گنجور

حاشیه‌ها

قطره بقایی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۶:

وزن این غزل

مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن است

امیدوارم اصلاح گردد

تشکر

علیرضا قنبری‌نیا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:

تو خود وصال دگر بودی ای نسیم وصال

خطا نگر، که دل امید در وفای تو بست

که دل امید در وفای تو بست دو معنی دارد.

یکی دل امیدوار به وفای تو شد

یکی دل امیدی که به وفای تو داشت را رها کرد.

علیرضا قنبری‌نیا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:

غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است

در سراپای وجودت هنری نیست که نیست

نیست که نیست=منفی در منفی=مثبت=نیست که نباشد

-حضرت میفرمایند: در وجودت هنری نیست که نباشد(در وجودت تمام هنرها وجود دارد) جز همین که حافظ از تو ناخشنود است.

- در زبان عامیانه نیست که نیست بمعنی همان نیستی هست و معنی عامیانه بیت اینگونه است: در وجود تو هنری نیست جز همین که حافظ از تو ناخشنود است(تنها هنر تو همین ناخشنودی حافظ است)

مسحور کننده است این شعر

فرانسوا کاظمی‌نیا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۳۳:

کسی می‌دهند «بغناق» یعنی چه؟ فکر می‌کنم اشتباه نوشته شده است.

در سکوت در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

محمد حسین اصولی نژاد در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:

سلام

در بیت دوم، منظور از "وقت نثار تو" چیست؟

محمد کاویانی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۴ در پاسخ به رنجبر دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » ساقی‌نامه:

و همچنین ممکن است از باب « من عرف نفسه فقد عرف ربه» باشد.

مامیترا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲:

بی چون باشد وجود من؟ چون همه اوست
یعنی چگونه وجود من، بی (خالی و بی هیچ) باشد در حالی که همه وجود من از وجود اوست

همایون در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸۲:

آنکه با ساز خود خوب سخن می‌گوید و آنکه با قلم و‌رنگ آشناست لذتی و تماشایی و آهنگی را تجربه می‌کند که دیگری نمیکند 

جلال دین توان و هنر تماشای هستی را دارد که 

میلاد بنام در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۰۰ در پاسخ به Ben Omar دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۹ - داستانِ دقیقی شاعر:

با درود، گمانم منظور سراینده مبارزه دایم شخصیت نیک «دقیقی» با خوی بد خودش باشد. شخصیت و رفتار در ارتباط متقابل هستند ولی یک چیز نیستند. 

تشنه معرفت در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

همچین شعری برای وجود داشتن زیادی غیر قابل باوره

چه جمله ای میتونیم در وصف زیباییش بگیم واقعا 

فقط باید های و هوی و نعره مستان سر داد

عباسعلی فولادی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۱۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰۸:

گر بر سر خصمان که نه مردند و ...

بزرگوار چه حرف ضد فمنیستی زده است؟ 😅

علیرضا قنبری‌نیا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۵۶ در پاسخ به ایمان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:

ندانستم که آدمی بچه ای شیوه پری دارد

به گمانم مقصود این است که فرشتگان عاشق نمیشوند و حضرت حافظ میفرمایند به کسی دل بستم که همچون فرشتگان عاشقی نمیداند.

همایون در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸۱:

کلید برون رفت دل از تاریکی و رسیدن به روشنایی جهان همانا رسیدن به شادی جان است و تا جان درگیر غم جهان باشد ملاقات واقعی دو دوست و مهرورزی اصیل صورت نمی گیرد

جان خیلی مهم نیست بلکه رسیدن جان به جانان اهمیت دارد که با دل صورت می‌گیرد و در این غزل کار دل بیان می‌شود که همانا شادی است که با خوشی جان فرق دارد و پی بردن به شادی به هرکس مربوط می‌شود و نمیتوان نسخه شادی برای دیگری پیچید این غزل کار ما را روشن می‌کند 

سمیه شکری در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » دوم:

سلام

 در مصراع 

پس خدمت خیر کردی 

خَر صحیح است

تصحیح کردم 

لطفا تایید بفرمایید

 

بی نشان در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

سلام و عرض ادب و احترام 

بنده بدون ورود به فرمایشات فرهیختگان حاضر کوتاه مطلبی را به عرض رسانده مرخص میشوم 

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود 

آدم آورد در این دیر خراب آبادم 

عزیزان برداشت شخصی حقیر در پاسخ به گفت و گوی پیش آمده در حاشیه های عزیزان ان شاء لله راهبر و گره گشا باشد 

من ملک بودم 

ملَک همان فرشته هست اما نه فرشته بماهو فرشته بلکه بیان صفت غالب فرشتگان که معصومیت جبّلی هست می باشد یعنی اگر آدم نبود من نیز موجودی بودم همردیف فرشتگان که طوعاً او کرهاً به تقدیس و تحمید ذاتی خویش مشغولند 

آدمی برای آدمی شدن و آیینه ی هر دو وجهه ی جمال و جلال خداوند شدن نیاز به عصیان ظاهری و اغوای شیطانی داشت 

فرموش نکنیم کلام قدسی حضرت عشق را که اگر آدمیان معصیت و غفلت و نسیان نمی ورزیدند قومی دیگر را می آفریدم تا خطا نموده ببخشایمشان 

خراب آباد عبارت بینهایت کلیدی هست

خرابی که خود آبادیست یا مقدمه ی آبادانیست زانکه در ویران امید گنج هست 

عرض بسیار هست و متن فی البداهه انشاء میشود و بی مقدمه و دیرهنگام ...

تفکر و تدبر در اسرار بیتی از حضرت مولانا قدس الله نفسه الزکیه در این باب بسیار راهگشاست 

از بهر عتاب تو آن آدم بگزیده 

از صدر جنان آمد در صفّ نِعال تو 

 

مُص در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱۵:

به نظرم در مصرع سوم «جامی» صحیح است

گیرم «جامی» که عقل بیهوش کند

در جام درآئی و ترا نوش کنم

 

 

Sepide در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:

با سلام و خسته نباشید 

به نظر بنده حقیر هم باید پارسیان جایگزین پارسایان بشه، با توجه به تازیان 

یزدان نامداری در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱:

به روی یار نظر کن ز دیده منت دار

که کار دیده نظر از سر بصارت کرد

در نگاه حافظ بین دو مقوله نظر بازی و هوسبازی تفاوت است این بیت اشاره به این موضوع دارد و حافظ نگاهی که از سر بصیرت و درک و شعور به  یار می شود را نظر بازی دانسته و ان را کار افراد کار دیده و باتجربه می داند

 

 

۱
۱۴۵۵
۱۴۵۶
۱۴۵۷
۱۴۵۸
۱۴۵۹
۵۷۲۹