گنجور

حاشیه‌ها

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳۲:

کون خری دم خری گیر و رو
رو که کلیدان نبود بی مدنگ

داوود قاسم‌زاده در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۹:

سعدی که ترک سر گفت، تا دردسر نگیرد

ما ترک سر نگوییم، سر را خیال جان است

 

#داوود_قاسم_زاده 

قطره بقایی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۴۵:

رباعی فوق از دید مفهوم عارفانه تصحیح کتاب(ارزقی هروی)درست است....

شیخ اشاره به روشنایی کوچکی شمع می نماید که در حضور آفتاب جز خط سیاه دودش دیگر چیزی ندارد.......

و همچنان موضوع اظهار را بیان داشته است چونان که بزرگان دیگر چنین می فرمایند:

با اهل یقین لاف بیان نامردیست

غیر از اظهار خموشی دم کردیست

تا آیینه ای هست به پیش نظرت

گر پاس نفس نداری از بیدردیست

بیدل رح

گر برسی به کوی ماه خامشی است خوی ما

زانکه ز کفتگوی ما گرد و غبار میرسد

مولوی رح

نظیر همچو بحث مقابل شدن با اهل یقین را تمام عرفای اشاراتی دارند....

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۶:

منشان: فعل نهی از نشاندن به معنی کاشتن

مثال: به دست خود درختی می‌نشانم

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲:

سلام بر ابوسعید گرامی 

متشکرم از توجه شما ، بنده قصد جسارت نداشتم به بزرگواری عفو بفرمایید.

بنده پیر خراتم که لطفش دایم است

ورنه لطف شیخ وزاهد گاه هست وگاه نیست.

شاد وخرم باشید

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۱ در پاسخ به ایران نژاد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:

.‌.

:/

 

Ario در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۴ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش ۱۲ - حکایت مجنون که در بادیه از انگشت قلم کرده بر تخته ریگ چون رمالان رقمی می زد گفتند این نوشتن چیست و این نوشته برای کیست گفت این نام لیلی است که به نوشتن آن می نازم چون او به دست نیست با نام او عشق می بازم:

دفترش صحرا و انگشتان قلم 

میزدی هر لحظه حرفی را رقم 

در نسخه ای بیت دوم رو اینگونه بنده ملاحظه کردم که وزن و قافیه اش مناسب‌تر است گویا..

و ایضاً باقی ابیات بطور خلاصه تر

دید مجنون را یکی صحرا نورد

در میان بادیه بنشسته فرد

دفترش صحرا و انگشتان قلم 

میزدی هر لحظه حرفی را رقم 

گفت مجنون شیدا چیست این

نامه مینویسی بهر کیست این

گفت مشق نام لیلی میکنم

خاطر خود را تسلی میکنم

چون ندارم جرعه ای از جام او

عشق بازی می کنم با نام او

 

 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:

بسی در عجب هستم ...

همایون شجریان چنان به زیبایی خواند که زبان آدمی سکوت پیشه میکند ...

دیگر این نقد و ایراد ها واقعا معنی ندارد ...

جالبه جا خواند که خواند ...

آیا ایرادی هست !

:|به خدا معلم سخت گیر مدارس هم انقدر سخت گیری نمیکنن که شما میکنید :-)

 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۵ در پاسخ به مهدی مرواریدزاده دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:

درود بله ...استاد شجریان نیز به پسرشان دیوانی هدیه کرده و در آن نوشته بودند که تنها حافظ میتواند تو را به جایگاه بلند رساند (یه همچین چیز ی ...فراموشی داره به حد اعلا میرسه... ⁦(-_-;)⁩)

همین که استاد شجریان بیشتر غزلیات حافظ را اجرا کرده کافی ست که گفت چه علاقه ای به حافظ داشته و حتما این علاقه را در خانه و خانواده جاری ساخته است ...

ایراد های بی دلیل از چه سر میزند خدا میداند :/

درود بر شما 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۱ در پاسخ به aksvare دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:

بسی درود  عزیز گرامی ....

:-)))))

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۹ در پاسخ به ابو سعید دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:

درود ...

آنچنان حافظ در سخن سرایی چیره دست است که هر کس به گونه ای اشعار ایشان را مینگرد ...

