امین آب آذرسا در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۸ - گل پنهان:
نوشته مثنویات، تمثیلات و مقطعات
این شعر احتمالا جزء تمثیلات است، درست است؟
چون نه مثنوی است و نه مقطع
بیقرار در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۴:
« ای دل تو را نگفتم ، کــز عاشقی حذر کن ؟ »
در کار دل مپیچ و با عقل خود به سر کن ؟عاشق شدی شکستی ، پیمان عقــل خود را
اکنون به جُرم عشقت شب تا سحر نظر کنآب ار شدی چو شمعی ، غافل شدی ز جمعی
در کنج عزلتت هان ، با جان خود شرر کنپروانه شو به گردِ ، گلْ عارضی ز حسـرت
وانگه به هجر نرگس ، غم جامه ها به بر کناز عاشقان مپرسید ، احوال بی دلان را
افغان و آه و اشکت ، در هجر گل به در کنتا کی ریا و تزویر ، تا کی تو ناسپاسی
از بهر حق شناسی در خویش و خود سفر کنغم از دلت نَرُفتی ،گفتم ولی نگفتی
شب تا سحر که خفتی ، اکنون غمت به در کندردا که داغ هجران ، جسمم گرفته از جان
ای همه اینم ز آن ، چشمم پر از گهر کنعمرت به سر شد امّا ، نامد خبـر زِ یارت
وان غایب از نظر را چون سُرمه در بصر کنآسایش دو گیتی آسان به کف نیاید
یا با خِرَد بیامیز ، یا با دلت خطر کنما را که بی قـراریم ، در کار دل فگـاریم
با عشق خود بمیران ، فردا به حشر حَضر کن#رضارضایی « بیقرار »
بیقرار در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ قطران تبریزی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۰۴:
« ای دل تو را نگفتم ، کــز عاشقی حذر کن ؟ »
در کار دل مپیچ و با عقل خود به سر کن ؟عاشق شدی شکستی ، پیمان عقــل خود را
اکنون به جُرم عشقت شب تا سحر نظر کنآب ار شدی چو شمعی ، غافل شدی ز جمعی
در کنج عزلتت هان ، با جان خود شرر کنپروانه شو به گردِ ، گلْ عارضی ز حسـرت
وانگه به هجر نرگس ، غم جامه ها به بر کناز عاشقان مپرسید ، احوال بی دلان را
افغان و آه و اشکت ، در هجر گل به در کنتا کی ریا و تزویر ، تا کی تو ناسپاسی
از بهر حق شناسی در خویش و خود سفر کنغم از دلت نَرُفتی ،گفتم ولی نگفتی
شب تا سحر که خفتی ، اکنون غمت به در کندردا که داغ هجران ، جسمم گرفته از جان
ای همه اینم ز آن ، چشمم پر از گهر کنعمرت به سر شد امّا ، نامد خبـر زِ یارت
وان غایب از نظر را چون سُرمه در بصر کنآسایش دو گیتی آسان به کف نیاید
یا با خِرَد بیامیز ، یا با دلت خطر کنما را که بی قـراریم ، در کار دل فگـاریم
با عشق خود بمیران ، فردا به حشر حَضر کن( مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن )
#رضارضایی « بیقرار »
دکتر حافظ رهنورد در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:
این غزل زیبا تقدیمیست به خواجه ابوالوفا فرصت شیرازی که از صوفیان حقیقی همدوران خواجه حافظ بوده و بسیار به کار خیر مشغولیت داشته
دکتر حافظ رهنورد در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:
این غزل حکایت عاشق (بلبل) است در عشق محبوب(گل) به رقیب(باد صبا) وقتی که میبیند علارغم اینهمه سختی و خون دل خوردن و رنج، معشوق با رقیبش عشقبازی میکند و او شاهد این عشقبازیست
به هر سو بلبل عاشق در افغان// تنعم از میان باد صبا کرد.
رقیب روبندهی معشوق را کنار میزند و گرهبند قبای او را باز میکند و در آغوش یکدگر میروند و گل از این هماغوشی میشکفد؛ از این روست که حکایت سختیهایش را برای صبا میگوید تا بلکه دردش دوا شود و رقیب گل را به بلبل ببخشد.
علیرضا فرح بخش در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:
سلام دوستان
به قول بزرگی بجای این بیت شعر شهریار:
(برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را)
بیت زیر را میگفت بهتر و خیلی به راه و روش امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نزدیک بود و در واقع عمل امام علیه السلام را به بهترین وجه توصیف میکرد
مرو ای گدای مسکین تو در سرای مولا
که علی همیشه میزد در خانه گدا را
احمد احمدی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نرسی بهرام » پادشاهی نرسی بهرام:
هوش مصنوعی واژه نَرسی را که یک اسم خاص است فعل انگاشته و ابیاتی را که دربردارنده این واژه بوده به طرز نادرستی شرح داده است.
