گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » سایر اشعار
 

شمارهٔ ۱ - مثنوی ساقی نامه: بیا ساقی ای محرم راز من

شمارهٔ ۲ - قصیدهٔ ساقی نامه: ساقی بیار باده که شد مام روزگار

شمارهٔ ۳ - در باب کتاب خیرات حسان گفته: ز خیرات حسان آمد یقینم

شمارهٔ ۴ - متفرقه: گفتم آید چو شوم پیر دل از زلف تو باز

شمارهٔ ۵ - وله: مشگل بتو افتاده مراو نتوان گفت

شمارهٔ ۶: گر نیست مه رخت ز چه رو از شکنج زلف

شمارهٔ ۷: بسکه از آه سحر مشعله روشن کردم

شمارهٔ ۸: طاقتم نیست دلا بار غم هجران را

شمارهٔ ۹: کافر عشقم و سودای بتانم دین است

شمارهٔ ۱۰ - قطعه: آمد آهسته شب به بستر من

شمارهٔ ۱۱: اگرم ز بی نیازی همه خوار و زار دارد

شمارهٔ ۱۲: کشتیم زار و نکردی نگه از ناز برویم

شمارهٔ ۱۳: نه تیر رفته بسوی کمان فراز آید

شمارهٔ ۱۴: دلم چگونه نپیچید بخود چو مار امشب

شمارهٔ ۱۵: پاس خوددار که تو مست و حریف عیار است

شمارهٔ ۱۶: هرزه گردی نه سزای چو تو شیرین پسر است

شمارهٔ ۱۷: دل چو بر عهد تو ای خسرو خوبان ستم

شمارهٔ ۱۸: بسکه در صورت زیبای تو حیران بودم

شمارهٔ ۱۹: همه شب چشم من و صبح گریبان تو بود

شمارهٔ ۲۰: چه خطا شد ز من ایخسرو فرخ زادم

شمارهٔ ۲۱: گفتمت چونتو من دلشده را یار شوی

شمارهٔ ۲۲: با تو آمیزش غیر الفت قند و مگس است

شمارهٔ ۲۳: دانم بمقصد چیستی ای آهوی ختا

شمارهٔ ۲۴: با همه سستی که در معاهده داری

شمارهٔ ۲۵: در حیرتم از شوخی آنچشم سیه مست

شمارهٔ ۲۶: جدا ز گوشۀ چشم تو گوشۀ نگزیدم

شمارهٔ ۲۷: المنه الله که می وصل بجام است

شمارهٔ ۲۸: ای برازنده ببالای تو تشریف خدائی

شمارهٔ ۲۹: دارم اندر تن دل ویرانه‌ای

شمارهٔ ۳۰: نی بدل تاب نهفتن دارمش

شمارهٔ ۳۱: گر بپوشم سینه در تنگ آیدم

شمارهٔ ۳۲: ور بگویم قصه عامی فهم نیست

شمارهٔ ۳۳: هان ای معلم تا کی باکراه

شمارهٔ ۳۴: شمیم نافه میدهد نسیم جویبارها

شمارهٔ ۳۵: گفتم رقم کنم بتو حال دل خراب

شمارهٔ ۳۶: چشمت چو تیر غمزه گشاد از کمان دهد

شمارهٔ ۳۷: ندیدم در وطن روی نشاط آخر سفر کردم

شمارهٔ ۳۸: هر شب از یاد خطت از جگر سوختگان

شمارهٔ ۳۹: زیبانگار من دل ما را که برده‌ای

شمارهٔ ۴۰: بیدلان جمله پشیمان که چرا داد دل از کف

شمارهٔ ۴۱: ایصبا نکهت آنزلفت پریشان بمن آر

شمارهٔ ۴۲: آن تار زلف بر دل و آنشانه کردنت

شمارهٔ ۴۳: حالی نداد روی ز درس ادب مرا

شمارهٔ ۴۴: در خواب بکف داشتم این طرۀ پرتاب

شمارهٔ ۴۵: تا سر زلف تو در دست نسیم سحر است

شمارهٔ ۴۶: دل که آزاد ز زنجیر بلا و محن است

شمارهٔ ۴۷: تعلیم او نکرد معلم حدیث عشق

شمارهٔ ۴۸: همقطاران رفت ما ماندیم خاک کوی دوست

شمارهٔ ۴۹: دلم از یاد هجر دوست خون است

شمارهٔ ۵۰: مرا تنگست در دل منزل دوست

شمارهٔ ۵۱: گر چه در پای فکندی چو سرموی مرا

شمارهٔ ۵۲: نقش وصل توام از ششدرغم ره نگشود

شمارهٔ ۵۳: روی بنما و بپای تو فشانم جانرا

شمارهٔ ۵۴: ز پریشانی ما کی شود آگاه کسی

شمارهٔ ۵۵: عکس تو تا بر آینۀ ساغر اوفتاد

شمارهٔ ۵۶: گر مرا راه گدائی بسر کوی تو بود

شمارهٔ ۵۷: گر مرا در سر سودای تو شد جان سهل است

شمارهٔ ۵۸: شبهای وصل روز فراق آیدم بخواب

شمارهٔ ۵۹: بسر زلف تو کز زلف تو سر می نکشم

شمارهٔ ۶۰: رهم نمیدهد اغیار بر سر کویش

شمارهٔ ۶۱: جز دو ابروی کج یار بروی چونگار

شمارهٔ ۶۲: گر بدل از صحبتم داری ملال

شمارهٔ ۶۳: هزار شانه بزلف نگار خویش کشیدم

شمارهٔ ۶۴: دم شاهی زنم از بندگی حضرت تو

شمارهٔ ۶۵: گفتم هوای زلف تو از سر بدر کنم

شمارهٔ ۶۶: تا پی عربده مژگان تو پیوست بهم

شمارهٔ ۶۷: با سینه غمت را سروکار بست و گرنه

شمارهٔ ۶۸: با همه شعلۀ آهی که شب از سینه بر آرم

شمارهٔ ۶۹ - تضمین: منم امروز که در صنعت عشق استادم

شمارهٔ ۷۰: ساقیا ساغر دوشینه نبرد از هوشم

شمارهٔ ۷۱: دفتر دانش ما اشگروان پاک بشست

شمارهٔ ۷۲: ز هجر از پیش یار افغان نمیکردم چه میکردم

شمارهٔ ۷۳: هوای زلف تو تا جا گرفته در دل من

شمارهٔ ۷۴: در حلقۀ گیسوی تو هر حلقه اسیری

شمارهٔ ۷۵: در ره بادیه کردیم سراغی تو بسی

شمارهٔ ۷۶: ایسر مه سای چشم بتان خاکراه تو

شمارهٔ ۷۷: آنقدر مهلتم از هجرده ایجان که بدل

شمارهٔ ۷۸: ای زلف ز بسکه خود پریشانی

شمارهٔ ۷۹ - مصرع: زنگاه چشم مستت گله بی حساب دارم

شمارهٔ ۸۰: مزن تیر بر سینه ام ناتوانی

شمارهٔ ۸۱: ریزند خون من آخر خوبان بعربده جوئی

شمارهٔ ۸۲: پی تیر نگاهی چند گیرم دامنت زخمی

شمارهٔ ۸۳: چه مژده بود که باد سحرگهی آورد

شمارهٔ ۸۴: هر زمانم که رسد جان بلب از تنگی دل

شمارهٔ ۸۵: خراب باده ام وز چشم ساقی چشم آن دارم