حبیب شاکر در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶:
سلام بر بزرگان
گر یک نفس از عمر تو باقی ماند
مگذار که غم توسن خود را راند
سرمایه بی بدیل انسان عمر است
حیف است که دل کام از او نستاند
ارادتمند دوستان
حبیب شاکر در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵:
سلام برمهربانان
محکوم بود بمرگ هر انسانی
گیرد زتو چرخ انچه بخشد دانی؟
هر جا که بود در این جهان آبادی
پایان تمامشان بود ویرانی
سپاس بیکران
آینهٔ صفا در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۱۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۳ - حقیر و بیخصم دیدن دیدههای حس صالح و ناقهٔ صالح علیهالسلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا:
در این بخش «صالح» کنایه از روح و روانِ پاکِ ولی یا پیرِ سالک است. «ناقه» کنایه از بدن و تنِ پیر است و «کرهی ناقه» کنایه از خاطر و احساساتِ پیر. «قوم ثمود» نیز کنایه از مریدان و سالکان راه.
جلالالدین از این روایت برای توصیف روابط میانِ مرید و مراد - و ساختار کلیِ خانقاهها - استفاده میکند. بدین شکل که پیر/مراد، دانش و خرد و انوار الهی (صالح) را در اختیار مریدان/سالکان (ثمود) گذاشته و آنها در ازایش از بدن پیر (ناقه) مراقبت کرده و به او خدمت میکنند. اما زمانی میرسد که نفس مریدان بر آنها غلبه کرده و از روی طمع، حسادت، کینه یا خشم، از پیرِ خود گله کرده و از خدمت به او سرپیچی میکنند (ناقه را میکشند) و موجب آزرده خاطر گشتنِ پیر میشود (کرهی ناقه سر به بیابان میگذارد). پیر در مواجهه با نفسِ سرکش و سرپیچیِ مریدان، آنها را به عذاب الهی و مرگ گواهی میدهد؛ یعنی اخراج آنها از خانقاه و توقفشان در مسیر سلوک. اگر از میان مریدان کسی قصد ماندن در خانقاه و ادامهی سلوک دارد باید ابراز پشیمانی و سرافکندگی کرده تا دل آزردگیِ پیر بر طرف گشته و رضایت خاطرش جلب شود (کرهی ناقه بجا آید) وگرنه هیچ امیدی به ادامهی سلوک وی نیست و پشیمان (ساعد گزان) میگردد و از خانقاه اخراج شده و از سلوک باز میماند(عذاب الهی).
دوباره خاطر نشان میکنم که جلالالدین در این بخش از این روایت استفاده میکند که رابطهی مرید/مراد را توصیف کند. در جاهای دیگر از این روایت برداشتهای دیگری کرده تا مفاهیم دیگری را عرضه کند.
جوینده در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۴۴:
حزین لاهیجی در کتاب «تاریخِ حزین» گفته که بیت اول این شعر را بر دیوار مقبرهای که نادرشاه برای خودش در شهر مشهد ساخت، نوشتند.
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان:
بیگمان پارس و اهواز و مرز خزر درست نیست پارس و اهواز کجا و مرز خزر کجا - دگر انکه آهنگ سروده به هم میخورد -
شهنشاه دانندگان را بخواند
سخنهای گیتی سراسر براند
جهان را ببخشید بر چار بهر
وزو نامزد کرد آبادشهر
نخستین خراسان ازو یاد کرد
دل نامداران بدو شاد کرد
دگر بهره زان بد قم و اصفهان
نهاد بزرگان و جای مهان
وزین بهره بود آذرابادگان
که بخشش نهادند آزادگان
وز ارمینیه تا در اردبیل
بپیمود بینادل و بوم گیل
سیوم بهره اران و مرز خزر
ز خاور ورا بود تا باختر
چهارم عراق آمد و بوم روم
چنین پادشاهی و آباد بوم
۱- خراسان ۲- قم و سپاهان و آذراپادگان و ارمینیه تا در اربیل وگیلان ۳- اران و مرز خزر ۴- عراق=(ایراگ) و بوم روم. بخش پایینی که مکران وپارس و خوزستان و سورستان (میانرودان و سوریه بود ایراگ و یا نیمروز مینامیدند
این بخشبندی بنا بر چهار سوی خراسان و خاور و اباختر و نیمروز نبود بیشتر بنا بر اقلیم بود
-
دگر گفته
به بهرام روز و به خرداد ماه
که یزدانش داد از جهان تاج و گاه
- چگونه میتوان کنار بهرام روز خرداد شهر بیاید پیداست که دستهای عربی گردان بسیار در شاهنامه ویرانی به بار اورده و
این سروده به گونه به بهرام روز و به خرداد شهر کرده اند
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان:
بوم و رُست - بوم=سطح پهنه رست =منشآ
مخواهید باژ اندر ان بوم و رُست
که ابر بهاران به باران نشُست
-
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۶:
گویا بیت دلیری بجستند گرد و سوار
عنان پیچ و مرد افکن و نیزه دار
افزوده پسینیان است و در سروده نیازی بدان نیست پس از که رستم بدان شهریاران چه کرد
نوشتند نامه یکی مردوار
عباس صادقی زرینی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۹ - ثمره خلوت دوم:
ابر به باغ آمده بازی کنان
یک نگاه تازه و فانتزی که ابر را کودک میداند که کودکانه به باغ می آید
جامه خورشید نمازی کنان
نمازی کنان ( شستشو کنان ) یعنی وضوی که برای نماز می گیرند
تناسب ابر و شستشو زیباست
میم نون در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶:
تخصص ادبی ندارم ولی این رو برداشت می کنم از این رباعی
این کوزه که آبخواره ی مزدوریست: اینکه کوزه از جهت نگه داشتن آب،مزدش این شده که یک ظرف سیراب باشه
از دیده شاهی و دل دستوریست:اگر از دیدگاه شاه و وزیر که نسبت به رعیت دارند به کوزه نگاه کنی،مزدور محسوب می شه
در صورتی که از دیدگاه ما:
هر کاسه می که بر کف مخموری است:هر کاسه شرابی که در دست آدم خمار قرار می گیره
از عارض مستی و لب مستوریست: بابت سرمست بودن غرق بودن و لذت بردن از مستیِ و سکوت ناشی از رضایتشِ
یعنی سیستم طوری نیست که بابت توانایی هات مزد بگیری،از توانایی هایی مزد می گیری که مست باشی از وجودشون
مهرداد در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
سلام
تعجب می کنم برخی دوستان می گویند این شعر کنایه ندارد. حافظ رندی است که همیشه علیه زاهدان و ریاکاران سخنان رندانه به طنز و کنایه گفته است. حتی وقتی گفت: "قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن" ، بلافاصله بعدش گفت:
تو دم فقر ندانی زدن، از دست مده
مسند خواجگی و مجلس تورانشاهی
یعنی این کلاه به سر تو (حافظ) گشاد است تو راه رندانه خودت را برو!
ردیفِ "کنند" در این شعر اشاره به اشخاص غایب است. حافظ به همان کسانی که از آنان "تقاضای گوشه چشم" می کند می گوید:
معشوق چون نقاب ز رخ برنمی کشد
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند؟
و بعد می گوید
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
و کنایه در اینجا بسیار آشکار است که می گوید:
پیراهنی که آید از آن بوی یوسفم
ترسم برادران غیورش قبا کنند
حال ممکن است این برادران غیور، اصحاب شاه نعمت الله باشند، ممکن است صوفیان زمان او باشند، ممکن است زاهدان و مدعیان تقوا در زمانه او باشند. بر ما معلوم نیست و سخن گفتن در این باره راه به جایی نمی برد چون شواهد قطعی از آن دوره نداریم. اما نمی توان طنز و کنایه را در این شعر نادیده گرفت.
فاتح عبدالهزاده در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۹ در پاسخ به خسرو دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:
درود، منبع فرمایشات را ذکر فرمایید
در سکوت در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۵:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۴:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
گرشا در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۵۲ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:
منم همچون شما به شدت از برخی از دوستان در شگفتم که چجوری زیر و بم شعر رو بهم میریزن تا به تفسیر مد نظر خودشون برسن
گرشا در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۷ در پاسخ به علی قرائتی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:
من فکر میکنم شما هم کمی بیشتر با خیام آشنایی پیدا کنید اگر فکر میکنید این شعر از این مفهوم اولیه زیبایی که منتقل میکنه چیزی فراتر داره و باتوجه به اینکه مطالعه عرفانی بالایی هم دارید پس تفسیری قابل پذیرش از این رباعی ارائه دهید
Mahmood Shams در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۳:
با سلام و سپاس بیکران بیت دوم فکر می کنم آشنا بود و وفادار درسته و باید اضافه بشه بین آشنا و وفادار برای وزن شعر
حبیب شاکر در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۸ در پاسخ به ناپیدا دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:
سلام تقدیم به نگاه گرمتان 🌷🌷🌷🌷
وجود سبزتان را دوست دارم
که از باغ و بهاران ارث برده
ندارد میل بستان دیدگانی
که از باغ دو چشمت سیب خورده
بر آرد در میان سروران سر
کسی کو گوش جان بر تو سپرده
جواد نص رتی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:
یک بیت کم نوشته شده
نظری خواست که بیند به جهان جلوه خویش
خیمه در مزرعه آب و گل آدم زد.
بیت زیباست، چرا حذف شده نمیدونم.
جواد نص رتی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸ - انتظار فرج:
یک بیت رو کم کردید.
گر اشک توبه ام به دوات ملک نریخت
بگذار پای من بنویسند گناه تو
این بیت زیباست، چر حذف کردید رو نمیدونم.
Sepanta در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳: