گنجور

 
سعدی شیرازی
 

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم

تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید

دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را

باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن

تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را

از سر زلف عروسان چمن دست بدارد

به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را

سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان

چون تأمل کند این صورت انگشت نما را

آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت

که سراپای بسوزند من بی سر و پا را

چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان

خط همی‌بیند و عارف قلم صنع خدا را

همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن

خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را

مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند

به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را

هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را

قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری

تا به حال ۳۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکوه در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۹ نوشته:

مخیر کردن به معنی اختیاردادن است یه کسی یا همان تخییر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۱۷ نوشته:

مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند
بر سر تربت سعدی بطلب مهر گیا را
من هر بار که به زیارت حرم سعدی رفته ام این بیت و بیت نوشته بر دروازه‌ی حرم : زخاک سعدی شیراز بوی عشق آید
هزار سال پس از مرگ او گرش بویی
را تا بن جان حس کرده ام

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۴ نوشته:

به گمان این کمترین که سررشته ای در زبان عربی ندارد، صاح گویا کوتاه شده صاحب باشدبه معنای همنشین بنا براین میشود گفت شیخ بیت پیشین را تکرا کرده است: همنشین را بگوی مستان را در شوق مستیشان به حال خویش بگذار ( نقل به معنا) و الله اعلم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی رضا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۰ نوشته:

با سلام، به نظر می رسد معنی مصرع آخر این گونه باشد: « به هوشیار بگو که مست( سکاری ) از شدت وجد و اشتیاق مردم را ترک کرد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۷ سال قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۹ نوشته:

سلام
درود بر روان معجزه جاودان خلقت ، خداوندگار کلام جناب سعدی شیرازی
درباره بیت آخر
هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری
به این مطالب دقت کنید
صَحَ‏- صُحّاً و صِحَّةً و صَحَاحاً [صحّ‏]: از بیماری بهبود یافت،- الشَّی‏ءُ: از هر عیبی پاک و خالص شد،- الْخَبَرُ: خبر به اثبات رسید و مطابق با حقیقت شد؛ «صَحَ‏ لِی عَلی فُلانٍ کَذا»: فلان چیز از او بر من ثابت شد.
صاح ، اسم مرخم صاحب هم هست اما در اینجا چنین نیست
صاح در اصل صاحی بوده که طبق قوانین زبان عربی «ی» حذف شده است مانند قاضٍ به جای قاضی
صاحی متضاد سکاری است به معنی هوشیار
حال ترجمه مصرع آخر چنین است
به هوشیار بگو که مست از شدت وجد و شوق ، مردم را ترک کرده است
عباسی دبیر عربی
موفق باشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۷ سال قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۲ نوشته:

سَکِرَ- سَکَراً الحوضُ: حوض پر شد،- الرّجُلُ عَلَیْه: آن مرد بر او خشم گرفت،- سَکَراً و سَکْراً و سُکْراً و سُکُراً و سَکَراناً مِن الشّرابِ: از شراب مست شد. این واژه متناقض (صَحَا) است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۶ نوشته:

سلام
وزن اشتباه می‌باشد
وزن صحیح:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شایق در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۴ نوشته:

با سلام ظاهرا بیت چهارم مصرع دوم باید اینطور باشد تا نگویند بس از من که بسر برد وفا را ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بینام در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۶ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۷ نوشته:

مصرع اخر یعنی ، اجازه بده مردم از فرط مستی فریاد بکشند. درحسرت یک نعره ی مستانه بمردیم ویران شود این شهر که میخانه ندارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بینام در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۶ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۸ نوشته:

مصرع اخر یعنی ، اجازه بده مردم از فرط مستی فریاد بکشند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بینام در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۶ دی ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۴ نوشته:

درحسرت یک نعره ی مستانه بمردیم. ویران شود این شهر که میخانه ندارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد طالبی تکلدانی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۵ نوشته:

با سلام و عرض ادب
در خصوص معنای مصراع آخر، عزیزانی لطف فرموده و پاسخ هایی داده اند. ضمن احترام به تمامی ایشان، گفتنی است که هیچ کدام از معانی گفته شده صحیح به نظر نمی رسد. لکن از آنجا که حقیر سرقت ادبی را بسیار مذموم می دانم، آدرس منبعی را که معنای درست را از آن نقل می کنم نیز خدمتتان عرض می کنم:
جناب آقای دکتر سعید واعظ عضو هئیت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، در گاهنامه‌ی تخصصی زبان و ادبیات فارسی، سوفیا، (سال یازدهم شماره نوزدهم- بهار 1391 صفحه ی 51) طی مقاله ای مستقل به این موضوع پرداخته و با اعلام اینکه: ... جای بسی شگفتی است که بیشتر شارحان گرانقدر غزلیات سعدی در معنی این بیت ما نحن فیه، یا بیراهه رفته یا با گذاشتن نشانه ی پرسشی ( ؟ ) پیش آن، زحمت معنی آن را به خود نداده اند. ... پس از شرح و بسط و تجزیه و ترکیب الفاظ، معنای درست را اینگونه بیان فرموده اند:
یعنی: به هشیاری که مردم را در حال سرمستی از باده ی وجد، ترک کرده، بگو: ما را ملامت - و ترک - مکن؛ چرا که هیچ هشیار ما را ملامت نمی کند، چرا که مستی ما از باده ی معمولی نیست.
برای مطالعه اصل مقاله مراجعه فرمایید به منبع فوق الاشاره. جهت سهولت دسترسی می توانید از لینک زیر هم استفاده کنید:
پیوند به وبگاه بیرونی
خداوند یار و نگهدارتان باد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آتنا در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۴۴ نوشته:

سلام. یکی از دوستان میتونه بیت 9 رو معنی کنه لطفا؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین ،۱ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۵ نوشته:

آتنا خانم گرامی
آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت
که سراپای بسوزند من بی سر و پا را
می گوید : آرزو ، من بی سرو پارا ، مانند شمعی کرده تا همه ی اعضایم در پیش وجود تو بسوزد
زنده باشی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۸ نوشته:

آرزو میکندم:آرزو میکنم همیشه/همیشه آرزویم بوده/آرمان من این است
آرمان من بیچیز همیشه این بوده هر جا که تو هستی چونان شمع سوزانده شوم.
شمع انجمنت باشم.
بسوجم ار نه کارم را بساجی
چه فرمابی بسوجی یا بساجم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۸ نوشته:

جناب 7
گمان میکنم : آرزو درین مصرع فاعل است
حاشیه ی آقا حسین ،2 را درست تر می بینم
با پوزش

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۶ نوشته:

ضمیر مفعولی"م" به آرزو برمیگردد
آرزو میکندم: مرا آرزو(ی) آن است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمدحسین در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۰۱ نوشته:

"باور از مات نباشد" به معنی از ما باور مکن است؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آتنا در ‫۴ سال قبل، یک شنبه ۷ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۰ نوشته:

با سلام.
آقای محمد حسین محترم
خیر ، " باور از مات نباشد" یعنی اگر حرف مارا باور نمیکنی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۳ نوشته:

هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری
هیچکدام از دوستان این بیت را درست معنی نکردند.
هیچ هشیار ما را به دلیل مستی سرزنش نمیکند
بگوی ای هوشیار این(سرزنش)را به کسی که مردمی را چنین از خود بیخود کرد و رفت

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۷ نوشته:

رفت را خودم اضافه کردم
ترک الناس یعنی مردم خود را ترک کردند-از خود بیخود شدند
به خاطر چه چیزی؟
شدت مستی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۸ نوشته:

معنی سرراست:
ای هشیار کسی را سرزنش کن که مردمی را چنین مست و از خود بیخود کرده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۱ نوشته:

مثل ابیات فارسی معنی دیگر هم میتوان برداشت کرد:
هشیاری را سرزنش کن که مردمان را اینچنین از شدت مستی از خود بیخود کرده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۶ نوشته:

فراموش نباید کرد که سعدی بر زبان عرب هم مانند فارسی چیرگی بیچون و چرا داشته است درست برعکس حافظ

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۳ نوشته:

