گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۵

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر در صف دین داران دین دار نخواهم شد

از بهر چه با رندان در کار نخواهم شد

شد عمر و نمی‌بینم از دین اثری در دل

وز کفر نهاد خویش دین‌دار نخواهم شد

کی فانی حق باشم بی قول اناالحق من

کز عشق چو مشتاقان بردار نخواهم شد

دانم که نخواهم یافت از دلبر خود کامی

تا من ز وجود خود بیزار نخواهم شد

ای ساقی جان می‌ده کاندر صف قلاشان

این بار چو هر باری بی‌بار نخواهم شد

از یک می عشق او امروز چنان مستم

کز مستی آن هرگز هشیار نخواهم شد

تا دیده خیال او در خواب همی بیند

از خواب خیال او بیدار نخواهم شد

هرچند که عطارم لیکن به مجاز است این

بی عطر سر زلفش عطار نخواهم شد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی علیمردانی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۵ نوشته:

غزلی ساده اما پر مایه
دیدگاه عطار را همچون اغلب آثار مثنوی هایش به خوبی نمایش می دهد. شیخ فرید الدین عطار آن کونه که میدانیم به «وحدت وجود» قائل بود و بر آن اصرار می ورزید. در این غزل نیز به ویژه در بیت سوم بر آن تأکید می کند .
اما موضوع مهمتر این است که عطار اولین شاعر عارفی ست که از «رندی» دم می زند ؛ حدود یک قرن و نیم پیش از حافظ که به حق والاترین رند عالم سوز بوده و هست. و جالبتر این که این رندی همانند حافظ در مقابله کامل با دین داران ظاهر اندیش است.(بیت اول غزل بالا )
در ابیات بعدی نیز در همراهی معنی بیت اول و در جهت تکمیل طرد ظاهرپرستی از یک سو و جذب شدن در معشوق (فنا در حق ) از سویی دیگر است. غزلی که نسخه عطاری «عطار» در طریقت است.
در بیت آخر ، اما عطاری خویش را با تواضع، مًجاز و بیهوده می انگارد و « بی عطر سر زلفش» عطاری و نسخه پیچی سلوک و طریقت را باطل میداند.
-----------------
شیخ فخر الدین عراقی که در زمان فوت عطار کودکی بیش نبوده غزلی معروف دارد که درست در همین وزن عروضی ست (مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن - هزج مثمن اخرب ) و آن غزل معروف این است :
من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
امروز چنان مستم از بادهٔ دوشینه
تا روز قیامت هم هشیار نخواهم شد
تا هست ز نیک و بد در کیسهٔ من نقدی
در کوی جوانمردان عیار نخواهم شد
آن رفت که می‌رفتم در صومعه هر باری
جز بر در میخانه این بار نخواهم شد
از توبه و قرایی بیزار شدم، لیکن
از رندی و قلاشی بیزار نخواهم شد
از دوست به هر خشمی آزرده نخواهم گشت
وز یار به هر زخمی افگار نخواهم شد
چون یار من او باشد، بی‌یار نخواهم ماند
چون غم خورم او باشد غم‌خوار نخواهم شد
تا دلبرم او باشد دل بر دگری ننهم
تا غم خورم او باشد غمخوار نخواهم شد
چون ساختهٔ دردم در حلقه نیارامم
چون سوختهٔ عشقم در نار نخواهم شد
تا هست عراقی را در درگه او باری
بر درگه این و آن بسیار نخواهم شد
-----------------
هم از بعد لغات مشترک و هم از بعد مفهومی غزل «عراقی» بی شک متأثر از غزل عطار بوده است .
در پناه حق باشید

 

Polestar در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۲ نوشته:

تشکر فراوان از جناب علیمردانی که اقتباس عراقی از عطار را تبیین نمودند.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.