گنجور

رباعی شمارهٔ ۸۸

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

گویند بهشت و حور و کوثر باشد

جوی می و شیر و شهد و شکر باشد

پر کن قدح باده و بر دستم نه

نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 49

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بیات در ‫۸ سال و ۱۲ ماه قبل، دو شنبه ۳ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۴۸ نوشته:

گویند بهشت حور و کوثر باشد

 

بیات در ‫۸ سال و ۱۲ ماه قبل، دو شنبه ۳ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۴۹ نوشته:

گویند بهشت حور و کوثر باشد

 

قیس در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۲۶ نوشته:

نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد هدف خیام در این شعر نوشیدن باده نمی باشد بلکه استفاده از روز های که به ما میسر شده یعنی نقدی که خداوند به ما نهاده

 

تمیم در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۷ نوشته:

دوست عزیز ، قیس ، منظور شاعر این است که بهشت نسیه و وعدۀ خیالی است نقد در همین دنیا است

 

سپهر در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۴ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۴۷ نوشته:

من نمیفهمم چرا بعضی ها اینقدر میپیچونن معنا رو؟ یا خودشون رو زدن به حماقت یا بقیه رو احمق فرض کردن...به وضوح مفهومش مشخصه.

 

ناباور در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۰ نوشته:

در جای دیگر میفرماید

گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است

 

ناشناس در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۶ نوشته:

نباید برای هر شاعری عرفان جستجو کنیم. بسیاری از شعرهای شاعران عرفانی نیست. حتی بعضیها فساد دشته اند. البته خیام شاعر دنیایی وزین بوده است

 

قیس در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۸ نوشته:

منظور بنده هم همونی بود که شما فرمودید.

 

ستار در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۰ نوشته:

منظور حضرت خیام همون عرق کشمشی بوده در غیر اینصورت منظورشون همون شراب هفت هشت ساله انگور هست و در غیر اینصورت منظورشون هر چی بوده رک و پوست کنده میگفت همچنان که اینجا فرمودند.فکر کنم اگر بزرگوار سر از لحد میجنباند به کسایی که میگن منظور خیام از می عرق کشمشی نیست یه سیخ میزد و دوباره در لحد آرام میگرفت

 

فرزاد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۴ نوشته:

شاید کسایی خوششون نیاد اما به نظر من هم با توجه به زندگی خیام و آشناییش به قرآن و فلسفه و ... یخورده ساده نگرانست که بگیم منظورش الکله :) به نظر منظور اینکه ارزش کار به اینست که همین الان وجودت از باده عشق الهی که همین دنیا رو پر کرده مست بشه نه این که به خاطر وعده ی بهشت هر چند خوب بخواهی تو راه خدا بیای. یعنی از همین الان و نه در آینده توی خدا غرق بشی به جای اینکه بخوای با وعده ی بهشت باهاش معامله کنی. با احترام به نظر های مخالف

 

سید در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۴۸ نوشته:

مصرع دوم از بیت اول بهتر بود اینگونه باشد :
‌ ‍
جوی می و شیر و شهد شیرین باشد

هم از لحاظ آهنگ
و هم از لحاظ معنایی

 

کورش در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۴۷ نوشته:

منظور خیام، حافظ و بیشتر شعرای پارسی گوی از شراب دقیقا شرابی است که از انگور می گیرند. حافظ گنجینه لغات است نه تنها قرآن بلکه بیشتر اشعار پیش از خود را در سینه دارد و از آن بهره می برد چرا برای منظور خودکلمه دیگری بکار نمی برد؟ خیام، ابوعلی سینا، حافظ، رازی و ... از روحانیونی که دین را وسیله امرار معاش و دنیای خویش را بر آخرت مردم و نادانی آنها بنا نهاده اند بی زار و متنفر بوده اند.
آنها شراب را نشانه راستی و پاکی و برهنگی و رک گویی در برابر ریا، نیرنگ و نزویر می ستایند.

 

FARVAHAR در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۸ نوشته:

درود به همه دوستان...
نمی دونم چی بگم!از معنی شعر واقعا مشخص که منظور خیام چیه ... چرا آخه باید می عرفانی باشه!؟زندگی واقعمون رو ازمون گرفتن که تا می تونن خودشون بدزدن و بخورن و مارو با خیال و توهمات سرگرم کردن نمی دونم چی دیگه از جونمون می خوان؟ شهد و شکر تو جوب بدرد همون عربای 1400سال پیش می خوره
...
عمرتان را پی حوری و زنان لخت جنت بودید و رعیت ماندید
حاکمان شهرتان ترن و طلا می بردند هی نماز می خواندید هی دعا می کردید
...واقعا جای تعجب داره ... یه جایی پرواز همای میگه (گوییا در خواب غفلت مانده ان اصحاب کهف ) واقعا قضیه همونه

 

افلاط‌ون در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۶ نوشته:

در جواب این دوستان که تفسیرهایی خود گول زننده از شراب و می میارند تا خیامِ خودشون رو درست کنن، باید بگم که گیرم حرف شما درست. اصلا چه اسراری بوده که خیام این همه در اکثر اشعارش از شراب و می بگه و معانی رو بپیچونه! که امروز این همه فسفر سوخته بشه بلکه یه معنی غیر ظاهری ازش در بیاد.

 

احمد نیکو در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۶ نوشته:

متن رباعی بدین وزن صحیح است:
گویند بهشت و حور و کوثر باشد
جوی می و شهد و شیر و شکر باشد
پر کن قدح باده و بر دستم نه
نقدی ز هزار نسیه بهتر باشد

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.