گنجور

حاشیه‌ها

بهراد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۳:

دقیقا به مانند این رباعی در صف اشعار کمال الدین اسماعیل هم وجود دارد. رباعیات ، شماره 637

بابک در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶۰:

کلّ ِ جهان ، در یک فـرد است ، هرانسانی، اصل معنا و غایتست
این اندیشه ، میگوید که : در هر جزئی و در هر فردی ، کل هست . بدینسان هر جزئی و فردی ، به خودی خودش ، اصل معنا وغایت است . هیچ انسانی و جانی را نمی‌توان به کردار ابزار و وسیله ، برای رسیدن به غایتی ، یا برای بقای ِ کلـّی ، مانند ِ اجتماع ، یا امت ، یا ملت یا حزب یا طبقه.... ، بکار برد و قربانی کرد . این اندیشه میگوید که در هر ُخردی ، بزرگی هست . در هر دیدی ،و در نخستین لقیه ، ُکل بینش هست . در هر ذره ای و آذرخشی ، آفتابی (= کل روشنائی ) هست . در هر قطره ای ، دریا و سرچشمه هست . در هر قراضه ای و ذره ای ، کان= معدن= گنج = سرّ= کاریز= چشمه= فرهنگ هست . فقط هر ذره ای و هر قطره ای و هر فردی و هر دیدی ....، باید این کل ، این کان و سرچشمه و دریا را در خود، بجوید و بیرون آورد .
اینست که جستجو و پژوهش و آزمایش ، مسئله بنیادی فرهنگ سیمرغی می‌گردد . هر انسانی باید به هفت خوان ِخود آزمائی برود ، تا به حقیقت ، تا به کان و فرهنگ و خدا و سرشاری و گنج نهفته بـرسد ، و تا پرهایش برای پرواز به معراج بینش بروید . جستجو ، رقصیدن بسوی بُن هست .

بابک در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴۰:

در فرهنگ ایران ، خدا ( = ارتا ی خوشه = اردیبهشت ) ، تخم یا بُن غنا و سرشاری است ، که خوشه و خرمن هستی می‌گردد ، و در همه ذرات و تخمها و جان‌ها و انسان‌ها ، گنج نهفته ( غنا و لبریزی و سرشاری ) می‌شود. بهمن و هما، در بُن هستی انسان ، بیان این بُن غـنـا هستند، که خود را میپاشند، و در بُن همه هستان ، خودرا افشانده اند . همه جهان ، مهان او هستند ، و هرکسی ، مهمان او شد ، او، با مهمانش، میآمیزد ، بگونه ای که مهمان خودش را ، از خدا نمی‌تواند جدا کند . و بدینسان ، انسان هم اصل مهمانی ِجهان= اصل ایثار= اصل جشن آفرینی میگردد .
هردو جهان ، مهمان تو ، بنشسته گرد خوان تو صد گونه نعمت ریختی ، با میهمان آمیختی
آمیختی چندانک او ، خود را نمی‌داند زتـو آری کجا داند ؟ چوتو ، با تن ، چو جان ، آمیختی
این اصل مهانی ، و آمیختن خود با مهمان ، از یک هستی به هستی دیگر، دست به دست می‌رود ، از این‌رو ، بدین شیوه ، چیزی هست ، که خود افشان= اصل ایثار= آذرفروز است ، و از خود افشانی اش ، شاد می‌شود . شاد کردن دیگری ، آنگاه نیک است که انسان ، از کردنش ، شاد بشود . شادی، با غنای خود افشانی ، با نیروئی که همیشه در خود ناگنجاست ، کار دارد . این اندیشه ، سپس در عرفان در تصاویر گوناگون ، بازتابیده می‌شود .

روح اله در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۸:

در مصرع سوم کلمه مامور غلط هست بلکه محکوم درسته
در معنی هم اگر دقت شود محکوم پرمعنی تر هست.

بهراد بهشتی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱۵:

وزن مصرع نخست بیت ششم این غزل، نادرست است و ظاهرا مصرع افتادگی دارد.
به احتمال زیاد،مصرع چنین بوده است:
هرچند هفت خوان «بلا» را شکسته ام

Iran در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۷:

از کفر و ز اسلام برون صحرائیست
ما را به میان آن فضا سودائیست
عارف چو بدان رسید سر را بنهد
نه کفر و نه اسلام به آنجا جائیست

فراز در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

ضمن عرض سلام به همه دوستان
و احترامی که برای همه قایل هستم متاسفانه همه خواستهایم از منظر و دریچه ؛عقل؛ با شعر حضرت حافظ برخورد نماییم.در حالی که چون ایشان؛ پر ده های دریده شده ؛ درپیش رو دارند بواسطه عشق وحضور خلوت انس و روح خویش و--- چشم دل --- (پرده هایش پر ده های ما درید) از عالم معنا تصاویری را دریافت مینمایند که در وصف ناید حتی در وهم
ولی چون در قالب شعر می اید منظور ایشان بایستی در کلمات بگنجد .
از طر ف دیگر عالم هستی جلوه گاه حق تعالی است و حافظ خود را مرغ سخنسرای این عارض میداند مخصوصا در فصل بهار به غزل 411 رجوع شود.
در نهایت این غزل بهار را تداعی میکند که جهان دوباره متولد میشود و خداوند خود را دوباره به ما مینمایاند.که ناگهان پر ده می افتد و شکوفه ها از یک درخت خشک سر بر می آورند و به دست باد صبا رقص کنان زلف خود را میسپارند و غنچه ها باز میشوند و بلبلان نغمه سرای میشوند.
این غزل مانند یک تابلوی نقاشی از فصل بهار است و ظهور حق تعالی
لازم به ذکر است وزن شعر نیز فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فعلن میباشد که به اشتباه فعلاتن .....آورده شده

Seraj Hosseini در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۰:

بیت دوازده » آشتهای » لطفا تصحیح بفرمایید ...

یوسف یزدانی جید در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴:

منظور ابوالوفا محمد بوزجانی ریاضیدان و منجم قرن چهارم می باشد

Mmn در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳:

قومی متفکرند در مذهب و دین اشاره به زاهدان و واعضان داره که از راه اندیشه و تفکر پیش میروند.
اهل یقین اشاره به عارفان و صوفیان داره که مراتبی چون عین الیقین و علم الیقین و حق الیقین دارند و با مراقبه و مدیتیشن و روشهایی به اون درجات میرسند که خیلیهاش ثابت شده که خود هیپنوتیزم و توهم هست.
خیام به هر دو جناح کنایه میزنه که راه نه آن است و نه این

خسرو در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸:

چه تیکه سنگینی بار خدا کرده. خیام میگه خدایا شکرت که بلایی نبوده که دیگه بر سر ما نیاری.

nabavar در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷۵:

آنکه انسان واقعیست کافر و مؤمن نمی شناسد
همه انسانند، بدون تبعیض

nabavar در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان و نسب اسکندر:

نرگس بانو
گلوی ستم را بدان سان فشرد
که دارا بدان داوری رشک برد
دارا را عین عدالت دانسته و گفته : چنان در مقابل ظلم و ستم ایستاد و عدالت برقرار کرد که دارا با آنهمه دادگستری به حال او غبطه خورد

مهدیه معظم نیا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » قحطی مصر و مردن مردم و گفتهٔ مرد دیوانه:

حتماً مصرع پنجم « از قضا دیوانه ای چون آن بدید » است ، و لاغیر .
بیت آخر در معنای بیت قبل مستتر است . اگر کسی در روال آفرینش اشتباهی ببیند ، در حکمت این طرز آفرینش شیرینی ‌‌و حلاوت دریافت خواهد کرد و خواهد فهمید ؛ نه خواستهٔ خودش را ( که مثلاً به خدا امر و نهی کند که چرا وقتی نمی توانی به بندگانت روزی بدهی ایشان را خلق کردی !!!! )
درحقیقت کامل کننده بیت ماقبل است : هرکس به درگاه آفرینش خدا اعتراض کند ، وقتی حکمت آن را بفهمد از خدا عذر می خواهد .

مهدیه معظم نیا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت مردی که خری به عاریت گرفت و آنرا گرگ درید:

بیت :
بر زنان مصر چون حالت بگشت ، زانکه مخلوقی به دیشان برگذشت
« بدیشان » صحیح است
حضرت یوسف ع از جلوی ایشان رد شد

سعادت در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان:

چیکده سخن این است که تا زمانی که شما درگیر هوای نفسانی باشید
و او را نکشته باشید همواره در جنگ خواهید بود زیرا این نفس به راحتی رام نمیشود و در نتیجه باید رهایش کنید و بدون این نفس راه را ادامه دهید .

مهتاب در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

@ امین چت
به نکته ی بسیار درستی اشاره کردید. در بسیاری از مباحث امروزی اشاره به این دارند که عشق زاییده ی عقل است و تا کسی عاقل نباشد، عاشق نمیشود چون عشق صحیح از شناخت می آید و شناخت با وجود عقل میسر است. بسیاری حتی میگویند که چون تا پیش از قرن کنونی، انسان عاقل به معنای علمی آن نداشتیم (رشد عقل بسیار ناچیز بوده) عاشق به معنای صحیح آن هم یا نبوده اند و یا انگشت شمار بوده اند.

محمد ابراهیم در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ صامت بروجردی » کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۳۱ - و برای او:

این نوحه را مداح معروف عرب زبان اقای نزار القطری خوانده است
همچنین استاد رحیم رضایی الیگودرزی از پیرغلامان امام حسین علیه السلام این نوحه را مداحی کرده است

نرگس در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان و نسب اسکندر:

معنی بیت 9 چیست؟

سعید فاطمی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

صبی به معنی کودک و شباب به معنی جوانی است
در مصرع دوم به جای پستت ظاهرا مستت مناسبنر است.

۱
۲۳۶۴
۲۳۶۵
۲۳۶۶
۲۳۶۷
۲۳۶۸
۵۷۳۰