عرشیا غلامی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۹ - گروه لئام:
سلام وزن این شعر را به صورت دیگری نیز می توان دسته بندی کردی
مستفعلن مَفاعِلَتُن
عرشیا غلامی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۳ - تحت نظر بودن پس از مراجعت از اروپا:
سلام وزن این غزل رو به شکل بهتری هم می شود دسته بندی کرد به صورت
فاعلات فاعلاتن فاعلات فاعلاتن
Mahmood Shams در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:
با سلام و درود بنظر بنده با احترام به نظرات دیگران و جناب ساقی عزیز استفاده از یقین و بدون تردید بخصوص در شعر حافظ صحیح نیست و نمیشه با اطمینان و یقین نظر داد که حضرت حافظ شراب خوار بوده اند یا نه !! نماز می خوانند یا نه !! و ..... چرا که از اساتید و صاحب نظران ادبیات شنیده ایم یکی از خصوصیات شعر خیال پردازی ، اغراق و غلو در بیان و مفهوم است که باعث زیباتر شدن میشه همچون هنرهای دیگر مثل پویا نمایی و سینما و طنز نویسی و ....... شاید حافظ در خیال و افکارش چنین حس هایی رو پرورش می داده و تصویر سازی ذهنی می کرده و می نوشته چون بساری از ما که در خیال و اندیشه و آرزویی تصویر سازی و رویا بافی می کنیم .
ایرانیان در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
سلام، عرض ادب و احترام خدمت تمامی دوستان و بزرگواران.
به به، چه حاشیه های زیبایی، یکی از یکی زیباتر، یکی از یکی پرمحتواتر، یکی از یکی دلچسب تر، شیرین تر ، گواراتر، به به، به به.
این شعر نسبت به درک هر کس ، نسبت به ظرف هر کسی ، میتونه معانی متفاوتی داشته باشه و حلاوت و شیرینی این شعر برای افراد طعمهای مختلفی داره و جالب اینجاست که همه راس میگن، همه حرفشون درسته، میگین افیونه؟ آره راس میگی؛ افیون نیست، شمام راس میگین، این شعر دریایی از معانیست؛ برای من سرشار از عشق است و بوی خدا.
ولی من در عجب که اساتید چرا بیشتر سعی دارند که همدیگه رو به خاک و خون بکشن و گاه با ملایمت و گاه با بی ملاحظه گی بقیه رو متقاعد کنند که من بهتر میدانم و شما ..
بهرحال این ادبیات زیبا و کلمات و جملات زیبا که اساتید با چه دقتی دارند حاشیه مینویسند، حیف میشود وقتی بار خودخواهی به خود میگیرد.
مولانا بسته به ظرف هرکسی برایش دنیایی از معانی را دارد.
امید که ظرفمان بزرگتر و بزرگتر شود.
احمد نیکو در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۲۶:
متن صحیح رباعی:
زین پیش نشانِ بودنیها بودهاست
پیوسته قلم ز نیک و بد ناسودهاست
اندر تقدیر آنچه بایست بداد
غم خوردن و کوشیدنِ ما بیهوده است
حبیب شاکر در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۱:
سلام بر مهربانان
تاچند اسیر خود پرستی، عاقل؟!
ترس از عدم و طمع به هستی ،عاقل؟!
عمری که اجل چو سایه اش دنبال است,
از بهر چه دل برآن ببستی، عاقل؟!
سپاس از دوستان
در سکوت در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
محسن جهان در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۸:
معانی ابیات ۱ الی ۳:
با اشاره به آیات مبارکه ۴۷ سوره ذاریات، ۱۱۲ سوره توبه، ۳ و ۴ سوره معارج، مولانا در این ابیات مفاهیم زیبایی را از قرآن کریم استخراج نموده است.
هر لحظه از این آسمان نیلگون ندایی بگوش میرسد که میگوید: "آسمان را قدرتمندانه بنا کردیم و ما البته وسعت دهنده ایم".
و چه کسی میتواند بدون گوش ظاهری این ندا را لحظه به لحظه بشنود و درک کند، ودر پاسخ جواب میدهد: "همان توبهکنندگان، پرستندگان، سپاسگزاران، روزهداران" که کنایه به مؤمنان واقعی است.
به نردبان الهی چنگ زده و از آن عروج کنید که: "فرشتگان و روح، در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوی «او» بالا میروند".
رضا از کرمان در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:
سلام بر دوستان فرهیخته ومدیریت محترم سایت
البته به نظر بنده ،دربیت دوم از یاد خودش نسبت به از یادم خودم معنای بهتری دارد ضمن انکه از نظر وزن وآوا هم ایرادی ندارد . آیا امکان داره اشتباه چاپی باشه ممنون اگه راهنمایی بفرمایید.
شاد باشید
در سکوت در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
محمد رضوانی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۵:
کلمات رکیک وشعر فارسی
به قلم ...محمد رضوانی
دانش آموخته... ادبیات انگلیس وامریکا
بدون رودربایستی بخش شیرین هر زبان فحشهای آنست یعنی همان کلمات رکیک . در زبان انگلیسی این کلمات چهار حرفی هستند و درفارسی سه حرفی.
در ۷ قرن پیش مولوی بلخی بسیار تلاش کرد تا به جامعه آن روز خود بفهماند که یک کلمه رکیک فقط یک کلمه از زبان است نه بیشتر و نه کمتر. مولوی پس از دیوان شمس و هزاران قطعه شعر عرفانی به سراغ کتاب دیگر خود می رود مثنوی معنوی. در مثنوی معنوی مولانا با چرخشی هنرمندانه از یک فیلسوف و عارف بدل به یک طنز پرداز قهار می شودکه با بکارگیری واژگان رکیک باز هم بزرگترین درس ها و ارزشمندترین مفاهیم را به شیوهای دیگر و به نگاه طنز بیان میکند.برای همین ،مولانا مردی برای تمام اعصار است. در جایی که شنونده و مخاطب از پیام های معنوی با بار واژه های ارزشی و اعتقادی مبتذل خسته و از آن روگردان میشود آنگاه مولانا با نگاه طنز وهزل برگ برنده ای دیگر رو می کند و کارهایی با مضمون فوق العاده ارزشمند در قالب متفاوت ارایه می دهد. اما تفسیر جامعه ایرانی جالب است .به محض خواندن اولین قطعه شعری حاوی یک واژه رکیک، بلافاصله ارجاع می دهند به انحرافات مولانا. صحبت از یک فرد در خیابان نیست صحبت از مولوی است.
تشبث به کلمات رکیک از مولوی متفاوت از هرزه گویی های یک فحاش در خیابان است.مضافا قصد مولانا از این کاربرد زبانی دامن زدن به کلمات رکیک و ارج نهادن به هرزه گویی نیست . بلکه یک موضوع مهم در تمام پیام مولوی نهفته است و آن اینکه یک واژه رکیک فقط یک کلمه است و نه بیشتر . قرنهاست در فرهنگ ایرانی کلمات رکیک پنهان شده اند تا هر کدامشان بار یک کوه یابند
مثالی را عرض میکنم :
فرض کنید یک روز هنگامی که از خانه بیرون می آیید همسایه آن طرف تر به هر دلیل در یک لحظه خاص یک واژه زشت بکار میبرد. بدون اینکه عمدی باشد یا اینکه متوجه شما باشد . ذهنیت شما از آن لحظه نسبت به این فرد تغییر میکند و او را به عنوان یک آدم بی خانواده طبقه بندی میکنید.
آیا این نوع قضاوت عمیق و سختگیرانه ناشی از عدم تناسب جرم و مجازات نیست ؟
در زبان انگلیسی کلمات رکیک مثل فارسی مصداق ندارد . در فارسی کلمات رکیک بدلیل قرنها پنهان شدن در پستو گوشخراش و زبری آوایی دارد. این کلمات تمرین نشده وهر یک کلمه یک کوه است . ناهنجاری صوتی این کلمات بقدری بالاست که در میان صدها نوع صدا آشکار است .
اخیرا بدلیل همین کلمات خانمها را از ورزشگاه منع میکنند .!!!