در مورد این شعر راستش من هر چه خواندم به مضمون عرفانی از آن نوعی که شما میگویید دست نیافتم⁦(・_・;)⁩

من بر این عقیده هستم که شاید حافظ جز در برخی از اشعار اما در بیشتر غزلیات از امامان و پیامبران برای سرودن بهره گرفته باشد اما مضمون غزلیات ش هیچ اشاره به ایشان نیست ...و در کل از چیز دیگری میگوید...

پریسا در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

به نظرتون مصرع آخر به این شکل زیبا تر نیست؟

دل قوی دار که بنیاد بقا باقی از اوست

ابو سعید در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۸ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲:

سلام عزیز دل

نه، منظور من فقط به این غزل از حافظ نبود؛ فقط گفتم چه کسی میتونه به طور قطع عنوان بکنه منظور از می و شراب در فرهنگ لغت خواجه کنایه از حب حسین نیست؟

در واقع بر اساس یک جمع بندی کلی از تمام دیوان حافظ میشه به این نتیجه حداقل رسید که شراب استعاره از چیزی هست اما استعاره از چی؟ دقیق مشخص نیست. من فقط حدسم بر این هست که منظور از شراب حب امام حسین هست، میتونه نباشه.

تمام صحبتم دلی بوده و قصدی برای مشروعیت بخشیدن به اشعار حافظ ندارم خواجه هم نیازی به مشروعیت داشتن نداره. نمیدونم شاید زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست؟؟

ابو سعید در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:

این غزل اولین غزلی بود که من از حضرت حافظ شنیدم و ذهنم مستقیم به سمت امام زمان رفت و چه لذتی داشت و داره خوندن این غزل. نمیدونم نظر دوستان چیه اما واقعا بیت: تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر / کز غمت دیده‌ی مردم همه دریا باشد هیچ مصداقی غیر از منجی و قائم و مهدی موعود نداره، شاید بگیم اصل وجودی انسان یا مثلا سعادت و قلب انسان در نظر حافظ بوده؛ لازمه این مسئله رو به یاد داشته باشیم در نبود امام قائم هیچ سعادتی رقم نخواهد خورد و این وعده‌ی الهی هست و چه خوش وعده ای هم هست.

 

بخشی از ابیات این غزل یادآور دعای عهده

مهدی جلال الدین در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۸ در پاسخ به نیشتر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:

به هشت چه معنایی میده دوست عزیز؟

بهشت در اینجا یعنی رها کرد، یعنی کسی که نسیه رو گرفت و نقد را رها کرد عاقل نیست

علیرضا کیوان در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۳۶۹ - دادگری کوش:

عالی بود فقط یه جاهاییش مبهم بود. ایرانشان❤️❤️

بابک بامداد مهر در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹:

عبوس زهد به وجه خمار ننشیند

مرید خرقه ی دردی کشان خوشخویم

ترشرویی زاهدانه مثل چهره ی دچار می زدگی قرار ندارد.(همانطوربداخم است)

من ارادتمند طایفه سیراب از ته مانده ی باده که خوش اخلاق و شادندهستم.

 

خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست.

بابک بامداد مهر در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۲ - در مدح وزیر سلطان مسعود غزنوی:

الا یا خیمگی خیمه فروهل

که پیشاهنگ بیرون شدزمنزل.

 

ای آنکه چادر زده ای این چادر وخیمه را رهاکن و دریاب پیشاهنگ را که از منزل کاروان بیرون زده (وما باید به دنبال او راه بیفتیم)

hasan zare در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

اتش طور .کشتی نوح.تولد عیس مسیح همه در کربلا اتفاق افتاده-بوزینه شدن روح هم دو بار اتفاق افتاده روز سبت و حادثه کربلا.ولی نوح فرصت نداد همه را غرق کرد.

hasan zare در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

اشاره به شکل زبان همه انسان و حیوان از لحاظ ظاهری یک تیکه گوشت و شبیه هم هست ولی در روح زبان باهم اختلاف داریم.پس این جسم ما مسخ نشده روح ما مسخ شده که اختلاف داریم .همه مثل شیر جنگجو میتوانیم بشیم با تمرین و باشگاه و یک استاد خوب.ولی بخواهیم روح را به شیر تبدیل کنیم از بوزینگی به شیر تبدیل کنیم احتیاج به امام داریم.که الان قهر کرده

۱
۱۵۶۱
۱۵۶۲
۱۵۶۳
۱۵۶۴
۱۵۶۵
۵۷۲۹