گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۳۹

 
جلال الدین محمد مولوی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات
 

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

ترک من خراب شب گرد مبتلا کن

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی

بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن

ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده

بر آب دیده ما صد جای آسیا کن

خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا

بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن

بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد

ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن

دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد

پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن

در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم

با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد

از برق این زمرد هی دفع اژدها کن

بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی

تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » صدای سخن عشق » رو سر بنه به بالین

علیرضا عصار » کوچ عاشقانه » کوی عشق

محسن دایی نبی » آخرین غزل رومی » آخرین غزل رومی

محسن نامجو » ترنج » رو سر بنه به بالین

محمدرضا شجریان » بوی باران » ساز و آواز (در قالب پرسه خوانی)

محمدرضا شجریان » ساز خاموش » تصنیف دشتی "مرا رها کن"

احمد شاملو » غزلیات مولوی » رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

همایون کاظمی » حلاج وشان » آخرین غزل

برگ سبز » شمارهٔ ۱۹۱ » (سه گاه) (۰۸:۲۲ - ۱۵:۴۴) نوازندگان: نجاحی، مجید (‎سنتور) خواننده آواز: قوامی (فاخته‌ای)، حسین سراینده شعر آواز: مولوی (غزل) مطلع شعر آواز: رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن

یک شاخه گل » شمارهٔ ۲۱۹ » (افشاری) (۰۳:۵۰ - ۰۵:۲۵) خواننده آواز: گلپایگانی، سیّدعلی‌اكبر سراینده شعر آواز: مولوی (غزل) مطلع شعر آواز: رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن

محمدرضا شجریان » بوی باران » ساز و آواز عراق

همایون شجریان » رگ خواب » رگ خواب

هژیر مهرافروز » تک‌آهنگهای هژیر مهر‌افروز » غزل آخر

پرواز همای » تک‌آهنگهای پرواز همای » تنها مرا رها کن

سینا سرلک » موج سودا » شبگرد مبتلا

فرشید اعرابی » مرگ خاموش » رها کن

شهرام ناظری » صدای سخن عشق » رو سر بنه به بالین اسپاتیفای

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » قاصدک - اجرای پاریس ۱۳۷۲

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۹۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی اصغر آقاجانی در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷، ساعت ۱۵:۳۳ نوشته:

این شعر را حضرت مولانا به هنگام مرگ و در بالین بیماری گفته است. قابل ذکر است که این آخرین غزل ویا در واقع آخرین شعر مولانا می باشد.

رویا زلقی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۱۰ نوشته:

با سلام
یک بیت مانده به آخر
گر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرد
عشق درست است نه عشقی
---
پاسخ: با تشکر، دوستانی که به تصحیح فروزانفر دسترسی دارند ما را از ضبط این بیت در آن تصحیح آگاه کنند.

امیر در ‫۱۰ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۵۸ نوشته:

دردی است غیر مردن ( کان ) را دوا نباشد که بر متن ( آن ) را دوا نباشد ترجیح دارد و با مصرع بعدی نیز ( کاین ) همخوانی دارد .
با سپاس

علیرضا در ‫۹ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۲۴ نوشته:

بنظر من بهتر است در مصراع دوم از اولین بیت کلمه "شبگرد" سر هم نوشته شود .
همچنین مصراع دوم بیت " گر اژدهاست ... باید به این صورت باشد : " از برق آن زمرد هین دفع اژدها کن"
البته در مصراع اولش هم عشق درست است نه عشقی که دوستمان اشاره داشتند.
یا حق

مهرآیین در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۴۰ نوشته:

بیت مورد بحث در نسخه ی استاد فروزانفر اینگونه است :
« گر اژدهاست بر ره ، عشقی است چون زمرد
از برق این زمرد ، هین دفع اژدها کن »
___________________________

جواد در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۴۱ نوشته:

از برق این زِمرّد هین دفع اژدها کن

محمد در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۳۱ نوشته:

در بیت ۴ مصراع ۲ سد جای آسیا کن صحیح است

شمس در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۰۰ نوشته:

این شعر شاهکار مولاناست و ایراد گرفتن از آن روا نیست

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۴ نوشته:

شاهکار است اما خرده گرفتن ازاد است بی ادبی کردن نه

اشکان در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۸ نوشته:

سلام چرا مدیران محترم سایت به وسیله این حاشیه ها متن را اصلاح نمی کنند؟ مثلا در مورد (هین دفع اژدها کن)

محمد عزیزی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۵ نوشته:

منظور از تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن چیست؟

سامان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۶ نوشته:

در مصرع دوم بیت چهارم " صد جایْ " درست است ( با سکون ی ) و منظور صد آسیای آبی است که منعطف به آب دیده است .

فرشید در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۰ نوشته:

این چکامه با صدای استاد شجریان خوش رنگتره

آرش در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۰ نوشته:

سلام
مصرع دوم از بیت دوم نباید به این شکل باشه؟
خواهی برو ببخشا خواهی بیا جفا کن
با توجه به بیت اول و سوم میگم!

قربان یاقوتی در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۵ نوشته:

در بیت ۴مصراع۲ یکی ازدوستان فرموده بودند سد جای آسیاکن بنظر بنده صد جای آسیا کن درست است یعنی بااشک ما میشود ۱۰۰ آسیاب کارکند

امیدی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۲ نوشته:

از برق این زِمرّد هین دفع اژدها کن

فرزان در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۷ نوشته:

سلام
با پوزش از بزرگواران در نسخه ای ، این مصرع را خواندم:
"با" آب دیده ما ، صد جای ، آسیا کن
با تشکر

حسین در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۶ نوشته:

دربیت سوم مصرع پنجم اینگونه صحیح تر است:
از من گریز یارا اندر بلا نیفتی

روحی در ‫۶ سال قبل، یک شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۵ نوشته:

با سلام لطفا" فرزانه ای بگوید مصرع دوم از بیت پنجم چگونه خوانده می شود.

فرید.ج در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۰ نوشته:

در جواب خانم/آقا ی روحی اینگونه خوانده می شود:
بُکشَد،کَسَش نگوید تدبیر خونبها کُن

فرزانه در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۱ نوشته:

عرض ادب دوستان.گرامی
لطفا در مورد مصرع پایانی توضیح دهید. سپاسگزارم

فرزانه در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۹ نوشته:

عرض ادب دوستان گرامی
در مورد مصرع پایانی غزل، استاد بزرگوار و والااندیش، جناب آقای بهرام باعزت چنین توضیح دادند.:
"سوالی که در مورد بیت آخر سروده ی فوق کرده اید چندان بغرنج نیست در واقع حضرت مولانا به تاریخ زندگی ابوعلی سینا که فیلسوف و شاعر نیز است اشاره کرده و از این روزنه به ابوالعلا معری که او نییز فیلسوف و شاعری نابیناست و تقریبا هم دوره با ایشان است و شخصی فوق العاده نهیلیسم و پوچ گراست طعنه وارد می کند. البته بد نیست به مقایسه ی ابوالعلا معری با خیام نیز که استاد دینانی در کتاب هستی و مستی اشاره کرده است نگاهی بندازید. در این کتاب اشاره شده که خیام به عنوان فیلسوف، خواستار این است که حالا که وارد جهان شده ایم چرا باید آن را ترک کنیم در حالی که ابوالعلا معری می گوید اصلا آمدنمان اشتباه بوده است. فکر می کنم همین مقایسه در تفسیر بیت آخر این غزل زیبا مفید به فایده باشد. به یقین می دانید که این غزل از سروده های آخرین مولاناست و به پسرش که در بالینش بوده و پدرش را به زندگی متوجه می ساخته گفته است. "

آزادی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۳ نوشته:

شعر استاد شفیعی کدکنی :
صبح آمده ست برخیز
بانگ خروس گوید
وینخواب و خستگی را
در شط شب رها کن
مستان نیم شب را
رندان تشنه لب را
بار دگر به فریاد
در کوچه ها صدا کن
خواب دریچه ها را
با نعره ی سنگ بشکن
بار دگر به شادی
دروازه های شب را
رو بر سپیده
وا کن
بانگ خروس گوید
فریاد شوق بفکن
زندان واژه ها را دیوار و باره بشکن
و آواز
عاشقان را
مهمان کوچه ها کن
زین بر نسیم بگذار
تا بگذری از این بحر
وز آن دو روزن صبح
در کوچه باغ مستی
باران صبحدم را
بر شاخه ی اقاقی
آیینه ی خدا کن
بنگر جوانه ها را آن ارجمند ها را
کان تار و پود چرکین
باغ عقیم دیروز
اینک جوانه
آورد
بنگر به نسترن ها
بر شانه های دیوار
خواب بنفشگان را
با نغمه ای در آمیز
و اشراق صبحدم را
در شعر جویباران
از بودن و سرودن
تفسیری آشنا کن
بیداری زمان را
با من بخوان به فریاد
ور مرد خواب و خفتی
رو سر بنه به
بالین تنها مرا رها کن

علیرضا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۶ نوشته:

وای چه غم عجیبی تو این شعر هست

خواهش میکنم در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۳ نوشته:

ممکنه در حاشیه ها دوستان بجای این همه ایراد گیری از ظاهر کلمات و اشعار درباره معانی اظهار نظر کنید

حمید سامانی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۶ نوشته:

دوستان نظرهای مختلفی نوشته اند
بزرگترین مشکل املا و نگارش صحیح و دانستن معنای درست کلمات است که قسمت بزرگی از نقدها را در بر میگیرد
همگی میدانیم که متأسفانه فرهنگ امانت شعر و پرهیز از تحریف در کار نیست به عمد و یا به میل و سلیقه خود و در موردی از نادانی اشعار شاعران تغییر پیدا میکنند و با اشتباه دست به دست میگردند با این وصف ابتدا بایستی خوب به معانی مختلف کلمات توجه کرد و معنای مجاز و صحیح را در نظر گرفت در این صورت تفهیم و تفسیر شعر به مراتب دقیقتر و لذت بخشتر میشود
با این همه انتظار میرود که دست اندرکاران تارنمای گنجور در نوشتن اشعار دقت بیشتری به خرج دهند که بازدید کنندگان مشتاق چیزی را به دلیل سهل انگاری دیگران اشتباه یاد نگیرند
خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا
در این مصراع خیره کشیست صحیح است نه خیره کشی است
همینطور در
دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد
دردیست صحیح است
دوستی ایراد غلطی گرفته است, در مصراع دوم بیت چهارم صد صحیح است نه سد
در بیت یکی به آخر مانده
گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد
عشق صحیح است و حرف "ی" اضافه است و احتیاج به مکث بعد از ره است
به این صورت گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد
در بیت آخر
تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن
بوالعلا به معنای فرد احمق و نادان است و احتمالا اشاره به ابوالعلا معری که خانم فرزانه توضیح داده اند و مفهوم مصراع بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی ساده است و آشکار
مفهوم مصراع آخر چنین است که از ابوعلی سینای دانشمند بگویید و صحبت کنید که درس عبرتی برای افراد نادان باشد
درود بر تمامی دوستداران ادبیات فارسی

