دلا برخیز و پائی بر بساط خود نمائی زن
برندی سر برار آتش درین زهد دریائی زن
در آدر حلقه مستان و در کش یکدو پیمانه
بمستی ترک هستی کن دم از فرمانروائی زن
کمر بر بند در خدمت چونی از خویش خالی مشو
ز بی برگی بجو برگ و نوای بی نوائی زن
اسیر نفس بودن در خراب آباد تن تا کی
قدم در عالم جان نه در از خود رهائی زن
بخلوتخانه وحدت درا از خویش یکتا شو
بسوز این خرقه یا چاکی برین دلق دو تائی زن
زره گم گشتن اندر ظلمت آباد هوس تا چند
براه آی آتش اندر آرزوهای هوائی زن
بیفکن آنچه در سر داری و پای اندرین ره نه
گدائی کن درین درگاه و کوس پادشائی زن
بمردی وارهان خود را ازین بیگانگان بگسل
بشهر آشنائی آ صلای آشنائی زن
ز پا افتادهٔ در راه وصل دوست خیزای فیض
دو دست استعانت در جناب کبریائی زن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دعوتی به رهایی از قید و بندهای مادی و نفسانی است. شاعر از دلا میخواهد که از زهد ظاهری دست بردارد و به دنیای واقعی و معنوی وارد شود. او از خواننده میخواهد که خود را از اسارت نفس رها کند و به وحدت و یکی شدن با حقیقت برسد. در این مسیر، باید از تعلقات دنیوی دست بردارد و به دنبال آتش عشق و عشق الهی باشد. شاعر تشویق میکند که در این راه به درگاه خداوند گدایی کند و از او یاری طلبد تا به آشنایی با حقیقت و وصال دوست نائل شود. در نهایت، دعوت به شجاعت و اقدام در راه وصل و فیض الهی است.
هوش مصنوعی: ای دل، از جا برخیز و به دنیا نشان بده که چه درون پرباری داری. سر خود را به بلندای آتش ببرد که در این زهد و بیاعتنایی، جایگاه بزرگی برای تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: به مینوشان و در جمعشان به سرخوشی بپرداز و با هر دو پیمانهای که مینوشی، غمهای خود را فراموش کن. برای یک لحظه از خود و دنیای مادی دور شو و به فرمانروایی شادی و خوشحالی بپرداز.
هوش مصنوعی: به خودت تکیه کن و در خدمت دیگران باش، از درون خود خالی نشو. از کمبودها و نداشتنها نترس و به دنبال زیبایی و صدای تازه باش.
هوش مصنوعی: زندگی در دنیای مادی و ظاهری، مانند یک خرابه است که انسان در آن زندانی شده است. این وضع نمیتواند برای همیشه ادامه یابد. وقت آن رسیده که از این حالت رها شویم و به عالم روح و جان خود قدم بگذاریم.
هوش مصنوعی: در عزلتگاهِ یکتایی، خود را تنها کن و از ان شخصیت دوگانهات رها شو. این لباس کهنه را بسوزان یا اگر میخواهی، پارگیاش را درآور.
هوش مصنوعی: در تاریکی و غمانگیز زندگی، از دست دادن آرزوها و امیدها چه مدت ادامه خواهد داشت؟ ای عشق، برایم شعلۀ امید را در دل آرزوها روشن کن.
هوش مصنوعی: چیزی را که در دل داری رها کن و پای در این راه بگذار. در این درگاه گدایی نکن، بلکه همچون پادشاهی بایست.
هوش مصنوعی: خودت را از این بیگانگان جدا کن و به سرزمین آشنایی برو که در آنجا با آشنایان متحد شوی.
هوش مصنوعی: از حال کسی که در مسیر رسیدن به دوست دچار مشکل شده، برخواه و با دو دست به سوی خداوند بزرگ کمک بخواه.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سر کویش هوس داری، خرد را پشت پایی زن
درین اندیشه یکرو شو، دو عالم را قفایی زن
طریق عشق میورزی خرد را الوداعی گو
بساط قرب میخواهی بلا را مرحبایی زن
چو آراید غمش خوانی که باید خورد خون آنجا
[...]
سرکویش هوس داری هوا را پشت پایی زن
در این اندیشه یک رو شو دو عالم را قفایی زن
بساط قرب می جویی خرد را الوداعی گو
وصال دوست می خواهی بلا را مرحبایی زن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.