گنجور

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
سنایی

از روی عتاب اگر چه گویی سردم

در صف بلا گرچه دهی ناوردم

روزی اگر از وفای تو برگردم

در مذهب و راه عاشقی نامردم

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
مجیرالدین بیلقانی

گفتم که به مهر یار دل بسپردم

از هجر نگویم ار ساید خردم

این گفتم و چون فراق او روی نمود

بس گریه که من به خنده بیرون بردم

رضی‌الدین نیشابوری

چندان که شب و روز غم او خوردم

هرگز نگرفت دست در یک دردم

در غصه آنم که چه گویم با خلق

کاین عمر عزیز با که ضایع کردم

عطار

در هر سخنی که سر بدان آوردم

تا سر ننهم دران سخن سرکردم

آخر چه دلی بود که آن خون نشود

دردش نکند این سخن پُر دردم

اوحدالدین کرمانی

از عشق تو گرچه با دل پُر دردم

ممکن نبود کز در تو برگردم

تن دادم و [نیز] هرچه کردی کردم

گر برگردم ازین سخن نامردم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه