گنجور

حاشیه‌ها

کوروش در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۴۰:

شهریست پر کرشمه و حوران ز شش جهت

چیزیم نیست ورنه خریدار هر ششم

احمد نیکو در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:

گلها چو به باغ جلوه را ساز کنند

وز غنچه نخست هفته‌ای ناز کنند

چون دیده به دیدار جهان باز کنند

از شرم رخت ریختن آغاز کنند

(رباعی شماره ۱۸۳ از انوری)

mary fanooshayekhamoosh@gmail.com در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۷ در پاسخ به ناصر عبدرضايي دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

سلام و وقتتون بخیر.
«آیینه رویان» هست که به اشتباه «آیینه رویا» نوشته شده
مهر تو عکسی بر ما نیفکند / آیینه رویان، آه از دلت آه
آه از دل تو که با این که آیینه رو هستی اما حتی تصویری از مهر تو هم شامل من نشد چه برسه به خود مهر و وفا
امیدوارم تونسته باشم منظوم رو برسونم

عبدالرضا فارسی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۱:

به در بر کسی ایمن از تو نخفت ...

نهفت در اینجا  به معنی خانه هم میشه 

سعید زمانی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۰:

در توانایی موسیقی محسن نامجو شکی نیست ولی زمانیکه این توانایی با خواستگاه کنونی جامعه که با ابتذال آمیخته شده و عنصری پدیدار شده که از لحاظ فنی در حد استاندارد است اما شک را در ذهن به وجود می آورد باید سوال های اساسی را از خود و جامعه بپرسیم که چرا حرفای نامتعارف و استفاده غیر منطقی از حنجره و تولید اصوات خارج از دامنه موسیقی برای ما جذاب است؟ توجه شما را به اثر  مارسل دوشان جلب می کنم که در عین فقدان هر گونه مفهوم هنری سالیان سال است که به عنوان اثر هنری در حال تحلیل و بررسی است.

قطعا اگر این شعر توسط امیر تتلو نیز خوانده شده بود با این اوضاعی که می بینیم جمعی از دوستان در این وب سایت ادبی نیز ما را به گوش دادن آن تشویق می کردن. بنده برخلاف این نظرات دکلمه شاملو از این شعر را به شما توصیه می کنم. با تشکر

Majid Salari در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:

با درود به همه پارسی زبانان. من این شعر را به این شکل بخاطر میارم: گر بر سر نفسِ خود امیری مَردی. ور بر دگری خرده نگیری مَردی. مَردی نبوَد فتاده را پای زدن. گر دست فتاده ای بگیری مَردی. با سپاس 

امیرحسین ربیعی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹:

به دم سرد سحرگاهی من بازنشست

هر چراغی که زمین از دل صهبا بگرفت

دوستان گرامی کسی میتونه این بیت را تفسیر کنه؟ 

میثم زینلی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۷:

آنچنان مولای پارسی ما حرف دل گفته که آتش به تمام ذهنیات میزنه،دشت تفکرات هرزو میسوزونه و خاکستر میکنه تا جایی باز بشه برای رشد دانه های عقلانیت.

آدم ساعت ها در فکر و خیال با سفینه اشعار به پرواز درمیاد،جاهایی را میبینه که از این پایین کون و مکان دیده نمیشه

بارها از خودم پرسیدم که منی که درون این جسمم چی هستم

آدم از درون شعله ور میشه

ای عجبا

میثم زینلی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

به علی اکبر غلامی عزیز

آتش است این بانگ نای نیست باد

هرکه این آتش ندارد نیست باد

زندگی روزمره قدرت تفکر را از آدما میگیره

مگه نه اینکه پیامبر گفته لحظه ای تفکر از صد سال عبادت بهتره

هرکس بالاخره این راه طولانی را پیدا میکنه آنچنان که از هزار مرغ فقط سیمرغ به پایان راه رسیدند.

بیت آخر هم که مطلبو گفته ودر آخر قصری که جمشید در او جام گرفت آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

 

احمـــدترکمانی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ کمال خجندی » رباعیات » شمارهٔ ۲۱:

ای یارِ لطیفِ دلستان نازک

قیماغ و عسل بیار و نانِ نازک

اسماعیل بذرافشان در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

در راه عشق اگه کسی عاشق صادقی بود اون معشوق حقیقی در آخر کار عاشق رو میکشه(به اصطلاح فانی در خودش میکنه) و خودش میشود خون بهای عاشقش

اسماعیل بذرافشان در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

شاه برخودش وفا رو واجب میدونه چون پادشاهی که کریم هست توی ذاتش بخشندگی و وفا هست

مثل اون شعری که گفته شده شاهان کم التفات سوی گدا کنند

به قول یه پیری شاهان بسیار التفات سوی گدا کنند

کوروش در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۱۳:

. عالم چو عبارت از همین امواجست .

منو یاد یه جمله ای از مخترع بزرگ آمریکایی نیکولا تسلا انداخت که به طرز عجیبی یادم نمیاد چه جمله ای بود 😂 فکر کنم میگفت جهان ارتعاشه یا همچین چیزی

کوروش در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۱۰:

منو یاد یه رباعی از حضرت مولانای کبیر انداخت :

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

بد میکنی و نیک طمع میداری

هم بد باشد سزای بد کرداری

هرچند خداوند رحیم است و کریم

گندم ندهد بار چو جو میکاری

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

رضا رستمی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶:

دوستان سلام

بعضی از دوستان بسیار به واژه ی (شاهیست)در مصرع دوم ایراد میگیرند و درخواست اصلاح این واژه را به (شاهی)دارند

خدمتتون عرض کنم متن شعر همانند متن اورده شده در نسخه ی استاد فروغی هست و اگر میخواهید ایرادی بگیرید لطفا با مستندات بیان بفرمایید

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:

یکی از زیباترین غزلیات سعدی است و حس و حال بسیار دلچسبی دارد. قدر داشته‌هایمان را بدانیم و بودن‌ها را گرامی بداریم.

سیامک یوسفی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:

گله از فراق یاران و جفای روزگاران - نه طریق توست سعدی کم خویش گوی و سستی

ابوذر abozar۲@gmail.com در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱۴:

خداوند جان و خداوند رای خداوند نیکی‌ده و رهنمای

رای یعنی خرد (اندیشه)

خداوند رای یعنی خداوند خرد و اندیشه. 

رایان یعنی اندیشمند.

رایانه نیز از رای ریشه گرفته است. 

ابوذر abozar۲@gmail.com در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۱:

رای به معنای خرد و اندیشه است. به عنوان نمونه رایان یعنی خردمند. همچنین ریشه کلمه رایانه نیز از رایان و رای است.

(کردم رای) یعنی خرد کردم(اندیشه کردم).

محسن حسینی پور در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

با سلا و عرض ادب خدمت آقای اسماعیلی با تشکر از توضیحات جامع و خوبتان ، فقط به نظر این حقیر که تا حدودی با اوزان شعر فارسی آشنایی دارم و دوره ای را نیز زیر نظر یکی از استاتید گذرانده ام عرض می کنم که در بیت پنجم برای آنکه در وزن شعر خدشه ای وارد نشود بجای پیشنهاد جنابعالی برای خواندن" چه بود" به صورت " چبُد" که  یک حالت سکته به ریتم آهنگین شعر تحمیل می شود و از ضرب آهنگ شعر میکاهد  صحیح تر آن است که آن را به صورت " چِب وَد" ادا شود .جسارت بنده را پذیرا باشید.

۱
۱۶۱۱
۱۶۱۲
۱۶۱۳
۱۶۱۴
۱۶۱۵
۵۷۲۹