Mahmood Shams در ۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را:
با سلام و درود دوستان گرامی در بیت تا نبینی نور دین آمن مباش درسته !؟ یا ایمن مباش درسته و آمن اشتباه املایی !؟؟
رضا در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۴:
غزل درباره مدیتیشن و نتایج و اهداف آن است
حسین hsynnjfqlybygy@gmail.com در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۱ در پاسخ به مهدی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۴:
البته در اصل استاد مولانا فرمودن و ایشون هم از همین مفهوم استاد رو برداشتن😂
رضا س در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰:
بیت سوم رو حداقل دو جور میشه معنی کرد:
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست/
بازش ز طره تو به مضراب میزدم
معنی اول (اگر باز را به معنی دوباره بگیریم):
هر فکر که در ذهنم قابل مهار نبود(به اصطلاح عامیانه از ذهنم میپرید) با کمک زلف تو دوباره به دام من میافتاد و در ذهنم مینشست.
معنی دوم (اگر باز را به معنی پرندهی شکاری بگیریم و در مقابل مرغ قرار دهیم که با توجه به کلمات مرغ، سرشاخ، بجست، و مضراب که نوعی تلهست درستتر هم به نظر میرسد):
هر فکر معمولی و ساده(در اینجا تشبیه به مرغ یا کبوتر) که در ذهنم نقش میبست و به طور خام بر زبانم میآمد با یادآوری زلف تو به فکری بلند(در اینجا بازِ شکاری) تبدیل میشد و بعد رام و تابع من میشد و آن را در قالب شعر میسرودم.
در ضمن، مضراب ابزار شکار کبوتر و پرندگان کوچکتر بوده که در اینجا خرق عادت شده و بازِ شکاری با مضراب زلف یار شکار شده است.
یک معنای دیگر هم برای من قابل برداشت هست که شاید کمی دور از ذهن باشه و حافظ هم چنین معنایی را در نظر نداشته. اگر مضراب را به معنی وسیلهی نواختن موسیقی و سازهایی مثل بربط و قانون در نظر بگیریم اینطور معنی میشه که هر فکری را که در قالب شعر میسرودم و میخواندم به یاد زلف تو سازی هم میزدم و درواقع آهنگی هم روی اشعارم میساختم. (و یا به یاد نوازش زلف تو ساز مینواختم)
در سکوت در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
محمد وحیدی در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:
کاش میشد معنی یا تفسیر این بیت رو بنویسین:
آهن خرد آیینه گر بر وی نهد زخم شرر
ما را نمیخواهد مگر خواهم شما را بیشما
sadikhanii در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۹ در پاسخ به محمود خیبری دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:
زَلّت بهمعنی لغزش، گناه و خطاست
محمد محمدی در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ فردوسی » هجونامه (منتسب):
تشکر فراوان از مدیران سایت
قطعا کسی جز فردوسی اینارو نگفته اگه به لحن و کلماتش دقت کنید کاملا با شاهنامه مطابقت داره
محمد محمدی در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
یکی از بهترین شعر هایی هست که تو عمرم شنیدم
من حفظش کردم
شایان وجد در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۳:
چرا راه سخت رو میروید ، کاملا مشخص است که خیامما به ما چه میگوید ، از روی کاناپه بلند شو ، از زندگی روزمره ای که برای خودت ساختی جدا شو و آرزوهایت رو تجربه کن وقتمون خیلی کمه !!!
شیدایی در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۸ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
چقدر عالی نوشتید🙏🙏
آرمان وکیلی صادقی در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸:
به به ایشون واقعا فیض دهنده هستند.
محسن جهان در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۳۷ - در حسب حال و ختم کتاب گوید:
تفسیر ابیات ۱۶ الی ۱۸:
میفرماید، انسانها دو گروهند بعضی به دنبال هوی و هوسهای نفسانی این جهانی بوده و گروهی با ریاضت و تارک دنیا شدن به دنبال آخرت هسنند.
ولی توصیه این عارف ربانی اینست که بایست فقط طالب جلب رضایت ذات حضرت حق باشیم. و روش صحیح مریدی در همین مسیر است.
اگر خواهان رهایی از منیت ها و خودستایی هستی، سعی کن به او پناه برده و از وجود لایزال اقدسش کمک بطلبی.
زیبا روز در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۲ در پاسخ به محمد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:
ور دفع دهی تو و برون جه/در کسّ ِ زنان ِ خویشتن نه
می فرماید ای ساقی مجلس از آن می که وعده دادی به من بده و اگر مرا سر بدوانی و در بروی، پس آن می را بریز در ک... همسرانت .این یک دشنامِ رایج میان مردم آن زمان بوده که هنگام خشم می گفتند مانند امروزه که مردان هنگام خشم به یکدیگر دشنام های ناموسی می دهند .مولانا که این غزل را با زبان قلندرانه بیان می کند البته ابایی ندارد که از اصطلاحات آنان استفاده کند .
امیر سلمانی در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۷ - گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد:
کژ ترازوی ناراست خوی یعنی چی؟ و منظور از به گردن افتادن در چاه چیست؟ و همچنین حوض و ملامت پسند به چه معنایی هستند؟
Hassan Haddadi در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
۲۵ فروردین روز بزرگداشت " عطار" گرامی باد
میلاد بنام در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۲ - ستایش سلطان محمود:
با درود، بیت پانزدهم به این شکل خوانده می شود:
«یکی پاک دستوَر پیشش به پای
به داد و به دین شاه را رهنمای»
بنده اطلاعی از شکل نگارش در نسخ اصل ندارم و شیوه نگارش بالا را لزوماً نادرست نمی دانم. صرفاً جهت کمک به دوستانی که هنگام خوانش ممکن است دچار شبهه شوند عرض کردم.
Alborzzahedi alborziran۲۰۱۰@gmail.com در ۴ سال قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۶:
درخشان ترین شعر اوحدی ست
احسان چراغی در ۴ سال قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳: