گنجور

حاشیه‌ها

مجید امیری در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۳۹ - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرها:

در بیت: گر تو میخی ساختی شمشیر را     برگزیدی بر ظفر ادبار را
صحیح اِدبیر است نه ادبار(از نظر وزنی)
ادبیر. [ اِ ] (از ع ، اِمص ، ص ) (بیاء مجهول و گاه برای رعایت قافیه بیای معروف نیز خوانند). (غیاث ). ممال ادبار، بمعنی منحوس ، نحوست ، بدبختی و غیره . رجوع به ادبار شود :
نی پدر از نصح کنعان سیر شد
نی دمی در گوش آن ادبیر شد.

مولوی .

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۸ - فردوسی:

درختی که تلخ است آن را سرشت ...

به جای "ورش" باید نوشته شود "گرش"

گرش درنشانی به باغ بهشت

امین مهدی جدیدی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲:

با سلام، استاد محمودی خوانساری در دستگاه سه گاه این قطعه را در قالب برنامه نوایی از موسیقی ایرانی (اگر اشتباه نکنم شماره 121) با چنان شور و حرارتی اجرا نموده اند که وصف ناشدنی است.

ندا شهری در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۲:

در بیت دوم اشاره دارد به اینکه: با لذت و همانند شیرینی یی که شکر دارد ، شاکر نعمت های الهی باش که شکرگزاری اتفاقات بسیار شیرین و عالی را بدنبال دارد و برایت محقق میشود.

شکر گزاری یکی از راه های جذب ثروت، قدرت، معرفت و نعمت های الهی ست در آستینش فقط و فقط شیرینی، لذت، خوشی هارا دارد. در بیت گویی که چگونه ام.... مفهوم این است که: اگر چگونگی حال مرا خواهی بدانی، فقط حال خوب به سمت تو خواهم فرستاد که چون ارتعاش ارتعاشم نسبت به تو خوب باشد دل تو هم شاد و خوشحال میشود و آن ارتعاش به سمت تو منتقل میشود.

دوستان حال خوب و احساسات خوب مان را به سمت همدیگر بفرستیم و به دیگران هم شادی بیافرینیم که آن شادی هم فرد مخاطب و هم شخص خودمان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

 

ندا شهری در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۲:

سلام نظرات همگی را خواندم ولی انحرافاتی از معنای واقعی شعر وجود دارد که با احساس کامل دوست دارم ادراکم را از شعر به بقیه هم منتقل کنم.

معنای کلی کلام حضرت مولانا این است:

همیشه و هر دم حال خوب داشته باشه که کسانی که راز واقعی هستی را میدانند، میدانند که حال خوب، حال و اتفاقات خوب و عالی را به سمت خود میکشد. 

اگر اتفاق تلخی برای افتاد، اگر راز را بدانی آن اتفاق فقط ظاهرش تلخ است، وگرنه هر چه هست نهایت و واقعیتش شیرین و عالی است. در بیت آخر حضرت اشاره نموده آند که: این راز را نمی‌شود در گوش هر کسی نجوا کردیعنی::: دانستن حقیقت برای هر کسی نیست که وقتی بداند به همه جا جار میکشد. حقیقت فقط برای برگزیدگان روشن میشود. 

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۲ - رودکی:

"به" روز نیک کسان گفت غم مخور زنهار

 

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۱۵ - رشید وطواط:

آریانای عزیز

رشید وطواط پس از اتمام تحصیلاتش در بلخ، به خوارزم رفته و به دربار خوارزمشاهیان راه یافته و در همه سفرها همراه سلطان آتسز بوده است.

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۱۵ - رشید وطواط:

بر یاد تو بی تو این جهان ...

در مصرع دوم "و" جا افتاده:

بگذاشتم ای ماه و تو از بی‌خبران

کوروش در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۸۸:

لاحول کنی یعنی چی

 

کوروش در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۵ در پاسخ به سیمین دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۸۷:

این که مال کی هست رو زیاد جدی نگیر خیلی از این رباعیات منسوب به دیگرانه به ویژه مولانا واقعا تشخیص این که کدوم مال کی هست سخته

کوروش در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۸۳:

لطفا یکی تفسیر کنه

 

کوروش در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۷۸:

بیت پایانی رو کسی میتونه تفسیر کنه ؟

 

این بشر (فرشید ربانی) در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۲:

اگر راه یابد کسی زین جهان بباشد، ندارد خرد در نهان

میشه یه نفر معنی این بیت رو بگه؟!

