گنجور

رباعی شمارهٔ ۲۶

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

چون چرخ بکام یک خردمند نگشت

خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت

چون باید مرد و آرزوها همه هشت

چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 26

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۹ نوشته:

لطفاً تصحیح شود :
چون باید رفت و آرزوها همه هشت
یعنی باید بگذاریم و بگذریم ! = گذاشت و رفت نه گذاشت و مرد !

 

تات در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۰ نوشته:

دوستان عزیزی هستند که در میان صحبتهای اندشمندان به دنبال نسخه دکتر میگردنند و حال آنکه جان مایه کلام بزرگ اندیشمند خیام آگاه ساختن افراد از نبودن و باید نبودن این نسخه است. آزاد زیستن ارزشمند است آزاد زیستن و آزاد مردن و نترسیدن از کردها و نکردها

 

جان در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۰ نوشته:

کاش متن مقالات شمس تبریزی هم در گنجور موجود بود. هرچند کتاب منظوم نیست. شاه کلید اسرار است. داعی برای بسیاری از ابهامات پاسخ یافتم. حقا که شمس شمس منیر است و استاد حق. از همین کتاب در باره خیام میگوید:
شیخ ابراهیم بر سخن خیام اشکال آورد، که چون رسید سرگردان چون باشد وگر نرسید سرگردانی چون باشد؟ گفتم: آری صفت حال خود می‌کند هر گوینده. او سرگردان بود، باری بر فلک می‌نهد تهمت را، باری بر بخت،... سخن‌هایی درهم و تاریک می‌گوید. مومن سرگردان نیست، مومن آن است که... بندگی می‌کند، عیان در عیان، لذتی از عین او درمی‌یابد. از مشرق تا به مغرب ملحد لا‌ گیرد و با من می‌گوید، در من هیچ ظنی درنیاید. زیرا معین می‌بینم و می‌خورم و می‌چشم. چه ظنم باشد؟... بلکه خنده‌ام گیرد. چنانکه یکی امروز بیاید چاشتگاه پیش تو، عصا گرفته به دستی، به دستی دیوار گرفته؛ پای لرزان‌لرزان می‌نهد، و آه‌آه می‌کند، که آخر نگویی که این چه واقعه است، این چه خذلا‌ن است که امروز آفتاب برنیامد...! اگر صدهزار بگویند ترا تسخر و خنده زیادت شود...
آری دوستان صفت حال خود می‌کند هر گوینده.

 

ATA در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۷ نوشته:

وقتی دنیا بر وفق مراد کسی نیست. اعتقادات مذهبی هم نمیتونه کمکی بهش بکنه.
هفت فلک اشاره به همان هفت آسمان در متنون اسلامی داره که اقتباس از نظریه مردود هیئت بطلمیوسی و زمین محوری است.

 

منتقد در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۲۰ نوشته:

شکایت:
به نظرم به حق این عزیز جفا شده که نام اصلی اش در اینجا نیامده.
نام این شاعر عمر است و لقبش خیام
امید است لحاظ شود.

 

علی ساجدی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۲۲ نوشته:

شکایت:
نام این شاعر عمر است. من نمیدانم چرا نامش در این سایت درج نشده است.

 

حمید سامانی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۸ نوشته:

این دو بیتی لنگ دارد و بخصوص مصراع سوم هم موزون نیست و هم از واژه پست در آن استفاده شده، به ظن قوی از خیام نیست و مثل چندین شعر دیگر منسوب به وی میباشد و یا به احتمال دیگر اصل شعر را تغییر داده اند که به این شکل به دست دیگران و در نهایت به تارنامه گنجور رسیده و باز نشر شده

 

محمد در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۹ نوشته:

با عرض احترام به استاد خیام
به نظرم مصرع سوم ایراد وزنی دارد البته طبق انچه که در اینجا میبنم
شاید بهتر باشد گفته میشد
چون خلق بمرد و ارزوها همه هشت ا
از لحاظ وزنی درست تر است انشالله

 

احمد نیکو در ‫۱ سال قبل، چهار شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۶ نوشته:

متن رباعی بدین وزن صحیح است:
چون دور فلک هیچ بکام تو نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت

 

احمد نیکو در ‫۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۵ نوشته:

متن رباعی بدین وزن صحیح می باشد:
چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
تو خواه فلک هفت شمر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد به گور و چه گرگ بدشت

 

احمد ترکمان در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۴ نوشته:

این رباعی اشاره داره به اینکه چطوری خدارو بپرستیم که خیلی ها
الان خدارو بر حسب داشته هاشون میپرستن یعنی کوچکترین ضرر و زیانی
میبینن کُفر میگن بخدا و همه چی..اول و آخر هرچه که داری باید گذاشت و رفت!و تورو چه غسل بدهند کفن و دفنت کنن چه بندازن بیابون گرگ بخورت.مرحوم محسوب میشوی!و اعمال است که بداد انسان میرسد.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.