فرهنگ ش ۷۸ در ۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۹:
در کتاب تنبور ، از دیرباز تا کنون 1375 نوشته سید خلیل عالی نژاد چنین آمده : یکی نایه فلانی زنده و ابی / همه گوین فلان ابن فلان مرد
Saeid Hosseini در ۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۱۵ - حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان:
سلام من الان داشتم شعر رو میخوندم و یه جرقه یهو توی ذهنم زده شد دوست داشتم ببینم به ذهن کسی رسیده این موضوع یا نه.
دیدید که سعدی اعتراض داشت که چرا انسانها دارن بت بی جان رو میپرستن، در ادامه گفت یه نفر ریسمان رو میکشه و دست بت تکون میخوره. دراخرهم گفت من گریان گفتم که من هم این بت رو میپرستم تا از آزارشون رها بشم.
خب تحلیل من اینه، آیا ممکنه یکم عمیقتر بشیم و فکر کنیم سعدی درواقع داره همین رو به ما میگه؟ میگه چرا خدایی که ندیدی رو میپرستی؟ (اونجا گفت یکی طناب رو میکشه) اینجا یکی میاد میگه خدا گفته این کارو بکنید اون کارو بکنید، و توی داستان گفت گریان شدم و گفتم میپرستمش، اینجاهم منظورش اینه که بخاطر حکومتی که توی زمان سعدی هست این ها رو فریب میده که بهش آزار نرسونن؟
ببینین فقط لازمه جای بت رو با خدا عوض کنیم و میشه گفت سعدی در واقع داره خود ما رو نکوهش میکنه البته به نحوی که باعث دردسر خودش نشه؟
کسی با من هم نظر هست که ممکنه اینطور باشه؟
دکتر صباغ نیا در ۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۹:
ذوالنون پسر ابراهیم مصری از عارفان قرن سوم هجری است که عطار نیشابوری در تذکره الاولیا درباره اش آورده است.
رندل مکمورفی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۷:
گرچه کمی از ادب به دور است ، اما دلسوختگان مشکلی با آن نخواهند داشت .:)
قیمت اهل وفا یار بدانست ولی
فرق یک سگپدر و عاشق دلدار ندانست ، دریغ
علی ... در ۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۰ در پاسخ به محمد علی مشایخی دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
سلام
این اختیار وزنی آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن هست
به این دلیل هست که به جای فاعلاتن،فعلاتن نوشته شده است
karim habibi در ۴ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » طهمورث » طهمورث:
درواقع مهاجرین اریایی که وارد فلات ایران شده ودامدار وکوچرو بودند.ومردمان بومی ان را که دارای فرهنگ و دانش بودند را دیو میخوانندند که خط ونوشتن را از انها اموختند
رضا از کرمان در ۴ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:
سلام آقای شاکر
رباعیات شما رو دنبال میکنم ومیخونم دست مریزاد قشنگند خدا قوت
شاد وخرم باشید
امیدوار در ۴ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۹ در پاسخ به ارمین دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:
فارسی البته
نجاتی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۳۳:
"چیز او" منظور چیست ؟ آیا منظور "جان" است ؟
رامیز قلینژاد در ۴ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲:
ابروی کمان مثالت اندر حق من
در مصرع سوم ، الف ابروی جاافتاده است.
امیدوار در ۴ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۷ در پاسخ به علی شکری دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۲ - آمان:
در آهنگ سازی که استاد فرزانه شجریان هیچ ادعایی نداشته اند
حالا شما دلتان از جایی پر است به بت پرستی ربطش ندهید
نوید بیدالله خانی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۱ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲:
خیلی ممنون از وقت که گذاشتید
امیدوار . در ۴ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:
با سلام،
بنظرم «نه» در مصرع : گرت امروز براند نه که فردات بخواند،
در واقع تکرار «نومید نباشی» در مصرع قبلشه،
یعنی : گرت امروز براند،نه«نومید نباش»(مکث) که فردات بخواند،
یعنی اگر وزن و قواعد دیگه ی شعری اجازه میداد اینجا شاعر همون نومید نباشی رو میاورد ولی چون نمی شد مختصرش کرد و کلمه ی «نه» رو آورد که هم منظورو برسونه هم وزن و آهنگ مصرع به هم نخوره
S J در ۴ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
معنای بعید:
قرآن مهین کلام که آن را گهگاه میخوانند، شرح حال نشانه های هستی (پیاله) است که مردمان همواره با آن سروکار دارند.
در اینجا پیاله به گردونه هستی برگردان شده.
البته مسلما با فلسفه ظاهری رباعیات خیام بسیار تفاوت داره !!! :))
حبیب شاکر در ۴ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:
هر کوزه که افتاده کناری باشد
شاید که تن عاشق زاری باشد
یا کالبد کوزه بدوشی بوده
یا کوزه همراه خماری باشد
S J در ۴ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:
انسان که در این صحرای بیکران علیت (عالم) کشانده شده (1) و بدون او همه گردون ساخته و پرداخته شده بود (2) و فردا نیز بدون حضور او همه چیز همچنان سرپا است (4)، امروزه (روحانیون) بر او بهانه خلیفه اللهی می آورند (3).
سعید بر در ۴ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۷ در پاسخ به فربد دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۶ - سرود مدرسه:
سلام . برخی از ابیات این شعر در کتاب فارسی سوم دبستان آمده
محمدحسین مسعودی گاوگانی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۴ در پاسخ به ناهید دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰:
چون بهار سرمدی حق رسید
یعنی وقتی بهار حق برسد ، شاخ خشک و شاخ تر می آمیزد
برای چند بیت بعدی نیز باید این مصرع را تکرار کرد
یعنی وقتی بهار سرمدی حق می رسد ، رافضی انگشت در دندان می گیرد که هم علی و هم عمر می آمیزند
وقتی بهار سرمدی حق می رسد معلوم می شود که این هر دو شاه بر یک تخت بودند و اصلا در یک کمر و بر یک مسیر هستند
چنانچه شب قدر معلوم می شود که مثل عید ، بشر و فرشته با هم می آمیزند و با زبان همدیگر و بدون نفور و بی هیچ نفرت ، این دو با هم هستند. چنانچه نفس کل و هرچه از او زاده شده مثل طفلی با پدر مرتبط هستند.
نکته ای بس زیبا در بیت بعدی است:
خیر و شر در مقایسه با هم خیر یا شر هستند. تر و خشک در مقایسه با هم معنی می شوند. یعنی خیر و شر از این جهت موجود می شود که با هم قیاس شوند و با هم سنجیده شوند. یعنی بوجود نمی آید مگر اینکه که با هم باشند و با هم درآمیزند و در کنار هم باشند. یکی باشد و دیگری نباشد ، مفهومی ، نخواهد بود.
رضا از کرمان در ۴ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۴۱ - دیروز و امروز:
سلام
من نمیدونم آزاد مهر این حرفها را درست گفته یا از سر اطلاعات تاریخی خسرو معتضده الله واعلم از بیت ۸۶ تا آخرش دقت کنید، در ثانی خدمات رضا شاه فقیدنیاز به مدیحه سرایی نداشته مگه از شاه های قاجار بوده که یک مشت مفت خور بشینن براش جفنگ بگن خودش این بساط رو تو مملکت جمع کرد عزیزم، ولی چیزی رو که یقین دارم اینه ما ملت و آزاد مهر وامثالهم واقعا خیلی بی انصاف وناشکریم برای همین میگن خلایق هرچه لایق
شاد وخرم باشید
دکتر صحافیان در ۴ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱: