سرنا خراسانی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
من متن دیوان عطار را مورد بررسی قراردادم واین غزل به همین شکل صحیح است.
منبع:دیوان عطار،تصحیح تقی تفضلی،ص87
سرنا خراسانی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱ - ذکر ابن محمد امام صادق(ع):
بید خدمتتون عرض کنم که طبق نظر استاد شفیعی کدکنی همه ی آثار نامبرده شده در فهرست گنجور ار آثار عطار نسیتند.
فقط:منطق الطیر،اسرارنامه،مختارنامه،الهی نامه،مصیبت نامه،تذکره الاولیاءدیوان،ما عطار هستن.
لطفا بقیه رو پاک کنین.
با تشکر
فرزین در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
عاقلان دانند.
رضا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۰:
بر روی لعلش بوسه ها می دادم و می گفت او*****چون کافران غارت مکن آخر مسلمان سنگنک****************به نقل از پدرم.......
کمیل قزلباش در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۱۱:
این رباعی دوبارہ تکرار شدہ
آرمان در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
از اساتید ادب تقاضا دارم در درک بهتر این شعر افراد مشتاقی مثل بنده رو که کمتر از مضامین عرفانی آگاه اند کمک کنند
کاش گنجور قسمتی رو هم برای تفسیر آثار ادبی قرار می داد ...
ناشناس در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۵:
سلام خسته نباشید.
چند تا اشتباه هست که ننوشتید :
1: شیرین تر نه شیرینتر.
2: از دیدۀ مردم نه دیده مردم.
3: بیت آخر هم ننوشتید :
در راه تو حافظ چو قلم کرد ز سرپای / چون نامه چرا یکدمش از لطف نخوانی
تشکر.
مهدی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
با سلام
من تا قبل از خوندن نظرات، معنی شعرو نخونده بودم ولی کنجکاو شدم ک بدونم چی نوشته. از لحاظ ترجمه خالی از اشکال نیست ولی این نکته رو هم باید در نظر داشت ک مترجم شعرو ب شعر معنی کرده. این، مترجمو خیلی محدود میکنه. این ترجمه واسه کسایی ک ب زبان و فرهنگ تورکی آشنان مناسبه. ب نظر من اگه ترجمه رو ب زبون ساده تر میذاشتین بهتر بود. هرچند، نمیشه تورکی رو کاملاً ب فارسی برگردوند.
فاطمه در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
جالب شد.بادو بار کلیک بر روی هر قسمت معلوم می شود این این شعر ها از کدام سایت اومدن.حاشیه از این بهتر/
قدرت ا.. احمدی نژاد قزوینی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
با سلام و ارادت
صحبت از شکایت و حکایت بود و نظرات مختلفی که عنوان شد . عرض بنده اینست که : زمانی اضافه "از" استفاده میشودکه موردشکایت از(مفعول مستقیم) جاندار صحبت شده باشد مثال"من از فلان شخص شکایت دارم " ولی هرگز از مفعولی که ذیروح نباشد نمیتوان شکایت کرد . مثال بیانات حضرت علی در مورد خواب شخصی که شکایت از جرمی که در خواب توسط دیگری نسبت به او واردشده بود . میفرمایند پس حکم در خصوص این مطلب روی سایه فرد به اصطلاح مجرم قابل اعمال میباشد .
پس فقط و فقط به این صورت صحیح است و اگر کسی در قصد مبهم نمایاندن این موضوع باشد بداند که سخت در اشتباه است و به روایتی قدرت تشخیص مستقلانه ای را در خود نمیبیند :
بشنو از نی چون شکایت میکند-از جدائیها حکایت میکند
اصولأ آوای نی آوای شکایت از ناملایمات حاکم بر زمانه
است و به همین دلیل است که بسیار دلنشین و شنیدنی است .
با تشکر
رضا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
درود بر همایون نازنین
اجرا و موسیقی خداسسست!
نمیتونم گوش ندم این قطعه رو
سال گذشته دم عید با کولی و چرا رفتی دقیقا روح و روانمو نوازش کردید و امسال با این اجرای زیبا
دقیقا هم با مختصات روحی روانی من سازگار بوده هست
مرسی استاد
قدرت ا.. احمدی نژاد قزوینی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:
این بندۀ ناچیز در سال 1375 با فوت مادر بلافاصله این غزل بسیار بسیار نغز و گرانقدر به ذهنم راه یافت و ناخوداگاه کلمه مادر را به اشکال " مادر و مام "جایگزین چند کلمه در این غزل گنجاندم و این امر فقط از روی علاقه وافری که به
مادر و به این شاعر ارجمند داشتم صورت گرفت .چند بیتی را که تغییر دادم و توصیه میکنم به تمام عزیزانی که همچو من احساسات رقیق و وابسته به این دو منشأ احساسات ،
مادروحافظ ،دارند به ارتباط مادرانه ای که دراین غزل مستتر
است توجه عاشقانه ای داشته باشند :
مادر که ازو خانه ما جای پری بود ......................
.................................. ......................
اوقات خوش آن بود که با مادر سر رفت
باقی همه بی ارزش و بس بی اثری بود
................................. ......................
هر لطف و عنایت که خدا کرد به قدرت
از یمن دعای شب مادر صفری بود
شایان ذکر است که نام فامیل مادراین کمترین"صفری"
است .
صادق در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷۷:
بیت آخر اینجور درسته:
امروز خنده طرح به گلزار می دهد
آن روز شوم رفت که صائب ملال داشت
روز شوم به جای روزگار
امیرحسین در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
لطفا توضیحی برای این غزل بنویسید،عزیزان و استادایی که میتونید به بهتر درک کردن این غزل کمک کنید
نگار در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۲۶:
خون قنینه یعنی شراب
علی درخشان در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
در جواب دوستی که نوشته اند جایی در قرآن نوشته شیطان از فرشتگان بود و جای دیگر وی را از جنیان دانسته و آنرا تناقض قرآن میدونن
در زبان عربی استثنایی هست بنام استثنای منقطع که مثالش جاء القون الا حمارهم
یعنی مستثنی همراه مستثنی منه است اما از آن نیست مثلا الاغ با آدم ها بوده اما آدم نبوده
در جایی که گفته شده ملائکه سجده کردند جز شیطان اینجا استثنای منقطع است یعنی شیطان همراه ملائکه بود نه از جنس آنان
merce در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۹۴:
تکرار چند باره ی یک قافیه غزل های صائب را کم مقدار کرده. او در بسیاری از غزل هایش این موضوع را رعایت نکرده است
مرسده
فرزام در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱۵:
این شعر از زبان پاک حضرت مولانا جاری شد زمانی که با جمعی از یاران از دکان صلاح الدین زرکوب ، مرید و خلیفه ی خود می گذشت و صدای کوبش زرکوبان در دکان بلند بود.
بهمن در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:
از این لینک اصل کتاب مثنوی را دانلود کنید. بر هر ایرانی و فرهیخته ای واجبه که یک بار شاهکار حضرت مولانا را مرور کرده باشد.
پیوند به وبگاه بیرونی/
جلال در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰: