عرفان ارژمند در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۴ در پاسخ به شایان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
سلام.
مطابق نزدیک ترین نسخه به مولوی، یعنی نسخه قونیه، بشنو این نی چون شکایت می کند، صحیح تر به نظر می رسد. به علاوه اینکه این نسخه، بسیاری از ایرادات نسخه نیکلسون را در معانی، ندارد.
Sobhansahra در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۱:
بیوگند یا بیوکند؛ از فعل افگندن و افکندن به معنای انداختن و بر زمین زدن
عرفان ارژمند در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۷:
بیت نهم را به این صورت نیز گزارش کرده اند:
چون نوای طرب اینجا به فروداشت رسید
هرچه خواهی که بود آن تو، آن، آن تو باد.
Sobhansahra در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۵:
لغتنامه دهخدا
ملحد. [ م ُ ح َ ] (ع اِ) شکاف در گور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شکاف مایلی که در عرض قبر یعنی پهلوی آن باشد. (از اقرب الموارد). || (ص ) گور لحددار. (ناظم الاطباء).
حبیب شاکر در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:
سلام
یک غزل از این حقیرکه شاید خیلی مرتبط نباشد.سپاس اگر توجه فرمایید.
تو بامن باش و گو دنیا نباشد
مرا در سر جز این سودا نباشد
سپاس از دوستان🌹🌹🌺💐
حبیب شاکر در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:
سلام بردوستان
دنیات اگر بکام و بختت بار است
ابر و مه و باد و فلکت در کار است
آداب وفا مجو ز دهر و خوش باش
کاین پیر عجوز گرگ آدمخوار است
سپاس از یاران
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۸ در پاسخ به شیرازی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود:
جهان خوردن و جهانخواری رامش است و نزد ایرانیان پسندیده بوده
آشفته آنم در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۴ در پاسخ به رسته دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
در بعضی اوقات( ی) گذاشته می شود یا همزه ی روی ه و یا اصلا چیزی نمی نویسن که در خوانش خود اسنان درست بخواند نیاز به این گونه تصحیح ها نیست عزیزان
هیچ در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۴:
آخِرُ الحِیَلِ السَّیفُ = آخرین چاره شمشیر است
هیچ در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۷:
تغابُن = حسرت خوردن
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۲۷ دربارهٔ عنصرالمعالی » قابوسنامه » باب هشتم: اندر یاد کردن پندهای نوشروان عادل:
آنچه مرود مران
برگ بی برگی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
با مدعی مگویید اسرارِ عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در دردِ خود پرستی
مدعی کسی ست که گوشی برای شنیدن ندارد و می خواهد دیگران سخن نگویند و از فضایل و عقلِ او بهره برده و مخالفتی هم نکنند، پس حافظ می فرماید با چنین شخصِ مدعی مباحثه نکن و سعی نکن اسرارِ عشق و مستی را برای او بیان کنی که آب در هاون کوبیده است و نتیجه ای نخواهد داشت، حافظ ابیاتِ دیگری نیز در این رابطه دارد از جمله؛
به مستوران مگو اسرارِ مستی حدیثِ جان مگو با نقشِ دیوار
چه جایِ صحبتِ نامحرم است مجلسِ اُنس
سرِ پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
اما بیتِ دیگری نیز در این رابطه دارد که بنظر می رسد دیدگاهی متفاوت است؛
پشمینه پوشِ تند خو،کز عشق نشنیدست بو
از مستیش رمزی بگو تا ترکِ هُشیاری کند
خرقهٔ پشمینه نمادِ صوفیه است که احتمالن از نظرِ حافظ اندک تفاوتی با مدعی دارد و می تواند گوشی برای شنیدن داشته باشد، چنانچه در صوفیان نیز بوده اند کسانی چون ابوالحسن خرقانی یا شاه نعمت الله ولی که ترکِ هُشیاری کرده و به رموزِ عشق و مستی آگاه شدند.
اما در رابطه با مدعی داستان چیز دیگری ست چنانچه حافظ در بیتِ ذکر شده توصیه می کند اگر چند نفری مأنوس با حافظ یا بزرگان در بارهٔ اسرارِ مستی صحبت می کنند و مجالست دارند با ورودِ خرقه پوشِ مدعی در آن مجلس بهتر است سرِ پیاله را بپوشانند و سخن را کوتاه کنند، پس در این غزل نیز از سالکانِ طریقت می خواهد تا با مدعی راجع به عشق و مستی و اسرارِ هستی سخن نگفته و اجازه دهند تا او با دردِ خود پرستیش بمیرد، این دو دیدگاهِ متفاوت می تواند نا امیدی از تغییرِ مدعی باشد بدلیلِ اینکه او با دردِ خود پرستی که دارد ادعایِ فضل و دانش می کند و خود را بی نیاز از بزرگان و عارفان، و بلکه دیگران را نیازمندِ افاضاتِ خود می داند، پس بمنظورِ پیشگیری از تاثیرِ مخربِ مدعی بر مجلسِ اُنسِ عاشقان همان بهتر که با او از اسرارِ عشق و مستی سخنی مگویید. و دلیلِ دیگر اینکه اگر مدعی به گوشه ای از اسرارِ عشق و مستی آگاه شود آن رموز را در راستایِ فروشِ ریاکارانه و با تفسیر به رأی به مخاطبِ بینوای خود بکار می برد.
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
اما حافظ به آنانی که مدعی نیستند و خود را بی نیاز از عاشقان و بزرگان نمی دانند می فرماید که عاشق شو، وگر نه روزی کار جهان برای انسانی که عاشق نشده و نقش یا منظور از حضور خود در این کارگاه هستی یا جهان را نخوانده است بسر آمده و با مرگ جسمانی او همه چیز پایان می پذیرد، چنین انسانی چند سالی در این جهان زیسته، تشکیل خانواده داده ، اموالی را جمعآوری نموده و بدون اینکه منظور از آفرینش خود و عشق حقیقی را دریابد زندگی را بدرود گفته و رخت از جهان بر می بندد، حافظ این جهان مادی را کارگاه میداند، یعنی مقصود از حضور انسان در این جهان کار است و تنها کار اصلیِ او کار عاشقی و رسیدن به معشوق الست یا اصلِ خداییِ خویش است. به بیان دیگر کارِ جهان برای انسانی که در دوران حیات عاشق نمی شود با مرگ جسمانیش بسر می آید و چنانچه در غزلِ پیشین گفته شد به نیستی می پیوندد اما کارگاه هستی و جهان برای انسان عاشق بسر نمی آید، یعنی حتی با مرگ جسمانی او راه و کار همچنان ادامه داشته و کارگاه هستی تعطیل نخواهد شد، این یعنی جاودانگی یا دست یابیِ عاشق به آب حیات که یقینا حافظ و سایر بزرگان همچون خضر به آن دست یافته و جاودانه شدند .
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش نگرفته هیچ کامی ، جان از بدن برآید
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۵۷ دربارهٔ عنصرالمعالی » قابوسنامه » باب بیست و سیوم: اندر برده خریدن و شرایط آن:
ابرو وبینی و میان باریک .ونه ابرو و بینی و باریک میان
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ عنصرالمعالی » قابوسنامه » باب بیستم:اندر کارزار کردن:
ژیایی گویا - ژیا زنده است
امید وکیل در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی «امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار، گواه استحقاق است:
صدها کتاب لازم است برای شرح و تفسیرِ «آب کم جو تشنگی آور به دست.»
یالعجب!
ع.ر.گوهر در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
درود بر شما
با عنایت به اینکه در ویرایش عرض شد اما لازم به ذکر است که جناب با کسر جیم به معنی داغی است که بر گردن چهارپایان میگذارند از این رو در بیت ششم مصرع دوم جناب را با فتح جیم بخوانیم تا معنی آستان و مقابل درب از آن استنباط گردد
جهان در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:
جهان.
با کمال تاسف بعد از گوشزد دوستان دانشمند در سنوات گذشته،کماکان غلط بنیان کن در مصراع دوم بیت هفتم تکرار شده و دوستان محترم دست اندرکار گنجور بر این گوشزدها وقعی ننهاده اند.دوستانی هم که گمان میکنند خوش صدا هستند بدون توجه و تعمق به معنی این مصراع ،با اصرار واز] غلط (کلبه) را به جای( طبله) بازخوانی میکنند.مگر عطاران (ادویه جات یا گیاهان داروئی و معطرات ) خود را در کلبه!! آنهم کلبه ای با در باز نگهداری میکنند، که «طیب» آن از دور به مشام برسد؟به معنی طبله دقت کنید.« طبله( صندوقچه کوچک.سله عطار:بویدان.دوکدان و... کیسه کوچکی که درآن بوی خوش نهند و .... ((آب هر طیب که در «طبله» عطاری هست.))
سیاوش جلالی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۸ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
رضای عزیز:جمله ذکر شده به شریعتی تعلق ندارد ، از یک متفکر یا واحتمالآ کشیش مسیحیست
سید محمود حسینی پناه در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱ - طبق نظر محققان شانزده بیت ابتدایی توسط نسخه برداران اضافه شده و از همای و همایون خواجوی کرمانی وام گرفته شده است:
سلام و وقت بخیر. در این منظومه، اشکالات ویرایشی بسیار است. منتهی یکی از مواردی که در خواندن ابیات بسیار اشکال ایجاد میکند، استفاده از همزه (ء) به جای "ی" است. البته تا جایی که به شکل قدیم استفاده میشود باز هم مشکل خاصی به وجود نمیآید. مثلا در عبارت "ورقۀ هوشمند". مشکل جایی به وجود میآید که در جای کاملا نادرست استفاده میشود که در رسم الخط قدیم هم نبود. بهعنوان مثال بسیار با این واژه مواجه خواهید شد: "بهٔک"!! که همزه روی "ه"ی ناملفوظ، نقش "ی" دارد!! یعنی در این جور موارد باید واژه را دو نصف کرده و "به یک" بخوانید!!
چون موارد بسیار بود، تنها دو مورد را ویرایش کردم (در شماره 19 و 21) و حوصله ویرایش تمام عباراتی این چنین دست نداد. اشکالات ویرایشی دیگر نیز مانند رعایت نکردن نیم فاصله و... هم که بسیار زیاد است.
برای گیج نشدن با دقت بیشتری بخوانید.
Sobhansahra در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۱: