گنجور

شعرهای امیرخسرو دهلوی با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» - صفحهٔ ۲

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۴۹

 

هزار سال ترا بینم و نگردم سیر

ولی دریغ که بنیاد عمر محکم نیست


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۵۴

 

بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست

رهامکن که دلم را زغم رهایی نیست

دلم ببردی و گر سرجدا کنی زتنم

بجان تو که دلم را سر جدایی نیست

بریز جرعه که هنگامهٔ غمت گرم است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۶۰

 

مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت

شبی نرفت که برجان ما بلا نگذشت

مرا ز عارض او دیر شد گلی نشگفت

چو گلبنی که بر او هیچ‌گه صبا نگذشت

گذشت در دل من صد هزار تیر جفا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۶۲

 

درین هوس که ببیند به خواب چشم ترا

بخفت نرگس و بیدار گشت و باز بخفت

بباغ با تو همی کرد سرو پای دراز

به یک طپانچه که بادش بزد دراز بخفت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۸۹

 

چوکارهای جهانست جمله بی بنیاد

حکیم دروی ننهاد کارها بنیاد

مشو مقیم درآبادی خراب جهان

چو کس مقیم نماند درین خراب آباد

مبر ز باد غرور ار بلندیی داری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۹۸

 

سخن همان قدری گو که من توانم زیست

نمک همان قدری زن که در جگر گنجد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۰۴

 

تو خود بوسه دهی جان ولی نیارد گفت

که بازمردهٔ تو زندگی هوس را رد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۰۵

 

بتم چو روی سوی خانهٔ کتاب آرد

زخلق اگر نکند رخ نهان که تاب آرد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۰۸

 

تو خفته می‌گذری ماهروی مهد نشین

که باز بر شتر است و فغان جرس دارد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۲۵

 

شب ! وفتاد و غمت باز کار خواهد کرد

دو چشم تیره ستاره شمار خواهد کرد

خیال یار گذر کرد این طرف ای صبر

بیا که باز مرا بی قرار خواهد کرد

دلم به صحبت رندان همی کشد دایم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۳۲

 

اگر نه جان عزیزی چرا دمی بی‌تو

به کام دل نفسی بر نمی‌توان آورد

هزار بوسه لبم زد زشوق بر دهنم

ازانکه نم دهان تو بر دهان آورد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۳۹

 

کجاست ساقی بیدار بخت و خواب آلود

که بهر دادن جام شراب برخیزد

غلام نرگس مستم که بامداد پگاه

قدح بدست گرفته زخواب برخیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۴۴

 

خطی که بر سمن آن گل عذار بنویسد

بنفشهٔ نسخهٔ آن بربهار بنویسد

نسیم باد صبا شرح آن خط ریحان

به مشک بر ورق لاله زار بنویسد

سواد خط یاقوت اگر دهند دستش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۵۳

 

شوم فدای جمالی که گر هزاران سال

کنم نظاره هنوز آرزو بجا باشد

بلا و فتنه از آن نخل باد یارب دور

که برگ و فتنهٔ او میوهٔ بلا باشد

ندانم این دل آواره را که فتوی داد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۵۶

 

بتا تو سنگ دلی کی دلم نگه داری

نه هر که سنگ تراش است شیشه گر باشد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۸۶

 

کسی که دل زخم زلف او برون آرد

کبوتری است که از چنگ با ز بستاند

اگر نسیم صبا زلف او برافشاند

هزار جان مقید ز بند برهاند

منش ببینم از دور رخ نهم برخاک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۹۴

 

ز گریه من نتوانم نوشت نامه به دوست

و گر جواب رسد نیز من نیارم خواند


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۹۵

 

مبصران که مزاج جهان شناخته‌اند

دو روزه برگ اقامت دران نساخته‌اند

خراب گردد این باغ و برپرند همه

نوازنان که در و عندلیب و فاخته‌اند


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۰۱

 

بتان که دست نمودند خلق را در خون

به عهد تو همه دست اندر آستین کردند


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۰۳

 

جوان و پیر که در بند مال و فرزندند

نه عاقلند که طفلان ناخردمندند

بخانه‌ای که ره جان نمی‌توان بستن

چه ابلهند کسانی که دل همی بندند

به سبزه زار فلک طرفه باغبانانند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[۱] [۲] [۳] [۴] … [صفحهٔ آخر]