جناب آقای احمد طالبی تکلدانی
سلام و درود
هرکسی برداشتی را بر اساس اصولی از سخن بزرگان دارد
اگر آقای دکتر سعید واعظ سخنی فرموده اند دلیل نیست که سخن بقیه اشتباه باشد قطعا خودشان هم چنین ادعایی ندارند اما داد از مریدان. کاش می آموختیم که جزمی قضاوت نکنیم و چون خودمان چیزی را می پسندیم نظر دیگران را اشتباه ندانیم. هرچند بنده، نظر ایشان را در این مورد بر نظر خودم و نظر دیگران ارجح و اصحّ می دانم.
اگر طبق نظر ایشان جلو برویم «ترک الناسَ» برای «صاح» جمله وصفیه است، الناس مفعول است و سکاری برای الناس، حال محسوب می شود و باید چنین ترجمه شود: به شخصی هوشیاری که مردم را در حالی که مست هستند از شوق رها کرده است بگو: هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
و با این تعبیر، سخن سعدیانه تر، زیباتر و مؤکدانه تر می شود چون مقول قول را اول آورده است.
طبق نظر دیگر «ترک الناس» مقول قول برای قُل می باشد و این هم بخشی از صحیح بودن را دارد.
و همچنین خانم یا آقای 7 نیز طرف خطاب هستند.
ضمنا خدمت شما عرض کنم احتمالا با سخن حافظ آشنایی ندارید که آن عزیز را به ندانستن و عدم تسلط بر زبان عربی متهم می کنید هرچند هیچکس نه در فارسی نه عربی چون سعدی نخواهد شد و چنین فرزندی به دنیا نخواهد آمد.
ملمعات جناب حافظ را ملاحظه فرمایید.
حافظ فرماید:
اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبی است
زبان خموش ولیکن دهان پر از عربی است
ایام عزت مستدام

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هیچامد در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۰ نوشته:

اگر بزرگی به بنده اش اینهارو گوید چه غوغایی شود.
مطلب سنگین و عمیق است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شهیار واروژان در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۰ نوشته:

جناب عباسی
دست مریزاد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
یکی (ودیگر هیچ) در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۹ نوشته:

به نام او
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکارا
به ملامتگر و عافیت طلب بگو مردم را به حال خویش وانهد تا از سرور و شادی سرمست شدن از بادهء روح الهی بهره ای ببرند!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جمشید پیمان در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۲ نوشته:

سلام: در بیت پایانی غزل می خوانیم :
هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قل لصاح: ترک الناسَ من الوجدِ سکاری
به نظر من در مصرع نخست سعدی میگوید هیچ باخرد و معرفت داری مستی ما را ملامت نمی کند و پس از این مقدمه در مصرع دوم به مخاطبش می گوید: به ، " صاح"، یعنی کسی که تازه از حالت مستی خارج شده است بگو که مردم از مستی به وجد و نشاط آمده و سرخوش را رها کند ( آنها را به حال خودشان بگذارد)! فکر می کنم سعدی تفاوت میان هوشیار در مصرع نخست ( یعنی انسان آگاه و با معرفت و با شعور) با کسی که از حالت مستی خارج شده و هوشیاری ظاهری دارد( صاح) و به سرزنش مستی و مستان می پردازد را برجسته کرده است!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
اقبال در ‫۱ سال قبل، پنج شنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۱ نوشته:

سلام در بیت 11 کلمه قافیه هوی نباید باشد؟
که خود پرستان حقیقت (عشق حقیقی)و هوی و هوس را از هم تشخیص نمیدهند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر در ‫۹ ماه قبل، سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۳ نوشته:

مبین گرامی اول اینکه هوی نظم قافیه را بر هم می زند و دوم اینکه منظور از هوا همان هوا و هوس هست که خود پرستان نمی توانند این را با حقیقت نفس و عشق تفکیک کنند .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آراس در ‫۷ ماه قبل، سه شنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۹ نوشته:

بیت سوم یکی از مفاهیم مرسوم عرفانی و غنایی است که سعدی و مولوی زیاد تکرار کردن که خدا رو برای خودش بپرستین نه برای یهشت و جهنم
باغ فردوس میارای که ما رندان را
سر آن نیست که در دامن حور آویزیم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.