محمد زیرک در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:
در مصراع اول بیت آخر "بر آستانش " صحیح است.
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۱ - مستجاب شدن دعای پادشاه در خلاص پسرش از جادوی کابلی:
چو مومن راه یافت
در خط آخر
آذردیماهی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:
باسلام و تبریک سال نو... به همه عزیزان و همدلان و گردانندگان و استفاده کنندگان و مدیران گنجور...
از جناب کیخای عزیز تقاضا دارم معنی "فاتحه شو تو یک سری" در بیت ششم را بیان نمایند.
متشکرم
عبید در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹ - گل پشت و رو ندارد:
با سپاس فراوان
عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد
فکر میکنم در بیت ذیل بجای از اگر ار باشه صحیح تر است.
مهدی ابراهیم پور در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:
الله بو کیشیه رحمت السین.......اولا بو شعر بعضا ناقیص یازیلیبدی ......بیده من بو شعری همیشه اغلیا اغلیا اوقویارام ...الله بیز تورک لره چوخ محبت الییبدی که بو شهریاری بیزه وریبدی.
مجید در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۳۷ - جواب:
اگر به خلقت آدمی از باب " نفخت من روحی" بنگریم ، موضوع جبر در همه مراتب منتفی است چرا که ذات حق تعالی ، مختار است .
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » در تعصب گوید » در تعصب گوید:
سلام.در بیت دهم آورده اید بهترین خلق یاران منند آفرین با دوست داران منند که صحیح آن به این صورت است
بهترین خلق یاران منند اقربا و دوستدارن منند(تصحیح دکتر جواد مشکور)
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۲۰:
من شراب میخواهم وشراب خیام
mohammad در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد...!
فکر میکنم با چشبیدن به منطق و تعاریف دنیای ظاهری نمیتوان زاویه دید شاعر را یافت.
شکستن این چهارچوب هم مثل اینکه هر چه داری در یک آن بسوزانیست...
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
دوستان : به یاد بدارید که خواجه این غزل را در حسرت روزگار شادخواری ابو اسحاق سروده است
زمانی که که تزویر و ریا بر سر کار آمده بوده است
شکوه وشکایت است غم روزگار رفته است نالیدن از جور و تطاول این دامگه است.
بی دوست ، بی او، تنها با یاد حریفان به خورآباد شده است؛ خم می می بیند شکسته ، دلخون و پای در گل.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:
که رنج بی شمار آرد.
فرشید در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۳۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » پروانه و شمع:
این شعر در سطح بالای عرفانیه؛ من فقط به بیت آخرش اشاره می کنم که میگه آتش عشق عرشیست و در جان آدم است، بگذار خودی را سوزانده و تو را به خدا برساند؛ این دقیقا راهیه که شهریار در عرفان طی کرد؛ با یک عشق زمینی جانگداز اما عرشی شروع شد سیر و سلوکش اما این فقط واسطه ای بود که خودیش سوخته به خدا برسد؛ بقول مولانا:
غازی به دست پور خود، شمشیر چوبین می دهد
تا او در آن استا شود، شمشیر گیرد در غزا
عشقی که بر انسان بود، شمشیر چوبین آن بود
آن عشق با رحمان شود، چون آخر آید ابتلا
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:
در بیت نخست ، دست کم از دید روستایی چون من که با باغ و نهال و درخت بزرگ شده است؛ میبایست جای نهال و درخت عوص شده باشد
نهال می نشاندیم و بسیار به ندرت درخت بر می کندیم ( مگر که خشک شده بود).
نهالی که می نشانیم هم چون دوستی زمان می خواهد تا کام دل به بار آورد.
نهال دوستی بنشان، که کام دل به بار آرد
درخت دشمنی برکن، که رنج می شمار آرد
دشمنی پاگرفته است به بار نشسته است چونان درخت.
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
یکی از مشکلات بزرگ ما افراط و تفریط است. همه چیز را یا سفید میبینیم یا سیاه. غافل از اینکه خاکستری هم از رنگهاست. دوست عزیزم جناب آقای فتحی تبریزی، من هم از دوستداران حضرت استاد شهریار می باشم و از خواندن اشعارشان لذت می برم یا متأثر می شوم. اما روشن است که شهریار خیلی چیزها کم از سعدی و حافظ دارد. از من نخواهید در این باره دلیل بیاورم که چیزی جز توضیح واضحات و انباشتن بیفایده گنجور نخواهد بود. جمله دکتر شریعتی یادتان باشد که "اگر میخواهید حقیقتی را خراب کنید، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید". دوست عزیزم جناب آقای حمیدرضا، باز روشن و بی نیاز از توضیح است که شهریار یکی از بهترین شاعران معاصر فارسی است و مایه افتخار همه ایرانیان. تفریط شما بود که آقای فتحی تبریزی را به افراط واداشت.
سجاد در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:
سلام
برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم درست است.
منظور از ترک در مصراع اول یعنی دختر زیبا روی.
و یکی از دوستان گفتن بجای کافر باید مسلمان باشد در حالیکه شهریار اینجا به ستوه میاد و طرف را کافر خطاب میکند
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
رضای گرامی حمید رضا گوهری استاد همه ماست .
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
"عجیب و غریب" درسته. "قریب" یعنی "نزدیک".
رضا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
متاسفانه در اینجا دوستان انتقاد پذیر نیستند ..
هرکسی ساز خودشو میزنه ... یکی گفت غلط رو باید "غلت" بنویسیم .. اما میبینم که اقای گوهری غلط را بکار بردند ...
ماموندیم که کدوم درسته ...
لطف کنید اطلاعات درست به ما بی سوادا بدین . ممنون
حمیدرضا فتحی تبریزی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
ای آقای حمیدرضا، از خود شرمنده شدم که همنام شمایم، چرا باید نگرشی بدین سان کوته فکرانه، متعصب مآبانه و مطلق گرایانه در نوشته ی شما دیده شود و بر ذهن و بصرتان پرده اندازد، تا به حدی که دیدگانتان شمس حقیقت را برنتابد.
مگر سینمای لفظاً «آبگوشتی» سینمای ایران، چه خیری به این مملکت کرده است، جزو ترویج فرهنگ مبتذلانه. القصه، سینمای امروز هم آش دهان سوزی نیست و بایستی این حقیقت را پذیرفت که سینمای ما قله را رد کرده است.
و در مورد استاد شهریار(خدایش رحمت کناد) اشعارشان را خواندم و بارها خواندم، ای وای مادرشان را 100 بار خوانده ام و هربار اشک در چشمانم جمع می شود. ایشان چه کم از سعدی و حافظ دارند. آیا مطلق اینکه سعدی علیه الرحمه و حافظ شیراز زودتر از ایشان بر آسمان ادب تاختند علتی است بر برتری برایشان.
وانگهی محمود وراق هروی از همه ی شعرای ایران برتر و سرتر است.
آیا روشنفکری را فقط در تخریب ارزش ها می دانید. آری بر شماست که خون بگریید، اما به حال خویشتن.
وحید موحد در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۲: