گنجور

 
نیر تبریزی
 

گفتم هوای زلف تو از سر بدر کنم

ترسم کم عمر در سر اینکار سر کنم

از قیل و قال مدرسه نگشود کار دل

رفتم بخانقاه که فکر ذکر کنم

بگرفت دل ز صحبت ابنای روزگار

خرّم دمی که راه خرابات سرکنم

خوش بود دل ز ذوق وصالت ولی چه سود

مهلت نداد هجر که شب را سحر کنم

کارم ز دست رفت یکی دیده باز کن

تا سینه پیش تیر نگاهت سپر کنم

خامان دلفسرده ندارند سوز عشق

تا کی حدیث دل بر هر بیخبر کنم

من کز شراب لعل تو مستم ز روز عهد

دامن کجا ز بادۀ انگور تر کنم

نیرّ هوای صحبت رندانم آرزوست

تا چند همزبانی این گاو و خر کنم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.