گمنام در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۰۵ نوشته:

جناب شمس،
داستان سه علت مشروحه زیر کمی گنگ است ، به سه دلیل زیر :
اول نسخه چاپ سنگی نیکلسو ن که همواره به آن استناد می فرمایید، وحی منزل نیست
دوم میشود برای بخشودن و هم ( بخشیدن ) رفت یا آمد، ( بخشای ریشه بخشودن است )
سوم در باب پسر کوچکشان سلطان ولد، گیرم پدر تو بود فا ضل، چند بیت نمونه ای که سرکار آورده ایدگواهی روشن است بر اینکه وی از فضل پدرحتا دختر بخشی به ارث بنبرده است.!!

حقیر نیز "نطقش زین سپس دیگر بخفت" !!

مهدی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۶ نوشته:

به خلاف جناب شمس‌الحق، «سلطان ولد» فرزند ارشد مولانا بوده‌اند.

دیبا در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۴ نوشته:

تو بیت چهارم ((سد)) به نظر درستتر میاد تا ((صد)).

کمند در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۴ نوشته:

درود و خسته نباشید..
ایکاش بجای این نظریات ضد و نقیض که.در بعضی موارد اطمینانی هم بهش نیست.. مختصرتوضیحی درمورد ابیات و کل شعرداده میشد تا معنای کلی بیت در ذهن ماندگارشه
اینکه دراین حاشیه ازهردری و هرنظری مویند بعد ازخارج شدن ازاین صفحه چیز واضحی در ذهن نمیمونه و حیف این غزل زیبا نیست که معنی و تفسیر نشه توسط یکی ازاساتید!!!

کمند در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۵ نوشته:

درود و خسته نباشید..
ایکاش بجای این نظریات ضد و نقیض که.در بعضی موارد اطمینانی هم بهش نیست.. مختصرتوضیحی درمورد ابیات و کل شعرداده میشد تا معنای کلی بیت در ذهن ماندگارشه
اینکه دراین حاشیه ازهردری و هرنظری گفته میشه بعد ازخارج شدن ازاین صفحه چیز واضحی در ذهن نمیمونه
و حیف این غزل زیبا نیست که معنی و تفسیر نشه توسط یکی ازاساتید!!!

مهدی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۰ نوشته:

مولانا در بیت سوم این غزل زیبا
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن
به ما توصیه میکنه که دست از منیت مان برداریم ، منیت شامل خود بزرگ بینی ، پُز دادن ها ، ادعای دانستن کردن و هر چیزی که باعث میشه که ما بخواهیم توسط اون خودمون رو به بقیه نشون بدیم و ثابت کنیم. بدنبال این منیت کینه ، خشم ، نفرت ، رنج ، حسادت و... می آید و باعث میشه ما نتوانیم با زندگی موازی بشیم و از اون لذت ببریم.
این منیت سر منشا تمام بیماری های روحی و روانی و جسمانی انسانه که درصورت کوچک کردن آن ، انسان قادر است که راه سلامت رو در پیش بگیره.

محمد محمدی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۳۷ نوشته:

این شعر در آلبوم جدید استاد همایون شجریان به اسم رگ خواب در قطعه ای به همین اسم خوانده شده

معصومه عزیزی در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۱ نوشته:

چه میکنه همایون خان شجریان .... بی نظیر اجرا کرده این شعر رو تو آلبوم جدیدش بییییییی نظیر

وفایی در ‫۴ سال قبل، دو شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۹ نوشته:

آقای اشکان
جانا سخن از جانب ما می گویی
من هم مثل شما همیشه این موضوع برایم جای سوال و تعجب دارد .

وفایی در ‫۴ سال قبل، سه شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۷ نوشته:

این همه خواننده این غزل را خوانده اند ؟!!
هزاران غزل در دیوان شمس و کلیات سعدی و ....داریم ، یکی از یکی زیباتر ، آن وقت همه آمده اند و همین یک غزل را خوانده اند ؟!!
پس معلوم می شود آمار خراب های شبگرد مبتلا خیلی بیشتر از آن چیزی است که ما فکر می کنیم
ای ناقلاها

فرز در ‫۴ سال قبل، چهار شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۴۰ نوشته:

بر آب دیده ما "سد" جای آسیا کن ،صحیح میباشد که اشاره دارد به میزان کثیر أشک که ممکن است آسیا را از جای برکند و لذا میبایست بر آن بجای سنگ آسیا ، سدی استوار کرد.

آبگینه در ‫۴ سال قبل، جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۵ نوشته:

در تصحیح استاد فروزانفر در بیت نهم آمده: "عشقی"ست چون زمرد...

سراج در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۵ نوشته:

بر اساس تصحیح و طبع استاد بدیع الزمان فروزانفر در بیت نهم آمده است ،«عشقی ست چون زمرد» صحیح است

مهدی در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۹ نوشته:

زیباترین اجرای این آهنگ سالیان پیش توسط استاد اکبر گلپایگانی اجرا شده است:: https://www.youtube.com/watch?v=QveUfnfGK۴w

ابانداد در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۴ نوشته:

درود بر جناب امین کیخا و حاشیه های پر محتوایش

آبانداد در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۷ نوشته:

عذر میخام دوستان خانم مینا جمعه زاده هم حاشیه زیبایی نوشته بودن که ظاهرا حذف شده

سعید در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۶ نوشته:

۱- بیت درددیست غیر مردن کانرا دوا نباشد دوجور خوانش دارد کدام درست تر است؟ یکی اینکه غیر از مرگ دردی هست که دوا ندارد یا اینکه جز مرگ هیچ دردی بی دوا نیست.؟
۲- استاد شجریان در آلبوم بوی باران این غزل را دو جور خوانده اند که یکی در سی دی آن انتشار یافته و دیگری که اولیست در نوار کاستش به نظرم اولی زیباتره و به حال شعر نزدیکتره.

میثم زمانیان در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۰۷ نوشته:

سلام. من تا الان این مصرع رو اینجور میخوندم: دردیست غیر مردن، آن را دوا نباشد. بخاطر همین بعضی جاها دیدم بجای کلمه ی "آنرا" ، "کانرا" به کار بردن. اما الان که توی خلوتم داشتم شعرو با دقت و آرامش میخوندم دیدم اگه جای ویرگول رو بیاریم جلوتر، مصرع اینجوری خونده میشه: "درد"ی ست، غیر مردن آن را دوا نباشد...؛ و به همین خاطر فقط "آنرا" صحیح هست. البته این نظر منه، چون فکر میکنم این بیت باید اینجوری خونده بشه چون همین تغییر جای ویرگول معنی کل بیت رو برا من تغییر داد. میخواد بگه این یه دردی هست که فقط مرگ دواشه. اما اگه اونجوری بخونیم معنیش میشه که دردی غیر از مردن هست، که دوایی نداره. امیدوارم دوستان متوجه صحبتهام شده باشن. موفق باشین

طلا در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۹ نوشته:

استاد هژیر مهرافروز از این شعر برای جدیدترین موزیکشون به اسم غزل آخر استفاده کردن.من با صدای روحانی و معنوی ایشون که این شعر رو همراهی کردن بسیار حظ کردم،پیشنهاد میکنم هنردوستان عزیز این موزیک رو بشنون.مانا باشید

شهاب طاهری در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۰۸ نوشته:

سلام
متن آهنگ همایون شجریان توی آلبوم رگ خواب:
رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن
ترک من خرابِ خرابِ خرابِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن
ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
ماییم و آبِ دیده، در کنج غم خزیده
بر آبِ دیدهء ما صد جای آسیا کن
ماییم و موج سودا، شب شب تا به روز تنها
خواهی بیا بیا بیا بیا ببخشا، خواهی برو برو برو برو جفا کن
خواهی بیا بیا بیا بیا ببخشا، خواهی برو برو برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت ترک رهِ بلا کن
بر شاهِ خوب رویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کن
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرد
از برق آن زمرد هین (هِی) دفع اژدها کن
رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن
ترک من خرابِ شبگردِ مبتلا کن
تَرک من خرابِ شبگردِ مبتلا کن
تَرک من خرابِ خرابِ خرابِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن

وحید۹ در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۰ نوشته:

ببخشید دوستان این شعر رو یه خواننده ای وسط سریال نوار زرد شبکه دو خونده هرچی دارم میگردم پیداش نکردم . اگه کسی میدونه ممنون میشم بگه .متشکرم از دوستان اهل شعر

حمید در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۳ نوشته:

یه خواننده دیگه هم با صدایی زیبا این شعر شاهکار رو اجرا کردن. هژیر مهر افروز در تک آهنگی به نام غزل آخر....

sharifi در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۴۱ نوشته:

شهاب طاهری
پرواز همای خونده

سیامک در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۵۴ نوشته:

تصنیف زیبای این شعر را نامجو بسیار فوق العاده خواند
توصیه میکنم حتما گوش کنید
اینکه یک خواننده بتواند هر بیت یک شعر را که تمام ابیاتش وحدت معنا دارند را به چندین شکل دشتی و آواز و فریاد و البته طنز بخواند، جای تحسین دارد.

بابک احمدی در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۲ نوشته:

سلام
باتشکرازدوستمان سعیدوتحسین برای دقت نظرشان؛
بامعناترین شکل خوانش بیت"دردیست ،غیر مردن آن رادوانباشد
پس من چگونه گویم کاین درد رادوا کن" به شکلی است که معنی القاشده این می شود؛دردی دارم که غیراز مردن دوایی آن رانباشد،بنابر این چگونه بخواهم ازتو که این درد را درمان کنی.این طریق تفسیرباسیر کلی غزل ودربسترمرگ بودن وبیت بعدی "درخواب دوش دیدم...متناسب ترست.
این که بگوییم غیرازمردن هم دردیست که دوایی نداردچون کمی روی آن دردِغیرازمرگ تاکیدمی شودوماتوضیح اختصاصی در قبل وبعدنداریم که آن دردچیست کمی روال غزل را برهم می زند.
شکل دیگری هم می توان آن راخواندیعنی به صورت استفهام انکاری وسوالی:دردیست غیرمردن آن را دوانباشد؟(همه دردهابه جزمردن دوا دارد) پس من چگونه گویم کاین درد(مردن)را دواکن.

بابک احمدی در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۸ نوشته:

بادرنظرگرفتن سه شکل خواندن ومکث،و این بیت مولانا که
مرگ را دانم ولی تاکوی دوست راهی ارنزدیکتر دانی بگو
عقیده مولانا این است که دردیست(هجران ازاصل) که غیرازمردن درمانی ندارد.

بابک احمدی در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۲ نوشته:

مثل اینکه تحسین ازدقت نظر میثم زمانیانان رابایدذکرمی کردم

Yegane در ‫۳ سال قبل، شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۸ نوشته:

دوستان باید به عرض شما برسونم که مصرع "دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد" به این صورت باید خوانده شود :
دردی است، غیر مردن آن را دوا نباشد
اگر دقت داشته باشید حضرت مولانا در مصرع بعد می فرمایند که پس من چگونه بخوام که این درد را دوا کنی؟وقتی دردی که مولانا داشتند به غیر از مرگ دوای دیگری نداشته، پس دوای آن درد فقط مرگ بوده و این مصرع باید آنگونه خوانده شود.

نجفی در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۵ نوشته:

دردیست غیر، مردن،! کانرا دوا نباشد پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن
به نظر میرسد که از نگاه مولانا هر دردی دوایی دارد و تنها یک درد هیچ درمانی ندارد و آنهم مرگ است..منظور ار دردیست غیر یعنی ان درد دیگریست که مانند هیچ دردی نیست .پس مردن درد بی درمان است. و اکنون که مرگ دردیست سوای همه ی دردها پس من چگونه گویم که این درد را درمان کن.

نوروز در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۳ نوشته:

به نظر من بهترین خوانش از این شعر زیبا با صدای استاد شهرام ناظری در آلبوم صدای سخن عشق است. قطعه رو سر بنه به بالین یکی از زیباترین و معنوی ترین ساز و آوازهای ایرانی است. ترکیبی جادویی از آواز عرفانی و گیرای شهرام ناظری که به زیباترین حالت معنای شعر را ادا کرده است با تنورنوازی سید خلیل عالی نژاد.

مهدی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۷ نوشته:

سه بیت آخر اشاره به این گفته از شمس دارد:
یکی شکایت میکرد از اهل دنیا. گفتند دنیا لعب است و مزاح است در نظر رجال, در نظر کودکان لعب نیست, جد است, فریضه است. اکنون اگر بازی و مزاح برنمی تابی, بازی مکن و اگر برمی تابی, میزن و میخور خندان, که بازی نمک او خنده است نه گریه.
دنیا گنج است و مار است. قومی با گنج بازی میکنند, قومی با مار. آنکه با مار بازی کند, به زخم او دل بباید داد, به دم زند, به سر بزند. چون به دم زند بیدار نگردی به سر زند. قومی که از این بار برگشتند و به مُهر و مِهر او مغرور نشدند, و پیرعقل را در پیش کردند, که پیر عقل نظر آن ماران زمرد است. مار اژدها صفت چون دید که پیر عقل مقدم کاروان است, زبون شد و خوار شد و سست شد. در آن آب چون نهنگی بود, زیر پای عقل پل شد, زهر اوشکر شد خار او گل شد, راهزن بود بدرقه شد, مایه ی ترس بود مایه ی امن شد.

محمد علی لطفی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۵ نوشته:

با سلام و تشکر، آیا هدف از ایجاد این سایت، ایراد گیری و مطرح کردن "محفوظات"میباشد؟.چرا ظرف را چسبیده و "مظروف رها کرده ایم؟..../ای برادر تو همان اندیشه ای /مابقی تو ..../چرا مسئولین محترم رسیدگی نمیکنند؟ !

حسین در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۹ نوشته:

با سلام خدمت دوستان عزیز❤
از اونجاییکه معتقدم هر شعر، در دنیای معنا، برای هر کسی می تونه مختص خودش تعبیر و معنا باشه، با وجودِ منابعِ ظاهرا موثق مبنی بر مخاطب بودنِ سلطان ولد (فرزند خلف مولانا) در این شعر، به هیچ وجه نمی تونم و نمی خوام بپذیرم مخاطب این شعر کسی جز شمس تبریزی بوده باشه؛ که تمام عشق این شعرِ پر از غمِ عارفانه و تک تک واژگانش برام تداعی گرِ آخرین تمناهای مولانا به شمسه؛ فارغ از اینکه هنگام سرودن، شمس در این جهان خاکی حضور داشته یا آسمانی شده!

