گنجور

حاشیه‌ها

مهرداد در ‫۱۷ سال قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

در جهت توضیح تکمیلی نوشته دوست عزیز علی آقا :
فرض در این بیت به معنی دستور ،‌حکم می باشد.
فرض ایزد گزاردن : دستور الهی را انجام دادن.

میثم کریمی در ‫۱۷ سال قبل، سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۲۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

در بیت 5 بجای کلمه عاملی عامی صحیح است
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

بهرام در ‫۱۷ سال قبل، یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۱۵:

شعر نیست ، اکر چه زیباست

سعید م در ‫۱۷ سال قبل، شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهد:

ابیات 6 و 7 به زیبایی این فرار از تقدیر را توضیح میدهند:
نک ز درویشی گریزانند خلق
لقمه‌ی حرص و امل زانند خلق
-نه اینکه مردم از درویش شدن فراری هستند و برای همین حرص و امیدهای واهی آنها را میبلعد!
ترس درویشی مثال آن هراس
حرص و کوشش را تو هندستان شناس
-ترس از درویش شدن را شما مثل ترس این شخص از مرگ ببین و تلاش مرد عامی برای مالدار شدن را مثل تلاش این شخص برای فرار به هندوستان ببین!
-اینجا درویشی به معنای بی مال و منالی است اما شاید نشود آنرا به فقر معنا کرد چرا که درویش روح بزرگ دارد و از نظر مادی نیز به کسی وابسته نیست اما با صرفه جویی زندگی میکند.
این شعر دلالت بر جبری بودن ندارد و همانطور که مولانا در شعر بعدی میفرماید . فقط فرار از قضا و قدر را صلاح نمیداند و جهد و تلاش را بسیار میستاید

بلال رستمی در ‫۱۷ سال قبل، جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

بیت 7 به ایه ی 29 سوره نور برمی گردد پیام متن حافظ دیگران را از گرفتار امدن به وادی سراب خودبینی و گناهان برحذر می دارد و همچنین باید واقعیت نگر بود

بلال رستمی در ‫۱۷ سال قبل، جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:

بیت دوم اشاره به ایه ی اقراء باسم ربک الذی خلق دارد

بلال رستمی در ‫۱۷ سال قبل، جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:

بیت 3 اشاره به ایه74 سوره فرقان دارد و کلمه رندان به پرهیزکاران اشاره دارد

بلال در ‫۱۷ سال قبل، جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:

بیت 6 کلمه ظل ممدود هشاره به ایه های 27 تا 30 سوره واقعه دارد

Davoud Tabrizi در ‫۱۷ سال قبل، پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:

Ba Salam va talabe aff az inkke az alfbae Engelisi estefadeh mikonam
Bahrist Bahre eshgh ke hichash karane nist
ra dar noskhehaye pishin dideham ke benazarm sahihtar ya behtar begooyam monasebtar amad
Sepase bekaran
---
پاسخ: با تشکر، من خود به شخصه نیز در نسخه‏ای «بحریست بحر عشق ...» دیده‏ام، از آنجا که تا کنون ما تلاش کرده‏ایم دیوان حافظ را مطابق با نسخه‏ی قزوینی نگه داریم، بدل را در حاشیه می‏گذاریم و اصل را دست نمی‏زنیم.

رضا۸۸۸۸ در ‫۱۷ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱:

آفریننده کاینات در هنگام آفرینش به کدامین دلیل درایجاد کاینات کمبودوکاستی قرار داده ؟؟؟؟؟؟؟؟پس اگر آفرینش درست بوده ویرانی بهر چیست؟؟؟؟؟؟؟؟ و اگر نادرست بوده گناه کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ف-ش در ‫۱۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن:

بنام او
هین مگو فردا که فرداها گذشت
تا بکلی نگذرد ایام کشت
پند من بشنو که تن بند قویست
کهنه بیرون کن گرت میل نویست
در اینجا مولوی به داستان خاربن و خارکن اشاره میکند که اگر خاربن از سرراه کنده نشود هرروز زشد میکند و خارکن پیر و ضعیف میشود پس فرصت همین حالا را باید غنیمت شمرد فکر فردا ها غافل کننده است
از نظر مولوی این خویهای بد که در انسان است به منزله خاری است که در راه روئیده وهمین حالا باید آنرا دید وآنراکند این خویها صفت کهنگی دارد وفکر انسان را کهنه و عقب مانده نگه میدارد و اگر ازسر بدر شود حالت نو و فکر نو پیدا میشود(کهنه بیرون کن گرت فکر نویست)
آیا ماهیت کهنه ونو در روان انسان چیست؟
کهنه آن حالات و افکاریست که به انسان عارض شده و شرطی و ماندگار گردیده است و هر کسی اگر نو اندیشی نداشته باشد ناچار سرو کارش با همین کهنه هاست کهنه ها بیشتر جنبه جسمانی ومغزی و نو ها جنبه روحانی وفطری دارند
معنی کهنه و نو را با قدیم و جدید نباید اشتباه کردمثلابسیاری از آثار قدیمی اگر وارسی شود نو است وتازگی دارد
مثل همین آثار گرابهای ادبی که از قدیم باقی مانده است اینها هیچوقت کهنه نمیشود فقط برداشت ما ازآنها ممکنست چنین شود
دراینجا این نکته به یاد میآید که اصطلاح "شعر نو" که گاه ایتعمال میشوداصطلاح درستی نیست زیرا در مقابل آن "شعر کهنه" معنی پیدا میکند در صورتی که آثار ادبی ما کهنگی نمیپذیرد ومملو از نویها و تازگی هاست شاید بگوئیم فقط سبک بیان در نظر است نه معانی ولی اصطلاح شعرنو به هرحال شعر کهنه را به یاد میآورد که شایسته نیست و اگر گفته شود شعر به سبک جدید و سبک گذشته بهتر است و اصلا شعر نو میتواند فقط یکی از اقسام شعر تلقی شودکه از قافیه آزاد است یا چیزی بین نظم و نثر به حساب آیدیانام دیگری بر آن گذاشته شود(بدیهیست این سخن منافاتی ندارد با اینکه آثار ارزنده ای به سبک شعرجدید وجود دارد)

مهدی در ‫۱۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

این غزل ظاهرا به تقلید از غزل استاد سخن ،سعدی شیرازی با مطلع:
شب فراق نخواهم دواج دیبا را
سروده شده است

ناشناس در ‫۱۷ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

در راهنمای نرم‏افزار نامه نگار(خوشنویسی برای dos) بند دوم همین ترجیع بند را دیدم که در بیت دهم نوشته بود
لب شیرین گشوده با من گفت
وز شکر خنده ریخت آب از قند
---
پاسخ: با تشکر، با دیوان هاتف چاپ انتشارات نگاه (مطابق تصحیح وحید دستگردی) مقایسه شد. متن بیت مورد اشاره همانند آن چیزی است که در متن گنجور آمده. تغییری اعمال نشد.

مصطفی زینلی در ‫۱۷ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » چهل و یکم:

تو که جنس "ماهیانی"، سوی بحر از آن روانی
که به حوض و جو نیابی، تو فراخی و فضایی
---
پاسخ: با تشکر، «ماهیان» با «ماهیانی» جایگزین شد.

نقویان در ‫۱۷ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۴:

برای هشدار به سیگاریها بسیار مناسب است که| یک عدد آن یک نخ است ولی وقتی زیاد شد میشود زنجیر

وحیدرضا در ‫۱۷ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۳۹ - پاسخ دادن شیرین فرهاد را:

چرا فرهاد و شیرین شیرین و فرهاد نگذاشته

مریم در ‫۱۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۱:

ایا این شعر اثر جادویی دارد

الفت در ‫۱۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۶:

بادرود و سپاس. در مصرع اول از بیت دوم نوشته شده : ما بحور و روضه رضوان نداریم التفات.
در اینجا کلمه بحور بعنوان یک کلمه تلقی شده و چون در عربی دارای معنی بوده و بمعنی دریا هاست که خواننده را به اشتباه می اندازد، لذا باید آنرا به عنوان دو کلمه مجزای، به و حور نوشته شود.
موفق باشید.
---

پاسخ:
با تشکر، تصحیح شد.

لطفعلی راجی در ‫۱۷ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ عبید زاکانی » عشاق‌نامه » بخش ۲ - در وصف معشوق:

با سلام و تاکید فراوان!؟
لطفآ کمی بیشتر به حداقل آشکال و نه اشکال حروف مورد استفاده تان دقت و توجه نمایید"....
برای نمونه
پیچ پیچ
با آرزوی سلامت و تندرستی شما
ل.ر
---
پاسخ: متوجه منظورتان نشدم، ممکن است بیشتر توضیح دهید. اشکال کجاست؟

محمود در ‫۱۷ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲:

به نظر می آید که مصرح دوم از نظر وزن مشکل دارد
و بهتر است نوشته شود:"مباشید ای رفیقان امشبی دیگر ز من غافل"
---
پاسخ: از دوستان اگر کسی به دیوان وحشی دسترسی دارد ما را راهنمایی کند.

۱
۵۶۷۶
۵۶۷۷
۵۶۷۸
۵۶۷۹
۵۶۸۰
۵۷۲۹