گنجور

حاشیه‌ها

سید رسول حسینی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:

سلام.در جواب به پرنده./برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم/درست میباشد...آقای چاوشی این مصرع را به این شکل تغییر داده اند/برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم/

محمد در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۵:

رسته جان باید عالمی مانند شما سخن درست را با لحن درست بنویسد . درست فرموده اید ولی لحن درستی ندارد گفته شما .

بهار در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

اشاره ی حافظ به یار نادره گفتار , خواجوی کرمانی است .

احمدرضا توجهی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۶:

عرض ادب و احترام خدمت دوستان
وزن شعر کاملا غلط درج شده است وزن این شعر : فاعلاتن فاعلن فاعلاتن فاعلن است که چون وزنی دوری است فاعلن در هر دو مکان می تواند فاعلات هم به کار رود (همان طور که به وضوح در مصراع اول بیت آخر میتوان مشاهده کرد . )
این وزن بحر مدید مثمن سالم است .
موفق باشید .
(خدایی شعر فوق العاده زیباست )
---
پاسخ: با تشکر، وزن تصحیح شد.

masoud در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد:

با سلام خدمت همه دوستان عزیز، بدون شک این مناظره و کلن سروده هایی از این قبیل بسیار زیبا اند و من واقعا عاشق سروده هایی راجع به شیرین و فرهادم بسیار عالی و قابل افتخار ولی نباید از یاد برد که بزرگترین سراینده مناظره پروین و به جرات میشه گفت با خوندن اون مناظره ها آدم حیرت زده میشه از این چطور اون رو سروده کم لطفی اگه پروین دست کم گرفته شه حتما بخونید مناظره هاش رو قول میدم مو به تن آدم سیخ میشه.،.

علیرضا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۴:

بیت اول:
تن زخمی (چوگان) عشق سر (گوی) در میدان عشق
بیت ششم:
عشق است مایه(ی) درد و غم...
هم (سینه ها) بریان عشق هم (دیده ها) گریان عشق
بیت هفتم:
هم (مایه‌ی) شادی ست عشق
بیت هشتم:
بس یوسف گل پیرهن در چاه (و) در زندان عشق
بیت نهم:
(دل را) سزا جز عشق نیست (جان را) جزا جز عشق نیست
بیت دهم:
آن (پرتویی) از (نور) عشق وین دودی از نیران عشق
بیت یازدهم:
بر خوان غم (مهمان) منم
بیت سیزدهم:
عشق است (راه و راهبر) از عشق کی باشد مفر

محسن خ در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه‌ السّلام خود را به مصطفی صلی‌الله علیه و سلّم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همهٔ شعاعش:

داستان معراج از زبان سعدی نیز شنیدنی است:
شبی بر نشست از فلک برگذشت
به تمکین و جاه از ملک برگذشت
چنان گرم در تیه قربت براند
که در سدره جبریل از او بازماند
بدو گفت سالار بیت‌الحرام
که ای حامل وحی برتر خرام
چو در دوستی مخلصم یافتی
عنانم ز صحبت چرا تافتی؟
بگفتا فراتر مجالم نماند
بماندم که نیروی بالم نماند
اگر یک سر مو فراتر پرم
فروغ تجلی بسوزد پرم
بوستان، فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام.

رسته در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۵:

بسیجیدن به عنوان فعل ساده نه تنها در شاهنامه بلکه در متون کهن دیگر هم یافت می‌شود، به عنوان نمونه در دیوان فرخی سیستانی، سنائی، امیرخسرو و کتاب کلیله و دمنه هست.
هیچ شباهتی هم یه مصدر جعلی طرزی افشاری و یا شاعر هزال هم عصر او فوقی یزدی ندارد.

مریم در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۶ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

سلام دوستان. من زیاد در ادبیات فارسی تبحر ندارم. میشه یک نفر لطف کنه بیت آخر این شعر رو برای من تفسیر کنه. ضمیر "تو" در بیت آخر ترکیب بند دوازدهم به کدوم اسم برمیگرده؟ و سوال دوم اینکه به نظرتون این شعر با چه لحنی تموم میشه؟ آیا شاعر مرگ رو به عنوان یک واقعیت پذیرفته که مدام تکرار میکنه "خاموش محتشم" یا این از فرط استیصال و ناچاریه؟ به بیان دیگه آیا شاعر با نوشتن این شعر مرگ رو قبول کرده و دوباره به زندگی بازگشته و یا نه همچنان با خشم و غضب فروخورده به دنیا نگاه میکنه؟

محمد خسروی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۲۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد:

این شعر تقابل ثروت و قدرت با عشق خالصانه رو نشون میده و حقیقت اینه که دنیای دنی ظرف وصال به محبوب نیست و تا بوده همین بوده .امثال خسرو همیشه برندن و امثال فرهاد همیشه بازنده.تلخه چون حقیقته.شهریار تبریزی هم توی یکی از اشعارش میگه کاش به جای این ذوق و حال سیم و زر داشتم تا به محبوبم میرسیدم.چیزی که در انتهای داستان میمونه تنهاییه و البته ترحم دیگران.......

امرالله در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۰۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۹:

در مصرع آخر کلمهء "بیع" اگر "بیعی" (به کسر اول و سوم) باشد هم وزن شعر برجا خواهد بود و هم معنا. با این توضیح که "باعَ-یبیعٌ" فعلی است عربی به معنای معاملهء خرید و/یا فروش. فعل امر آن برای مفرد مذکر "بِع" می شود و برای مفرد موءنث "بِیعِی" میشود که معنای آن (به زبان صرفیون) این است: "بخر ای زن در زمان حاضر". و چون شاعر یک زن است برایش فعل امر موءنث آورده شده است. پس مصرع آخر اینگونه خوانده می شود: "یعنی که خموش، بیعی که ارزان است".

.M.FAHIM در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:

گنجور گرامی سلامت باشند که این گنج عظیم را خدمت عزیزان تقدیم داشته اند
در این غزل یک مصراع به جا مصراع دیگر بیت تایپ شده است. که صحیح آن چننین است
**
شکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم را
سرمه باشد جوهر تیغت زبان زخم را
الی آخیر همین قسم اشتباه تایپ شده است
که صیحیح آن چننین است
**
صبح امیدیم بیدل آفتاب عشق‌کو
تیغ میلی می‌کشد خواب‌گران زخم را

پرنده در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:

مصراع اول "برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم"درسته.

رسته در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰:

کامبیز درودیان اشاره به نکتهٔ ظریفی کرد‌‌ه‌اند.
ریاضیدان بودن حکیم عمر خیامی مسجل است و به اندازهٔ کافی مدرک برای آن وجود دارد. ولی قدیمی‌ترین مدارکی که دال بر شاعر او بودن باشد از قرن نه و هشت و در نهایت از نیمهٔ آخر قرن هفت فراتر نمی‌رود.

ک ک در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۸:

در مصراع دوم بیت دوم، کلمه «سرو» به اشتباه «سر و» آمده که در خوانش شعر اختلال ایجاد می کند.

شهریار۷۰ در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۱۳:

با درود ، با این ابیات در مقدمه‌ی کلیله و دمنه‌ی مصحح دکتر مینوی مواجه شدم. از لحاظ معنا و مفهومی منزلتی بس شگرف در هر مصرع و واژه‌ی این ابیات به چشم می‌رسد.
تنـــها یک پرسش برای من ایجاد شده و آن هم در مصرع دوم بیت آخــر است.
از دوستان تقاضا دارم در فهم آن به بنده یاری رسانند.
با سپاس

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۱:

فرخ جان با درود به شما البته من از ریزه کاریها ی ادبیات سر در نمی آورم . سپاس از بزرگواری و نرمی گفتارت .

همیرضا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۵:

کاربرد «بسیجیدن» در این شعر (و شعرهای دیگری از شاهنامه جالب است). فعلی که ظاهرش شبیه فعلهای جعلی طرزی افشار است.

کامبیز درودیان در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰:

یکی از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک، که در دورهٔ سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (426 - 490 هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعات‌اش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضی‌دانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده‌است. ابداع نظریه‌ای دربارهٔ نسبت‌های هم‌ارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهم‌ترین کارهای اوست
با اینهمه حکیم میفرماید: از آمدنم نبود گردون را سود!!!

ابوالقاسم در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸:

محتسب نیز دراین عیش نهانی دانست
استاد اهی فرموده اند که این مصراع ضعف تالیف دارد . چرا دراین عیش نهانی دانست معنای خوبی نمی شود برداشت کرد. وتاکید داشتند که نسخه بگونه دیگر روایت کرده است که بتهر است . محتسب نیز خود این عیش نهانی دانست .
ولی بنظر می رسد که همان نسخه که درمتن است می شود برایش معنای دستی برداشت کرد
اکنون من از عوام مردم هیج خوفی ندارم واین حال من بقدری روشن است که محستب از این حال من خبردارد . این عیش نهانی یعنی این شادی که من دارم که دیگر ان زمان گذشته است . محتسب این حال مرا دراین عیش وشادی که من درنهان وقلب خود دارم خوب می داند

۱
۴۸۶۳
۴۸۶۴
۴۸۶۵
۴۸۶۶
۴۸۶۷
۵۷۰۴