این بوده که میگه من مسلمانمو دشمنان به من میگویند کافرم در حالی خدا میداند که انچه اینان میگویند نیستم و من مسلمانم.

 

علی سهرابی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۴ نوشته:

صورت درست مصرع آخر:
آخر کم از آنم که بدانم که کیم
یا
آخر کم از آن ام که بدانم که کی ام
یعنی آیا به عنوان یک انسان حق ندارم بدانم که کی هستم، یعنی از کجا آمده ام، اکنون مجابم، و به کجا خواهم رفت؟ یعنی آیا حق پرسش از هستی خود را ندارم.

 

علی سهرابی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۵ نوشته:

اصلاح: اکنون کجایم

 

مارشال در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۵ نوشته:

گویا زمانه حکیم دانشمند ،خیام ،فضای اجتماعی بسان امروزبوده است و غمخانه ای برای حکیم ساخته بودند و ملایان وی را میکوبیدند که چرا اینگونه جهانبینی داری ؟ میبایست توبه کند و بگوید که زمین گرد نیست و مرکز عالم است تا نان ملایان بریده نشود ،مجبور میشود با شکسته نفسی وانمود کند که نمیدانم کی هستم ،در صورتی که حکیم کاملا به جهان هستی اگاهی داشته و بدون امکانات علمی امروزی تا عمق سامانه خورشیدی بدون تلسکوپ امروزی دید داشته است ،دانشمندی بی همتا ! قرنهای پیش چنین کسی برای دنیای انسانی زیاد بوده است و حتا به نظر من برای تمام دنیا تا انتهای بشریت زیاد هست ،دانشمندی نابغه و مسلط به دانشهای زیاد ،روحش شاد .تمام دانشمندان امروزی باید لنگ بندازند ،خدا کنه کلمه لنگ بی ادبی محضر شما عزیزان و خصوصا حکیم نباشد ،امید است بشریت از جهلی که مذهبیون درست کرده اند رهایی یابند.تا کی کلیسا ،کنیسه ، مسجد ؟ تا کی بیم و امید ؟ بله دنیا بدون مستی و راستی ،بدون شادی و خرسندی ارزشی ندارد ،خاک گل کوزه گران خواهیم شد ،شاد باشید و شادی ببخشید ،فقط!!!!

 

امین در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۲ نوشته:

آیا میتوان "کم" در مصرع دوم بیت دوم را "کِم" به معنای که‌ام خواند؟
اگر آری، شاید معنای مصرع بشود: آخر کیستم که بدانم کِیَم؟
لغت‌نامه دهخدا:
کم [ک ِ] (موصول + ضمیر) که مرا؛ که به من؛ (فرهنگ فارسی معین) مخفف که‌ام؛ که مرا؛
http://www.vajehyab.com/dehkhoda/%DA%A9%D9%85-6

 

تک بیت در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۷ نوشته:

نه امین جان
شاعر یه حرف رو تو شعر دوبار تکرار نمی کنه چه برسه به مصراع

 

آرش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۸ نوشته:

دوستان چرا حرف تو زبان خیام میذارین آخه کجا گفته من مسلمانم ؟! عجیبه

 

مهری در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۳ نوشته:

کم از آنکه به معنای لااقل است چنانکه در شعر سعدی: معشوقه که دیر دیر بینند//آخر کم از آنکه سیر بینند. و نمونه های دیگری در این کاربرد دارد . می توانید لغتنامه دهخدا را ببینید. ذیلِ کم

 

حمید رضا۴ در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۹ نوشته:

با کمی شناخت از خیام می توان گمان برد که مقصود وی از “ ایزد“ در این رباعی همان خدا، آفریننده، و یا عاملِ ناشناخته ایست که موجب پیدایش و حرکت این هستی است، و هستی ای که بر پایه ی قواعد و قوانینی منظم و معین و بدون دخالت دستی از جهانِ ناشناخته و یا عالم غیب بنا شده…
و نه آن خدایی که گویا بی نیاز است و بخشنده است و مهربان، اما آنچنان نیازمندِ ستایش و نیایش و سپاس برای خود و فرستادگانش از سوی انسانهاست که در صورت سرکشی، ( با بخشندگی و مهربانی!) در این جهان روزگارشان را تباه و در آن جهان روانه جهنم شان می کند که تا ابد در زجر بسوزند!!!
شاید این نیرومند ترین ابزاریست که بشر برای کسب قدرت و ثروت و توجیه ظلم و ستم به دیگران به دست آورده.

 

الهه رهرونیا در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۰ نوشته:

دوستان بسیاری از چهارپاره‌ها منسوب به خیام هستند اما از او نیستند. او مفاهیم و واژه‌ها را طوری به کار گرفته که قابل تشخیص هستند. متاسفانه گزینش گنجور پر اشتباه است. خیام هرگز واژه و‌ مفهوم ایزد را بدینگونه به کار نمی‌برده. این چهارپاره احتمال بسیار زیاد از پور سینا است. اینکه در نسخه انگلیسی آمده باشد دلیل موجهی نیست. تشخیص قطعی ناممکن است. اما با توجه به روش سرایش و دیدگاه فکری خیام این چهارپاره بعید است از او باشد. دیدگاه او در میان شاعران یگانه است و تنها رودکی در بخش‌هایی با او نزدیک است و نه هیچ شاعر دیگر.

 

سینا ---- در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۶ نوشته:

من هم موافقم که این چهارپاره متناسب با خیام نیست و اصولا ارتباطی ندارد. خیلی از چهارپاره ها شناورند ( و اصلا خاصیت این قالب شعری است) و مشخص نیست از چه کسی هستند.

 

احمد نیکو در ‫۱ سال قبل، سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۰ نوشته:

دشمن به غلط گفت که من فلسفیم
ایزد داند که آنچه او گفت نیم
لیکن چو در این غم آشیان آمده‌ام
آخر کم از اینک بدانم که کیم

 

محمد راء در ‫۱ سال قبل، چهار شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۸ نوشته:

دوستان در مورد نقد ادبی کتابی معرفی کردند خوب است من هم بر آن بیفزایم نقد ادبی مرحوم زرین کوب و کتاب روش نقد که در باب نقد و نقد ادبیات داستانی است کتابهایی بغایت سودمندند.
و اما در مورد این شعر خیام باید گفت که حکایت از روح زمانه خیام دارد که مسلمانان عموما علی الخصوص اشعری ها با فلسفه چنان سر سازش نداشتند و به همین دلیل خیام در واقع دارد از خود رفع اتهام فلسفی بودن میکند چون آنها عقایدی داشتند که در نظر آنها کفریات محسوب میشد. و این شعر منسوب به بوعلی هم از همین روح زمانه حکایت میکند که:
کفر چو منی گزاف و آسان نبود
محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آنهم کافر؟!
پس در همه دهر یک مسلمان نبود

 

احمد نیکو در ‫۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۶ نوشته:

بیت دوم به این شکل نیز آمده است
لیکن چو در این غم آشیان افتادم
آخر کم از آنم که بدانم که کیم

 

حمید رضا۴ در ‫۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۰۰ نوشته:

درود،

در این رباعی، خیام خود با زبانی ساده و به روشنی بیان می کند که فلسفی نیست و یا فیلسوف نبوده.

دانشمندانِ علوم تجربی بویژه ریاضیدانان بیشتر علاقه به حل و اثبات و تمام کردنِ مسائل و مشکلات دارند.

مجموعه رباعیات خیام نیز این را گواهی میدهد که خیام برای شاد زیستن در این جهانِ پر درد و رنج، با یک “ندانم“ گفتن در برابر پرسش های فلسفی، لحظات عمر را آنگونه که دوست داشت سپری می کرد، و لحظه ها را در راه بحث های بی پایان و بی نتیجه به هدر نمی داد.

اما “دشمن“ در این رباعی که بود؟

در بیت دوم خیام میگوید، “منِ انسان که در این جهانِ پر درد و رنج گذاشته شده ام، کمتر و یا کوچکتر از آنم که بدانم که هستم، چرا اینجا هستم، و یا از اسرار این هستی سَر در آرم“.

پس اشاره او به کسانیست که انسان را بزرگ، اشرف مخلوقات، و دلیل یا مقصودِ پیدایشِ هستی می دانند، و “دشمن“ گروهی از این افرادند که در تلاشند خیامِ سرشناس را به کیش خود بپندارند، و او را به “غلط فلسفی“ میخوانند.

این  رَوَند تا به امروز ادامه دارد. فراوانند افرادی که آنکه خیام بوده و آنچه او گفته و کرده را به کنار گذاشته، و با دلالت بر چند گفته از دیگرانی مانند دامادِ وی، و دو رساله که قابل بحث هستند، و سپس تغییر معنای واژه ها در تک تکِ رباعیاتش، تلاش می کنند او را به کیش خود بپندارند. عده ای نیز با خلقِ یک خیامِ دیگر در ذهنشان، مدعی اند دو خیام وجود داشته… یک خیامِ دانشمند و هم کیش، و دیگری خیامی دائم الخمر و پوچ گو!!!

اگر بپذیریم فیلسوف کَسیست که یا به تنهایی و یا در کنارِ پرداختن به علوم تجربی، به صورت جدی و اصولی یا سیستماتیک، به علومِ فلسفه و ارائه نظریاتِ جدیدِ فلسفی و تلاش در اثبات آنان میپردازد، پس ادعای خیام درست است و او یک فیلسوف نبوده.

 

بهراد معظمی گودرزی در ‫۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۱ نوشته:

سراینده با سرایش این رباعی می خواد خودش رو تبرئه کنه؛ و خودش رو خارج از جرگه ی دل بستگان به فلسفه که در نظر هم عصرانش بدعت گذاران در دین و کفار بودند نشون بده.. اینکه در عصری که علیه فلاسفه تهافت الفلاسفه می نوشتند و به فلاسفه نگاه بدعت گذار و بی دین داشتند درصدد تبرئه خودت بر بیای کاملا طبیعیه همچنین این تبرئه کردن خود با کشف شدن رباعیات خیام در سالها بعد از مرگش و عدم تمایل خیام به انتشار رباعیاتش جور در میاد. اما از طرفی، بقیه آثار خیام، تسلطش به مسائل فلسفه ی زمانش رو نشون میده مثلا رساله کون و تکلیفش شرح مسائل فلسفه اسلامیه و اساسا هم عصران خیام اون رو اول حکیم و فیلسوف میدونستن و بعدا ریاضی دان و منجم و با این حال لقب الفیلسوف الحجه الحق، ملک الحکماء، فیلسوف گیتی و امام بهش دادن بنابراین، اینکه بگه من فیلسوف نیستم خنده دار بنظر می رسه.. پس در نظر همه فیلسوف هست و میگه فلسفی نیستم... پس اگر انتساب این رباعی به خیام صحیح باشه فلسفی بودن رو باید پرده دری و بی باکی فلسفی به معنی حیرت و شک کردن در همه چیز و در یک کلام فلسفه منهای دین در نظر گرفت که این رو از خودش سلب می کنه تا در عین حال راه در رویی برای خودش درست کنه از دست متظاهران و زاهدان زمانه ش
چرا که باید رباعیات خیام رو توام با شرایط زمانه، نظر هم عصران و دیگر آثارش در نظر گرفت
لیکن چو در این غم آشیان آمده ام / آخر کم از آنکه من بدانم که کیم = ما که در این آشیانه ی غم آمده ایم، (بگذار با فلسفه ورزی) لااقل بدانم که هستم
کم از آنکه = دست کم، لااقل

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.