گنه کرد در بلخ آهنگری
زدند در شوش گردن مسگر
یک راه حل درست برای صورت مسئله غلط.!! صورت مسئله غلط راه حل درست ندارد. دلیل آن اینست که خودمان را به کری وکوری زده ایم. خانمها وقتی در خیابان راه میروند انواع و اقسام این حرفها را از افراد میشنوند( با پوزش حقیقتی تلخ است ) بله از ما میشنوند .حال چرا در ورزشگاه شنیدن یک جمله زشت اینقدر مهم است ؟ با این تفاوت که فضای ورزشگاه ریتم و وزن موسیقیایی به همین کلمات میدهند و دریک نظام جمعی بصورت تیمی فحش میدهند ( این شوخی بود جدی نگیرید) این همان برخورد دوگانه ریاکارانه با موضوع است . ریا در بن تفکرات ماجای گرفته. ترجیح میدهیم راه رفتن خانمها در خیابان و مزخرف گفتن جمع زیادی به ایشان را نادیده بگیریم و زیرسبیلی در کنیم ولی ورزشگاه ....خانمها نروند.
اما از نظر ساختاری کلمات رکیک انگلیسی ماهوی از فارسی متفاوت است. در انگلیسی بیشتر کلمات رکیک فقط همان معنی رکیک را نمیدهند. یعنی هم یک کلمه رکیک است و هم یک اسم مذکر . حال متوجه میشوید که کلمات رکیک انگلیسی اصلا زبری شنوایی و ناهنجاری آوایی ندارند . اما کلمات رکیک فارسی در پستوی ذهن ایرانیان از بطرف یک سنگر محافظ در جلوه بیرونی دارند از طرف دیگر یک معبد فردی یا محفل خصوصی با باجناق و یا یک دوست نزدیک است که گلواره های این کلام تفریحی محفلی وفوق العاده شیرین وماندگار فراهم میکند. این هم ریا و دوگانگی در زبان است. اما در عرصه عمومی خیر. حق بدهید که کلمات رکیک فارسی از تیر تفنگ پژواک بیشتری یابند
واقعیت اینست که با بردن کلمات رکیک به اندرونی زبان خودمان ناخودآگاه و ناخواسته آنها را بزرگ کرده ایم.تنها راه برون رفت از این بحران زبانشناسی عادی شدن آنها بدلیل فهم بالای خودمان از زبان و عناصر آن است و نه بدلیل هرزه نگاری. باید از این واژگان براحتی گذر کرد اما اگر شما جزی آن دسته هستید که معتقدید باید سانسور کرد این کمینه خدمت شما عرض می کنم هفتصد سال این واژگان در حرم خانه زبان جاخوش کرده و از کاربرد عمومی زبان محروم ماند. نتیجه این بوده که اولاً این واژگان بار معنایی بسیار بسیار سنگین به خود گرفته که این نابجاست ثانیاً بر طبق ضرب المثل زیبای عربی «الانسان حریص علی ما منع» نوجوانان ایرانی وقتی به سن نوجوانی می رسند به یک ماشین هرزه گو بدل می شوند . دلیل این افراط در به کار بردن واژگان کذایی دقیقا همان ممنوعیت و پستوخانه و حرم خانه است. زمان آن رسیده حرم خانه ها را تعطیل کنیم و واژگان رکیک را از حرمسرا آزاد کنیم و آن واژگان با ظاهری به مانند سایر واژگان در یک روند تدریجی وتکاملی در جامعه عمومیت یابند ومانند هدف های دوربین های شکاری هدف شکارچی ها قرار نگیرند. مطمئناً این دوره گذار برای هم نسل های من کاری بسیار سخت است اما صادقانه عرض می کنم آنچه که مولانا از پس هزاران صفحه اشعار ارزشمند عاجز ماند امروز توسط موسیقی نسل جوان در حال کار کردن است . موسیقی نسل جوان امروز با عادی سازی این واژه ها و بدون دامن زدن به آنها بدون ارزش گذاشتن به هرگونه هرزه نگاری این واژه ها را در موسیقی امروز به طور خیلی طبیعی و نرمال به کار می برند و گوش بچه ها ( پسر ها و دختر های ۱۲ تا ۱۵ ساله امروز ) به این واژگان آشناست. از آن جالب تر اینکه نهادهایی مثل رادیو جوان در معرفی بهترین آهنگهای هر ماه این موضوع را سانسور نمیکند. برخورد فهیمانه و معمولی با این واژگان از سوی دست اندرکاران رادیو جوان یکی از سازمانها و نهادهایی است که در این آزادسازی واژه ها از اسارت ما انسان ها میتواند نقش بسیار موثری داشته باشد .
جا داره درود بر این نسل بفرستیم . آنچه نسل جوان امروز وموسبقی میکند دامن زدن به بی ادبی وگسترش بی عفتی نیست بلکه پذیرفتن منطقی یک اصل مهم زبانشناسی است : کلمات رکیک بخشی زنده از زبان و بخشی حقیقی از صرف و نحو فارسی است .باید آنها عادی سازی شوند .
این مقاله تقدیم به ایرج شیرین سخن که ۱۰۰ سال پیش این دیدگاهها را داشت .
حسین جوکار در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش ۱۲ - حکایت مجنون که در بادیه از انگشت قلم کرده بر تخته ریگ چون رمالان رقمی می زد گفتند این نوشتن چیست و این نوشته برای کیست گفت این نام لیلی است که به نوشتن آن می نازم چون او به دست نیست با نام او عشق می بازم:
به نظرم این نسخه اصل تر باشه!
دید مجنون را یکی صحرا نورد
در کنار بادیه بنشسته فرد
کرده صفحه ریگ و انگشتان قلم
میزند با اشک خونین این رقم
گفت که ای مجنون شیدا چیست این
مینویسی نامه بهر کیست این
گفت مشق نام لیلی میکنم
خاطر خود را تسلی میکنم
چون میسر نیست من را کام او
عشق بازی میکنم با نام او
رضا از کرمان در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:
سلام
بقول مجذوب علیشاه
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش اتش است
یا آنجا که حضرت مولانا میفرمایند:
هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حب ودوا
من همگی درد شوم تا که به درمان برسم
ماھسا مشتری در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۶ - مخلص ماجرای عرب و جفت او:
گر بیانِ معنوی ، کافی شدی
خَلقِ عالَم ، باطل و عاطل بُدی
اگر بیان معنوی کافی می شد . یعنی اگر ایمان مجرد و عرفان و اعتقاد تنها برای مومن شدن کفایت می کرد . مردم جهان عاطل و باطل می شدند . یعنی کسی در جهت عبادات و طاعات و اعمال حسنه نمی کوشید . ( شرح کبیر انقروی ، ج 3 ، ص 1002 ) زیرا این اعمال ، جهت انگیختن تلاش در آدمی است . [ ملا هادی سبزواری می گوید : هر معنی را صورتی و هر حقیقتی را رفیقی است و باید آدمی جامع همه اوضاع سیّه باشد و اِلّا انسان ناقص خواهد بود . ( شرح اسرار ، ص 72 ) . به هر حال هم صورت لازم است و هم معنا . ]
داود یزدی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲:
این شعر از شارل بودلر به درک بهتر این رباعی کمک بسیاری میکنه
مست شوید
تمام ماجرا همین است
مدام باید مست بود
تنها همین
باید مست بود تا سنگینی رقتبار زمان
که تورا میشکند
و شانههایت را خمیده میکند را احساس نکنی
مادام باید مست بود
اما مستی از چه ؟
از شراب از شعر یا از پرهیزکاری
آنطور که دلتان میخواهد مست باشید
و اگر گاهی بر پلههای یک قصر
روی چمنهای سبز کنار نهری
یا در تنهایی اندوهبار اتاقتان
در حالیکه مستی از سرتان پریده یا کمرنگ شده ، بیدار شدید
بپرسید از باد از موج از ستاره از پرنده از ساعت
از هرچه که میوزد
و هر آنچه در حرکت است
آواز میخواند و سخن میگوید
بپرسید اکنون زمانِ چیست ؟
و باد ، موج ، ستاره ، پرنده
ساعت جوابتان را میدهند
زمانِ مستی است
برای اینکه بردهی شکنجه دیدهی زمان نباشید
مست کنید
همواره مست باشید
از شراب از شعر یا از پرهیزکاری
آنطور که دلتان میخواهد
رضا از کرمان در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:
سلام
در بیت یازدهم حضرت عطار به چه زیبایی زندگی کردن در لحضه وحال رو عنوان میکنه
از رفته ونامده چه گویم
چون حاصل عمرم این زمان است
ودقیقا مشابهت داره با این رباعی جناب خیام انجا که میفرماید:
از دی که گذشت هیچ از آن یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
بر نامده وگذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر برباد مکن
شاد باشید
ابراهیم میرزایی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۵ در پاسخ به رضوان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۸:
سپاس از توضیحات شما،
درکشم به خویشتنش: میشه اینجور هم بیان کرد که: خودم رو در اون دام بیاندازم- دام کمند یار
شهیاد شرقی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹: