گنجور

حاشیه‌ها

سید محسن در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:

قامت افراخته می رفت و به شوخی میگفت-------درست است---
قامت افروخته یعنی بدن آتش گرفته که واقعی بنظر نمی رسد

سید محسن در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

ساخت ازادی ما بند گرفتاری ما------
آه اگر شب زلفت نکند یاری ما -----
درست است

Fatêh.A در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱۹:

نیاز به ویرایش زیاد دارد این غزل، چند جایی هم اشکال املایی داشت، به لطف این را جایگزین کنید:
زان تغافلگر چرا ناشاد باید زیستن
ای فراموشان به ذوق یاد باید زیستن
بلبلان نی الفت دام است اینجا نی قفس
بر مراد خاطر صیاد باید زیستن
من نمی‌گویم به‌ کلی از تعلق‌ها برآ
اندکی زین دردسر آزاد باید زیستن
خواه در دوزخ وطن ‌کن خواه با فردوس ساز
عافیت هر جا نباشد شاد باید زیستن
چون سپندم عمرها درکسوت افسردگی
بر امید یک تپش فریاد باید زیستن
نیست زین دشوارتر جهدی‌ که ما را با فنا
صلح کار عالم اضداد باید زیستن
زندگی بر گردن افتاده‌ست یاران چاره چیست
چند روزی هر چه باداباد باید زیستن
موج‌ گوهر در قناعتگاه قسمت خشک نیست
تردماغ شرم استعداد باید زیستن
هر سر مویت خم تسلیم چندین جانکنی است
با هزاران تیشه یک فرهاد باید زیستن
بیدل این هستی نمی‌سازد به تشویش نفس
شمع را تا کی به راه باد باید زیستن

سید محسن در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

گفتم که آب دیده ما چاره میشود-----درست بنظر میرسد

سید محسن در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴:

این نظر با دگران است ،ترا با ما نیست----درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:

با عرض معذرت فراوان در باز خوانی مجدد متوجه شدم-----آشتی کردی و گفتی میکنم ترک عتاب ------درست است

ملیکا در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

ما میخونیم نامه ت رو عراقی... ما میخونیم...

سید محسن در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

بس خرده ها که بر......-------درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:

مقام تهلکه.........-----درست است

جلال الدین شمس در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران را:

فرهاد عزیز تفاسیر ابیاتی که می گذاشتی زیبا بود، باز هم برایمان بنویس.

مقصود در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۴ - نوش جانت:

این شعر را بهار در خصوص تیمسار درگاهی گفته و کینه دیرینه از ایشان را به زبان شعر بیان کرده

نازنین جمشیدیان در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۰:

چه نکات عجیب و بکری در این غزل هست ...
چرخ بود جای شرف
خاک بود جای تلف
که هر دو ویرانی ست باید از هر دو رد شد تا بر سلطان رسید ...
من همگی درد شوم ....
به امید رسیدن درمان ...
چقدر زیباست ...

محسن در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

بسیار عالی است، واقعیت هم همین است که عشق رنج‌آور است و دلی که با عشق بیگانه باشد خوش و خرم است؛ هرچند، رشد انسان در عاشقی است؛ ولی سعدی، زیرکانه و با طعنه، دردسر عشق را گوشزد می‌کند. عجیب است که بعضی متوجه این نکته نشدند و قضاوت کلیشه‌ای کردند!

عاصی در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

درود بر اساتید گرامی و بزرگوار
بنده به تازگی به اشعار مولانا علاقه مند شدم و میخواستم ببینم برای یک تازه کار و برای شروع آشنایی با معنی و مفهوم این اشعار چه پیشنهادی دارید
سپاسگزارم که تجربیات خود را در اختیار این حقیر میگذارید

سمیه در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:

خواهشمندم معنی ابیات این شعر دو در نظرات درج کنید.
سپاسگذارم

حسام در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:

بنده دیر مغان "باش" که هندو دارد

دکتر صحافیان در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:

در این روزگار این جهانی یار زلال و بی آلایش ظرف شراب و دفتر شعر است(به شکل سفینه که دوباره ظرف شراب را تداعی می کند و تاکیدی لازم بر این که دفتر شعر می بایست، چون شراب خوش کننده حال باشد)نکته تاریخی:روزگار در مسیر تاریخ مورد پذیرش آدمی نبوده است و شاید کار همه ما آدمیان به باد انتقاد گرفتن آن است که هیچ زبانی و جانی برای پاسخ گویی ندارد.
جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است
پیاله گیر که عمر عزیز بی بدل است
معبری که جان آدمی هر لحظه از آنجا عبور می کند و وارد دنیای حال خوش می شود بسیار باریک است و باید رها (از هر گونه تعلق جسمی، ذهنی و قلبی )و سبک از آنجا عبور کنی.دمی را بدون حال خوش سپری نکن که جایگزینی ندارد(و با تلف کردن آن لحظه، به خود و خداوند ستم کرده ای)
3-تنها من نیستم که از بی عملی یا از کناره بودن از کار دولتی افسرده هستم بلکه علما هم به همین جهت حال خوش ندارند.(عمل به علم،شناختن ارزش لحظه است که خداوند در آن موج می زند)آرایه ادبی:واج آرایی حرف ل و مطابق بودن آن با قافیه غزل بر زیبایی این آرایه افزوده است.
4-در این روزگار که به واقع گذرگاهی پر از غوغای خواسته های ماست(وگرنه روزگار گیاهان و جانوران همیشه آرام است) از چشم خرد نه پابرجاست و نه ارزشمند.
5-رشته موی(تمرکزی که بتواند تو را به زیبایی حال خوش برساند)زیبارویی را بگیر و افسانه نخوان که نیک بختی و شوم بختی از تاثیر افلاک است بلکه از انتخاب توست.
6-دلم بسیار امید داشت که به وصال کامل با تو برسم اما مرگ و یا ترس از زوال(که آمیخته با اساس روزگار است)از بین برنده آرزوی حقیقی ماست.
7-اینچنین که حافظ مست باده زلال ازلی است هیچ گاه هشیار نمی بینیدش(خود بیش از همه به مضمون اشعارش پایبند است)
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

اینستاگرام:drsahafian

مهرداد پارسا در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹:

جناب کیخا اینکه خیام میگوید «بربای نصیب خویش...» منظورش استفاده از لحظات عمر است که در نهایت مرگ آن را از آدم می رباید. اینجا اشاره خاصی به تنازع بقا نشده و رباینده نیز ماهیت هستی است که کور و کر است و ناآگاه.

سجاد در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۹۲:

در که زاهد خشک ار شییت مست بیاید، شبیت درسشه

مصیب مهرآشیان مسکنی در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷۷:

با سلام این غزل با سند قوی متعلق به حضرت مولاناست و لذا منم با تتبع از آن غزلی سرودم
 بارالها خبر از طره طرارش ده
خبر از نفح خوش نافه تاتارش ده
 شانه کش باد صبا بر خم زلفش گذران
بیقرار خرمن گیسو بخریدارش ده
رشته رشته چو برقص آوردش دست نسیم
بر سر دوش تو آن گیسوی فرارش ده
دل ما می شکند گر صنم  عشوه گری
بارالها بیکی رهزن عیارش  ده
هرکه عاشق به جفا در قل و زنجیر کند
تو به بندش کن و بر دلبر غدّارش  ده
آنکه آگه نشد از حال دل بیمارم
در غمِ عشق و جنون حالت بیمارش ده
آنکه هرگز نداند شب هجران مرا
بس به شبهای فراق  فرقت دلدارش  ده
نرگس مست ندیده که شود ساقی می
جرعه جرعه  نگه  نرگس بیمارش ده
ما بگوییم که عشقش ده وآزارش کن
بی سبب عشق به عشق عاشقی بسیارش ده
مهلکه دیدم از آن جفت خمارین نگاه
معرکه  با دل شیدا به افکارش  ده
دلبری عشوه گرم سرکش و خونخوار  شده
تیغ نازش به کف و گرمی بازارش ده
گر شبی در تب عشق تاب و توانش برود
از طبیبان دغل  مرهم و تیمارش  ده
پرتو مهر فکن در دل مهرآشیان
آشیان مهر در آن پرتو انوارش ده
بداهه
گفت امد که مرا خواجه به بالا گیرد
رو بجو همچو خودی ابله و آچارش ده
یکی از عزیزان عنی این بیت را پرسیده باید عرض کنم که این بیت پیرو بیت بالا یی خود سروده که میگوید یک نشانی به من بده گفت او از طرف خدا وند که با خواچه یاد شده است میاد تا مرا به بالا ببرد مس برو در بین خود نا رسایی ها و پستی ها که معنی آچار یعنی پستی و ابلهی و نادانی را جچو کنپ تا بر طرف سازد . و لذا اینجا صنعت ایهام و ابهام هم می باشد چون اچار معنی ابزاری که چاره گشا است هم معنی میدهد

۱
۲۴۱۳
۲۴۱۴
۲۴۱۵
۲۴۱۶
۲۴۱۷
۵۷۳۰