پریسا در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۰ نوشته:

Y
افلاکی در باب این غزل گوید:
...و گویند که حضرت سلطان ولد در مرض فوت مولانا، از خدمت بی حد و رقت بسیار و بی خوابی ،به غایت ضغیف شده بود و دائم نعره ها می زد و جامه ها پاره می کرد و نوحه ها می نمود و اصلا نمی غنود.
همان شب، حضرت مولانا فرمود که " بهاء الدین ! من خوشم ،برو سری بنه و قدری بیاسا!
چون حضرت ولد ،سر نهاد و روانه شد ، این غزل را فرمود و چلبی حسام الدین می توشت و اشکهای خونین می ریخت...
رو سر بنه به بالین ....
گزیده غزلیات شمس... محمدرضا شفیعی کدکنی
☘☘☘

پریسا در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۵ نوشته:

افلاکی در باب این غزل گوید:
...و گویند که حضرت سلطان ولد در مرض فوت مولانا، از خدمت بی حد و رقت بسیار و بی خوابی ،به غایت ضغیف شده بود و دائم نعره ها می زد و جامه ها پاره می کرد و نوحه ها می نمود و اصلا نمی غنود.
همان شب، حضرت مولانا فرمود که " بهاء الدین ! من خوشم ،برو سری بنه و قدری بیاسا!
چون حضرت ولد ،سر نهاد و روانه شد ، این غزل را فرمود و چلبی حسام الدین می توشت و اشکهای خونین می ریخت...
رو سر بنه به بالین ....
گزیده غزلیات شمس... محمدرضا شفیعی کدکنی
☘☘☘

پریسا در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۲ نوشته:

درود بر عاشقان مولانا وپویندگان راه راستی و درستی
انروز روز بزرگداشت مولاناست.
انیدوارم به معرفت حقیقی دست پیدا کتیم و از کلام مولانا ، به قول خودش، به عنوان نردبام آسمان بهره ببریم
حسین گرامی مطلبی رو نوشتند . با احترام به علاقه و ارادت ایشون . باید عرض کنم که اگرچه بن مایه و جوهر تمام اشعار مولانا در مثنوی و غزلیات ،شور و حالی ست که حضرت شمس در دل او انداخت ، اما ... اینجا مولانا ... واقعا به پسرش می گوید رو سر بنه به بالین ...
و آن پیری که در کوی عشق دید ( درخواب دوش پیری در کوی عشق دیدم... با دست اشارتم کرد که : عزم سوی ما کن ) قطعا کسی جز حضرت شمس نمی تواند باشد چون در دیار عشق ،برای مولانا ،تنها خورشبد تابان ،شمس است...و باقی ، ستارگانی که از پرتو او درخشانند...

@iKasra در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۱ نوشته:

رو سر بنه ببالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شب گرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا شب تا بروز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن
ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده
بر آب دیدهٔ ما صد جای آسیا کن
خیره کُشیست ما را دارد دلی چو خارا
بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن
بر شاه خوب‌رویان واجب وفا نباشد
ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن
دردیست غیر مردن آنرا دوا نباشد
پس من چگونه گویم کین درد را دوا کن
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر ره عشقیست چون زمرد
از برق این زمرد هین دفع اژدها کن
بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن

طبق چاپ دهم سال ۱۳۶۳
کلیات شمس تبریزی
بقلم بدیع‌الزمان فروزانفر
چاپخانه سپهر ، تهران

حسام در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۰ نوشته:

درود
تلاش کردم در بخش چه کسی این شعر را خوانده نام بلند استاد شجریان را اضافه کنم که در آلبوم قاصدک زیبایی این غزل را با صدای آسمانی خویش دو چندان نموده اند اما متاسفانه آلبوم قاصدک در سیاهه آثار استاد موجود نبود. چنانچه البوم مزبور با نامی دیگر به غیر از قاصدک منتشر شده و بنده بی اطلاع مانده ام عذر مرا بپذیرید و اگر نه لطف کنید و قاصدک را به اثار استاد شجریان عزیز تر از جانم اضافه بفرمایید.
سپاس بیکران

حامد مدنی در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۰۷ نوشته:

سلام و احترام
خواهی بیا بخشای خواهی بروجفاکن
درنظر داشته باشید که شاعر درمصرع فوق اوج بخشش و اوج جفا را اشاره میکند !
امدن و بخشیدن در مقایسه با دور بودن و بخشیدن بسیار با ارزشتر است در واقع بخشش زمانی سخت است که بخشنده در کنار بخشوده باشد و ببخشد وگرنه بخشیدن از راه دور و از سر دوری و ندیدن بسیار راحت تَر است
همینطور در مورد جفا میتوان گفت جفاکاری از راه دور درد بیشتری را وارد میکند و کلا جنس جفاهایی که از دور برآدمی وارد میشود بسیار دردناکتر هستند مانند حسد غیبت یا ...

سعید در ‫۲ سال قبل، شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۹ نوشته:

دوستان پیشنهاد می کنم حتماً این شعر را با آواز استاد ناظری گوش بدهید. در آلبوم صدای سخن عشق. به نظرم بهتر خواندن ناظری دیگر معنا ندارد.

سعید در ‫۲ سال قبل، شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۰ نوشته:

دوستان پیشنهاد می کنم حتماً این شعر را با آواز استاد ناظری گوش بدهید. در آلبوم صدای سخن عشق. به نظرم بهتر از خواندن ناظری دیگر معنا ندارد.

خالد در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۰ نوشته:

اجرای این شعر توسط استاد ناظری و مرحوم سید خلیل عالی نژاد بهترین اثر سنتی بوده که تا الان گوش دادم

شفیق در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۱ نوشته:

من سراینده ای بسیار خامم و اظهار دیدگاه خود را در این جا که استادان ارجمندی حضور دارند، زیره به کرمان بردن می دانم؛ اما دریغم آمد این بیت را از قصیده ای کم مایه که به آستان بلند سرورم، مولانا، پیشکش کرده ام این جا نیاورم:
از یک چکه ز اشکش من در شگفت و غرقاب
درمانده ام تو پس ساز "صد جای آسیا" را
بی ادبی ام را به خردسالی ام ببخشایید.

تورج در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۵ نوشته:

آیا برداشت دوستان از بیت "دردی‌ست غیر مردن کان را دوا نباشد" این است که مرگ تنها دوای آن درد است ؟ یا اینکه مردن دردی است بی دوا و درد دیگری نیز هست که همچون مردن بی دواست ؟

پرویز جعفری در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۶ نوشته:

سلام و عرض ادب
در ارتباط با “ دردی‌ست غیر مردن کان را دوا نباشد”
عاشق یک درد دارد و آن وصال است درد مولانای عاشق نیز وصل و وصال به معشوق است و در یک حالت این وصال می‌تواند رخ دهد و آن مردن واقعی و خلاصی کامل از زندان جسم است و حتی او تلاش دارد در زندگی دنیایی در عین زنده بودن بمیرد، بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید و ....
و اینک لحظه وصال برای او نزدیک شده است ❤️

Roya در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۸ نوشته:

سلام و سپاس از همه کسانی که توضیحاتشان راهنمای درک بهتر غزل است.
درباره بیت: گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد/ با برق این زمرد، هین! دفع اژدها کن
قدما اعتقاد داشتند که برق زمرد، چشم اژدها را کور می‌کند. اژدها دشواری‌های راه سلوک و طریقت است که با عشق می‌توان آن دشواری‌ها و سختی‌ها را از سر راه برداشت.

سعید در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۴ نوشته:

از دوستان و صاحب نظران تمنا دارم در صورت امکان برداشت و درک خود را از تمام ابیات یا حداقل از بیت اخر این شعر ذکر کنند تا دیگران هم بهره ای ببرند.

مبین در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۶ نوشته:

از دوستان خواهش است حاشیه های بیهوده نگذارند، وقتی نتوانند مفهوم بگیرند تصور میکنند شعر اشتباه شده مانند همین که به جای صد سد میخواهند یا به جای آن کان یا عشقی عشق. اگر کمی دقت شود به وزن شعر باز هم میشود دانست که این کلمات درست اند و معنی هم با این کلمات کامل است.

TERMEH در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۴ نوشته:

سلام و درود
دوستان کسی اطلاع دارد که کامل ترین تفسیر برای دیوان شمس تفسیر چه کسی هست؟

محمد در ‫۱ سال قبل، پنج شنبه ۷ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۰ نوشته:

دوستی که فرمودند مصرع دوم بیت پنجم چگونه خوانده می‌شود:
بُکْشَدْ کَسَشْ نگوید، تدبیر خونبها کن

حسین در ‫۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۶ نوشته:

دکلمه احمد شاملو رو گوش می کردم، ایشان مصرع دوم بیت دوم را به صورت "خواهی برو ببخشا، خواهی بیا جفا کن" می خواند.
البته حدس می زنم با توجه به روشی که شاملو در خوانش غزلهای حافظ دارد، احتمالا استناد شاملو به نسخه ها نیست و خودش اجتهاد می کند و بنا بر این که کدام معنا همخوانی و زیبایی بیشتری دارد، آن را بر می گزیند.

محمد در ‫۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۸ نوشته:

ماییم و موج سودا شب تا بروز تنها
سودا، یکی از خلط‌های چهارگانه در طب سنتی و غلبه خلط سودا در بدن باعث بروز عوارضی از جمله: لاغری، تیرگی پوست غلظت خون، مالیخولیا، سوزش دهانه معده، اشتهای کاذب و … می‌شود
اما چرا در این بیت «موج» سودا بکار رفته؟

ناباور ɹɐʌɐqɐu در ‫۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۶ نوشته:

گرامی محمد
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
سودا درین مصرع به مانای هوی و هوس و آرزوست ، موج هوس که خواب از چشم انسان می رباید

هیرسا در ‫۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۰ نوشته:

این شعر رو هم اقای حمید هیراد در تک اهنگ رها کن خوانده اند
که در بخش «چه کسی این اهنگ را خوانده است »
اسم ایشون ذکر نشده...
ممنون
از پیگیری شما

ب - امینی در ‫۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۵ نوشته:

با درود و احترام
این شعر را خواننده افغانی شادروان احمد ظاهر
، بسیار زیبا خوانده است.

مصطفی در ‫۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۰ نوشته:

با اطمینان میتوان گفت این شعر زیبا را مرحوم احمد ظاهر به بهترین نحوه ممکن در قالب آهنگ سروده و شاید هیچ کسی نتواند در این زودی ها مثل احمد ظاهر برای این شعر آهنگ و کمپوز بسازد.
پس لطفا اسم ایشان را هم در بخش هنرمندان اضافه کنید.

علی در ‫۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۰ نوشته:

گر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرد
از برق این زمرد هین دفع اژدها کن
لطفا تصحیح کنید*

مهرداد شیخ سلیمانی در ‫۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۴ نوشته:

درود بی پایان ، همونطور که دوستان دیگه هم مرقوم فرمودند ، ابن غزل آخرین شعر حضرت مولاناست . بنا به گفته گروه محققین روسی که تحقیقی دقیق ، جامع و مبسوط در خصوص این غول ادبیات پارسی انجام داده‌اند : ایشان این شعر رو دو ساعت قبل از آسمانی شدنش ، خطاب به پسر بزرگش سلطان ولد _ که از بیماری پدر بسیار آشفته و پریشان و ناراحت بوده و آرام و قرار نداشته و سراسیمه ، مرتبا به بالین پدر آمده و بعد که از دیدن درد کشیدن او ، طاقتش طاق میشد ، بیرون رفته و اشک می ریخت و چون یارای دوری وی رو نداشت مجددا ، بالای سرش حاضر میشد _ در حالیکه تب چهل درجه وجودش رو به رعشه و لرز انداخته بود گفته . این گروه محقق عقیده دارند سرودن غزلی به این زیبایی و استحکام شعری و بدون غلط دستوری ، اون هم در شرایطی که ( بیماری و تب و لرز شدید ) این نخبه شکر پارسی داشته ، تنها از عهده نابغه‌ای مثل اون بر می آمده است .

امیر در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۲ نوشته:

من زیباترین اجرای این شعر را در نسخه با کیفیت ۳۲۰ البوم قاصدک استاد شجریان شنیدم.....واقعا عالی بود و آوازی دلنشین، بشنوید که خیلی قشنگه خصوصا آن مصرع "از من گریز تا تو اندر بلا نیفتی...."

مولوی در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۱ نوشته:

در اینجا مولوی از دردی غیر مردن سخن میگوید، نه درد مردن، وزان درد چند جای دیگر هم سخن میگوید، این درد را در دیوان حافظ هم شنیده ایم و آن درد شعور است ، شعر او شعور فزونی از بهر او آورده که درد و رنجی را حس میکند. اما اژدها چیست؟ تحت اللفظی ما وجود اژدها را حاشا میکنیم، لیک مولوی خواسته و نخواسته از اژدها نام برده، اژدها چیست؟ برق زمرد چیست؟ اینها اسرار وادی معرفت است، خلاصه اگر به جاهلان و دم آنها ، به ثروتمندان و سیاستمداران و پیروان آنها بنگریم آنها از نظر معنوی اژدها هستند، واجد یک سر و دنباله آنها. برق زمرد چیست؟ کدام زمرد؟
مبارزه کنید با جهل و ستم و دروغ و جنایت و ستم به نامهای مختلف، چه دین باشد چه سیاست و چه ثروت و چه مقام و مانند آن به ابزار خودتان.
از برق عشق دفع اژدها نتوان
وز بحر حرف درک این دعا نتوان
حرف خرد به باطن دیوان نشود
وز بهر دیو صرف این معما نتوان

میر ذبیح الله تاتار در ‫۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۲ نوشته:

✍ شب اخیر که مریضی مولانای بلخ سخت شده بود خویشان و پیوستگان اضطراب عظیم داشتند و سلطان ولد فرزند مولانا هر دم بیتابانه به سر پدر می آمد و باز تحمل آن حالت ناکرده از اطاق بیرون میرفت و مولانای بزرگ این غزل آتشین را نظم فرمود و این آخرین غزل حضرت مولانا می باشد:
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خرابِ شب گرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
اهل قونیه از کوچک و بزرگ بر جنازه مولانا حاضر شدند وعیسویان و یهودیان نیز که صلح جوی و نیک خواهی وی را آزموده بودن به همدردی اهل اسلام شیون میکردند.
شیخ صدرالدین بر پیکر بیجان مولانا نماز خواند از شدت بیخودی و درد شهقه ی بیزد و از هوش برفت. جنازه مولانا را به حرمت تمام بر گرفتند در تربت مبارک مدفون ساختند و مدت چهل روز یاران و مردم قونیه تعزیت مولانا میداشتند و ناله و گریه میکردند و بر فوت آن سعادت آسمانی دریغ و حسرت میخوردند.
جنات نصیب شان باد!

محسن آزموده در ‫۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۵ نوشته:

در اکثر روایتها از زندگی مولانا از جمله در کتاب مستطاب زندگی مولانا نوشته استاد بدیع الزمان فروزانفر(تهران نشر پارسه:۱۳۹۶ص۱۵۴) به نقل از مناقب العارفین شمس الدین افلاکی گفته شده این آخرین غزل مولاناست که در واپسین لحظات حیات ساخته است.
استاد فروزانفر در توضیح بیت "در خواب دوش پیری..."در پانویس نوشته اند که ممکن است این بیت اشاره ای به گفته جامی در نفحات الانس باشد که مولانا فرموده:
"که یاران ما از این سو می کشند و مولانا شمس الدین آن جانب می خواند یا قومنا اجیبوا داعی الله ناچار رفتنی است"(همان، ص ۱۵۵)

پارسا در ‫۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۳ نوشته:

استادان بزرگوار ممکن است شعر را معنی بفرمایید؟بی نهایت متشکرم.

امید احمدی در ‫۱۶ روز قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۴۲ نوشته:

سقراط در آخرین لحظات مرگ خود گفت: «آه کریتون، من یک خروس به اسکولاپ بدهکارم»(در یونان بعد از رهایی از بیماری یک خروس برای اسکولاپ(خدای طب) قربانی می‌کردند.
نیچه در کتاب حکمت شادان تفسیر می‌کند که سقراط مرگ را رهایی از رنج و... می‌دانست.
مولانا هم در آن بیت منظورش همین می‌باشد: دردی‌ست، غیر مردن آن را دوا نباشد.
مردن دوای آن درد است.

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.