محمدرضا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:
بیت 5 به این صورت هم آمده که زیباتر است:
در کوی عشق جان را باشد خطر اگر چه
جایی که عشق باشد آنجا خطر نباشد
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۷۲ - حیات جاوید:
رگ تاگ
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۳:
خوب بود
همیرضا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۵ - آرمان شاعر:
@ناشناس:
متن مطابق نسخهٔ چاپی است و احیاناً سرو کاشمر نبوده که تحریف شده باشد. در پاورقی آمده:
«غاتفر نام محلهای بوده در سمرقند که سرو آن به خوبی مثل است (انجمنآرا).»
حمزه ای در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۳:
و همینطور آراست صحیح است در مصراع دوم0 متاسفانه در این سایت اشتباه تایپی زیاد به چشم می خورد
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
مصرع سوم نیز مشکلدار به نظر میرسد که مراجعه به منبع چاپی (قابل دریافت از این نشانی، صفحهٔ 11، رباعی شمارهٔ 13) به ما کمکی نکرد. فعلا این گونه تصحیح شد که «امروز در این زمانه آن زهره که راست؟» به جای «امروز درین زمانه آن زهره گر است» جایگزین شد. دوستان اگر در منابع صورت صحیح را دیدند اطلاع دهند. در مصرع چهارم هم به نظر من «یا» میتواند صحیح باشد به جای «با».
صابر در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
اگه موردی که علی آقا میگه درست باشه اونوقت باید مصرع دوم میشد:با روی تو ای سرو گل اندام حلال است که من همچین چیزی رو ندیدم تا به حال
آناهیتا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۱۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه:
معنی فدایی ندارد ز مقصود چنگ چیه????
امرالله در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۷۰:
با عرض سلام. دو مطلب را می خواهم عرض کنم: یکی اینکه مصرع سوم سکته به نطر می رسد، اگر "آن در دوصد پاره" و یا "آن دلق دوصد پاره" باشد سکتگی بر طرف خواهد شد. (آن دلق دوصد پاره و آن صوف کبود) و هم اینکه دلق با صوف مناسب تر است.
مطلب دوم اینکه منظور از ذکر "کبود" این نیست که این صوف فقط کبود باشد و لا غیر! شاعر فقط خواسته یکی از رنگ های پشم را ذکر کند.
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۵ - آرمان شاعر:
سرو غاتفر
محمد رشیدی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله:
ذر بیت اول
چونکه با کودک سر و کارت فتاد
هم زبان کودکی باید گشاد
فکر میکنم صحیحتر باشد
با تشکر
عزراییل در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
وقتی که اومدم تک تک جونتونو گرفتم اونوقت که میفهمین خیلی دیر شده
کاوه معتمدیان در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵ - هجران کشیده ام:
یکی دیگر از شاهکار های شهریار
جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار
آخر غمت به دوش دل و جان کشیده ام
دور از تو ماه من همه غم ها به یک طرف
وین یک طرف که منت دونان کشیده ام
ای تا سحر به علت دندان نخفته شب
با من بگوی قصه که دندان کشیده ام
چه کسی اینچنین احساس و هنر و سادگی رو به هم آمیخته؟
شعر شهریار مثل عطریه که از ترکیب زیباترین صفات شاعران قبل خود ساخته شده.
سادگی سعدی
اعجاز و ایجاز حافظ
تصویر های نظامی
استواری فردوسی
تازگی نیما
و احساس شهریار
کاوه معتمدیان در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶ - داغ لاله:
استاد شهریار رو من می تونم با احساس ترین شاعر تاریخ ایران لقب بدم. این مرد چنان احساس رو در شعر به خدمت گرفته که هیچ شاعری چنین قدرتی نداشته. نمونه اش این شعر. این شعر رو حتی اگه برای کسی که چیزی از شعر و ادبیات نفهمه و میونه ای نداشته باشه بخونید ، محاله که منقلب نشه. وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود ... روحش شاد.
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
یا لطیف
دوستان گرامی
دوم:
جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بی حرمتی همیکرد. گفت اگر این نادان نبودی کار وی با نادانان بدین جا نرسیدی.
اگر نادان به وحشت سخت گوید
خردمندش به نرمیدل بجوید
دو صاحبدل نگهدارند مویی
همیدون سرکشی و آزرم جویی
یکی را زشت خویی داد دشنام
تحمل کرد و گفت ای خوب فرجام
بتر زانم که خواهی گفتن آنی
که دانم عیب من چون من ندانی
”شیخ سعدی“
دنباله دارد .....
شاد و سربلند باشید
م. طاهر
احسان در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » شاهد افلاکی:
بسیار زیبا و دلفریب بود . تشکر
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
یا لطیف
دوستان گرامی
اول:
اگر "بی دین" هستید (که نمی توان بود مگر مرده باشیم - "دین" به معنای شیوه و آئین زندگی است و تا زمان مرگ گریزی نیست از اینکه گونه ای از "دین" را اختیار کنیم - آخرین آیه از سوره کافرون می فرماید: لکم دینکم و لی دین - شاید این دوستمان خواسته بگوید به خدای یگانه باور ندارد) و یا اگر یکتاپرست؛ اگر خدای یگانه را به روایت تورات شناخته اید و یا به نقل از انجیل؛ اگر پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک جناب زرتشت سرلوحه زندگی شماست و یا اگر الگوی زندگیتان اوست که فرمود "انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق”؛ اگر خود را اهل سنت می دانید و یا پیرو اهل بیت عصمت و طهارت؛ و در دیوان لسان الغیب به دنبال گم گشته ای می گردید، بد نیست از این ابیات آغاز کنیم:
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود
دنباله دارد .....
شاد و سربلند باشید
م. طاهر
sina در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵:
سلام. دقیق مطمئن نیستم ولی بر اساس گفتۀ یکی از دوستان، دکتر شفیعی در یکی از کتابهاشون گفتن این شعر از سنایی نیست. به نظرم گفته بودن مال حقانی از قزن ششم هستش!!
حمید در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۲۶ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۲ - در مدح وزیر سلطان مسعود غزنوی:
با درود
معنی شعر را اگر دوستان می دانند بنویسند ما هم بهرمند شویم
میرفخرایی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۲ - منازعت چهار کس جهت انگور کی هر یکی به نام دیگر فهم کرده بود آن را:
"آن یکی ترکی بُد و گفت ای گُزُم! // من نمی خواهم عِنَب خواهم اُزُم"
گُز به ترکی یعنی چشم و گُزُم اصطلاح است یعنی ای نور چشمم.
عارف در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴: