گنجور

حاشیه‌گذاری‌های فرشته پورابراهیمی

فرشته پورابراهیمی

تاریخ پیوستن: ۳۱م مرداد ۱۴۰۴

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۱۰


فرشته پورابراهیمی در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۹:

این داستان بسیار زیبا این ماجرا رو به تصویر کشیده که هیچ ادمی توانایی درک و فهم از درد دیگری رو نداره تا زمانی که خودش به درد مشابه اون دچار شده باشه! همونطور که در این داستان آمده در ابتدا مجنون برای اینکه اطرافیان و پادشاه حالش رو درک کنن میگه اگه شمام  لیلی رو میدید اینجور منو شماتت نمیکردید ولی بعد وقتی پادشاه  لیلی رو میبینه و باز بنظرش دلیل موحهی برای حال خرابی مجنون پیدا نمیکنه ؛ اینجا هم مجنون و هم ما به زیبایی منوجه میشیم که درد هیچ دردمندی رو نمیشه فهمید تا زمانی که خودت درد مشابه اون رو چشیده باشی.

فرشته پورابراهیمی در ‫۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۶:

بسیار آهنگین و زیبا بود این حکابت، نثرها و ابیاتش روح ادم رو نوازش میدن

فرشته پورابراهیمی در ‫۴ ماه قبل، جمعه ۱۸ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۱:

ادمها اغلب اینطور فکر میکنن که زیبا بودن در یک زمینه براشون کافیه، کسی که صورت زیبا داره به باطنش اهمیت نمیده و خودش رو تربیت نیکو نمیکنه به همین خاطر میتونه تندخو و تلخ گفتار باشه و ازین کارها ابایی نداشته باشه! و کسی که ظاهر نیکو نداره سعی میکنه با باطن نیکو و مردممداری و مهرجویی، زیبایی رو درون خودش پدید بیاره و اینجوری تایید جمع رو بدست بیاره.

و جالب اینه که ادمها میدونن زیبایی سبب پذیرش اونها در جمع هست و چه خوبه که ادمها در عین توجه به زیبایی ظاهر به زیبایی درون و باطن هم توجه داشته باشن و خودشون رو درست تربیت کنن و درست بسازند.

فرشته پورابراهیمی در ‫۴ ماه قبل، یکشنبه ۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۴:

عجب داستان عاشقانه ی زیبایی بود! هر مصرع و بیتی ازین حکایت خیلی دلنشین بود! چقدر شگفت انگیزه که این نوشته ی عاشقانه و دلنشین از همون سعدی هست که در فصلهای قبلی گلستان دیدیم چطور با مهارت کامل از سیاست و قناعت و اخلاق و عقل و علم سخن میگفت و الان اینطور داره با زبان احساس حرف میزنه و دل آدم با خوندنشون قنج میره! واقعا شگفت انگیزه

فرشته پورابراهیمی در ‫۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۱۰:

ثنا گویی به مذاق امیر دزدان خوش نیامد اما ناسزاگویی خوش آمد. و شاعری که باید بداند با هر طیف و دسته ای از مردمان چگونه و با چه لحنی سخن بگوید که اگر غیر این کند نه تنها به او مرحمتی نمیکنند بلکه لباسش که نمادی از آبرویش است را نیز از او میگیرند.

فرشته پورابراهیمی در ‫۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۸:

حسن میمندی وزیر سلطان محمود غزنوی ، از کودکی با سلطان محمود بزرگ شده بود و برادر رضایی او بود. و این طور که سعدی میفرماید محرم سر و راز او نیز بوده.

فرشته پورابراهیمی در ‫۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۶:

همه میدونیم از ویژگی های خوب برای سخن گفتن شیوا و فصیح سخن گفتن هست اما اینجا سعدی به یه ویژگی دیگه هم اشاره میکنه و اون (تکرار نکردن) سخنی هر چند زیبا و فصیح هست ! و سخن زیبا رو به حلوای شیرین تشبیه میکنه که همون بار اول شیرینی و حلواتش به بهترین شکل حس میشه 

فرشته پورابراهیمی در ‫۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۵:

اهمیت حفط کردن روابط انچنان بالاست که با ابیاتی بسیار زیبا از سعدی با اون مواجه میشیم،

دو صاحبدل نگه دارند مویی...

ایشون میفرمایند اگر اشتراکات به نازکی و سستی تار مویی باشه دو فرد صاحبدل اون رو حفظ میکنند و مانع پاره شدنش میشوند، اما دو فرد جاهل اگرچه اشتراکاتی به سختی و مستحکمی زنجیر داشته باشند اون رو پاره میکنند و از بین میبرند!

آدم وقتی میبینه هم توانایی حفظ و حراست و آبادانی در وجودش هست و هم توانایی نابودی و ویرانی کدوم رو انتخاب میکنه؟! این همون جایی هست که فرق بین صاحبدل و جاهل خودش رو نشون میده . 

فرشته پورابراهیمی در ‫۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۰:

سلام و درود به دوستان عزیز ، ایا کسی میدونه که چرا (شوخ چشمی) به معنی گستاخی هست؟

فرشته پورابراهیمی در ‫۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴۶:

 اگر کشور خدای کامرانست یعنی چی؟