گنجور

حاشیه‌ها

چنگیز گهرویی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

دو ست گرامی اقای دکتر ترابی .در بیت مورد اشاره .دقت نمایید .کلیت حال و هوای غزل شرح ماجراییست توسط شاعر که در زمان گذشته (نیمه شب دوش)اتفاق افتاده است و تمام افعال شعر به صیغه ماضی بعید امده است (امد .بنشست .اورد .گفت هست .دهند ندادند.ریخت دقت نمایید در محور عمودی شعر )انچه او ریخت .اگر مراد روز ازل و یا نیمه شب دوش باشد در هر صورت عملی در گذشته است و ما هم عمل نوشیدن را همان دیشب یا همان ازل انجام داده ای و به حال یا اینده موکول نکر ده ایم و نوشیدیم به نظر کاملا درست میباشد با عرض پوزش

رضا در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

برای درک عمیق این شعر پیشنهاد میکنم فایل صوتی مرحوم دکتر جعفر محجوبی را دانلود کنید دریچه های نوینی برایتان باز خواهد شد

رضا در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

دربیت (گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است) همانگونه که میدانیم صدف دوکفه دارد و
حافظ کون و مکان را دو کفه یک صدف توصیف کرده و جام جم یا جام جهان بین که اسرار الهی در آن نهفته است را به مرواریدی تشبیه کرده که از درشتی در این صدف جا نمیگیرد و از آن بیرون زده ( گوهری که از درشتی از صدف بیرون زده ) و دل یک چنین مرواریدی را داخل صدفهایی میجست که کنار ساحل افتاده اند (طلب از گمشدگان لب دریا میکرد ) البته این تشبیه به خاطر اینست که وقتی مقصود گوهر باشه باید داخل صدف باشه ولی وقتی بدنبال گوهری به اندازه خاصی بگردی باید داخل صدفهایی بگردی که آن گوهر توش بگنجد

علی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۸ - گفتار اندر سلامت گوشه‌نشینی و صبر بر ایذاء خلق:

سلام ودرود به روح وروان سعدی والا مرتبه، پس از بیان همه ناملایمت ها درنتیجه ایذاء خلق، در نهایت درمان رهایی از آنها را صبر می داند که به نیکی هر رنجور و گرفتاری را چاره در آن است. رهایی نیابد کس از دست کس
گرفتار را چاره صبرست و بس

محسن مردانی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۲ - جغد جنگ:

نمیتوان گفت شعر بهار تقلیدی شعر منوچهری است. این شعر به اصطلاح ادبی استقبال است که در همان وزن و قافیه سروده می‌شود و عیب که نیست هنر هم هست.(بهار خودش هم در بیت آخر به آن اشاره کرده است)
حافظ هم در این کار یدطولایی دارد و از غزلهای بسیاری از پیشینیان خود به خصوص سعدی استقبال کرده است و کارش به قدری استادانه بوده که شعرهای قبلی فراموش شده اما شعر حافظ بخاطر ارزش هنری بیشتر جاودانه گردیده است.

محمدجواد نوری در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۸:

جناب آقای کیخا! در مورد قلب سلیم دو آیه در قرآن کریم آمده به شرح زیر:
سوره شعرا: الّا من اتی‌ الله بقلب سلیم.
سوره صافات: اذ جاء ربه بقلب سلیم.
بنابراین عبارتی که جنابعالی مرقوم فرموده‌اید در قرآن کریم نیامده.
با عرض پوزش

kamyab در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۶۵:

araye adaby kalame dad dar beyte9 chist

behzad در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:

بسیار زیبا
گر بانگ برآید که سری در قدمی رفت//بسیار مگویید که بسیار نباشد

ااااااا در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۵۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۷:

شعر جالبی بود برای مرحم گذاشتن
بر دل سوختگان

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

من فکر می کنم حافظ داره با دل یا روح خودش صحبت میکنه و به خودش سرکوفت میزنه

سرمد در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷۷:

صائب این آن غزل مرشد روم است که گفت
ای خداوند یکی یار جفا کارش ده
(صائب تبریزی)

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:

بیت دوم:چارقد درست است

وحید در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:

بسیار زیبا بود.

علی‌رضا صادقی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:

"مکیدن ادب است" نوعی حسن طلب است برای درخواست بوسه_ امیر معزی در یک رباعی محترمانه و با حسن طلب از شاه اسب می خواهد:
شاه ادبی کن فلک بدخو را... گر چشم رسانید رخ نیکو را
گر گوی خطا کرد به چوگان زن.... ور اسب خطا کرد به من بخش او را

فرشته در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

خیلی خیلی لذت بردم از اجرای آقای شجریان یعنی بی نظیره باسپاس فراوان از آقای شجریان

روفیا در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱ - دیباچه:

ز جزوی سوی کلی یک سفر کرد
از انجا باز بر عالم گذر کرد
دوباره اشاره به همان حرکت دارد که در حقیقت حرکت فکریست .
کما اینکه در تعریف فکر گفته اند :
الفکر حرکته من المبادی الی المرادی
این حرکتی است که برازنده فکر انسان است :
مولانا می گوید :
هر کجا لطفی ببینی از کسی
سوی اصل لطف ره یابی عسی
این همه خوشها ز دریاییست ژرف
جزو را بگذار و بر کل دار طرف
آیا ادمیزاد میخورد و می اشامد و عاشق می شود و ...
و هرگز با خود نمی اندیشد این همه خوشی از کجا آمده است ؟
اگر از پشت پرده دستی براید و شیرینی به کام ما بگذارد ایا نمی خواهیم صاحب دست را بیابیم ؟
انسان متفکر از جزئ به کل میرسد و این همان معراج است و دوباره به جزئ باز میگردد با این تفاوت که در حرکت صعودی هر چیزی خودش است . زمین و ماه و خورشید خودشان هستند ولی وقتی از ان بالا همه چیز را دید در راه بازگشت دیگر این و ان را نمی بیند بلکه تنها هستی را می بیند که سراسر زیبایی است .

حامد در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

در مورد بیت اول باید عرض کنم که:
لعل که در قرمزی طوری است که از خون سیراب شده است(در حالی که تشنه نیست) ولی آن هم (لعل) مشتاق دیدن یار من است
به نظر من "رضی" اشتباه فرمودند
این هم طرز درست خواندن آن مصرع:
لعلِ سیراب به خون، تشنه لبِ یارِ من، است
تشنه لب یک واژه ی مرکب است نه دو واژه. آن را باهم بخوانید

مریم کریمی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی » بخش ۱۰ - و خیر جلیس فی الزمان کتاب:

نسخه دکتر مینوی این گونه است:
لا جرم همه را بجاب او سکون و استنامت حاصل آمده بود، و در عرصه و لا و هوا قدم صدق می گزاردند.
الناس اکیس من ان یمدحوا رجلا
حتی یروا عنده آثار احسان
و طایفه ای از مشاهیر ایشان که هر یک فضلی و افرو ذکری سایر داشتند بمنزلت ساکن خانه و بطانه مجلس بودند، چون ...

مریم کریمی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی » بخش ۹ - همی‌گوید نصرالله محمد عبدالحمید بوالمعالی:

در نسخه دکتر مینوی در پایان این بخش بیتی آمده:
بغزتة قد القی عصاه وصیته
یعطر ما بین العراق الی مصر

مریم کریمی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی » بخش ۸ - ادامهٔ یادکرد از سلطان ماضی محمود:

در نسخه دکتر مینوی این چنین آمده است:
" دو بیت ازان که لایق این سیاقت بود اثبات افتاد:
انا لنحرز بالاسیاف مصلته
ممالک الروم و الاتراک عن کثب
حتی یکون لنا الدنیا باجمعها
محمیة بین مورث و مکتسب "

۱
۴۵۸۹
۴۵۹۰
۴۵۹۱
۴۵۹۲
۴۵۹۳
۵۷۲۶