بخش ۴ - مناجات و پناه جستن به حق از فتنهٔ اختیار و از فتنهٔ اسباب اختیار کی سماوات و ارضین از اختیار و اسباب اختیار شکوهیدند و ترسیدند و خلقت آدمی مولع افتاد بر طلب اختیار و اسباب اختیار خویش چنانک بیمار باشد خود را اختیار کم بیند صحت خواهد کی سبب اختیارست تا اختیارش بیفزاید و منصب خواهد تا اختیارش بیفزاید و مهبط قهر حق در امم ماضیه فرط اختیار و اسباب اختیار بوده است هرگز فرعون بینوا کس ندیده است
اولم این جزر و مد از تو رسید
ورنه ساکن بود این بحر ای مجید
هم از آنجا کین تردد دادیم
بیتردد کن مرا هم از کرم
ابتلاام میکنی آه الغیاث
ای ذکور از ابتلاات چون اناث
تا بکی این ابتلا یا رب مکن
مذهبیام بخش و دهمذهب مکن
اشتریام لاغری و پشت ریش
ز اختیار همچو پالانشکل خویش
این کژاوه گه شود این سو گران
آن کژاوه گه شود آن سو کشان
بفکن از من حمل ناهموار را
تا ببینم روضهٔ ابرار را
همچو آن اصحاب کهف از باغ جود
میچرم ایقاظ نی بل هم رقود
خفته باشم بر یمین یا بر یسار
برنگردم جز چو گو بیاختیار
هم به تقلیب تو تا ذات الیمین
یا سوی ذات الشمال ای رب دین
صد هزاران سال بودم در مطار
همچو ذرات هوا بیاختیار
گر فراموشم شدست آن وقت و حال
یادگارم هست در خواب ارتحال
میرهم زین چارمیخ چارشاخ
میجهم در مسرح جان زین مناخ
شیر آن ایام ماضیهای خود
میچشم از دایهٔ خواب ای صمد
جمله عالم ز اختیار و هست خود
میگریزد در سر سرمست خود
تا دمی از هوشیاری وا رهند
ننگ خمر و زمر بر خود مینهند
جمله دانسته که این هستی فخ است
فکر و ذکر اختیاری دوزخ است
میگریزند از خودی در بیخودی
یا به مستی یا به شغل ای مهتدی
نفس را زان نیستی وا میکشی
زانک بیفرمان شد اندر بیهشی
لیس للجن و لا للانس ان
ینفذوا من حبس اقطار الزمن
لا نفوذ الا بسلطان الهدی
من تجاویف السموات العلی
لا هدی الا بسلطان یقی
من حراس الشهب روح المتقی
هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا
چیست معراج فلک این نیستی
عاشقان را مذهب و دین نیستی
پوستین و چارق آمد از نیاز
در طریق عشق محراب ایاز
گرچه او خود شاه را محبوب بود
ظاهر و باطن لطیف و خوب بود
گشته بیکبر و ریا و کینهای
حسن سلطان را رخش آیینهای
چونک از هستی خود او دور شد
منتهای کار او محمود بد
زان قویتر بود تمکین ایاز
که ز خوف کبر کردی احتراز
او مهذب گشته بود و آمده
کبر را و نفس را گردن زده
یا پی تعلیم میکرد آن حیل
یا برای حکمتی دور از وجل
یا که دید چارقش زان شد پسند
کز نسیم نیستی هستیست بند
تا گشاید دخمه کان بر نیستیست
تا بیاید آن نسیم عیش و زیست
ملک و مال و اطلس این مرحله
هست بر جان سبکرو سلسله
سلسلهٔ زرین بدید و غره گشت
ماند در سوراخ چاهی جان ز دشت
صورتش جنت به معنی دوزخی
افعیی پر زهر و نقشش گل رخی
گرچه مؤمن را سقر ندهد ضرر
لیک هم بهتر بود زانجا گذر
گرچه دوزخ دور دارد زو نکال
لیک جنت به ورا فی کل حال
الحذر ای ناقصان زین گلرخی
که بگاه صحبت آمد دوزخی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به مناجات و پناه جستن انسان به خداوند از فتنههای اختیار و عواقب آن میپردازد. در این متن، وجود آزادی اراده و وابستگی به گناه و فساد مورد تأمل قرار میگیرد و انسان را در جستجوی تقرب به خداوند نشان میدهد. شاعر بیان میکند که همه جهانیان از این فتنهها به شدت ترسیده و شکوه میکنند و آدمی نیز مانند بیمارانی که به سلامت خویش میاندیشند، در طلب اختیار و قدرت خود گرفتار است. در این راستا، خواسته میشود که خداوند انسان را از بارهای ناهموار و مشکلات رهانیده و به سوی عالم برتر هدایت کند. همچنین به زوال خودی و نیاز به فراموشی از خود به عنوان مسیری برای دستیابی به حقیقت و عشق الهی پرداخته شده است.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه تمام تغییرات و نوسانات در زندگی و جهان (مانند جزر و مد در دریا) ناشی از اراده و قدرت خداوند (مجید) است و اگر او نمیخواست، این دنیای متغیر و پر از حرکت ثابت میماند.
هوش مصنوعی: من از آن جایی که ما به پیخورده دچار تردید و دگرگونی شدهایم، با لطف و کرم خود، بدون تردید و دگرگونی، مرا نیز هدایت کن.
هوش مصنوعی: خداوند، ای پناهدهنده، مرا در آزمایشهای خود امتحان میکنی؛ ای مایهٔ نجات، درد و رنج من از آزمایشها به حدی است که گویی مردان در سختیهای خود ناتوانند مانند زنان.
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، تا کی باید در این بلا و آزمایش بمانم؟ مرا مذهب و دینی بخش، ولی مرا با مذهبهای گوناگون مبتلا نکن.
هوش مصنوعی: من مثل یک الاغ لاغر و ضعیف هستم که بر پشتش پالانی گذاشتهاند. این نشاندهنده این است که بار اختیار را بر دوش دارم و احساس میکنم این بار بر من سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: این باریکهٔ پر پیچ و خم (کژاوه) گاهی به یک طرف سنگینی میکند و گاهی به طرف دیگر میکشد. این اشاره به ناپایداری و تغییر در اختیار و سرنوشت انسان دارد.
هوش مصنوعی: از من بار سنگین و مشکلات زندگی را بردار تا بتوانم جمال و زیباییشان را ببینم و به آرامش و خوشبختی دست یابم.
هوش مصنوعی: من مانند آن اصحاب کهف هستم که از نعمت و بخشش خداوند در دنیا بهرهمند میشوم، اما نه به حالت بیداری، بلکه در حالتی از خواب و بیخبر از دنیا به سر میبرم.
هوش مصنوعی: اگر بر سمت راست (یمین) یا چپ (یسار) خوابیده باشم، جز به گفتار و ارادهٔ خودم بازنخواهم گشت.
هوش مصنوعی: ای پروردگار دین، من همواره در تقلب و تغییر حالت تو هستم، یا به سمت راست تو (یعنی رحمت و هدایت) و یا به سمت چپ تو (یعنی عذاب و گمراهی).
هوش مصنوعی: مدتهای بسیار زیادی را در عالم وجود گذراندم، مانند ذراتی از هوا که هیچ اختیاری ندارند.
هوش مصنوعی: اگر آن زمان و حال را فراموش کردهام، نشانهای از آن در خواب و تجربیات زندگیام باقی مانده است.
هوش مصنوعی: میخواهم از این درد و سختیهای زندگی رها شوم و از گرههای موجود در وجودم، به مکان امن و آرامی بروم که روح و جانم در آنجا آرام گیرد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زمانهای گذشته و دوران کودکی خود اشاره میکند و میگوید که مانند یک شیر، به شیرینی و امنیت آن روزها نگاه میکند و مانند یک کودک به دایهاش، که نماد آرامش و خواب است، گرایش دارد. او به خدا (صمد)، که خود منبع آرامش و رفع نیازهاست، چشم امید دوخته است.
هوش مصنوعی: کل عالم، به خاطر اختیاری که دارد و وجود خود، در حال فرار است و در درون خویش شاد و سرمست است.
هوش مصنوعی: مدت کوتاهی از آگاهی و هشیاری فاصله میگیرند و برای فرار از ناراحتی، عیبی مانند نشئگی (شرابخواری) و شلوغی (اجتماعات بیهدف) را بر خود میپوشانند.
هوش مصنوعی: این دنیا و هستی، به نظر مولانا، به شکل ظاهری شگفتانگیزی است، اما اگر انسان به فکر و یادهای خود توجه کند، متوجه خواهد شد که اختیار و آزادای انتخاب، درست مانند دوزخی است که او را درگیر میکند.
هوش مصنوعی: آنان از خود و هویت واقعیشان دور میشوند، یا به خاطر مستی و حالت بیخودی، یا به دلیل مشغولیت و کارشان. ای هدایتیافته!
هوش مصنوعی: نفس انسان از آن حالت عدم و نیستی آزاد میشود چون که در بیخودی و بیفرمانی قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: هیچ یک از جن و انس نمیتوانند از محدودیتهای زمان و مکان عبور کنند.
هوش مصنوعی: هیچ راه نفوذی و عبوری نیست جز به واسطهٔ سلطانی که هدایت میکند از درون فضاهای بلند آسمانها.
هوش مصنوعی: هیچ هدایت و رهبری جز با تسلط و قدرتی که از حراست ستارهها (و نور الهی) به دست میآید، وجود ندارد و این هدایت، روح افراد پرهیزکار را در بر میگیرد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند وارد بارگاه خداوند بزرگ شود مگر آنکه پیش از آن خود را از وجود خویش خالی کند و فنا شود.
هوش مصنوعی: معراج آسمان چیست؟ این نیستی است که عاشقان به آن دست مییابند، زیرا مذهب و دین نیز در حقیقت به نیستی و فنا میانجامد.
هوش مصنوعی: از سر نیاز و محبت در راه عشق، پوستین و چارق (پوششهایی ساده و بیقیمت) برای ایاز (که به معنای عاشق و مرید است) بهدست آمده است. این نشاندهندهٔ تواضع و فدای خواستههای دنیوی برای رسیدن به عشق الهی است.
هوش مصنوعی: هرچند ایاز به عنوان محبوب شاه شناخته میشود، اما او از نظر روحی و درونمایه نیز انسان نیکو و لطیفی است.
هوش مصنوعی: حسن سلطان به گونهای شده که خالی از کبر، ریا و کینه است، و مانند آینهای میدرخشد که زیبایی او را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: زمانی که انسان از وجود واقعی خود فاصله میگیرد، به اوج کمال و فضیلت میرسد و به حالت محمود (ستوده) دست مییابد.
هوش مصنوعی: ایاز، که از شخصیتهای تاریخ ایران است، از ترس خودبرتربینی و کبر، خود را مهار کرده و قویتر از آن شده است که در برابر آن تسلیم شود. این نشان میدهد که او توانسته بر خود تسلط پیدا کند و از ضعفهای درونی خود فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: او تربیت شده و بهگونهای به کبر و نفس خود فرمانبردار شده است.
هوش مصنوعی: او یا برای آموزش، به این روشها و ترفندها متوسل میشد، یا به دلایلی بلندپروازانه و دور از ترس و وحشت این کار را انجام میداد.
هوش مصنوعی: همانطور که میبیند، کسی در حال تماشای زندگی و هستی است و به خاطر نسیم خوشبختی یا حالتی خوشایند، به چیزی که وضعیت را تغییر میدهد، راضی و خوشحال شده است؛ این نشاندهندهٔ این است که گاهی اوقات اتفاقات مثبتی میتواند در دل ناپایداریها و بحرانها به وجود آید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که درون غار (دخمه) را که در آن وجود ندارد، باز نکنند، آن نسیم خوشی و زندگی نمیآید.
هوش مصنوعی: در این مرحله، پادشاهی، دارایی و ثروت به مانند پارچهای اشرافی (اطلس) هستند که برای روحهای سبکبار و آزاد، زینتی به شمار میآید.
هوش مصنوعی: شخصی به زیبایی و زرق و برق زندگی فریبنده (سلسلهٔ زرین) دچار شگفتی و فریب میشود و در نتیجه، به چاه (جایگاه خطرناک و نامناسب) میافتد و در آن محبوس میماند، در حالی که از دشت (آزادی و سرسبزی) دور شده است.
هوش مصنوعی: ظاهرش به اندازهٔ بهشت زیباست، اما باطناً مانند افعی سمّی و خطرناک است که زهر دارد و نقش صورتش به گل خوشرویی میماند.
هوش مصنوعی: اگرچه آزار و عذاب دوزخ (سقر) به مؤمنان نمیرسد و آنها در امان هستند، اما بهتر است که انسان از آنجا هم دوری کند و به جایی دیگر برود.
هوش مصنوعی: هرچند دوزخ از او دور است و او از آن خلاصی دارد، اما در هر حال بهشت بالاتر و بهتر از آن است.
هوش مصنوعی: ای ناقصان، در برابر این گلرخ (زیبارو) احتیاط کنید، زیرا هنگامی که در کنار او باشید، ممکن است به دوزخ بیفتید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.