گنجور

رباعیات

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » رباعیات
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه‌ی آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع مشتاب بکشتنم که در دست توام مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه‌ی آنها «م» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | پ | ت | ث | ج | ح | د | ر | ز | س | ش | ض | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

رباعی شماره ۱: آن دل که شد او قابل انوار خدا

رباعی شماره ۲: آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا

رباعی شماره ۳: آن کس که ترا نقش کند او تنها

رباعی شماره ۴: آن لعل سخن که جان دهد مرجان را

رباعی شماره ۵: آن وقت که بحر کل شود ذات مرا

رباعی شماره ۶: آواز ترا طبع دل ما بادا

رباعی شماره ۷: از آتش عشق در جهان گرمیها

رباعی شماره ۸: از باده‌ی لعل ناب شد گوهر ما

رباعی شماره ۹: از حال ندیده تیره ایامان را

رباعی شماره ۱۰: از ذکر بسی نور فزاید مه را

رباعی شماره ۱۱: افسوس که بیگاه شد و ما تنها

رباعی شماره ۱۲: انجیرفروش را چه بهتر جانا

رباعی شماره ۱۳: اول به هزار لطف بنواخت مرا

رباعی شماره ۱۴: ای آنکه چو آفتاب فرداست بیا

رباعی شماره ۱۵: ای آنکه نیافت ماه شب گرد ترا

رباعی شماره ۱۶: ای اشک روان بگو دل‌افزای مرا

رباعی شماره ۱۷: ای باد سحر خبر بده مر ما را

رباعی شماره ۱۸: ای چرخ فلک به مکر و بدسازیها

رباعی شماره ۱۹: ای خواجه به خواب درنبینی ما را

رباعی شماره ۲۰: ای داده بنان گوهر ایمانی را

رباعی شماره ۲۱: ای در سر زلف تو پریشانیها

رباعی شماره ۲۲: ای دریا دل تو گوهر و مرجان را

رباعی شماره ۲۳: ای دل بچه زهره خواستی یاری را

رباعی شماره ۲۴: ای دوست به دوستی قرینیم ترا

رباعی شماره ۲۵: ای سبزی هر درخت و هر باغ و گیا

رباعی شماره ۲۶: ای شب شادی همیشه بادی شادا

رباعی شماره ۲۷: این آتش عشق می‌پزاند ما را

رباعی شماره ۲۸: این روزه چو غربال به بیزد جان را

رباعی شماره ۲۹: ای آنکه گرفت شربت از مشرب ما

رباعی شماره ۳۰: با عشق روان شد از عدم مرکب ما

رباعی شماره ۳۱: بر رهگذر بلا نهادم دل را

رباعی شماره ۳۲: پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا

رباعی شماره ۳۳: بیگاه شده است لیک مر سیران را

رباعی شماره ۳۴: تا از تو جدا شده است آغوش مرا

رباعی شماره ۳۵: تا با تو بوم نخسبم از یاریها

رباعی شماره ۳۶: تا چند از این غرور بسیار ترا

رباعی شماره ۳۷: تا عشق ترا است این شکرخائیها

رباعی شماره ۳۸: تا کی باشی ز دور نظاره‌ی ما

رباعی شماره ۳۹: تا نقش خیال دوست با ماست دلا

رباعی شماره ۴۰: جانا به هلاک بنده مستیز و بیا

رباعی شماره ۴۱: جز عشق نبود هیچ دمساز مرا

رباعی شماره ۴۲: چو نزود نبشته بود حق فرقت ما

رباعی شماره ۴۳: خود را به خیل درافکنم مست آنجا

رباعی شماره ۴۴: در جای تو جا نیست بجز آن جان را

رباعی شماره ۴۵: در چشم ببین دو چشم آن مفتون را

رباعی شماره ۴۶: در سر دارم ز می پریشانیها

رباعی شماره ۴۷: دستان کسی دست زنان کرد مرا

رباعی شماره ۴۸: دل گفت به جان کای خلف هر دو سرا

رباعی شماره ۴۹: دود دل ما نشان سوداست دلا

رباعی شماره ۵۰: دیدم در خواب ساقی زیبا را

رباعی شماره ۵۱: زنهار دلا به خود مده ره غم را

رباعی شماره ۵۲: طنبور چو تن تن برآرد به نوا

رباعی شماره ۵۳: عاشق شب خلوت از پی پی گم را

رباعی شماره ۵۴: عاشق همه سال مست و رسوا بادا

رباعی شماره ۵۵: عشق تو بکشت ترکی و تازی را

رباعی شماره ۵۶: عشقست طریق و راه پیغمبر ما

رباعی شماره ۵۷: عمریست ندیده‌ایم گلزار ترا

رباعی شماره ۵۸: غم خود که بود که یاد آریم او را

رباعی شماره ۵۹: گر بوی نمی‌بری در این کوی میا

رباعی شماره ۶۰: گر جان داری بیا و جان باز آنجا

رباعی شماره ۶۱: گر در طلب خودی ز خود بیرون‌آ

رباعی شماره ۶۲: گر عمر بشد عمر دگر داد خدا

رباعی شماره ۶۳: گر من میرم مرا بیارید شما

رباعی شماره ۶۴: کوتاه کند زمانه این دمدمه را

رباعی شماره ۶۵: گویم که کیست روح‌افزا مرا

رباعی شماره ۶۶: گه می‌گفتم که من امیرم خود را

رباعی شماره ۶۷: لاحول ولا دور کند آن غم را

رباعی شماره ۶۸: ما اطیب ما الذما احلانا

رباعی شماره ۶۹: من تجربه کردم صنم خوش‌خو را

رباعی شماره ۷۰: من ذره و خورشید لقائی تو مرا

رباعی شماره ۷۱: منصور بدآن خواجه که در راه خدا

رباعی شماره ۷۲: مولای اناالتائب مما سلفا

رباعی شماره ۷۳: می‌آمد یار مست و تنها تنها

رباعی شماره ۷۴: نور فلکست این تن خاکی ما

رباعی شماره ۷۵: هان ای سفری عزم کجایست کجا

رباعی شماره ۷۶: یک چند به تقلید گزیدم خود را

رباعی شماره ۷۷: یک طرفه عصاست موسی این رمه را

ب

رباعی شماره ۷۸: آن لقمه که در دهان نگنجد به طلب

رباعی شماره ۷۹: آنی که فلک با تو درآید به طرب

رباعی شماره ۸۰: از بانگ سرافیل دمیده است رباب

رباعی شماره ۸۱: امروز چو هر روز خرابیم خراب

رباعی شماره ۸۲: امشب ز برای دل اصحاب مخسب

رباعی شماره ۸۳: اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب

رباعی شماره ۸۴: اندیشه و غم را نبود هستی و تاب

رباعی شماره ۸۵: ای آنکه تو دیر آمده‌ای در کتاب

رباعی شماره ۸۶: ای آنکه تو یوسف منی من یعقوب

رباعی شماره ۸۷: ای دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب

پ

رباعی شماره ۸۸: ای روی ترا غلام گلنار مخسپ

رباعی شماره ۸۹: ای ماه چنین شبی تو مهوار مخسب

رباعی شماره ۹۰: این باد سحر محرم رازست مخسب

رباعی شماره ۹۱: ای یار که نیست همچو تو یار مخسب

رباعی شماره ۹۲: بردار حجابها به یکبار امشب

رباعی شماره ۹۳: بی‌جام در این دور شرابست شراب

رباعی شماره ۹۴: بی‌طاعت دین بهشت رحمان مطلب

رباعی شماره ۹۵: بیکار مشین درآ درآمیز شتاب

رباعی شماره ۹۶: حاجت نبود مستی ما را به شراب

رباعی شماره ۹۷: خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب

رباعی شماره ۹۸: دانیکه چه میگوید این بانگ رباب

رباعی شماره ۹۹: در چشم آمد خیال آن در خوشاب

رباعی شماره ۱۰۰: دل در هوس تو چون ربابست رباب

رباعی شماره ۱۰۱: ساقی در ده برای دیدار صواب

رباعی شماره ۱۰۲: سبحان‌الله من و تو ای در خوشاب

رباعی شماره ۱۰۳: شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب

رباعی شماره ۱۰۴: شب گشت درین سینه چه سوز است عجب

رباعی شماره ۱۰۵: علمی که ترا گره گشاید به طلب

رباعی شماره ۱۰۶: گر آب حیات خوشگواری ای خواب

رباعی شماره ۱۰۷: گرم آمد عاشقانه و چست شتاب

رباعی شماره ۱۰۸: گر می‌خواهی بقا و پیروز مخسب

رباعی شماره ۱۰۹: مستند مجردان اسرار امشب

رباعی شماره ۱۱۰: هستم به وصال دوست دلشاد امشب

رباعی شماره ۱۱۱: یارب یارب به حق تسبیح رباب

رباعی شماره ۱۱۲: یاری کن و یار باش ای یار مخسب

ت

رباعی شماره ۱۱۳: آب حیوان در آب و گل پیدا نیست

رباعی شماره ۱۱۴: آری صنما بهانه خود کم بودت

رباعی شماره ۱۱۵: آسوده کسی که در کم و بیشی نیست

رباعی شماره ۱۱۶: آمد بر من چو در کفم زر پنداشت

رباعی شماره ۱۱۷: آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست

رباعی شماره ۱۱۸: آن بت که جمال و زینت مجلس ماست

رباعی شماره ۱۱۹: آن پیش روی که جان او پیش صف است

رباعی شماره ۱۲۰: آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است

رباعی شماره ۱۲۱: آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاست

رباعی شماره ۱۲۲: آن جان که از او دلبر ما شادانست

رباعی شماره ۱۲۳: آن جاه و جمالی که جهان‌افروز است

رباعی شماره ۱۲۴: آن چشم فراز از پی تاب شده است

رباعی شماره ۱۲۵: آن چشم که خون گشت غم او را جفت است

رباعی شماره ۱۲۶: آن چیست کز او سماعها را شرف است

رباعی شماره ۱۲۷: آن چیست که لذتست از او در صورت

رباعی شماره ۱۲۸: آن خواجه که بار او همه قند تر است

رباعی شماره ۱۲۹: آن دم که مرا بگرد تو دورانست

رباعی شماره ۱۳۰: آن را که بود کار نه زین یارانست

رباعی شماره ۱۳۱: آن را که خدای چون تو یاری داده است

رباعی شماره ۱۳۲: آن را که غمی باشد و بتواند گفت

رباعی شماره ۱۳۳: آن روح که بسته بود در نقش صفات

رباعی شماره ۱۳۴: آن روی ترش نیست چنینش فعل است

رباعی شماره ۱۳۵: آن سایه‌ی تو جایگه و خانه‌ی ما است

رباعی شماره ۱۳۶: آن شاه که خاک پای او تاج سر است

رباعی شماره ۱۳۷: آن شب که ترا به خواب بینم پیداست

رباعی شماره ۱۳۸: آن شه که ز چاکران بدخو نگریخت

رباعی شماره ۱۳۹: آن عشق مجرد سوی صحرا می‌تاخت

رباعی شماره ۱۴۰: آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیست

رباعی شماره ۱۴۱: آنکس که امید یاری غم داده است

رباعی شماره ۱۴۲: آنکس که بروی خواب او رشک پریست

رباعی شماره ۱۴۳: آنکس که ترا به چشم ظاهر دیده است

رباعی شماره ۱۴۴: آنکس که درون سینه را دل پنداشت

رباعی شماره ۱۴۵: آنکس که ز سر عاشقی باخبر است

رباعی شماره ۱۴۶: آنکس که سرت برید غمخوار تو اوست

رباعی شماره ۱۴۷: آنکو ز نهال هوست شبخیزانست

رباعی شماره ۱۴۸: آن نور مبین که در جبین ما هست

رباعی شماره ۱۴۹: آواز تو ارمغان نفخ صور است

رباعی شماره ۱۵۰: از بسکه دل تو دام حیلت افراخت

رباعی شماره ۱۵۱: از بی‌یاری ظریفتر یاری نیست

رباعی شماره ۱۵۲: از جمله طمع بریدنم آسانست

رباعی شماره ۱۵۳: از حلقه‌ی گوش از دلم باخبر است

رباعی شماره ۱۵۴: از دوستی دوست نگنجم در پوست

رباعی شماره ۱۵۵: از دیدن اغیار چو ما را مدد است

رباعی شماره ۱۵۶: از عهد مگو که او نه بر پای منست

رباعی شماره ۱۵۷: از کفر و ز اسلام برون صحرائیست

رباعی شماره ۱۵۸: از نوح سفینه ایست میراث نجات

رباعی شماره ۱۵۹: العین لفقدکم کثیرالعبرات

رباعی شماره ۱۶۰: افغان کردم بر آن فغانم می‌سوخت

رباعی شماره ۱۶۱: افکند مرا دلم به غوغا و گریخت

رباعی شماره ۱۶۲: امروز چه روز است که خورشید دوتاست

رباعی شماره ۱۶۳: امروز در این خانه کسی رقصانست

رباعی شماره ۱۶۴: امروز من و جام صبوحی در دست

رباعی شماره ۱۶۵: امروز مهم دست زنان آمده است

رباعی شماره ۱۶۶: امشب آمد خیال آن دلبر چست

رباعی شماره ۱۶۷: امشب شب آن دولت بی‌پایانست

رباعی شماره ۱۶۸: امشب شب آنست که جان شبهاست

رباعی شماره ۱۶۹: امشب شب من بسی ضعیف و زار است

رباعی شماره ۱۷۰: امشب منم و طواف کاشانه‌ی دوست

رباعی شماره ۱۷۱: امشب هردل که همچو مه در طلب است

رباعی شماره ۱۷۲: اندر دل من درون و بیرون همه او است

رباعی شماره ۱۷۳: اندر سر ما همت کاری دگر است

رباعی شماره ۱۷۴: انصاف بده که عشق نیکوکار است

رباعی شماره ۱۷۵: او پاک شده است و خام ار در حرم است

رباعی شماره ۱۷۶: ای آب حیات قطره از آب رخت

رباعی شماره ۱۷۷: ای آمده بامداد شوریده و مست

رباعی شماره ۱۷۸: ای آنکه درینجهان چو تو پاکی نیست

رباعی شماره ۱۷۹: ای بنده بدانکه خواجه‌ی شرق اینست

رباعی شماره ۱۸۰: ای بی‌خبر از مغز شده غره بپوست

رباعی شماره ۱۸۱: ای تن تو نمیری که چنان جان با تست

رباعی شماره ۱۸۲: ای جان جهان جان و جهان باقی نیست

رباعی شماره ۱۸۳: ای جان خبرت هست که جانان تو کیست

رباعی شماره ۱۸۴: ای جان ز دل تو بر دل من راهست

رباعی شماره ۱۸۵: ای حسرت خوبان جهان روی خوشت

رباعی شماره ۱۸۶: ای خرمنت از سنبله‌ی آب حیات

رباعی شماره ۱۸۷: ای خواجه ترا غم جمال و جاهست

رباعی شماره ۱۸۸: ای در دل من نشسته شد وقت نشست

رباعی شماره ۱۸۹: ای دل تا ریش و خسته میدارندت

رباعی شماره ۱۹۰: ای دل تو و درد او که درمان اینست

رباعی شماره ۱۹۱: ای دوست مکن که روزها را فرداست

رباعی شماره ۱۹۲: ای ذکر تو مانع تماشای تو دوست

رباعی شماره ۱۹۳: ای ساقی اگر سعادتی هست تراست

رباعی شماره ۱۹۴: ای ساقی جان مطرب ما را چه شده است

رباعی شماره ۱۹۵: ای شب چه شبی که روزها چاکر تست

رباعی شماره ۱۹۶: ای شب ز می تو مر مرا مستی نیست

رباعی شماره ۱۹۷: ای طالب اگر ترا سر این راهست

رباعی شماره ۱۹۸: ای عقل برو که عاقل اینجا نیست

رباعی شماره ۱۹۹: ای فکر تو بر بسته نه پایت باز است

رباعی شماره ۲۰۰: ای کز تو دلم پر سمن و یاسمنست

رباعی شماره ۲۰۱: ای لعل و عقیق و در و دریا و درست

رباعی شماره ۲۰۲: این بانگ خوش از جانب کیوان منست

رباعی شماره ۲۰۳: این چرخ غلام طبع خود رایه‌ی ماست

رباعی شماره ۲۰۴: این چرخ و فلکها که حد بینش ماست

رباعی شماره ۲۰۵: این جمله شرابهای بی‌جام کراست

رباعی شماره ۲۰۶: این جو که تراست هر کسی جویان نیست

رباعی شماره ۲۰۷: این سینه‌ی پرمشغله از مکتب اوست

رباعی شماره ۲۰۸: این شکل سفالین تنم جام دلست

رباعی شماره ۲۰۹: این عشق شهست و رایتش پیدا نیست

رباعی شماره ۲۱۰: این غمزه که میرنی ز نوری دگر است

رباعی شماره ۲۱۱: این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست

رباعی شماره ۲۱۲: این فصل بهار نیست فصلی دگر است

رباعی شماره ۲۱۳: این گرمابه که خانه‌ی دیوانست

رباعی شماره ۲۱۴: این مستی من ز باده‌ی حمرا نیست

رباعی شماره ۲۱۵: این من نه منم آنکه منم گوئی کیست

رباعی شماره ۲۱۶: این نعره عاشقان ز شمع طرب است

رباعی شماره ۲۱۷: این همدم اندرون که دم میدهدت

رباعی شماره ۲۱۸: ای هر بیدار با خبرهای تو خفت

رباعی شماره ۲۱۹: ای هرچه صدف بسته‌ی دریای لبت

رباعی شماره ۲۲۰: ای همچو خر و گاو که و جو طلبت

رباعی شماره ۲۲۱: با تو سخنان بیزبان خواهم گفت

رباعی شماره ۲۲۲: با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت

رباعی شماره ۲۲۳: باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت

رباعی شماره ۲۲۴: با دشمن تو چو یار بسیار نشست

رباعی شماره ۲۲۵: با دل گفتم که دل از او جیحونست

رباعی شماره ۲۲۶: باران به سر گرم دلی بر میریخت

رباعی شماره ۲۲۷: با روز بجنگیم که چون روز گذشت

رباعی شماره ۲۲۸: بازآی که یار بر سر پیمانست

رباعی شماره ۲۲۹: با شاه هر آنکسی که در خرگاهست

رباعی شماره ۲۳۰: با شب گفتم گر بمهت ایمانست

رباعی شماره ۲۳۱: تا شب میگو که روز ما را شب نیست

رباعی شماره ۲۳۲: با عشق کلاه بر کمر دوز خوش است

رباعی شماره ۲۳۳: با عشق نشین که گوهر کان تو است

رباعی شماره ۲۳۴: با ما ز ازل رفته قراری دگر است

رباعی شماره ۲۳۵: با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست

رباعی شماره ۲۳۶: با هرکه نشستی و نشد جمع دلت

رباعی شماره ۲۳۷: با هستی و نیستیم بیگانگی است

رباعی شماره ۲۳۸: پای تو گرفته‌ام ندارم ز تو دست

رباعی شماره ۲۳۹: پائی که همی رفت به شبستان سر مست

رباعی شماره ۲۴۰: برجه که سماع روح برپای شده است

رباعی شماره ۲۴۱: برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات

رباعی شماره ۲۴۲: برکان شکر چند مگس را غوغاست

رباعی شماره ۲۴۳: بر ما رقم خطا پرستی همه هست

رباعی شماره ۲۴۴: بر من در وصل بسته میدارد دوست

رباعی شماره ۲۴۵: پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا

رباعی شماره ۲۴۶: بر هر جائیکه سرنهم مسجود او است

رباعی شماره ۲۴۷: بر جزوم نشان معشوق منست

رباعی شماره ۲۴۸: بستم سر خم باده و بوی برفت

رباعی شماره ۲۴۹: بگذشت سوار غیب و گردی برخاست

رباعی شماره ۲۵۰: بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت

رباعی شماره ۲۵۱: پس بر به جهانی که چو خون در رگ ماست

رباعی شماره ۲۵۲: بیچاره‌تر از عاشق بیصبر کجاست

رباعی شماره ۲۵۳: بی‌دیده اگر راه روی عین خطاست

رباعی شماره ۲۵۴: بیرون ز تن و جان و روان درویش است

رباعی شماره ۲۵۵: بیرون ز جهان کفر و ایمان جائیست

رباعی شماره ۲۵۶: بیرون ز جهان و جان یکی دایه‌ی ماست

رباعی شماره ۲۵۷: بی‌یار نماند هرکه با یار بساخت

رباعی شماره ۲۵۸: تا این فلک آینه‌گون بر کار است

رباعی شماره ۲۵۹: تا با تو ز هستی تو هستی باقیست

رباعی شماره ۲۶۰: تا چهره‌ی آفتاب جان رخشانست

رباعی شماره ۲۶۱: تا حاصل دردم سبب درمان گشت

رباعی شماره ۲۶۲: تا در دل من صورت آن رشک پریست

رباعی شماره ۲۶۳: تا تن نبری دور زمانم کشته است

رباعی شماره ۲۶۴: تا ظن نبری که این زمین بیهوشست

رباعی شماره ۲۶۵: تا عرش ز سودای رخش ولوله‌هاست

رباعی شماره ۲۶۶: تا من بزیم پیشه و کارم اینست

رباعی شماره ۲۶۷: تا مهر نگار باوفایم بگرفت

رباعی شماره ۲۶۸: تنها نه همین خنده و سیماش خوشست

رباعی شماره ۲۶۹: توبه چکنم که توبه‌ام سایه‌ی تست

رباعی شماره ۲۷۰: توبه کردم که تا جانم برجاست

رباعی شماره ۲۷۱: توبه که دل خویش چو آهن کرده است

رباعی شماره ۲۷۲: تو سیر شدی من نشدم درمان چیست

رباعی شماره ۲۷۳: تو کان جهانی و جهان نیم جو است

رباعی شماره ۲۷۴: تهدید عدو چه بشنود عاشق راست

رباعی شماره ۲۷۵: جانا غم تو ز هرچه گویی بتر است

رباعی شماره ۲۷۶: جانم بر آن جان جهان رو کرده است

رباعی شماره ۲۷۷: جان و سر آن یار که او پرده‌در است

رباعی شماره ۲۷۸: جانی که به راه عشق تو در خطر است

رباعی شماره ۲۷۹: جانی که حریف بود بیگانه شده است

رباعی شماره ۲۸۰: جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است

رباعی شماره ۲۸۱: جانی و جهانی و جهان با تو خوش است

رباعی شماره ۲۸۲: حسنت که همه جهان فسونش بگرفت

رباعی شماره ۲۸۳: چشم تو ز روزگار خونریزتر است

رباعی شماره ۲۸۴: چشمی دارم همه پر از صورت دوست

رباعی شماره ۲۸۵: چنگی صنمی که ساز چنگش بنواست

رباعی شماره ۲۸۶: چون دانستم که عشق پیوست منست

رباعی شماره ۲۸۷: خون دلبر من میان دلداران نیست

رباعی شماره ۲۸۸: چون دید مرا مست بهم برزد دست

رباعی شماره ۲۸۹: چونی که ترش مگر شکربارت نیست

رباعی شماره ۲۹۰: چیزیست که در تو بیتو جویان ویست

رباعی شماره ۲۹۱: حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست

رباعی شماره ۲۹۲: حاشا که دلم ز شب‌نشینی سیر است

رباعی شماره ۲۹۳: خاک قدمت سعادت جان من است

رباعی شماره ۲۹۴: خواهی که ترا کشف شود هستی دوست

رباعی شماره ۲۹۵: خویی به جهان خوبتر از خوی تو نیست

رباعی شماره ۲۹۶: خورشید رخت ز آسمان بیرونست

رباعی شماره ۲۹۷: خورشید و ستارگان و بدرما اوست

رباعی شماره ۲۹۸: خیزید که آن یار سعادت برخاست

رباعی شماره ۲۹۹: دایم ز ولایت علی برخواهم گفت

رباعی شماره ۳۰۰: در باغ من ار سرو و اگر گلزار است

رباعی شماره ۳۰۱: در بتکده تا خیال معشوه‌ی ما است

رباعی شماره ۳۰۲: در خواب مهی دوش روانم دیده است

رباعی شماره ۳۰۳: در دایره‌ی وجود موجود علیست

رباعی شماره ۳۰۴: در دیده‌ی صورت ار ترا دامی هست

رباعی شماره ۳۰۵: در راه طلب عاقل و دیوانه یکیست

رباعی شماره ۳۰۶: در صورت تست آنچه معنا همه اوست

رباعی شماره ۳۰۷: در ظاهر و باطن آنچه خیر است و شر است

رباعی شماره ۳۰۸: در عشق اگرچه که قدم بر قدم است

رباعی شماره ۳۰۹: در عشق تو هر حیله که کردم هیچست

رباعی شماره ۳۱۰: در عشق که جز می بقا خوردن نیست

رباعی شماره ۳۱۱: در عهد و وفا چنانکه دلدار منست

رباعی شماره ۳۱۲: در کوی غم تو صبر بیفرمانست

رباعی شماره ۳۱۳: در مجلس عشاق قراری دگر است

رباعی شماره ۳۱۴: در مرگ حیات اهل داد و دین است

رباعی شماره ۳۱۵: در من غم شبکور چرا پیچیده است

رباعی شماره ۳۱۶: درنه قدم ار چه راه بی‌پایانست

رباعی شماره ۳۱۷: درنه قدمی که چشمه حیوانست

رباعی شماره ۳۱۸: در وصل جمالش گل خندان منست

رباعی شماره ۳۱۹: درویشی و عاشقی به هم سلطانیست

رباعی شماره ۳۲۰: دستت دو و پایت دو و چشمت دو رواست

رباعی شماره ۳۲۱: دلتنگم و دیدار تو درمان منست

رباعی شماره ۳۲۲: دلدار اگر مرا بدراند پوست

رباعی شماره ۳۲۳: دلدار ز پرده‌ای کز آن سوسو نیست

رباعی شماره ۳۲۴: دلدار ظریف است و گناهنش اینست

رباعی شماره ۳۲۵: دلدارم گفت کان فلان زنده ز چیست

رباعی شماره ۳۲۶: دل در بر من زنده برای غم تست

رباعی شماره ۳۲۷: دل در بر هر که هست از دلبر ماست

رباعی شماره ۳۲۸: دل رفت بر کسیکه بیماش خوش است

رباعی شماره ۳۲۹: دل رفت و سر راه دل استان بگرفت

رباعی شماره ۳۳۰: دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشست

رباعی شماره ۳۳۱: دل یاد تو کرد چون طرب می انگیخت

رباعی شماره ۳۳۲: دور است ز تو نظر بهانه اینست

رباعی شماره ۳۳۳: دوش از سر لطف یار در من نگریست

رباعی شماره ۳۳۴: دی آنکه ز سوی بام بر ما نگریست

رباعی شماره ۳۳۵: دیوانه شدم خواب ز دیوانه خطا است

رباعی شماره ۳۳۶: راهی ز زبان ما بدل پیوسته است

رباعی شماره ۳۳۷: روزی ترش است و دیده‌ی ابرتر است

رباعی شماره ۳۳۸: روزی که ترا ببینم آدینه‌ی ماست

رباعی شماره ۳۳۹: روزیکه مرا به نزد تو دورانست

رباعی شماره ۳۴۰: زانروز که چشم من برویت نگریست

رباعی شماره ۳۴۱: زان روی که دل بسته‌ی آنزنجیر است

رباعی شماره ۳۴۲: زان رونق هر سماع آواز دف است

رباعی شماره ۳۴۳: زان می خوردم که روح پیمانه اوست

رباعی شماره ۳۴۴: زان می مستم که نقش جامش عشق است

رباعی شماره ۳۴۵: سرسبز بود خاک که آتش یار است

رباعی شماره ۳۴۶: سر سخن دوست نمیرم گفت

رباعی شماره ۳۴۷: سرگشته چو آسیای گردان کنمت

رباعی شماره ۳۴۸: سرگشته دلا به دوست از جان راهست

رباعی شماره ۳۴۹: سرمایه‌ی عقل سر دیوانگیست

رباعی شماره ۳۵۰: سلطان ملاحت مه موزون منست

رباعی شماره ۳۵۱: سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت

رباعی شماره ۳۵۲: شاگرد توست دل که عشق آموز است

رباعی شماره ۳۵۳: شاهی که شفیع هر گنه بود برفت

رباعی شماره ۳۵۴: شب رو که شبت راهبر اسرار است

رباعی شماره ۳۵۵: شمشیر ازل بدست مردان خداست

رباعی شماره ۳۵۶: شمعی که در اینخانه بدی خانه کجاست

رباعی شماره ۳۵۷: صدربار بگفتمت چه هشیار و چه مست

رباعی شماره ۳۵۸: عاشق نبود آنکه سبک چون جان نیست

رباعی شماره ۳۵۹: عشق آمد و توبه را چو شیشه بشکست

رباعی شماره ۳۶۰: عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

رباعی شماره ۳۶۱: عشقت به دلم درآمد و شاد برفت

رباعی شماره ۳۶۲: عشق تو چنین حکیم و استاد چراست

رباعی شماره ۳۶۳: عشق تو در اطراف گیائی میتاخت

رباعی شماره ۳۶۴: عشقی که از او وجود بی‌جان میزیست

رباعی شماره ۳۶۵: عشقی نه به اندازه‌ی ما در سر ماست

رباعی شماره ۳۶۶: عقل آمد و پند عاشقان پیش گرفت

رباعی شماره ۳۶۷: عمریست که جان بنده بیخویشتن است

رباعی شماره ۳۶۸: قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاست

رباعی شماره ۳۶۹: گر آتش دل نیست پس این دود چراست

رباعی شماره ۳۷۰: گر آه کنم آه بدین قانع نیست

رباعی شماره ۳۷۱: گر باد بر آن زلف پریشان زندت

رباعی شماره ۳۷۲: گر بر سر شهوت و هوا خواهی رفت

رباعی شماره ۳۷۳: گر جمله‌ی آفاق همه غم بگرفت

رباعی شماره ۳۷۴: گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست

رباعی شماره ۳۷۵: گر در وصلی بهشت یا باغ اینست

رباعی شماره ۳۷۶: گر دف نبود نیشکر او دف ماست

رباعی شماره ۳۷۷: گر شرم همی از آن و این باید داشت

رباعی شماره ۳۷۸: گرمای تموز از دل پردرد شماست

رباعی شماره ۳۷۹: گر حلقه‌ی آن زلف چو شستت نگرفت

رباعی شماره ۳۸۰: کس دل ندهد بدو که خونخوار منست

رباعی شماره ۳۸۱: کس نیست که اندر هوسی شیدا نیست

رباعی شماره ۳۸۲: گفتار تو زر و فعلت ارزیزین است

رباعی شماره ۳۸۳: گفتا که بیا سماع در کار شده‌است

رباعی شماره ۳۸۴: گفتا که شکست توبه بازآمد مست

رباعی شماره ۳۸۵: گفتا بجهم همچو کبوتر ز کفت

رباعی شماره ۳۸۶: گفتم چشمم که هست خاک کویت

رباعی شماره ۳۸۷: گفتم دلم از تو بوسه‌ای خواهانست

رباعی شماره ۳۸۸: گفتم عشقت قرابت و خویش منست

رباعی شماره ۳۸۹: گفتم که بیا بچشم من درنگریست

رباعی شماره ۳۹۰: گفتند که دل دگر هوائی می‌پخت

رباعی شماره ۳۹۱: گفتم که دلم آلت و انگاز مست

رباعی شماره ۳۹۲: گفتند که شش جهت همه نور خداست

رباعی شماره ۳۹۳: گفتی چونی بنده چنانست که هست

رباعی شماره ۳۹۴: گفتی گشتم ملول و سودام گرفت

رباعی شماره ۳۹۵: گم باد سریکه سروران را پا نیست

رباعی شماره ۳۹۶: کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست

رباعی شماره ۳۹۷: گویند بیا به باغ کانجا لاغ است

رباعی شماره ۳۹۸: گویند که صاحب فنون عقل کل است

رباعی شماره ۳۹۹: گویند که عشق عاقبت تسکین است

رباعی شماره ۴۰۰: گویند مرا که این همه درد چراست

رباعی شماره ۴۰۱: لطف تو جهانی و قرانی افراشت

رباعی شماره ۴۰۲: ما را بجز این زبان زبانی دگر است

رباعی شماره ۴۰۳: ما را بدم پیر نگه نتوان داشت

رباعی شماره ۴۰۴: ما عاشق عشقیم که عشق است نجات

رباعی شماره ۴۰۵: ما عاشق عشقیم و مسلمان دگر است

رباعی شماره ۴۰۶: ماه عید است و خلق زیر و زبر است

رباعی شماره ۴۰۷: ماهی تو که فتنه‌ای نداری ز تو دست

رباعی شماره ۴۰۸: ماهی که نه زیر و نی به بالاست کجاست

رباعی شماره ۴۰۹: مرغ جان را میل سوی بالا نیست

رباعی شماره ۴۱۰: مرغ دل من چو ترک این دانه گرفت

رباعی شماره ۴۱۱: مر وصل ترا هزار صاحب هوس است

رباعی شماره ۴۱۲: مست است دو چشم از دو چشم مستت

رباعی شماره ۴۱۳: مستم ز خمار عبهر جادویت

رباعی شماره ۴۱۴: مستی ز ره آمد و بما در پیوست

رباعی شماره ۴۱۵: معشوق شراب‌خوار و بیسامانست

رباعی شماره ۴۱۶: من آن توام کام منت باید جست

رباعی شماره ۴۱۷: من بنده‌ی آن کسم که بیماش خوش است

رباعی شماره ۴۱۸: من زان جانم که جانها را جانست

رباعی شماره ۴۱۹: منصور حلاجی که اناالحق میگفت

رباعی شماره ۴۲۰: من کوهم و قال من صدای یار است

رباعی شماره ۴۲۱: من محو خدایم و خدا آن منست

رباعی شماره ۴۲۲: میدان که در درون تو مثال غاریست

رباعی شماره ۴۲۳: می‌گرییم زار و یار گوید زرقست

رباعی شماره ۴۲۴: می‌گفت یکی پری که او ناپیداست

رباعی شماره ۴۲۵: مینال که آن ناله شنو همسایه است

رباعی شماره ۴۲۶: ناگاه بروئید یکی شاخ نبات

رباعی شماره ۴۲۷: ناگه ز درم درآمد آن دلبر مست

رباعی شماره ۴۲۸: نه چرخ غلام طبع خود رایه‌ی ماست

رباعی شماره ۴۲۹: نی با تو دمی نشستنم سامانست

رباعی شماره ۴۳۰: نی بی‌زر و زور شه سپه بتوان داشت

رباعی شماره ۴۳۱: هان ای دل خسته روز مردانگیست

رباعی شماره ۴۳۲: هجران خواهی طریق عشاقانست

رباعی شماره ۴۳۳: هر جان عزیز کو شناسای رهست

رباعی شماره ۴۳۴: هر جان که از او دلبر ما شادانست

رباعی شماره ۴۳۵: هر چند به حلم یار ما جورکش است

رباعی شماره ۴۳۶: هرچند شکر لذت جان و جگر است

رباعی شماره ۴۳۷: هرچند فراق پشت امید شکست

رباعی شماره ۴۳۸: هرچند که بار آن شترها شکر است

رباعی شماره ۴۳۹: هر درویشی که در شکست خویش است

رباعی شماره ۴۴۰: هر ذره که چون گرسنه بر خوان خداست

رباعی شماره ۴۴۱: هر ذره که در هوا و در کیوانست

رباعی شماره ۴۴۲: هر ذره که در هوا و در هامونست

رباعی شماره ۴۴۳: هر ذره و هر خیال چون بیداریست

رباعی شماره ۴۴۴: هر روز به نو برآید آن دلبر مست

رباعی شماره ۴۴۵: هر روز حجاب بیقراران بیش است

رباعی شماره ۴۴۶: هر روز دلم در غم تو زارتر است

رباعی شماره ۴۴۷: هر روز دل مرا سماع و طربیست

رباعی شماره ۴۴۸: هر صورت کاید به از او امکان هست

رباعی شماره ۴۴۹: هر کز ز دماغ بنده بوی تو نرفت

رباعی شماره ۴۵۰: هشیار اگر زر و گر زرین است

رباعی شماره ۴۵۱: هم عابد و هم زاهد و هم خونریز است

رباعی شماره ۴۵۲: یاری که به حسن از صفت افزونست

رباعی شماره ۴۵۳: یاری که به نزد او گل و خار یکیست

رباعی شماره ۴۵۴: یاری که غمش دوای هر بیمار است

رباعی شماره ۴۵۵: یکبار به مردم و مرا کس نگریست

رباعی شماره ۴۵۶: یک چشم من از روز جدائی بگریست

ث

رباعی شماره ۴۵۷: ای آنکه کنی کون و مکانرا محدث

ج

رباعی شماره ۴۵۸: ما را چو ز عشق میشود راست مزاج

ح

رباعی شماره ۴۵۹: اندر سر من نبود جز رای صلاح

د

رباعی شماره ۴۶۰: آبی که از این دیده چو خون میریزد

رباعی شماره ۴۶۱: آنان که محققان این درگاهند

رباعی شماره ۴۶۲: آن تازه تنی که در بلای تو بود

رباعی شماره ۴۶۳: آنجا بنشین که همنشین مردانند

رباعی شماره ۴۶۴: آنجا که بهر سخن دل ما گردد

رباعی شماره ۴۶۵: آن خوبانی که فتنه‌ی بتکده‌اند

رباعی شماره ۴۶۶: آن دشمن دوست روی دیدی که چه کرد

رباعی شماره ۴۶۷: آن دل که به شاهد نهان درنگرد

رباعی شماره ۴۶۸: آندم که ز افلاک گهر ریز کند

رباعی شماره ۴۶۹: آن ذره که جز همدم خورشید نشد

رباعی شماره ۴۷۰: آن راحت جان گرد دلم میگردد

رباعی شماره ۴۷۱: آنرا که به ضاعت قناعت باشد

رباعی شماره ۴۷۲: آن را که به علم و عقل افراشته‌اند

رباعی شماره ۴۷۳: آن را که خدای ناف بر عشق برید

رباعی شماره ۴۷۴: آنرا که ز عشق دوست بیداد رسد

رباعی شماره ۴۷۵: آن را منگر که ذوفنون آید مرد

رباعی شماره ۴۷۶: آن رفت که بودمی من از عشق تو شاد

رباعی شماره ۴۷۷: آن روز که جان خرقه‌ی قالب پوشید

رباعی شماره ۴۷۸: آن روز که جانم ره کیوان گیرد

رباعی شماره ۴۷۹: آن روز که چشم تو ز من برگردد

رباعی شماره ۴۸۰: آن روز که روز ابر و باران باشد

رباعی شماره ۴۸۱: آن روز که عشق با دلم بستیزد

رباعی شماره ۴۸۲: آن روز که کار وصل را ساز آید

رباعی شماره ۴۸۳: آن روز که مهرگان گردون زده‌اند

رباعی شماره ۴۸۴: آن سر که بود بی‌خبر از وی خسبد

رباعی شماره ۴۸۵: آن طرفه جماعتی که جانشان بکشد

رباعی شماره ۴۸۶: آن عشق که برق و بوش تا فرق رسید

رباعی شماره ۴۸۷: آن کان نبات و تنگ شکر نامد

رباعی شماره ۴۸۸: آن کز تو خدای این گدا می‌خواهد

رباعی شماره ۴۸۹: آن کس که بر آتش جهانم بنهاد

رباعی شماره ۴۹۰: آن کس که ترا بیند و خندان نشود

رباعی شماره ۴۹۱: آن کس که ترا شناخت جان را چه کند

رباعی شماره ۴۹۲: آن کس که از آب و گل نگاری دارد

رباعی شماره ۴۹۳: آن کس که ز چرخ نیم نانی دارد

رباعی شماره ۴۹۴: آن کس که ز دل دم اناالحق میزد

رباعی شماره ۴۹۵: آن کس که مرا به صدق اقرار کند

رباعی شماره ۴۹۶: آن کیست که بیرون درون مینگرد

رباعی شماره ۴۹۷: آن لحظه که آن سرو روانم برسید

رباعی شماره ۴۹۸: آن لحظه که از پیرهنت بوی رسد

رباعی شماره ۴۹۹: آن نزدیکی که دلستان را باشد

رباعی شماره ۵۰۰: آن وسوسه‌ای که شرمها را ببرد

رباعی شماره ۵۰۱: آنها که بتش خزان سوخته‌اند

رباعی شماره ۵۰۲: آنها که به کوی عارفان افتادند

رباعی شماره ۵۰۳: آنها که چو آب صافی و ساده روند

رباعی شماره ۵۰۴: آنها که دل از الست مست آوردند

رباعی شماره ۵۰۵: آنها که شب و روز ترا بر اثرند

رباعی شماره ۵۰۶: آن یار که از طبیب دل برباید

رباعی شماره ۵۰۷: آن یار که عقلها شکارش میشد

رباعی شماره ۵۰۸: آهو بدود چو در پیش سگ بیند

رباعی شماره ۵۰۹: اجری ده ارواحی و سلطان ابد

رباعی شماره ۵۱۰: از آب حیات دوست بیمار نماند

رباعی شماره ۵۱۱: از آتش سودای توام تابی بود

رباعی شماره ۵۱۲: از آتش عشق تو جوانی خیزد

رباعی شماره ۵۱۳: از آتش عشق دوست تفها بزنید

رباعی شماره ۵۱۴: از آتش عشق سردها گرم شود

رباعی شماره ۵۱۵: از آدمیی دمی بجائی ارزد

رباعی شماره ۵۱۶: از تاب تو نی یار و عدو میماند

رباعی شماره ۵۱۷: از خاک کف پات سران حیرانند

رباعی شماره ۵۱۸: از درد چو جان تو به فریاد آید

رباعی شماره ۵۱۹: از دیدن روئیکه ترا دیده بود

رباعی شماره ۵۲۰: از شبنم عشق خاک آدم گل شد

رباعی شماره ۵۲۱: از شربت سودای تو هر جان که مزید

رباعی شماره ۵۲۲: از عشق تو دریا همه شور انگیزد

رباعی شماره ۵۲۳: از عشق خدا نه بر زیان خواهی شد

رباعی شماره ۵۲۴: از لشکر صبرم علمی بیش نماند

رباعی شماره ۵۲۵: از لطف تو هیچ بنده نومید نشد

رباعی شماره ۵۲۶: از ما بت عیار گریزان باشد

رباعی شماره ۵۲۷: از نیکی تو طبع بداندیش نماند

رباعی شماره ۵۲۸: از یاد خدای مرد مطلق خیزد

رباعی شماره ۵۲۹: افسوس که طبع دلفروزیت نبود

رباعی شماره ۵۳۰: اکنون که رخت جان جهانی بربود

رباعی شماره ۵۳۱: امروز خوش است هر که او جان دارد

رباعی شماره ۵۳۲: امروز ما یار جنون میخواهد

رباعی شماره ۵۳۳: امشب چه لطیف و با نوا می‌گردد

رباعی شماره ۵۳۴: امشب ساقی به مشک می گردان کرد

رباعی شماره ۵۳۵: امشب شب آن نیست که از خانه روند

رباعی شماره ۵۳۶: اندر دل بی‌وفا غم و ماتم باد

رباعی شماره ۵۳۷: اندر رمضان خاک تو زر میگردد

رباعی شماره ۵۳۸: اندر ره فقر دیده نادیده کنند

رباعی شماره ۵۳۹: اندر طلب آن قوم که بشتافته‌اند

رباعی شماره ۵۴۰: اندیشه‌ی هشیار تو هشیار کشد

رباعی شماره ۵۴۱: انوار صلاح دین برانگیخته باد

رباعی شماره ۵۴۲: اول که رخم زرد و دلم پرخون بود

رباعی شماره ۵۴۳: ای آنکه ز تو مشکلم آسان گردد

رباعی شماره ۵۴۴: ای آنکه نخست بر سحر چشم تو زد

رباعی شماره ۵۴۵: ای از قدمت خاک زمین خرم و شاد

رباعی شماره ۵۴۶: ای اطلس دعوی ترا معنی برد

رباعی شماره ۵۴۷: ایام وصال یار گوئی که نبود

رباعی شماره ۵۴۸: ای اهل صفا که در جهان گردانید

رباعی شماره ۵۴۹: ای اهل مناجات که در محرابید

رباعی شماره ۵۵۰: ای دل اثر صبح گه شام که دید

رباعی شماره ۵۵۱: ای دل اگرت رضای دلبر باید

رباعی شماره ۵۵۲: ای دل این ره به قیل و قالت ندهند

رباعی شماره ۵۵۳: ای دل سر آرزو به پای اندر بند

رباعی شماره ۵۵۴: ای دوست مگو تو بنده‌ای یا آزاد

رباعی شماره ۵۵۵: ای روز برآ که ذره‌ها رقص کنند

رباعی شماره ۵۵۶: ای سر روان باد خزانت مرساد

رباعی شماره ۵۵۷: ای عشق ترا پری و انسان دانند

رباعی شماره ۵۵۸: ای عشق توم ان عذابی لشدید

رباعی شماره ۵۵۹: ای عشق که جانها اثر جان تواند

رباعی شماره ۵۶۰: ای قوم که برتر از مه و مهتابید

رباعی شماره ۵۶۱: ای لشکر عشق اگرچه بس جبارید

رباعی شماره ۵۶۲: ای مرغ عجب که صید تو شیرانند

رباعی شماره ۵۶۳: این پرده‌ی دل دگر مکن تا نرود

رباعی شماره ۵۶۴: این تنهائی هزار جان بیش ارزد

رباعی شماره ۵۶۵: ای نرم دلانیکه وفا میکارید

رباعی شماره ۵۶۶: این سر که در این سینه‌ی ما میگردد

رباعی شماره ۵۶۷: این صورت آدمی که درهم بستند

رباعی شماره ۵۶۸: این طرفه که یار در دامن گنجد

رباعی شماره ۵۶۹: این عشق به جانب دلیران گردد

رباعی شماره ۵۷۰: این مست به باده‌ای دگر می‌گردد

رباعی شماره ۵۷۱: این واقعه را سخت بگیری شاید

رباعی شماره ۵۷۲: بار دگر این خسته جگر باز آمد

رباعی شماره ۵۷۳: با روی تو هیچکس ز باغ اندیشد

رباعی شماره ۵۷۴: با سود وصال تو زیانت نرسد

رباعی شماره ۵۷۵: با هرکه دمی عشق تو آمیخته شد

رباعی شماره ۵۷۶: بخشای بر آن بنده که خوابش نبود

رباعی شماره ۵۷۷: بر بنده بخند تا ثوابت باشد

رباعی شماره ۵۷۸: بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد

رباعی شماره ۵۷۹: پرسیدم از آن کسی که برهان داند

رباعی شماره ۵۸۰: پرسید مهم که چشم تو مه را دید

رباعی شماره ۵۸۱: برقی که ز میغ آن جهان روی نمود

رباعی شماره ۵۸۲: بر گور من آن کو گذرد مست شود

رباعی شماره ۵۸۳: بر یار نظر کنم خجل میگردد

رباعی شماره ۵۸۴: بس درمانها کان مدد درد شود

رباعی شماره ۵۸۵: بسیار ترا خسته روان باید شد

رباعی شماره ۵۸۶: بشنو اگرت تاب شنیدن باشد

رباعی شماره ۵۸۷: بعضی به صفات حیدر کرارند

رباعی شماره ۵۸۸: بویت آمد گریز را روی نماند

رباعی شماره ۵۸۹: بوی دم مقبلان چو گل خوش باشد

رباعی شماره ۵۹۰: بی‌بحر صفا گوهر ما سنگ آمد

رباعی شماره ۵۹۱: بی‌تو جانا قرار نتوانم کرد

رباعی شماره ۵۹۲: بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد

رباعی شماره ۵۹۳: بیدار شو ای دل که جهان می‌گذرد

رباعی شماره ۵۹۴: پیران خرابات غمت بسیارند

رباعی شماره ۵۹۵: بی‌زارم از آن آب که آتش نشود

رباعی شماره ۵۹۶: بی‌زارم از آن لعل که پیروزه بود

رباعی شماره ۵۹۷: بی‌عشق نشاط و طرب افزون نشود

رباعی شماره ۵۹۸: بیمارم و غم در امتحانم دارد

رباعی شماره ۵۹۹: بی‌من به زبان من سخن می‌آید

رباعی شماره ۶۰۰: پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد

رباعی شماره ۶۰۱: بی‌یاری تو دل بسوی یار نشد

رباعی شماره ۶۰۲: تا با غم عشق تو مرا کار افتاد

رباعی شماره ۶۰۳: تا بنده ز خود فانی مطلق نشود

رباعی شماره ۶۰۴: تا تو بخودی ترا به خود ره ندهد

رباعی شماره ۶۰۵: تا در دل من عشق تو اندوخته شد

رباعی شماره ۶۰۶: تا در طلب مات همی کام بود

رباعی شماره ۶۰۷: تا رهبر تو طبع بدآموز بود

رباعی شماره ۶۰۸: تا سر نشود یقین که سرکش نشود

رباعی شماره ۶۰۹: تا گوهر جان در این طبایع افتاد

رباعی شماره ۶۱۰: تا مدرسه و مناره ویران نشود

رباعی شماره ۶۱۱: نایی ببرید از نیستان استاد

رباعی شماره ۶۱۲: بانگ مستی ز آسمان می‌آید

رباعی شماره ۶۱۳: تنها بمرو که رهزنان بسیارند

رباعی شماره ۶۱۴: تو جانی و هر زنده غم جان بکشد

رباعی شماره ۶۱۵: تو هیچ نه‌ای و هیچ توبه ز وجود

رباعی شماره ۶۱۶: تیری ز کمانچه‌ی ربابی بجهید

رباعی شماره ۶۱۷: جامی که بگیرم میش انوار بود

رباعی شماره ۶۱۸: جانا تبش عشق به غایت برسید

رباعی شماره ۶۱۹: جان باز که وصل او به دستان ندهند

رباعی شماره ۶۲۰: جان چو سمندرم نگاری دارد

رباعی شماره ۶۲۱: جان را جستم ببحر مرجان آمد

رباعی شماره ۶۲۲: جان روی به عالم همایون آورد

رباعی شماره ۶۲۳: جان کیست که او بدیده کار تو کند

رباعی شماره ۶۲۴: جان محرم درگاه همی باید برد

رباعی شماره ۶۲۵: جانم ز هواهای تو یادی دارد

رباعی شماره ۶۲۶: جانیکه در او از تو خیالی باشد

رباعی شماره ۶۲۷: جائیکه در او چون نگاری باشد

رباعی شماره ۶۲۸: جز دمدمه‌ی عشق تو در گوش نماند

رباعی شماره ۶۲۹: جز صحبت عاشقان و مستان مپسند

رباعی شماره ۶۳۰: چشمت صنما هزار دلدار کشد

رباعی شماره ۶۳۱: چشم تو هزار سحر مطلق دارد

رباعی شماره ۶۳۲: چشمی که نظر بدان گل و لاله کند

رباعی شماره ۶۳۳: جودت همه آن کند که دریا نکند

رباعی شماره ۶۳۴: جوزی که درونش مغز شیرین باشد

رباعی شماره ۶۳۵: چون بدنامی بروزگاری افتد

رباعی شماره ۶۳۶: چون خمر تو در ساغر ما در ریزند

رباعی شماره ۶۳۷: چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد

رباعی شماره ۶۳۸: چون دیده برفت توتیای تو چه سود

رباعی شماره ۶۳۹: چون روز وصال یار ما نیست پدید

رباعی شماره ۶۴۰: چون زیر افکند در عراق آمیزد

رباعی شماره ۶۴۱: چون شاهد پوشیده خرامان گردد

رباعی شماره ۶۴۲: چون صبح ولای حق دمیدن گیرد

رباعی شماره ۶۴۳: چون صورت تو در دل ما بازآید

رباعی شماره ۶۴۴: چون نیستی تو محض اقرار بود

رباعی شماره ۶۴۵: حاشا که دل از عشق جهانرا نگرد

رباعی شماره ۶۴۶: خاک توام و خدای حق میداند

رباعی شماره ۶۴۷: خاموش مراز گفت و گفتار تو کرد

رباعی شماره ۶۴۸: خوابم ز خیال روی تو پشت بداد

رباعی شماره ۶۴۹: خواهم گردی که از هوای تو رسد

رباعی شماره ۶۵۰: خواهم که دلم با غم هم‌خو باشد

رباعی شماره ۶۵۱: خورشید که باشد که بروی تو رسد

رباعی شماره ۶۵۲: خورشید که در خانه بقا می نکند

رباعی شماره ۶۵۳: خورشید مگر بسته به پیشت میرد

رباعی شماره ۶۵۴: خوش عادت خوش خو که محمد دارد

رباعی شماره ۶۵۵: خون دل عاشقان چو جیحون گردد

رباعی شماره ۶۵۶: دامان جلال تو ز دستم نشود

رباعی شماره ۶۵۷: دانی صوفی بهر چه بسیار خورد

رباعی شماره ۶۵۸: در باغ آیید و سبز پوشان نگرید

رباعی شماره ۶۵۹: در باغ هزار شاهد مهرو بود

رباعی شماره ۶۶۰: در بندم از آن دو زلف بند اندر بند

رباعی شماره ۶۶۱: در حضرت حق ستوده درویشانند

رباعی شماره ۶۶۲: در خدمتت ای جان چو بدن میافتد

رباعی شماره ۶۶۳: درد و زخم ار زلف تو در چنگ آید

رباعی شماره ۶۶۴: در راه طلب رسیده‌ای میباید

رباعی شماره ۶۶۵: در سلسله‌ات هر آنکه پا بست شود

رباعی شماره ۶۶۶: در سینه‌ی هر که ذره‌ای دل باشد

رباعی شماره ۶۶۷: در صحبت حق خموش میباید بود

رباعی شماره ۶۶۸: در عشق اگرچه خرده بینم کردند

رباعی شماره ۶۶۹: در عشق توام نصیحت و پند چه سود

رباعی شماره ۶۷۰: در عشق توام وفا قرین میباید

رباعی شماره ۶۷۱: در عشق تو عقل ذوفنون میخسبد

رباعی شماره ۶۷۲: در عشق اگر دمی قرارت باشد

رباعی شماره ۶۷۳: در عشق نه پستی نه بلندی باشد

رباعی شماره ۶۷۴: در عشق هزار جان و دل بس نکند

رباعی شماره ۶۷۵: در کام دل آنچه بود نفسم همه راند

رباعی شماره ۶۷۶: در گریه‌ی خون مرا شکر خند تو کرد

رباعی شماره ۶۷۷: در کوی خرابات تکبر نخرند

رباعی شماره ۶۷۸: در لشکر عشق چونکه خونریز کنند

رباعی شماره ۶۷۹: در مدرسه‌ی عشق اگر قال بود

رباعی شماره ۶۸۰: در می‌طلبی ز چشمه در بر ناید

رباعی شماره ۶۸۱: در معنی هست و در عیان نیست که دید

رباعی شماره ۶۸۲: در مغز فلک چو عشق تو جا گیرد

رباعی شماره ۶۸۳: ای دل، اثر صبح، گه شام که دید

رباعی شماره ۶۸۴: در نفی تو عقل را امان نتوان دید

رباعی شماره ۶۸۵: درویش که اسرار جهان میبخشد

رباعی شماره ۶۸۶: در عشق توم وفا قرین می‌باید

رباعی شماره ۶۸۷: دریا نکند سیر مرا جو چه کند

رباعی شماره ۶۸۸: دردی داری که بحر را پر دارد

رباعی شماره ۶۸۹: دست تو به جود طعنه بر میغ زند

رباعی شماره ۶۹۰: دشنام که از لب تو مهوش باشد

رباعی شماره ۶۹۱: دل با هوس تو زاد و بودی دارد

رباعی شماره ۶۹۲: دلتنگ مشو که دلگشائی آمد

رباعی شماره ۶۹۳: دل جمله حکایت از بهار تو کند

رباعی شماره ۶۹۴: دل داد مرا که دلستان را بزدم

رباعی شماره ۶۹۵: دلدار ابد گرد دلم میگردد

رباعی شماره ۶۹۶: دل در پی دلدار بسی تاخت و نشد

رباعی شماره ۶۹۷: دل دوش در این عشق حریف ما بود

رباعی شماره ۶۹۸: دل را بدهم پند که عمدا نرود

رباعی شماره ۶۹۹: دل‌ها به سماع بیقرار افتادند

رباعی شماره ۷۰۰: دل هرچه در آشکار و پنهان گوید

رباعی شماره ۷۰۱: دوش آن بت من همچو مه گردون بود

رباعی شماره ۷۰۲: دوش از قمر تو آسمان مینوشید

رباعی شماره ۷۰۳: دو کون خیال خانه‌ای بیش نبود

رباعی شماره ۷۰۴: دی باغ ز وی شکر سلامت میکرد

رباعی شماره ۷۰۵: دی بنده بر آن قمر جانی شد

رباعی شماره ۷۰۶: دی چشم تو رای سحر مطلق میزد

رباعی شماره ۷۰۷: دیدم رخت از غم سر موئیم نماند

رباعی شماره ۷۰۸: دی می‌رفتی بر تو تو نظر می‌کردند

رباعی شماره ۷۰۹: دیوانه میان خلق پیدا باشد

رباعی شماره ۷۱۰: رفتم بدر خانه‌ی آنخوش پیوند

رباعی شماره ۷۱۱: رو دیده بدوز تا دلت دیده شود

رباعی شماره ۷۱۲: روز آمد و غوغای تو در بردارد

رباعی شماره ۷۱۳: روز شادیست غم چرا باید خورد

رباعی شماره ۷۱۴: روز محک محتشم و دون آمد

رباعی شماره ۷۱۵: روزیکه بود دلت ز جان پر از درد

رباعی شماره ۷۱۶: روزی که جمال آن صنم دیده شود

رباعی شماره ۷۱۷: روزی که خیال دلستان رقص کند

رباعی شماره ۷۱۸: روزی که ز کار کمترک می‌آید

رباعی شماره ۷۱۹: روزیکه مرا عشق تو دیوانه کند

رباعی شماره ۷۲۰: روزیکه وجودها تولد گیرد

رباعی شماره ۷۲۱: رو نیکی کن که دهر نیکی داند

رباعی شماره ۷۲۲: زان آب که چرخ از آن بسر می‌گردد

رباعی شماره ۷۲۳: زان مقصد صنع تو یکی نی ببرید

رباعی شماره ۷۲۴: ز اول که مرا عشق نگارم بربود

رباعی شماره ۷۲۵: زلفت چو بر آن لعل شکرخای زند

رباعی شماره ۷۲۶: زلف تو به حسن ذوفنونها برزد

رباعی شماره ۷۲۷: زندان تو از نجات خوشتر باشد

رباعی شماره ۷۲۸: زنهار مگو که رهروان نیز نیند

رباعی شماره ۷۲۹: سر دل عاشقان ز مطرب شنوید

رباعی شماره ۷۳۰: سر مستان را ز محتسب ترسانند

رباعی شماره ۷۳۱: سرویکه ز باغ پاکبازان باشد

رباعی شماره ۷۳۲: سرهای درختان گل تر میچینند

رباعی شماره ۷۳۳: سرهای درختان گل رعنا چیدند

رباعی شماره ۷۳۴: سودای ترا بهانه‌ای بس باشد

رباعی شماره ۷۳۵: سوز دل عاشقان شررها دارد

رباعی شماره ۷۳۶: شاد آنکه جمال ماهتابش ببرد

رباعی شماره ۷۳۷: شاد آنکه ز دور ما یار ما بنماید

رباعی شماره ۷۳۸: شادی همه طالبان که مطلوب رسید

رباعی شماره ۷۳۹: شادم که غم تو در دل من گنجد

رباعی شماره ۷۴۰: شادی زمانه با غمم برنامد

رباعی شماره ۷۴۱: شاهیست که تو هرچه بپوشی داند

رباعی شماره ۷۴۲: شب چون دل عاشقان پر از سودا شد

رباعی شماره ۷۴۳: شب رفت کجا رفت همانجای که بود

رباعی شماره ۷۴۴: شب گشت که خلقان همه در خواب روند

رباعی شماره ۷۴۵: شور آوردم که گاو گردون نکشد

رباعی شماره ۷۴۶: شور عجبی در سر ما میگردد

رباعی شماره ۷۴۷: شیرین سخنی در دل ما میخندد

رباعی شماره ۷۴۸: صافی صفت و پاک نظر باید بود

رباعی شماره ۷۴۹: صبح آمد و وقت روشنائی آمد

رباعی شماره ۷۵۰: صبح است و صبا مشک فشان می‌گذرد

رباعی شماره ۷۵۱: صد بار ز سر برفت عقلم و آمد

رباعی شماره ۷۵۲: صد سال بقای آن بت مهوش باد

رباعی شماره ۷۵۳: صد مرحله زانسوی خرد خواهم شد

رباعی شماره ۷۵۴: طاوس نه‌ای که بر جمالت نگرند

رباعی شماره ۷۵۵: عارف چو گل و جز گل خندان نبود

رباعی شماره ۷۵۶: هر دل که درو مهر تو پنهان نبود

رباعی شماره ۷۵۷: عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود

رباعی شماره ۷۵۸: عاشق که بناز و ناز کی فرد بود

رباعی شماره ۷۵۹: عاشق که تواضع ننماید چکند

رباعی شماره ۷۶۰: عشاق به یک دم دو جهان در بازند

رباعی شماره ۷۶۱: عشق آن باشد که خلق را دارد شاد

رباعی شماره ۷۶۲: عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد

رباعی شماره ۷۶۳: عشق از ازلست و تا ابد خواهد بود

رباعی شماره ۷۶۴: عشق تو بهر صومعه مستی دارد

رباعی شماره ۷۶۵: عشق تو خوشی چو قصد خونریز کند

رباعی شماره ۷۶۶: عشق تو سلامت ز جهان می‌ببرد

رباعی شماره ۷۶۷: عشقی آمد که عشقها سودا شد

رباعی شماره ۷۶۸: عقل و دل من چه عیشها میداند

رباعی شماره ۷۶۹: علم فقها ز شرع و سنت باشد

رباعی شماره ۷۷۰: عید آمده کز تو عید عیدانه برد

رباعی شماره ۷۷۱: غم را بر او گزیده میباید کرد

رباعی شماره ۷۷۲: غم کیست که گرد دل مردان گردد

رباعی شماره ۷۷۳: فردا که به محشر اندر آید زن و مرد

رباعی شماره ۷۷۴: قاصد پی اینکه بنده خندان نشود

رباعی شماره ۷۷۵: قد الفم ز مشق چون جیم افتاد

رباعی شماره ۷۷۶: قومی به خرابات تو اندر بندند

رباعی شماره ۷۷۷: کاری ز درون جان میباید

رباعی شماره ۷۷۸: کامل صفتی راه فنا می‌پیمود

رباعی شماره ۷۷۹: گر با دل و دنده هیچ کارم افتد

رباعی شماره ۷۸۰: گر چرخ ترا خدمت پیوست کند

رباعی شماره ۷۸۱: گر خواب ترا خواجه گرفتار کند

رباعی شماره ۷۸۲: گر در طلبی ز چشمه در بر ناید

رباعی شماره ۷۸۳: گر دریا را همه نهنگان گیرند

رباعی شماره ۷۸۴: گر صبر کنم جامعه‌ی جان میسوزد

رباعی شماره ۷۸۵: گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید

رباعی شماره ۷۸۶: اگر عاشق را فنا و مردن باشد

رباعی شماره ۷۸۷: گر ما نه همه تنور سوزان باشد

رباعی شماره ۷۸۸: گر مرده شود تن بر خود جاش کنند

رباعی شماره ۷۸۹: گر نگریزی ز ما بنازی چه شود

رباعی شماره ۷۹۰: گر هر دو جهان ز خار غم پر باشد

رباعی شماره ۷۹۱: کس از خم چوگان تو گوئی نبرد

رباعی شماره ۷۹۲: کس واقف آن حضرت شاهانه نشد

رباعی شماره ۷۹۳: کشتی چو به دریای روان میگذرد

رباعی شماره ۷۹۴: گفتم بیتی نگار از من رنجید

رباعی شماره ۷۹۵: گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد

رباعی شماره ۷۹۶: گفتم که به من رسید دردت بمزید

رباعی شماره ۷۹۷: گفتم که ز خردی دل من نیست پدید

رباعی شماره ۷۹۸: گفتی که بگو زبان چه محرم باشد

رباعی شماره ۷۹۹: کو پای که او باغ و چمن را شاید

رباعی شماره ۸۰۰: گوید چونی خوشی و در خنده شود

رباعی شماره ۸۰۱: گویند که فردوس برین خواهد بود

رباعی شماره ۸۰۲: کی باشد کین نبش بنوش تو رسد

رباعی شماره ۸۰۳: کی غم خورد آنکه با تو خرم باشد

رباعی شماره ۸۰۴: کی غم خورد آنکه شاد مطلق باشد

رباعی شماره ۸۰۵: کی گفت که آن زنده‌ی جاوید بمرد

رباعی شماره ۸۰۶: لبهای تو آنگه که با ستیز بود

رباعی شماره ۸۰۷: لعلیست که او شکر فروشی داند

رباعی شماره ۸۰۸: ما بسته بدیم بند دیگر آمد

رباعی شماره ۸۰۹: هر لحظه میی به جان سرمست دهد

رباعی شماره ۸۱۰: ما می‌خواهیم و دیگران میخواهند

رباعی شماره ۸۱۱: ماهی که کمر گرد قمر می‌بندد

رباعی شماره ۸۱۲: مائیم ز عشق یافته مرهم خود

رباعی شماره ۸۱۳: مردان رهت که سر معنی دانند

رباعی شماره ۸۱۴: مردان رهش زنده به جان دگرند

رباعی شماره ۸۱۵: مردیکه بهست و نیست قانع گردد

رباعی شماره ۸۱۶: مرغ دل من ز بسکه پرواز آورد

رباعی شماره ۸۱۷: مرغی که ز باغ پاکبازان باشد

رباعی شماره ۸۱۸: مرغی ملکی زانسوی گردون بپرد

رباعی شماره ۸۱۹: مستان غمت بار دگر شوریدند

رباعی شماره ۸۲۰: مشکین رسنت چو پرده‌ی ماه شود

رباعی شماره ۸۲۱: مطرب خواهم که عاشق مست بود

رباعی