گنجور

حاشیه‌ها

امین در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:

نمیدونم چرا ولی اگر به من بگن سه شعر از کل اشعار لسان الغیب رو انتخاب کن بی شک یکی از آنها این غزل است. واقعا عجیب و فوق العاده‌ست

مخصوصا دو بیت آخر

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

کاین کارخانه‌ایست که تغییر میکنند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
در پناه حق

سید رضا نوعی ( حکیم ) در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۳۶ در پاسخ به محمد محمدی دربارهٔ فردوسی » هجونامه (منتسب):

با سلام

اگر کسی کمترین آشنائی به ادبیات و شعر داشته باشه ، به راحتی متوجه می شود که این اشعار ( هجونامه) از فردوسی نیست

ابیات مزبور مشحون از اغلاط و خروج از وزن شعری و ... می باشد ، حتی لغات و کلمات آن با لغات و کلمات مشابه در شاهنامه کاملا بیگانه است .

بعنوان نمونه یکی از ابیات آن همان بیت مشهور ( بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی ) که به اتفاق محققان ، از فردوسی نیست و در متن فوق نیز توضیحات لازم داده شد

موفق باشید

حامد داراب در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۳۲ در پاسخ به آتنا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

درود. در مصراع «صلح فراموش کند ماجرا» معنی این است که: در صورتی که زمانی برای پیوستگی و وصال وجود داشته باشد. صلح و آشتی تو با من این رویداد را به دست فراموشی خواهد سپرد و از یادِ من خواهد برد.

همچنین، «سر نتوانم که برآرم چو چنگ» اشاره به  سر خمیده‌ی سازِ چنگ دارد تشبیهی است که بسیار در افتادگی بر خاک معشوق به کار رفته در ادبیات، و همچنین دف که ساز کوبه‌ای است و با دست که در مصرع بعد «سیلی» تشبه شده معنای بیت:  من همانند چنگ قادر به بلند کردن سر و اعتراض کردن نیستم . حتی اگر پوستم بر اثر سیلی ضربه هایی که بر من نواخته می شود مثل دف از هم بدرد

حبیب شاکر در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸:

دنیا که بسان جاده معبر باشد 

هرکس که بدو دل بنهد خر باشد 

وقتی که ز آن دگرت نیست خبر

گر دل بنهی خر ز تو سر تر باشد 

باعرض پوزش یک شوخی بود .خیام خودش هم از این شوخی ها میکند.

 

حبیب شاکر در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸:

سلام بر همراهان 

دنیا که بسان رود در جریان است 

انسان چو حباب روی آن لغزان است 

هر قطره در این رود خروشان بی شک 

نا خواسته تا بحر بقا غلطان است 

تشکر از همه دوستان

 

جابر زارع در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۳ در پاسخ به روفیا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان را:

عالی

حامد نامی در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او:

به صد جان ارزد آن رغبت که جانان

نخواهم گوید و خواهد به صد جان

معنا و مفهوم این بیت را توضیح دهید ممنون

Mehrzad Kiany در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۹:

من الان ترکیه هستم و درمونده بودم برای یک جواب که این مصرع از واتساپ اومد ، 

آن را که شفا دانی درد تو از آن باشد

وان را که وفا خوانی آن مکر و فسون

 

و مونده بودم که اعتماد کنم یا پای قول نداده ولی اخلاقیم بمونم

همیرضا در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۷ در پاسخ به نصرت الله دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۹:

با سپاس، بیت جاافتاده طبق فرمودهٔ جنابعالی افزوده شد.

علی تجدد علی زاده در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

سلام،

به گمانم حافظ مصرع اول رو جور دیگه ای گفته و مرور زمان تحریفش کرده...

روی تو کس ندید و -هزارم- رقیب هست

 

نصرت الله در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۹:

در این غزل یک بیت جا افتاده است. درواقع طبق تصحیح جواهری و جدی، بیت پنجم که عبارت است از «حاصل کشت مرادم در جهان پژمرده ماند / شاید ابر دیده گریان به فریادم رسید» جا افتاده است.
متأسفانه در ویراشگر امکانی وجود نداشت که بشود بیت جاافتاده را پیشنهاد داد.

محمد saadati.m.b@gmail.com در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
آنچه از عالم عِلوی است من آن می گویم
رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
کیست آن گوش که او می شنود آوازم
یا کدام است سخن می کند اندر دهنم
کیست در دیده که از دیده برون می نگرد
یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
می وصلم بچشان تا در زندان ابد
به یکی عربده مستانه به هم درشکنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم
تو مپندار که من شعر به خود می گویم
تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم

نصرت الله در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۷:

مصرع نخست بیت پنجم اگرچه با متن مکتوب عیناً تطابق دارد، اما به نظر می‌رسد دچار اشکال وزنی است. شاید در نسخه‌های دیگر این اشکال برطرف شده باشد. 

محسن جهان در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲ - در توحید باری:

تفسیر ابیات ۲۵ الی ۲۷:

حکیم نظامی در "خمسه" خود بیان می‌کند:

چنانچه به معبودی الهی پی بردی و ایمان آوردی، دیگر در چند و چون وجود لایزال او تحری و جستجو مکن.

درست مانند روشنایی هر شمع و درخشش آن که گواهی بر وحدانیت نور بی بدیل خالق دارد.

گاهی از خاک پست گلستان رنگارنگ وجود آورده و زمانی از قطره آب ناچیز نقشی بزیبایی ما انسانها ایجاد می‌کند.

امین در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

چقدر این شعر زیباست

درود بر خاقانی بزرگ

اگر با سلیقه شخصی‌ام بخواهم دو بیت از این شعر را انتخاب کنم این دو را برمی‌گزینم :

یوسف دیدی که ز اخوه چه دید

پشت بر اخوه کن و اخوان طلب

روی به دریا نه و چون بگذری 

در طبرستان طربستان طلب
در پناه حق

محمد رضایی در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:

خدیا شکرت که سعدی هموطن ما هست 

k۱ mk_۱۹۷۸@yahoo.com در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۱۶:

من فکر میکنم در مصراع اول بیت دوم،" غمانش" نیست و به اشتباه نوشته شده چون معنی مصرع نامفهوم و گنگ شده از طرفی وزن رو نمیتونه ادا کنه، به عقیده من "غمازش" درست باشه، چون معنی و وزن رو به درستی میده.

چشمم زغمازش زرگری آغازد

Kurdboy در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۵۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱:

بنده خدا خیام خودش هم هفت هزارساله شده. 

سام در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۴۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

کسی اطلاع دارد که فخرالدین عراقی  این غزل را قبل از غزل مشهور " ز دو دیده خونفشانم زغمت شب جدایی.... " سروده  یا بعد از آن ؟

نردشیر در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۱۱ - نامه نوشتن کوش به سوی مانوش:

انگشتری زدن = مهر و امضا زدن

۱
۱۴۴۹
۱۴۵۰
۱۴۵۱
۱۴۵۲
۱۴۵۳
۵۷۲۹