گنجور

حاشیه‌ها

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:

از خاک تیره لاله برون کردن
دشوار نیست ابر گهر زا را

بت ساختیم در دل و خندیدم
بر کیش بد برهمن و بودا را

ای چرخ چگونه  این ازاد زن  دانشمند را به نوجوانی بردی

مهرداد تحقق در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۲۱ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۰ - پیغام شاه پنهان با وزیر:

ممنون فرهاد عزیز

Sama Sary در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

از شما برای وقتی که برای شعر خوب  اختصاص می دهید سپاسگزارم 

کوروش در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۸ - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش:

مهر حیوان را کمست آن از کمیست

یعنی چه ؟

در سکوت در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

محمد بخارایی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۵:

بسیار زیبا

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۰۰ - عیبجو:

احمق کتاب دید و گمان کرد عالم است
خودبین به کشتی آمد و پنداشت ناخداست

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۰۲ - فرشتهٔ انس:

یک پرتوه ی  زیبا و نگارین  از پروین است که  دو جوان نام آور و دو گل سرسبد آنروز ایران  را  نشان میدهد دو جوان خوش چهره  و بزرگزاده و لاغر میان و سروبالا  کنار هم ایستاده اند  دختر از رخش بزرگی و فرزانگی میدرخشد و  پسر جوان  زیبا و برازنده کنارش ایستاده  خردمندی از بالا و رخش پیداست  از ان دو  بالا و چهره ، امید و روزبهی و روزآفزونی و پیروزی  می تابد، خود بپالید و بنگرید.  آندو یکی پروین   و دگر روزهای جوانی محمدرضا شاه پهلوی  است

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۰۲ - فرشتهٔ انس:

اگر رفوی زنان نکو نبود نداشت
بجز گسیستگی جامه نکو مردان
نه سبزه ایم که روییم خیره بر جر و جوی
نه مرغکیم که باشیم خوش بمشتی دان

سخنش سخن روز است همه گره های کور  کشور را باز کرده و نشان داده 

ز بیش و کم زن دانا نکرد روی ترش
به حرف زشت نیالود نیکمرد دهان

چگونه آنچه  زشتی  در خانه های  بیشینه  مردم ماست  بازمیگوید و پند میدهد - اگردر این هزار و اندی  سده چند فرزانه پندگو ی سخنور را بنامم  فردوسی ، ناصرخسرو، سعدی و پروین برترینند
---
--
روانت شاد دختر  چه بزرگ فرزانه و سخنوری بودی  اگرنه ترا نمیشناختیم و سخنت سخن روز نبود میپنداشتیم سروده رودکی و شهید بلخی و بوشکور پیدا شده و یاسروده های گمشده  سعدی و انوریست و ناصرخسرو است پیدا شده - اگر درزبان پارسی  با  مردی چند از سخنوران  نتوانیم برابرت کنیم بی گمان تو پروین بزرگترین سخنور زنی که  از  همه زنان  پیشتری واز همه مردان مگر  انگشت شماری پیشتر و بزرگتری
چگونه  رسا و شیوا  بی هیچ پیچیدگی  اینچنین خوش آهنگ و پرمغز آسان و دست نیاب  سروده ای -

انوشه روانا بهین بانوانا

Nz Ap در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۰ در پاسخ به بهروز دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعت‌های دیگر به دست هوشنگ:

سپاس از توضیحات کامل و زیبای شما 

آشفته آنم در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۱۹ در پاسخ به ساهمان دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » خیام فیلسوف:

احسنت بر شمایی که به همچین درجه ای رسیده ای دوست عزیز درود
این ها همه نماد ها و استعاره های بسیار قوی و سنگین هستن که خیلی ها از درک آن عاجز اند  ما با فردی روبروییم که ریاضی دان منجم ستاره شناس فیلسوف و شاعر و.. بوده نباید توقع داشت که ما را به خوردن می و باده دعوت کرده باشه
مثلا در رباعی
همه گویند بهشت با حور خوش است  من می گویم که با آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بردار   که آواز دهل شنیدن از دور خوش است 
همش نماد و استعاره است که از درک بنده ی حقیر که هیچ از درک خیلی ها فراتره

شما سردبیر در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب البوم و الغراب » بخش ۱ - باب بوف و زاغ:

هرآینه:بی تردید،همانا

محسن جهان در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۹:

تفسیر ابیات ۱ و ۲:

دلبستگی وعشق درونی به ذات احدیت بایست در لحظه لحظه زندگی جاری بوده و بدون یاد او عمر انسان بیهوده تلف می‌شود. که این عشق مانند آب حیات در دل سالک است. 

فقط عاشقان واقعی می‌توانند از این دریای بیکران الهی کاملأ متمتع شوند، و در غیر اینصورت حتی اگر مالک و شاه این دنیا باشی، روحی مرده و پژمرده در کالبد تن بسر خواهی برد. 

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۰۴ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۶:

ای جان میگوید

همام را سخن دلفریب و شیرین  هست
ولی چه سود که بیچاره نیست شیرازی
همام  جان  چه کنیم این سعدی چیزی برای کسی نگذاشته در غزل  وگرنه تو بسیار بزگی -

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ عنصرالمعالی » قابوس‌نامه » باب سی و هفتم: اندر خدمت کردن پادشاه:

در دستنویسهای کهنتر اینگونه امده است به پادشاه گفتی آزاد را میازار چون آزردی بیوژن ...گفت از تو اموختم که آزاد را میازار و چون آزردی بیوژن
بیوژن (بکش)

 

Sobhansahra در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی:

نفط: نفت

ایرا: زیرا، به این دلیل، به این جهت

Sobhansahra در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۴۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی:

برد

لغت‌نامه دهخدا

برد. [ ب ُ ] (ع اِ) نوعی از جامه . (مهذب الاسماء) (آنندراج ). جامه ای بوده است قیمتی و گرانبها. (یادداشت مؤلف ). پارچه ای که در یمن بافته میشده است یا خاص یمن بوده . قماش که از پشم شتر سازند. (ملخص اللغات حسن خطیب ). قماشی است مخصوص یمن که آنرا برد یمانی گویند.

اطلس

لغت‌نامه دهخدا

اطلس . [ اَل َ ] (ع ص ، اِ) جامه ٔ کهنه

فرهنگ فارسی معین

(اَ لَ) [ معر - یو. ] (اِ.) 1 - پارچة ابریشمی

 

در سکوت در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

عباس بشارت نیا در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴:

سلام و ارادت

برداشت کلی من از این غزل چنین است

در ماه مبارک رمضان درس و بحث تعطیل شده و برای تبلیغ می‌رفتند و بعد از اتمام ماه مبارک باز به درس و بحث باز می‌گردند و حافظ علیه الرحمه این وضعیت را تصویر کرده و البته تذکر هم داده که درس و بحثی ارزش دارد که معرفت زا باشد، و توضیحی هم داده که اگر مرا نگاه کنید که چیزی نشدم، این بخاطر بحث و درس نیست، قلبم سیاه بوده، شما به من نگاه نکنید، بحث و درس معرفتی را پی بگیرید و استفاده‌ی خودتان را ببرید و نگاه‌تان رو به جلو باشد و به گذشته نپردازید.

با احترام به همه‌ی نظرات، جسارت بنده در درج برداشتم را ببخشید.🌺🌺

Sobhansahra در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۱:

به زعم بنده این دو بیت زیبا رو می‌شه از دو جهت معنا کرد. یکی اینکه بچه کبوتر همین که پر و بالش بسامان شد و منقارش شکل گرفت، بلند پرواز میشه، دیگه به حداقل‌ها قانع نیست و روز به روز به اهداف بالاتر و بلندتر فکر می‌کنه.

و دو دیگر اینکه؛ کبوتر همین‌که سر و سامانی می‌گیره و یه خورده از آب و گل درمیاد، هوا برش می‌داره و متفرعن می‌پره و می‌ره و دیگه جایی که بوده رو فراموش می‌کنه.

و صدالبته اینجا کبوتر می‌تونه استعاره از انسان بلندپرواز یا آزاده باشه. 

۱
۱۳۹۹
۱۴۰۰
۱۴۰۱
۱۴۰۲
۱۴۰۳
۵۷۲۹