گنجور

حاشیه‌ها

پویا ر-ز در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۵ در پاسخ به سلام دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

استاد شجریان در بیا ت اصفهان "دامن" میخوانند ...

پویا ر-ز در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

درباره بیت : رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار ....

-یکم : تسبیح (ذکر تسبیح):

به عملی میگویند که مستحب است و بعد از خواندن نماز بجا آورده میشود و مشهورترین ذکر تسبیح معروف به تسبیحات حضرت زهرا است که شامل 34 مرتبه الله اکبر ، 33 مرتبه الحمدلله ، 33 مرتبه سبحان الله میشود.

بعدها برای اینکه نمازگزاران در شمردن تعداد این ذکرها راحت تر باشند وسیله ای ساخته شد که امروزه بنام تسبیح میشناسیم.

گسسته شدن رشته تسبیح ، هم میتواند به معنای پاره شدن نخ تسبیح و فروریختن دانه های آن باشد و هم به معنی فراموش کردن و از حساب در رفتن مکان دانه یا مهره تسبیح باشد.

دوم: معنی "دست به دامن شدن کسی..."

دامن : قسمت پایین جامه . قسمت جلو و از کمر به پایین ِهر جامه چون پیراهن و قبا و ردا و سرداری و کت و پالتو و روپوش و نظایر آن ... (لغتنامه دهخدا)

"دست به دامن شدن" حالتی بوده التماس گونه و توام با زاری و به زمین افتادن شخص التماس کننده برای درخواست از شخصی که ایستاده است به منظور درخواستِ انجام، یا عدم انجام کاری از آن شخص ...

سوم : ساعد یا بازو

که عضوی از بدن است اما دست بر ساعد کسی بردن علت و معانی مختلفی دارد:

1- درخواست کردن : مانند کودکی که ساعد مادرش را میگیرد و به سمت خواسته ای می کشاند...

2- برای رقص و سما: که در رقصهای مختلفی و از جمله در فرهنگ و رسوم برخی اقوام کشورمان چنین رقصی میبینیم.

3- چیزی را که در دست کسی است به حالت زور (ولی نه با خشونت) از او گرفتن یا قصد کردن برای گرفتن.

 

** معنای بیت با توجه به آنچه گفته شد:

"رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار"

اگر رشته تسبیح پاره شد یا آن سلسله اذکار (زبانی) گسسته شد مرا معذور بدارید .کنایه و اشاره از این است که اگر دیگر اعتقاد به این کارهای مستحبی و از بهر ثواب و تقلیدی و تکراری و از روی عادت ندارم مرا ببخشید. چون حافظ هم مثل مولوی روزی متعبد بوده و مقلد و غیره... ولی پس از مدتی معشوق اصلی بر این بزرگواران گذر میکند و به آنها میگویند که شما به مرحله بالاتری صعود کرده ای  :

"دیگر از آن قبله ام نماز نباشد .... گر تو بگویی مرا که قبله چنین است" (سعدی)

"دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود..."

یعنی درحالیکه در حال تسبیح بودم ، ساقی آمد و ساعد خود را به سمتم گرفت و من هم ساعد او را گرفتم و با هم رفتیم و به همین دلیل رشته تسبیح پاره شد (یا مکان شماره دانه تسبیح را گم کردم یا از شمردن دانه های تسبیح بازایستادم) .

معنی بالاترش اینست که از قید و بند دور و تسلسل های مرحله قبل رهایی یافتم و به مرحله بالاتر رفتم و معنی بالاترش اینست که دیگر رستگار شدم و لذا "گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است..."

اما برخلاف برخی که میگویند این واج "س" به معنای اشاره به سکوت (هیس!) است، اعتقاد دارم این "س" ها اشاره به ذکر  "سبحان الله" در تسبیح دارد چون معمولا نمازگزارانی که در حال تسبیح هستند و دارند سبحان الله را با صدای آهسته میگویند فقط حرف "س" آن چون با تاکید است برای اطرافیان قابل شنیدن است و تکرار حرف "س" در این بیت حافظ همان حالت ذکر سبحان الله را تداعی میکند.

.

یلدا ی. در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی:

آینه آورده ام تا خود را ببینی و خوبی و حسن تو در عالم دو تا بشود. همچنین وقتی در آینه می نگری یاد من بیفتی. 

آینه وجود عدم ات . وقتی محو می شویم وجود نمایان می شود. نیستی، آینه هستی است 

مگس ها نمی گذارند ما این دمل ها و جوش های چرکین را ببینیم . روی آنها نشسته اند (مگس ها افکار و توجیهات ما هستند) . جالبه که ما به وجود این مگس ها عادت می کنیم و وجودشان را هم حس نمی کنیم. 

یلدا ی. در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی:

هر که نقص خویش را دید و شناخت

اندر استکمال خود ده اسپه تاخت

هر کسی نقص خود را شناخت برای رفع آن ده اسبه می تازد. 

یلدا ی. در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۹ در پاسخ به جلال الدین دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی:

همه مخلوقات آینه خدا هستند. 

نان جان فزا (جان ما را می افزاید) . دائما مرده ها در ما زنده می شوند، نان بدیل به جان می شود در بدن ما . حتی بالاتر از جان هم می رود، این جان یک حیات دیگیری پیدا می کند وقتی که عاشق می شود. 
همان وقت هم که در زنجیر بودم شیر بودم . زندان هم عقده ای در من ایجاد نکرد. 
یجعب لزارع: درخت تنومندی می شود که هر کشاورزی را به تعجب می اندازد. 

خدا می گوید ارمغان برای من چه آوردی ؟ نمی گوید وظیفه تان است. تبدیل روز رستاخیز به مهمانی (تشبی بسیار لطیفی است که در قران دیده نمی شود). 

یوسف در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

در کار گلاب و گل:

تلمیح دارد به قصص انبیا،داستان حضرت یعقوب و یوسف. 

گل منظور یعقوب است که در کلبه خود، بیت الاحزان، در سوگ فرزند پرده نشین شد، و یوسف گلاب است، که از گل وجود پدر گرفته شده و در بازار به فروش رسیده است. حافظ این امر را مانند دیگر امور و پدیده ها حکمی ازلی و جبری می داند که خواست خداوند و قضای الهی چنین نگاشته است، و این پدر و پسر باید از هم دور بیفتند. 

Almost blue در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

سلام خدمت دوستان و بزرگان ادب

ممنون میشم که اگر بیت 9 را تفسیر بفرمایید

 متوجه منظور جناب سعدی نمیشوم

خیلی سپاسگزارم

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳ - تاسف از جوانی و یاد از گذشته:

هم آنچنان که اگر چند باشد آن ...

جای خالی باتوجه به مضمون، چنین چیزی می‌تواند باشد: "ز گرمی و تَفِ آتش"

حسین hosein.znl۱۱۰@gmail.com در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۶ - حکایت ممسک و فرزند ناخلف:

معنای بیت 14 کسی میدونه؟

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۱ در پاسخ به زهره نامدار دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:

بانو جان اشکالی وارد نیست ...

خواننده آزاد است متن شعر را تغییر دهد تا ضرب آهنگ زیباتر شود ...

درود بر شما 

 

الهه ghatre.baran۲۰۱۱@gmail.com در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۰:

《راستک》 در این شعر چه معنایی می‌دهد؟؟؟

مامیترا در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام بهرامیان » پادشاهی بهرام بهرامیان:

چرا متن نبرد قادسیه رو ندارید؟ 

زهره نامدار در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:

بخشی از این غزل را استاد محمدرضا شجریان خوانده اند.

در مصرع:«درونش گوهرِ انسان کدام است»که درست است،

استاد « گوهر و انسان » خوانده اند.

 

عظیم بقائی کرکج در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۴:

وزن شعرمفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن میباشد

دکتر امین لو در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۰ - در ستایش اتابک منصور فرمانروای شماخی و ابوالمظفر شروان شاه:

بیت ۴۴ از قلم افتاده است:

ده انگش چنگی چو فصاد بد دل   که رگ جوید از ترس و لرزان نماید

سمیع الله خوګیانی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۱:

این ابیات در عرض و زمان  دربار محمودغزنوی سروده شده و ذکر نام احمد (احمد حسن میمندی وزیر با رسوخ دربار محمود بود) و در ابیات دیګر فردوسی ذکر فضل هم زیاد شده که مطلبش  ابوالفضل وزیر دربار محمود که قبل از احمد میمندی بود- فردوسی مدح زیادی در حصه ابوالفضل نموده و بر عکس از احمد رنجیدګی نشان داده و علت ان سیاست های درونی دربار بود که فردوسی از ان اګاه بود-  

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۹ در پاسخ به محسن رضایی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

دینداری یا بی دینی یک شاعر بر خوب بودن و نبودن آن شاعر اثر نخواهد داشت ؛

 

خوردن شراب هرچند حرام ذکر شده است در احادیث و در قرآن از آن نفی و دوری تذکر داده شده اما همچنان افرادی بسیار در همه جهان و حتی در ایران نیز به آن هستند ...

در آن زمان نیز خوردنش رایج بوده ؛

جدا از اینها شرابخور بودن خیام دلیل بر بی دینی او نیست ...همین که از اشعارشان فهم شود که وجود خالق را قبول داشته خودش بخشی از دین اوست ؛

پایه اصلی دین یگانگی خدا و ایمان و باور کامل به این موضوع هست که خیام بر آن بوده 

درود ...

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۵:

پیاده مرا زان فرستاد توس
که تا اسپ بستانم از اشکبوس
کمان را بمالید رستم بچنگ
بشست اندر اورد تیر خدنگ
ستون کرد  خم را و چپ کرد راست
 خروش از خم چرخ چاچی بخاست
چو سوفارش امد بپهنای گوش
ز شاخ گوزنان برامد خروش 
چو بوسید پیکان  سر انگشت اوی
 گذر کرد از مهره پشت او
کشانی هم اندر زمان جان بداد
 تو گویی که او خود ز مادر نزاد
چو برگشت رستم هم اندر زمان
سواری فرستاد خاقان دمان
 کز ان نامور تیر بیرون کشید
همه تیر تا پر پر از خون کشید
میان سپه تیر بگذاشتند
مر ان تیر را نیزه پنداشتند
چو خاقان بدان پر و پیکان و تیر
نگه کرد برنا دلش  گشت پیر
بپیران چنین گفت کین مرد کیست
ز گردان ایران ورا نام چیست
 تو گفتی که لختی فرومایه اند
 ز گردنکشان کمترین پایه اند
 کنون نیزه با تیر ایشان یکیست
 دل شیر در جنگشان اندکیست
گر ااین تیر از ترکش رستمیست
 نه بر مرده بر زنده باید گریست

به به به به  میخوانم و شادم و اشک میریزم  میخوانم به روزگار سیاهمان  و میبالم به این سخن بلند
- روانت شاد ای سخنور بزرگ  - سپاس خدای را که مرا زبان پارسی اموخت تا ز چنین  گنجینه  بهره ببرم -  گمانم اگر مرد   شاهنامه را بخواند و سپس بمیرد  بر او دریغ نیست بهره خود از زندگی برده است  - به به به به  -
راستی این گنج نغز خسروی
 هست قرانی به واژ پهلوی

محمد بخارایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۷:

یاران همه با یار و من خسته طلبکار...

 

 

 

 

Almost blue در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۹ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

درود بر اهل ادب

در رابطه با معنی بیت 6،اساتید نظرات کاملا شیوا و تامل برانگیزی رو مطرح کردند، منتهی دوست داشتم که شما عزیزان با این تفسیر بیان شده در این سایت هم آشنا بشید

پیوند به وبگاه بیرونی

حقیقتا معنای درست و تامل برانگیزی داره.

یا حق

۱
۱۵۶۳
۱۵۶۴
۱۵۶۵
۱۵۶۶
۱۵۶۷
۵۷۲۹