مهدی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:

مصراع دوم بیت اول باز را به راز تصحیح کنید

Herman f.khoshsohbatan@gmail.com در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۰:

جان چه می‌دانست از دنیا چه‌ها خواهد کشید؟ :)

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:

درود بر شما 

حتی وقتی به جمله آخر نگاه میدارم همان معنی به ذهنم می‌رسد 

پیش آستانه در خانه او سر نهادن از نظر من با این شعر زیاد هماهنگی نمی‌دارد که با توجه به بیت آخر کام آمده است و کل معنای شعر جان سپردن به دست یار است در نگاه اول و جان دادن در مقابل خانه یار کمی عجیب مینماید... اگر ابیات آخر را پیوسته و در ارتباط با هم معنا کنیم بام اینجا معمای اصلی خود را ندارد و هزاران واژه هست در ادبیات فارسی که در معنای غیر اصلی خود به کار میروند و نمیتوان گفت برای من درست است یا برای شما درست است چراکه اگر نگاه کنید هم من و هم شما دو معنی متفاوت را به کار بردیم و هر دو صدق کرد و از آن جهت اینجا بام ایهام تناسب دارد و حتی اگر هم نداشته باشد ایهام را میتواند داشته باشد هرچند در لغتنامه معانی مجازی این واژه را به کار نبرده است (البته در برخی از کتب واژه نامه هست)

از این رو در حاشیه پیشین خود گفتم که در مورد جناس راست گفتید چون اگر بر اساس من ترجمه گردد جناس هست ولی اگر بر اساس شما جناس ندارد ولی من هنوز در نظرات خود گمان میبرم که به بام رفتن و به دیدار دوست رفتن کمی اشکال دارد ...

 

توکل در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۲ در پاسخ به میلاد دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

این مصراع ابری بفرست بر سر ری را چطور توجیه کنیم اگر وی را جای ری بگذاریم ؟؟ اگر نظر شما را بپذیریم که وی درست است و منظور مشت زدن به آسمان است پس در این مصراع شاعر به دماوند گفته ابری بر سر آسمان بفرست و بر اسمان ببار  ! ابر بر سر آسمان باریدن  بی معناست ابر بر  زمین می بارد نه آسمان ( از روی تعصب شعر شاعران را تغییر ندهیم و هر شعری را به زمان خودش برگردانیم )

توکل در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۵ در پاسخ به میلاد دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

ابیات قبل گفته ای دماوند تو مشت زمین هستی که به آسمان زده شده است پس دیگه نیاز نیست مجدد بگه ای دماوند بر و به اسمان و به اسمان مشت بزن برعکس شاعر خیلی زیبا گفته مشت را به آسمان نزن برو بر اسمان و از بالا چند مشت به ری بزن و در بیت های بعدی مصراع دیگری هم هست که ری آمده است و نمیشه تغییرش داد به وی ( منظور از ری حکومت تهران در آن زمان بوده است ) 

توکل در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۶ در پاسخ به پرویز عزیزیان گیلان دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

استاد بهار ، دود و خاکستر آتشفشان را به مشت تشبیه نکرده خیلی زیبا گفته دماوند مشت زمین است که به آسمان زده شده است و اتفاق ری درست است چون شاعر قبلش گفته تو مشت زمین به آسمان هستی و اگر مجدد تکرار کند که به آسمان مشت و ضربه بزن حشو است خیلی زیبا و شاعرانه گفته برو به آسمان و از بالا به ری مشت بزن و منظور تهران و حکومت تهران است که بهار بارها از جور و ستم سیاستمداران آن شکوه می کند. رجوع کنید به کتاب زندگی و شعر ملک الشعرا بهار اثر کامیار عابدی صفحه ۱۸۱ و کتاب از صبا تا نیما جلد دوم صفحه ۳۳۸

توکل در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۷ در پاسخ به محمد حسنپور دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

تشبیه کوه به دیو عظمت و شکوه دماوند را نشان میده دیو از نظر بزرگی نه رفتار و کردار 

۱
۱۶۰۹
۱۶۱۰
۱۶۱۱
۱۶۱۲
۱۶۱۳
۵۷۲۹