گنجور

 
سعدی شیرازی
 

یکی از صاحبدلان زورآزمایی را دید به هم بر آمده و کف بر دماغ انداخته.

گفت: این را چه حالت است؟

گفتند: فلان دشنام دادش.

گفت: این فرومایه هزار من سنگ برمی‌دارد و طاقت سخنی نمی‌آرد.

لاف سرپنجگی و دعوی مردی بگذار

عاجز نفس فرومایه، چه مردی، چه زنی

گرت از دست بر آید دهنی شیرین کن

مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی

اگر خود بر دَرَد پیشانی پیل

نه مرد است آن که در وی مردمی نیست

بنی آدم سرشت از خاک دارد

اگر خاکی نباشد آدمی نیست

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

خسرو شکیبایی » ۱۲ حکایت از گلستان سعدی » یکی از صاحب دلان زورآزمایی را دید که به هم برآمده و کف بر دماغ انداخته...

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

گلستان به خط شکستهٔ خوانا و زیبا تحریر شده در دارالخلافهٔ طهران » تصویر 56 کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه به خط محمد حسینی اصفهانی - گلستان مورخ ۱۲۵۹ هجری قمری » تصویر 81 کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر 125 گلستان سعدی به خط خوانا و زیبای میرزا محمدحسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر 127 گلستان سعدی به خط کاتب سلطانی میر علی حسینی به سال ۹۷۵ هجری قمری در بخارا » تصویر 116 گلستان سعدی به خط محمدحسین کشمیری و نقاشی مانوهار داس نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر 115 گلستان به همراه بوستان در حاشیه » تصویر 103 گلستان سعدی خوشنویسی شده و مذهب مورخ بیستم شوال ۱۱۳۵ هجری قمری » تصویر 141 گلستان به خط توسط عبداللطیف شروانى سال ۹۷۱ هجری قمری » تصویر 121 گلستان با بوستان در حاشیه به خط محمدرضا تبریزی سنهٔ ۹۸۰ هجری قمری » تصویر 144 کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده توسط عبدالله بن شیخ مرشد الکاتب در قرن دهم هجری » تصویر 111 گلستان بایسنقری موزهٔ چستر بیتی کتابت به سال ۸۳۰ هجری قمری در هرات » تصویر 44 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 196

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عزیز عزیزی مودب در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۱۲ نوشته:

این حکایت طبق کتاب غلامحسین یوسفی حکایت شماره 41 است

 

عزیز عزیزی مودب در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۱۶ نوشته:

دو بیت از این حکایت از قلم افتاده است:
بعد از متن و نثر حکایت ابیات چنین شروع و خاتمه می یابند:
لاف سرپنجگی و دعوی مردی بگذار
عاجز نفس فرومایه، چه مردی، چه زنی
گرت از دست برآید، دهنی شیرین کن
مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی
×××
اگر خود بردَرَد پیشانی پیل
نه مردست آن که در وی مردمی نیست
بنی آدم سرشت از خاک دارند
اگر خاکی نباشد، آدمی نیست
گلستان سعدی، تصحیح و توصیح غلامحسین یوسفی، صفحه‌ی 105 و 106

 

a در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۳ نوشته:

بنی آدم سرشت از خاک دارد (نه دارند)
اگر خاکی نباشد، آدمی نیست

 

۷ در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۶ نوشته:

یکی از صاحبدلان زورآزمایی را دید بهم برآمده و کف بر دماغ آورده. گفت: این را چه حالت است؟ گفتند: فلان دشنام دادش. گفت: این فرومایه هزار من سنگ بر میدارد و طاقت سخنی نمی آرد.
لاف سرپنجگی و دعوی مردی بگذار
عاجز نفس فرومایه چه مردی چه زنی
گرت از دست برآید دهنی شیرین کن
مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی
اگر خود بردرد پیشانی پیل
نه مردست آنکه در وی مردمی نیست
بنی آدم سرشت از خاک دارد
اگر خاکی نباشد آدمی نیست

 

ایران در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۵ نوشته:

صاحبدلی زور آزمایی دید به هم بر آمده و کف بر دماغ انداخته گفت این را چه حال است گفتند دشنامش دادند،0 گفت زورمند فرومایه هزار من سنگ بر میدارد،طاقت سخنی اما ندارد
مرد آن است که شیرین کندش اودهنی
مرد آن نیست که مشتی بزند بر دهنی
بنی آدم سرشتندش ز خاکی
بنی آدم نه ای چون سر زخاکی

 

AA در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۷ نوشته:

برادر با توجه به نسخه غلامحسین یوسفی که من دیدم ، مصراع دوم بیت اولاینگونه خونده میشه : عاجزِ نفسِ فرومایه موفق باشید

 

و. و در ‫۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۳ نوشته:

درود. من شاید بیست سال پیش این شعر رو دیدم و یادم مونده بود اگر خود بر درد پیشانی پیل نه مردست آنکه در وی مردمی نیست، بنی آدم سرشت از خاک دارد اگر خاکی نباشد مردمی نیست اما الان دید نوشته آدمی نیست، مردمی اول به معنی مردم داری و دیدن آدم‌ها و دومی مردم آدما بنی بشر. حالا ما از این به بعد آدمی نیست حفظ می‌کنیم. سپاس

 

حمیدرضا در ‫۹ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۰ نوشته:

@AA:
با سپاس از راهنمایی جنابعالی، خوانش تصحیح شد.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.