گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۲۱

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم

وین یکدم عمر را غنیمت شمریم

فردا که ازین دیر فنا درگذریم

با هفت هزار سالگان سر بسریم

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

احمد شاملو » رباعیات خیام » ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم

جمال الدین منبری » تک آهنگ های جمال الدین منبری » سوئیت خیام (قسمت چهارم)

محسن شریفیان » محله خمونی » خیامی

داریوش خواجه نوری » ساز بارون » افسوس

اکا صفوی » محلهٔ خومونی » خیامی اسپاتیفای

فرهاد برنجان » حکایت » ای دوست

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 61

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نیوشا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹، ساعت ۰۴:۲۲ نوشته:

1.....به شادی سپریم(غنیمت)
2.دیر کهن

 

مهدی نجاری در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۱۲ نوشته:

واقعا ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
در این غم اکنون هنوز در به دریم
من عاشق خیامم و این بس باشد
در میکده عمر هم او ، مرا بس باشد

 

علی پاشا در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، دو شنبه ۵ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۵۵ نوشته:

روحت شاد یا حکیم

 

فرهاد در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۰۶:۴۳ نوشته:

"فردا که از این دیر کهن درگذریم" درست میباشد. متاسفانه منبع را به خاطر ندارم! ولی با توجه به قیاس با دگیر رباعی ها و همچنین مصرع آخر، "کهن" بیشتر به مفهوم نزدیکتر است. در عین حال از زیبایی شعر و معنای آن چیزی کم نمیکند.
---
پاسخ: با تشکر، با متن تصحیح فروغی/غنی مقایسه شد، «فنا» آورده. تغییری اعمال نشد.

 

هادی رسولی فر در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۹ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۰۱ نوشته:

دوست عزیز دیر فنا درسته
خود دیر اینجا معنی کهن رو هم میده

 

بهرام مشهور در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۰۲ نوشته:

به این شکل هم نوشته شده :
ای دوست بیا تا غم فردانخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فرداکه از این دیرمغان درگذریم
باهفت هزارسالگان همسفریم

 

غلامحسین مراقبی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۵۵ نوشته:

با درود و سپاس از سامانه پربار گنجور
نسخه ای که فیتزجرالد از آن بهره گرفته، بویژه در نسخه چاپ نخست وی ( 75 رباعی )، مصراع سوم را چنین نوشته:
فردا که از این دیر کهن درگذریم
اما، با به یاد داشتن تصرف کاتب ها که با پنداشت خودشان واژه ها را تغییر می دادند، و از همه گویاتر با نگریستن به مصراع دوم که بر دو واژه ( یکدم - غنیمت )، فنا گویای بهتر اندیشه خیام انست، هرچند که ( کهن ) نیز پیوست گویایی با دیرینگی نهفته در مصراع چهارم دارد.
صادق هدایت نیز در رباعی شماره 130 ، دیر کهن را آورده،
با این یادآوری که نسخه استنادی فیتزجرالد، (سربسریم) مصراع چهارم را ( همسفریم ) نوشته است.

 

احسان در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۶ نوشته:

چون امروز بمیری یا که هفت هزار سال قبل چو مردی با همه مردگان برابری چون مرده ها سن وسال ندارن!

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۱ نوشته:

فردا که از این دیر دو در در گذریم
با هفت هزار سالگان همسفریم
این جهان کاروانسرایی دو دراست و ما راهیان دیار عدم توجه فرمایید به تکرار حرف دال در مصرع نخست و ه در دومین.
و الله اعلم.

 

محمد از اهواز در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۴۱ نوشته:

دیر کهن درسته
صادق هدایت هم در ترانه های خیام دیر کهن رو درست میدونه
احمد شاملو هم در با صدای خودش چندی از اشعار خیام رو دکلمه کرده که دیر کهن رو استفاده کرده
دیر مغان که اصلن نمیشه حالا اگه گفته میشد مغاک شاید کمی قابل فکر بود
دیر فنا هم غلطه
فردا که از این دیر فنا درگذریم؟ :-D
به معنی توجه کنید
از دیر فنا درگذریم!

 

محمدرضا فیروزجائی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۴۴ نوشته:

سلام
صرفا جهت اینکه در گوشه ذهنتون این نکته رو هم داشته باشید عرض میکنم:
یکی از آشنایان کهن سال ما در یک دفتری شعرهایی رو که از بر بوده می نوشته و در اواخر عمر که بنیه ایشون کاهش پیدا کرده بوده این وظیفه رو به نوه شون سپرده که ایشون شعر ها رو میخونده از بر و نوه ایشون مینوشته.
در این دفتر به این صورت آمده:
گر فردا از این دیر گُنه در گذریم
با هفت هزار ساله گان همسفریم
با توجه به فرمایشات بزرگواران این به خاطر بنده رسید خواستم این رو هم در کنار سایر احتمالات داشته باشید هرچند بنظر شخصی خودم در سایر گزینه ها عبارات معنادار تری موجوده نسبت به این حالت(دیر گنه)

 

محمدرضا فیروزجائی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۵۸ نوشته:

بین ترکیب واژه های دیر کهن و دیر فنا به احتمال بسیار دیر فنا درست تره چرا که طبق فرهنگ لغات فارسی عمید دِیر (Deyr) به معنی صومعه و محل سکونت راهب و معادل واژه انگلیسی abbey میباشد و همچنین فعل درگذشتن که مصدر درگذریم است طبق فرهنگ عمید به معنی عبور کردن میباشد
بنابراین منطقی تر است که بگوییم
ای دوست فردا که از این سکونتگاه فناپذیر عبور کنیم با مردگان هفت هزار سال پیش تا کنون هم سفر خواهیم بود(پس بیا تا غم فردا نخوریم)

 

بیداد زنگانلی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۲ نوشته:

مدتهاست این رباعی توی ذهنمه . ما چقدر زمانیمون رو بخاطر هیچ و ÷وچ از دست میدیم . . .

 

حامد در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۱ نوشته:

واقعا این بین قوی ترین قرص اعصاب هست

 

zohresadr در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۸ نوشته:

رباعی عربی از احمد رامی :
لا توحش النفس بخوف الظنون
واغنم من الحاضر امن الیقین
فقد تساوی فی الثری راحل غدا
وماض من الوف السنین
با شک و گمان های بیهوده بیم به دلت راه نده و آرامش و امنیت بی شک و شبهه را در این لحظه مغتنم شمار '
چرا که در دل خاک، آن که فردا از این دنیا برود با آنکه هزاران سال قبل در گذشته، مساوی هستند.

 

احمد نیکو در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۷ نوشته:

متن صحیح شعر بدین شرح می بلاشد:
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیر کهن درگذریم
با هفت هزار سالگان سر بسریم

 

رضا زندمنفرد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۸ نوشته:

هر چند دیدگاه خیامی صادق هدایت را نمی توان نادیده گرفت ولی به نظر می آید که هدایت قدری از خیام هم فراتر می رو. خیام اعتقاد دارد که : فردا که ازین دیر فنا درگذریم/ با هفت هزارسالگان سر به سریم اما هدایت معتقد است که همین امروز هم با هزارسالگان سر به سریم.

 

صفر مطلق در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۰ نوشته:

درود بر همگی
دوستان عزیز ، همان رباعی که امدست در ابتدا درست است/
اول که اهنگ شعر بر اوای الف در انتهاست که با اهنگ کلمه فنا همنواست
بجز کلمات پایانی فقط کلمه / عمر / ضمه میخوره
و اعتقاد و تموم اشاراتش به جهان فنا داره و چرا از اعداد هفت و هزار ،استفاده کرده که در این مجلس جای بحثش نیست / چرا از کلمه شمارش استفاده کرده؟ سر بسر بودن هم درسته چون هم معنی همزمانی و بی زمانی رو میده و هم معنی خاک شدن و چینش در قبر و برای اونهایی که گلاب شدن اینو میگم که هزار رو از اول میشن و در هفت بار چهار برمیگردن /
دوستای گل خیامی ، میخواستم نگم که خواب نپره ولی روی این رباعی فقط ادمهای اشنا میان و / تا نگردی اشنا زین پرده رمزی نشنوی / اگه اینجایی حتما دنبال رمزی شاید خودتم ندونی / ضمه کلید این شعره برعکسش کن و بین کلمات بزارش و بخش کن و معانی دیگشونو پیدا کن /
مثال /درگذریم/ / در ، گذر / رهگذریم / / ره گذریم / و ... هر کس اندازه فهمش ریز کنه و شمارش ها و سکون و کسره و فتحه ، اگر فکر میکنید این یه رباعی برا اینه که بیا و بخورو خوش باشو ... نه خیام رو شناختی نه به علم نجوم و ریاضیاتش اهمیت دادی که با دقت دو ملیون بار بیشتر تقویم قمری هست / منظورش از دوست کیه ؟ خیام هیچ دوستی نداشت ، چرا دم عمره ؟ چرا به زمان اشاره میکنه ؟ چرا اسم خودشو تو شعر گذاشته ، تا میتونید کلمات رو ریز کنید تا روی یه رباعی ، چی بگم ... اندازه علمت بهر بگیر و تعجب کن چطور چینش کرده ...

 

میر ذبیح الله تاتار در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۴ نوشته:

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیر فنا درگذریم
با هفت هزار سالگان سر بسریم
این رباعی خیام خیلی حکیمانه به ما نصیحت میکند که در زندگی نورمال و شادمان ادامه بدهید و عمرت را برای طرح های بزرگ و لا ینحل ضایع مساز قناعت پیشه کن قانع باش.

 

۸ در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۰ نوشته:

دیر فنا؟
دیر دودر سخن از درگذشتن است ونه از فنا شدن
گذار به جهانی دیر به مرحله ای دیگر از چرخه زندگی

 

nabavar در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۳ نوشته:

گرامی تاتار
با پوزش، این جمله ی شما نیز نقص دستوری دارد
”این رباعی خیام خیلی حکیمانه به ما نصیحت میکند که در زندگی نورمال و شادمان ادامه بدهید“
لطفاً اصلاحش کنید.

 

دامون در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۵ نوشته:

هفت هزار سالگان منظور موجودات غیر ارگانیک میباشد ،

 

احمد نیکو در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۹ نوشته:

در رباعیات اصیل خیام کلمه ی (فنا)به کار نرفته است
بکار بردن عبارت هایی چون (کنج فنا -دیر فنا و.....)
در رباعیات خیام یا قابل تغییر هستند مانند (دیر کهن) یا رباعی منسوب به خیام میباشند

 

افشین در ‫۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۲ نوشته:

رازی که در مصرع آخر این رباعی موجود است بدین صورت می باشد که هفت هزار سال قبل از خیام در هنگام نوروز خورشید در صورت فلکی گاو طلوع میکرده . آن اقوام گاو آسمانی را پرستش میکردند و برایش قربانی میدادند . خیام درینجا کنایه ای به اساطیر و آیین های باستانی میزند و میگوید که دانش بشر ناقص بوده و همچنان هم ناقص میباشد..یعنی انسان امروزی هم به نحوی دچار کژ اندیشی و نادانی است همچنان که انسان هفت هزار سال پیش بود.

 

الهه صادقلو در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۸ نوشته:

 

" هفت­ هزار سالِگان "

 

ای دوست  بیا  تا غمِ فردا  نخوریم

وین  یکدَمِ عُمر را غنیمت شُمریم

 

فردا  که از این  دِیرِ فنا  درگذریم

با  هفت­ هزار سالِگان  سربسریم

- یکدَمِ عُمر: زندگیِ بسیار کوتاه

- دیرِ فنا: سرایِ نیستی، دنیا

- درگذریم: عبور کنیم، برویم

- هفت­ هزار سالگان: کسانی که هفت هزار سال پیش مرده اند و هیچ نام و نشانی از آنها نیست، هفت هزار سال اشاره به فاصله زمانی خلقتِ حضرت آدم  تا حضرت محمد دارد.

- سربسریم: برابریم، هیچ تفاوتی بینِ ما وجود نخواهد داشت!

 

برداشت آزاد:

ای دوست، بیا نگرانِ فردا و  فرداها  نباشیم، غم و غصه ها را کنار گذاشته  و با بودن  در زمانِ حال، قدردانِ لحظاتِ زندگی خود باشیم. مطمئن باش زمانی که بمیریم، هیچ تفاوتی  بین ما که الان مرده ایم  و کسانی که سالیان بسیار دور مرده اند و هیچ نام و نشانی از آنها نیست، وجود نخواهد داشت. به گفته­ی علی(ع)، وقتی که مُردیم، انگار که  اصلا  به این دنیا نیامده بودیم!

 

وقت را  غنیمت دان  آن قَدَر  که بتوانی

حاصل از حیات  ای جان  این دَم است  تا دانی

 

کام بخشیِ گردون  عُمر  در عوض دارد

 جَهد کن  که از دولت  دادِ عِیش  بِستانی

 

دیوان حافظ » غزل 473

- حاصل از حیات: میوه ­یِ زندگی

- ای جان: ای دوست، ای عزیزِ دل

- دَم: لحظه

- تا دانی: اگر بفهمی!

- وقت را غنیمت دان  آن قَدَر که بتوانی / حاصل از حیات  ای جان  این دَم است تا دانی:  تا آنجا که در توان داری  برای بهره مندی درست از وقت  و زندگی تلاش کن ، ای دوست، اگر خوب  دقت کنی خواهی دید، که همه یِ میوه یِ زندگانی، همین لحظه  یا دَم است  که  در دسترسِ  تواست  و چیزِ دیگری وجود  ندارد!

 

- کام بخشیِ گردون: برآورده شدنِ آرزوها

- جَهد: تلاش و کوشش

- دولت: دارایی، در اینجا منظور وقت است که  در واقع  باارزشترین داراییِ انسان می باشد

- دادِ عِیش  بِستانی: حقِّ شادمانی را به نحوِ اَحسن اَدا کنی

- کام بخشیِ گردون  عُمر  در عوض دارد /  جَهد کن  که از دولت  دادِ عِیش  بِستانی: خیلی ذوق زده نباش که به کامِ خود رسیده ای! بدان که بهایِ آن را پیشاپیش که همانا عُمرِ تو بوده است را  برایِ آن پرداخت کرده ای!  بنابراین; همیشه  نهایت تلاش خود را بکار ببند تا بهترین استفاده از عُمر و  وقتِ خویش بِبَری  و به گفته یِ عوام  حقِّ عیش و شادمانی را خوبِ خوب  اَدا کنی!

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.