گنجور

حاشیه‌ها

علی قربان نژد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ آذر بیگدلی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

 

*بر یاد موافقت پسندی

*درد بی‌حد و رنج بی‌مر

*دیدم به رهیش بی خبر دوش 

چقدر متن شعرها اشتباهات تایپی داره. حیفه که یه همچین سایتی چنین اشتباهاتی داشته باشه.

ضمنا استفاده از عبارت «خوانش» برای دکلمه چندان معتبر نیست و خوانش معمولا به ارائه تفسیر از متنی گفته می شود.

همچنین من اجراهایی از ترجیع بندهای مختلف به سبک و سیاقی متفاوت تر از دیگران انجام داده ام که نتوانستم در سایت شما بارگذاری کنم.اگر به من یک ایمیل بدهید برایتان ارسال می کنم.

بیتا bitamohseni۹۰۱@gmail.com در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:

سلام وقتتون بخیر . نمیدونستم کجا میتونم نظرات کلیمو بگم و چون این قسمت رو همین الان گوش دادم پس توی همین قسمت میگم .. میخواستم پیشنهاد بدم اگه امکانش هست معنی شعر هارو هم بگذارید .

با تشکر ازتون.

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

سلام 

بنده رو شرمنده وچوبکاری نفرمایید من به نوبه خودم خاک پای تمام دوستان هستم نفست گرم وپاینده باشی دوست عزیزم 

البته اسم وفامیل من محمد رضا ذویاور میباشد وجهت تشابه اسمی رضا در این وبسایت از  نام شهرم استفاده میکنم

شاد وخرم باشید

همیرضا در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۱ در پاسخ به امیرحسین AmirhosseinF8209@gmail.com دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

من دو منبع را نگاه کردم. شرح غزلیات سعدی فرح نیازکار و کلیات سعدی حسین استادولی و بهاء الدین اسکندری، هر دو «نُقل» را صحیح می‌دانند و اعتقاد دارند در این مصرع «سخن» به خاطر شیرینی به «نُقل» تشبیه شده است.

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶:

سلام

این کوزه که آبشخور مستی بوده ست

شاید ز شهی صورت و دستی بوده ست

تحقیر مکن هر آنکه خوارش بینی

کاین قاعده ی جهان هستی بوده ست

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۹ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

سلام فرهیخته گرامی اقای کرمانی عزیز.دنبال کردن سروده  های بنده توسط بزرگوار و اندیشمندی چون شما باعث افتخار بنده است.پاینده و سربلند باشید.نقطه نظری داشته باشید استفاده میکنم.

مریم در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۷:

امسال حلقه ایست ز سودای عاشقان  گر نیست بازگشت در این عشق عمر پار 

لطفا معنی این بیت رو بفرمایید.

سیامک یوسفی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۲۲:

سراسر این چهار پاره خیام با واژه های پارسی سروده شده!

احسان چراغی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶:

حافظ در یکی دیگر از غزلهایش بیتی مشابه بیت آخر این غزل سروده:

 

حاشا که من از جور و جفای تو بنالم

بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت

مجتبی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۷۶:

لطفاً دربیت چهارم "آب حیاطی" به "آب حیاتی" تصحیح شود .

مجتبی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۶ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۷۶:

در بیت چهارم "آب حیاطی" لطفاً به "آب حیاتی" تصحیح شود .

حمید پورفارسی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان:

خلاصه اینکه:

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

القصه:

گفتم آهن دلی کنم چندی

ندهم دل به هیچ دلبندی

وانکه را دیده بر دهان تو رفت

هرگزش گوش نشنود پندی

مجتبی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰:

وزن شعر "مستفعلن فع مستفعلن فع" میباشد. لطفاً تصحیح بفرمایید.

مهدی پاک منش در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۷ در پاسخ به احمـــدترکمانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

به نظر بعضی را خدا هم از آنها دست شسته باشد نعوذابالله.

امیرحسین AmirhosseinF۸۲۰۹@gmail.com در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

با سلام.من سوالی داشتم در مصرع دوم بیت اول نقل را(نُقل)بخوانیم یا(نَقل)؟ممنون میشم پاسخ بدین

احمـــدترکمانی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۳ در پاسخ به مهدی پاک منش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

ایشالا

 

مهدی پاک منش در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۴ در پاسخ به احمـــدترکمانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

بله احتمالا ما قابلیت نداریم...

یاد تمثیل (قوری راسل) افتادم.

باشد که خداوند ما را ارشاد نماید.

مهریار mohsen.۲۹۸@gmail.com در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۲:

منظور خیام این است که اون کسی که این جهان به این عظمت رو سخت براش فرقی نمیکنه ریش بذاری یا سبیل . سعی کن دنبال می و باده ای باشی که همه عرفا بهش اشاره کردند (نه اون باده ای که چار نفر میخورن و می افتن خرناس میکشن و بعدش سر درد میگیرن و هزار بدبختی میکشن چون اگه این بود نیاز نبود توی این همه شعر عارفان بزرگ آورده بشه هر کسی میخوره و میتونه بخوره نیاز به گفتن نداره) پس به دنبال اون می باش و نزدیک شدن به یار بی نظیر وگرنه ریش و سبیل به چه درد خدا میخوره ؟

احمـــدترکمانی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۴ در پاسخ به مهدی پاک منش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

آنچه که فکر میکنید نیست قبلا دوستان بهره مند شده اند اما الان دیگران بهره مند میشوند یه مثل فرانسوی میگوید که گِل به دست میچرخد!!!!

مهدی پاک منش در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۳ در پاسخ به روفیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

هیچ کس نمی پرسه این اسرار چی هستند که می برندشان در اندرونی و آن را نشانشان می دهند زیرا هرکس به اندازه معرفتش از آن نصیبی می برد بنابر این چیز واحدی نیست که بتوان به آن اسرار گفت و همین نسبی بودن جذبه و رازبودگی آن بازی را پیش می برد... به نظر من انتها ندارد و پایانش باز است و هرکس هر تصوری را می تواند به آن نسبت بدهد و هرکس فهمید آن را قابلیت دارد و هرکس هم نفهمید قابلیت ندارد بنابراین سوال پذیر نیست و پاسخگویی هم نیاز ندارد ، عالم کشف و شهود است و راه باز و هرکس هرچیزی می تواند بگوید، فهمیدی خوب ولی اگر نفهمیدی بی قابلیتی ... البته برای تفنن و سرگرمی و خوش به حالی بد نیست اما برای تفکر و اندیشه سم است... ولی این به این معنا نیست که چیز بدی هست... شاید دلچسب خیلی ها در بعضی مواقع باشد ... نمیدانم.

میگویند این داستان عالم مثل افلاطونی است که به عرفان راه پیدا کرده، آنجا که ارواح با خدایان به گردش رفتند و از دریچه ای هرکدام به عالم مثل راه پیدا کردند و نگاه کردند و بنا به تاب آوری در مدت زمان نگاه کردن به عالم مثل و معقول درجاتی گرفتند و برگشتند (خدایان مدت بیشتر، ارواح انسانهابرحسب زمان بیشتر دارای روح عالی تر شده، و در انتها حیوانات که نتوانستند نگاه بکنند)

۱
۱۵۰۳
۱۵۰۴
۱۵۰۵
۱۵۰۶
۱۵۰۷
۵۷۲۹