کمال در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
سلام،دررابطه بااین غزل فالی رادرنظردارم که عیناان رادراینجانقل
میکنم:
زمان موءفقیت برای شمافرارسیده است
بایدجشنی برپاکنی بدون فکر،مقدمات ان
رااماده کن ،غمی بردلتان سایه افکنده بود
که اکنون برطرف شده است وزمان اندوه
شمابه سررسیده است ،سطحی نگرنباشید
وبه حقایق امورتوجه کنیدوبه اخلاق وعر
فان روی آوریدآدمی نباشیدکه زیادتبلیغ،،،،،،
کنید،بگذاریددیگران خودحقایق راببینند.
امیدبخدا
نا آشنا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۸:
آقا جلال
من چنین خواندم که در دربار یزید از امام سجاد پرسیده شد نام تو چیست فرمود : علی گفتند علی کشته شد فرمود آنکه کشته شد علی اکبر بود و من علی ِ اصغرم حال اگر شما طور دیگری میدانید حتماً حق با شماست
من تعصبی ندارم آنچه خوانده بودم نوشتم اگر اشتباه است تقصیر تاریخ نویسان است و کم اطلاعی بنده
ولی ننوشتید پسر سوم که نامش جعفربن حسین بوده کدام علی ست ؟
با احترام
نا آشنا
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضی:
فقط میشه گفت روحش شاد
جلال در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۸:
سلام
ای ناآشنا
امام زین العابدین همان علی اصغر نیست بلکه عبدالله همان علی اصغر است
البته حق میدم که شبهات در این مورد و یه گشتی در اینترنت حرف شما رو تایید می کنه ولی ...
آیا میدانی منظور از وَفَدَینَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ چیست؟
آیا میدانی در احکام ما حداقل سن قربانی باید 6 ماه باشد؟
آیا میدانی که اگر امام حسین ع هر چند تا فرزند پسر داشتند نام آنها را علی میگزاشتند؟
من با لفظ علی اصغر یا لفظ عبدالله کاری ندارم
فقط میدانم یکی از فرزندان امام حسین ع که 6 ماه داشتند و نام مادرش رباب بود ، در واقعه ی کربلا با تیر سه شعبه حرمله لعنت الله علیه به شهادت رسید
آخوندی که اشک در میاورد چه عالمی ست و چه خوب می داند ثواب اشک بر مصیبت حسین را
و اما نام فرزندان ذکور امام حسین ع
1 - علی بن الحسین الاکبر ( امام سجاد (ع) )
2 - علی بن الحسین الاصغر معروف به علی اکبر
3 - جعفر بن الحسین
4 - عبدالله ( معروف به حضرت علی اصغر )
امین در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹:
مصرع دوم ابیات 10 و 9 جابجا آمده
احد محمودی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
دیروز فقیه و مدرس مدرسه در حال مستی فتوا داد که حرام بودن میمُسَلَم، اما از خوردن مال وقف بهتر است . کوششِ حافظ برای تصویر هنریِ اجتماع نقیضین در ساختِ جامعه، و نشان دادنِ این که یکی از دو سوی این تناقض را عنصری از عناصرِ مذهب تشکیل میدهد، طنزی در در بیت به کار رفته که تداعی معانی تضاد را به وجود آورده است .
دیبا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۱:
خود غزل که عالیه.با صدای آقای شجریان هم که دیگه زیباییش قابل وصف نیست.
تردید در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۴:
فاصله می کشد چشم ما را به خون
تا کجا فاصله تا به کی این جنون
کی زمان فراق از تو پایان رسد
خسته ام دلبرا زین همه چند و چون
گیسوی چون شبت شد کمند بلا
صید تو کی شود از کمندت برون
در طلب می زنم لاف سلطانی ات
گر تمسخر کند جاهل و خصم دون
چاره چون می کند دلبر از عشق خود
دل به تو می دهم چاره بنما کنون
حال ما را خبر می دهد رنگ رخ
چون به سرخی زند لاله ی واژگون
آتش عشق تو چون زبانه کشد
برملا می کند سر و راز درون
آبرو می رود رخ نمایان نما
تا نخوردم قسم بر قلم یا به نون
نا آشنا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۸:
جلال جان
تند میروی
اگر تاریخ را بخوانی به حرف من میرسی
من حضرت علی اصغر را رد نکردم گفتم ٰعلی ِ اصغر همان امام زین العابدین است
و طفلی که در بغل امام حسین تیر بر گلویش خورد نامش علی اصغر نبود بلکه عبدالله بود
شما را رجوع میدهم به تاریخ واقدی ها و طبری
اینکه آخوند بر منبر بر علی اصغر توی سرش میزند برای درآوردن اشک من و توست
که اصغر خردی وکوچکی را بهتر از عبدالله میرساند و دلسوزی را بیشتر میکند
حضرت سجاد لقب دیگر امام زین العابدین یا همان علی ِ اصغر است
که حضرتش سالهای متمادی عمر طولانی داشته است و یزیدبن معاویه متعرض ایشان نشد
دلیل روشنتر برای شما اینکه: آخوند ها در ابتدای خطبه ها وقتی به ائمه طاهرین سلام میفرستند نام امام چهارم را ” علی بن حسین “ میگویند ولی در واقعه ی کربلا عبالله را علی میگویند این را نوشتم که بدانی دروغ کجاست
لطفاً مطالعه بفرمایید اگر نادرست گفتم تصحیح کنید
با احترام
نا آشنا
فریدون قاسمی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵:
مصرع اول بیت سوم مطمئنا اشکال داره ، نه وزنش درسته نه معنیش.
مصرع آخر بیت بود دی تشویش امشب شور و امروز انقلاب درسته .
لطفا اصلاح کنید.
شیون در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴۲:
در بیت هفتم مصرع دوم پنبه به روی هم بدوز نیست بلکه پینه به روی هم بدوز است !
محمود در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
با سلام بیت دوم صورت صحیحش اینه :
دلم از تو چون نرنجد...
که اشتباها برنجد نوشته شده
ماندانا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » باران صبحگاهی:
عاشق رهی هستم اشعارش بسیار زیباست.
سپاسگذارم
سالک در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » مسمط:
خلاصه پیام این شاهکار حکیم ناصرخسرو در این مسمط این است که:
{بگسست از من بند تو حب گزین اوصیاء}
دنیا میتواند آدمی را در بند خود گرفتار کند
ولی حکیم میتواند با محبت علی و اولاد او از زندان دنیا آزاد شود.
علی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۸:
در بیت پنج مصرع دوم : و از سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم / وز سر کوس تو پرسند رفیقان خبرم به نظرم درسته-وزن شعر الان رعایت نشده
محمد حسن در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق میمردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست:
سلام
عبارت"همچنان کن زاهد" جایگزین شود با "همچنان کان زاهد"
عبارت"خل میمیرند" جایگزین شود با "خلق میمیرند"
حمید کائنی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵:
من گمان نمیکنم که این رباعی و یا آنکه شاملو دکلمه کرده از خیام باشد. خیام فلسفی نبود. او تنها درباره آنچه میدید اظهار نظر میکرد. این که ما به این جهان میآییم، با بدیها، خوبیها، رنجها و شادیها زندگی میکنیم، میمیریم و بدنمان تبدیل به خاک میشود. از آن خاک سبزه میروید و یا آن تبدیل به کوزه میشود. خیام هرگز در هیچ رباعیی درباره اینکه ما از کجا آمدهایم، به کجا خواهیم رفت، وجود یا عدم وجود خدا و بهشت و جهنم اظهار نظر نکرده. او اینگونه اندیشه های فلسفی را تنها به گونه پرسش مطرح کرده. او با این پرسشها این پیام را میرساند که من نمیدانم، شما نمیدانید وهر کس ادعا میکند میداند، من را رها کند و اجازه بدهد آنگونه که میخواهم زندگی کنم. سپس روش شاد زیستن خود را به دیگران پیشنهاد میکرده. افزون بر اینها، او هرگز، هرگز به ستایشگران خدا و دینداران بی حرمتی، توهین و یا دادن احساس حقارت نکرده. بیت دوم این رباعی دوزخ و فردوس را تصویر میکند و این دور از طرز فکر خیام است.
ا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۲۷ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شد:
متاسفتانه نسخه اندروید عطار خراب است بررسی کنید
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۲۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شد:
متاسفتانه نسخه اندروید عطار خراب است بررسی کنید
جلال در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۸: