گنجور

حاشیه‌ها

مرتضی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۷:

درود، 

بیت 41 را جایی این چنین رویت می کنم:

((ای دردمند مرد، مشو خیره به طبیب

زیرا نشسته بردر عیسی بن مریمی)) 

با مهر

امیر amirneyshabori۵۱@gmail.com در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:

مصرع اول من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود در بعضی نسخ پسند تو بود که البته این دستکاری متاسفانه در همه ی آثار شعرا و نویسندگان مشهوده به امید روزی که هر ویراستاری بنا به سلیقه ی شخصی تغییر در اصل متون ندهند اینکار همانند این می مانند که ما بنا به سلیقه خود بخواهیم یکی از آثار کمال ملک را تغییر بدهیم

 

پویان ساعدی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

درود. من سال‌هاست از این سایت پربار استفاده می‌کنم و کمال تشکر را از دست‌اندرکاران آن دارم.

این اولین حاشیه من در این سایت است و امری که باعث شد اینجا حاشیه بگذارم این است که بعضی از دوستان به دلیلِ ناآگاهی، چنین اشعاری را به امامان و معصومین و غیره و ذلک نسبت می‌دهند؛ درحالیکه در دوران مولانا (و چه بسا شاعران دیگر)، تفکرات دینی حتیٰ به اکنون شبیه هم نبوده‌اند. کلمات و طرز تفکر مولانا خود فریاد می‌زند که این اوصاف تنها می‌تواند در مدح و ستایش «خداوند لایزال» باشد و هیچ بنده‌ی دیگری لایق این توصیفات نیست.

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۴ در پاسخ به وحید حسن پور دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

درود بر شما

مصراع اول میگوید که تا یار را دیدم یعنی تو که معشوق باشد را دیدم، عقل و هوش من رفت و در مصراع دوم با زیرکی گفته که عقل و هوش چون کاروانی ست که دارد از منزل که دل باشد دور میشود ...یعنی عقل و گویی خود انسان در حال دور شدن است از خود ...یا تبدیل شدن به عاشق یا شکوفایی یک حس و تجربه جدید و غریب در انسان

کامران ایازی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲۴:

به گمانم این غزل، مانیفست خداناباوری صائب است.

در آغاز، مفهوم بیت مشهور «مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد/ که در گنبد ز بی‌مغزی صدا بسیار می‌پیچد» را به شکلی دیگر بیان می‌کند و می‌گوید سخن واعظان پایه عقلی و منطقی ندارد، بلکه این برآمده از بی‌خردی آنان است.

کلید این برداشت من اما در بیت ششم است که با بهره‌گیری از ابزار منطقی تیغ اوکام می‌پرسد: چه لزومی دارد که بعد ماوراء طبیعی وارد بحث وجود انسان شود و چیزی فراتر از خاک برای انسان متصور شویم؟

سپس می‌گوید این از کوتاهی اهل خرد است که دیوار جهل مردم به دست واعظان را اینگونه برکشیده و دست نیافتنی ساخته است.

pedram jokar در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۵ در پاسخ به سیاوش مرتضوی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

بسیار متین و درست تحلیل فرمودید. عرفا به دنبال جنگ علیه هم و خودنمایی نبودن. داستانی که نقل شده در ویکی پدیا شاه نعمت الله ولی این هست که ایشان اینچنین کرامتی داشته اند که سنگ را تبدیل به گوهر کرده اند.  ممنون. 

شمس (ساقی) در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۴۰:

بسیار زیبا

مهدی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:

مصرع اول مرا به یاد این سخن انداخت :

گناهی که تو را پشیمان کند ، بهتر از کار نیکی ست که تو را به خودپسندی وا دارد

حضرت علی ( حکمت ۴۶ ، نهج‌البلاغه )

 

 

 

علیرضا خدابنده در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۲:

همین شعر به شکلی دیگر:

خدایا داد از این دل داد از این دل

که یکدم نگشتم شاد از این دل

چو فردا دادخواهان داد خواهند

بگویم صد هزارون داد از این دل

S در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بی‌زجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند:

عزیزان وقتی هنوز نمی‌دونید معنای یک واژه در طول زمان می‌تونه تغییر کنه چرا راجع به افراد قضاوت می‌کنید؟

چیزی که الان معناش برای ما بده ممکنه چند قرن پیش یکی از مودبانه ترین کلمات بوده باشه

علیرضا خدابنده در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۰:

همین شعر به شکلی دیگر:

غم و درد مو از عطار می‌پرس

درازی شب از بیمار می‌پرس

خلایق جملگی احوال پرسند

ته که جان و دلی یکبار می‌پرس

حنّان در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

بر روی کاشیکاری دیواری قدیمی دیدم که بیت هفتم به این صورت نوشته شده بود:

سهو و خطای بنده چه گیرند اعتبار

معنی عفو و رحمت پروردگار چیست

در اینصورت معنی آن این است که گناهکاری انسان نزد خدا اعتباری ندارد و خداوند همه گناهان را می‌بخشد (ان الله یغفر الذنوب جمیعاً انّه هو الغفور الرحیم، الزمر ۵۳). این با سخن برخی دوستان گرامی که پیشنهاد داده‌اند بیت به این صورت خوانده شود (سهو و خطای بنده گرش هست اعتبار...) همخوانی دارد.

 

اما اگر این بیت را به این صورت که در این‌جا آمده بخوانیم (سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست...) معنی آن اینگونه می‌شود:

گناهکاری یا ممکن الخطا بودن انسان قطعا اعتباری و ارزشی دارد، زیرا با بخششِ گناهان ماست که صفت غفور بودن پروردگار آشکار می‌گردد، پس گناه و معصیت کم ارزش و بی اعتبار نیست. مانند این که بگوییم اگر عالم خلقت وجود نمی‌داشت، خداوند چگونه میخواست صفت خالق بودنش را ظاهر کند؟ پس این عالم ارزشمند و دارای اعتبار است.

بنده فکر می‌کنم که به هر دو صورت می‌توان بیت را خواند و در هر دو حالت معنی دارد. اما اینکه منظور جناب حافظ کدام یکی بوده بنده نمی‌دانم.

 

 

علیرضا پشم چی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۶ - داستان دو موش:

بسیار گویا و زیبا

دکتر امین لو در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع سوم:

مصرع دوم بیت ۱۵ به شرح زیر اصلاح شود:

نرگس کان دید کرد از زر تر جرعه دان

وحید حسن پور در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

«می شود نزدیک منزل کاروان از هم جدا »   این قسمتش رو نمیتونم با بیت قبلی به هم منتسب کنم . شاعر انگار خوب پیش میره ولی در این نقطه پرش معنایی داره ...

هاله نوحی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۵:

اساسنامه زندگانی حضرت مولاناست این غزل، و نیز هرآنکه را مرید او و پیرو طریقت اوست...

Amin Chatrrouz در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۲۷ در پاسخ به گمنام-۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

چون بنظر من در نگاه اول ساده هست و می خواسته تضاد ایجاد کنه که تفکر ایجاد بشه.

Amin Chatrrouz در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۰۴ در پاسخ به رسته دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

به نظر من معنی شما زیبا هست

فرزانه در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵۷:

پیوند به وبگاه بیرونی

۱
۱۵۲۵
۱۵۲۶
۱۵۲۷
۱۵۲۸
۱۵۲۹
۵۷۲۹