احمد عنصری در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۵۲ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:
درود برشما
توضیح تون در مورد هفت خط واقعا برای من هم جالب بود و هم بدیع فکر نمی کردم حتی ادبیات کوچه بازاری ما هم چنین معنی ژرفی داشته باشند.
آفرین برشما
احمد احمدی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نرسی بهرام » پادشاهی نرسی بهرام:
هوش مصنوعی واژه نَرسی را که یک اسم خاص است فعل انگاشته و ابیاتی را که دربردارنده این واژه بوده به طرز نادرستی شرح داده است.
کی پارسا رئیسی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۲۹ در پاسخ به علیرضا آساره دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۱۰:
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
احمد خرمآبادیزاد در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۹۴ - در بیان نوحه گری و ماتم داری بدن از مفارقت روح و حسرت بعدالموت:
1-مصرع دوم بیت نخست به شکل «داستان تا شرح حال ما کشید» درست نیست و باید به شکل زیر باشد:
«داستان تا شرح حال جان کشید»
این نکته را هم از نسخه خطی مجلس به شماره ثبت 5379 میتوان فهمید و هم از مصرع دوم بیتهای 17 و 35، که به ترتیب میگوید «عقل را در سوگ جان یاری کنیم» و «تا به حال جان بگریم زار زار»
2-مصرع نخست بیت 49 به شکل «باز باغ افروزدم سردی گرفت» هم کاملا نامفهوم است و هم ناسازگار با مصرع دوم. به استناد نسخۀ خطی باید به شکل زیر باشد:
«بادِ باغافروز دمسردی گرفت»
3-در مصرع نخست بیت 64، «روزم گشت دیر» (به جای «روزم گشت پیر») درست است. شاعر در مصرع دوم بیت 81 نیز از مفهوم «دیر شدن روز» (به معنی «فرصت نداشتن») بهره گرفته است.
4-در مصرع نخست بیت 78، «گُردان» به جای «ترکان» درست است؛ زیرا روی سخن شاعر پایداری در برابر ترکان میباشد.
*با نگرش سیستمی، دقت تصحیح و ویرایش را افزایش دهیم.
مریم نیکویی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:
سلام دوستان لطفا بفرمایید
هدف و منظور شاعر از بیت ۸۲ چی بوده؟
شاعر داره چه کسی رو نصیحت می کنه و چرا یک دفعه این بیت اومده ؟ چون شاعر داره در ارتباط داستان عشق مجنون صحبت می کنه ، دوست داشتم بدونم خطاب به کی داره اینو می گه و چرا؟ متشکرم
علیرضا s.alireza.kianpour@gmail.com در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۵ - داستان جمشید با خاصگی محرم:
کاش از هوش مصنوعی استفاده نکنید؛ تجربهی من اینه که خروجی کار IA در تفسیر و توضیح اشعاری همچون اشعار نظامی و دیگر استادان شعر فارسی، همواره پر از اشتباههای اساسی و بعضا مضحک بوده
برمک در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۶۵:
جره بازی بدم رفتم به نخجیر
سیهدستی زده بر بال مو تیر
بوره غافل مچر در چشمهساران
هر آن غافل چره غافل خوره تیر
جُره = جوان
زده=بزد
مهرناز در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:
عزیزان شما با حس و حال خودتون اشعار خیام رو بخونید اگر دوست دارید می زمینی باشه ،اونطور بخونید اگر هم دوست دارید می آسمانی باشه اونجوری بخونید .
علی رحیمی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۶ - حکایت دانشمند:
سلام
لطفا «سر از کوی صورت به معنی کشید» را برای من معنی میکنید؟ ممنونم.
Alireza AS در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۰۰ در پاسخ به محمد هارون صادقی دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۰:
از نظر عروضی نیز «این» درست است.
احمد اسدی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۵۸ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:
در نگارش بیت چهارم، واژه "که" جا افتاده است. مصراع اول میبایست به این شکل اصلاح گردد:
زو هر آن حلقه که بر گوشهٔ مه میافتاد
جدای از آنکه جا افتادن این واژه مشکل وزن شعر ایجاد میکند، لازم به ذکر است که در تصویر نسخه کاغذی که در همین صفحه ارائه شده است نیز واژه "که" در مصراع اول بیت درج شده است.
ابن فردوس در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۳۱ دربارهٔ قوامی رازی » دیوان اشعار » شمارهٔ ۱۱۵ - در منقبت امیرالمؤمنین علی و یازده فرزند معصوم او علیهم السلام و مدح نقیب النقباء ری شرف الدین مرتضی رحمة الله علیه گوید:
دربارۀ بیت 10 (شده زاهد وقت...) مصحح در پاورقی نوشته اند که: محتمل است بیت و تالی اش از قسمت مدح شرف الدین باشد و در اینجا اشتباهاً ذکر شده است.
امین آب آذرسا در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۶ - جان و تن: