گنجور

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
کمال‌الدین اسماعیل

از عکس لبت دیده بدخشان گردد

وز یاد رخت سینه گلستان گردد

بی روی توگر آب خورم چون گلبن

اندر دل من چو غنچه پیکان گردد

مولانا

معشوقه چو آفتاب تابان گردد

عاشق به مثال ذره گردان گردد

چون باد بهار عشق جنبان گردد

هر شاخ که خشک نیست رقصان گردد

مجد همگر

هر سر که تو را بر خط فرمان گردد

از دولت تو سرور اقران گردد

آن عید هر آنکه با تو کژ بد چوگان

این عید به شمشیر تو قربان گردد

طالب آملی

روی تو شود مهر چو تابان گردد

لعل تو شود صبح چو خندان گردد

جز روی تو در حمایت زلف که دید

خورشید که از سایه نشینان گردد

جویای تبریزی

هر کس از وضع خود گریزان گردد

شاید که بری ز نور ایمان گردد

باشد در دیده‌ها به عینه زنار

از دانه چو تار سبحه عریان گردد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه