گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

به گرد دل همی‌گردی چه خواهی کرد می دانم

چه خواهی کرد دل را خون و رخ را زرد می دانم

یکی بازی برآوردی که رخت دل همه بردی

چه خواهی بعد از این بازی دگر آورد می دانم

به یک غمزه جگر خستی پس آتش اندر او بستی

بخواهی پخت می بینم بخواهی خورد می دانم

به حق اشک گرم من به حق آه سرد من

که گرمم پرس چون بینی که گرم از سرد می دانم

مرا دل سوزد و سینه تو را دامن ولی فرق است

که سوز از سوز و دود از دود و درد از درد می دانم

به دل گویم که چون مردان صبوری کن دلم گوید

نه مردم نی زن ار از غم ز زن تا مرد می دانم

دلا چون گرد برخیزی ز هر بادی نمی‌گفتی

که از مردی برآوردن ز دریا گرد می دانم

جوابم داد دل کان مه چو جفت و طاق می بازد

چو ترسا جفت گویم گر ز جفت و فرد می دانم

چو در شطرنج شد قایم بریزد نرد شش پنجی

بگویم مات غم باشم اگر این نرد می دانم

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجتبی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۰۳ نوشته:

با سلام
فکر میکنم بیت ششم به جای "به دل گویم که چون مردان صبوری کن دلم گوید
نه مردم نی زن ار از غم ز زن تا مرد می دانم"
باید" به دل گویم که چون مردان صبوری کن،دلم گوید
نه مردم نی زن،گر از غم ز زن تا مرد می دانم " باشد که اشتباهی تایپی است.
ممنون.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمدرضا قهرمانی در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۲۰ نوشته:

دوست عزیز مجتبی جان
بر اساس عروض باید "ار" باشد تا در هجابندی همراه با کلمه "زن" قبل از خودش " ز " به فتح "ز" یک هجا گردد و " ن " و "ار" ترکیب شده "نر" به فتح "ن" یک هجای دیگر و از ترکیب این دو هجا یک هجای کوتاه و یک هجای بلند تشکیل گردد. اما بر اساس آنچه شما گفتید ما دو هجای بلند خواهیم داشت که با وزن عروضی همخوانی نداشته و وزن شعر را به هم می ریزد.
امتحان کنید:
ب دل گو یم ک چو "ن حذف می شود" مر دا ص بو ری کن د لم گو ید
ن مر دم نی ز نر از غم ز زد تا مر د می دا نم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
اسمر در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۹ نوشته:

ب - دل - گو - یم- ک- ن- مر - دا -ص.بو.ری .کن. د- لم -گو -ید
ن -مر - دم -نی -ز -نَ -رَز -غم -ز -زن -تا -مر -د -می -دا -نم
من فکر میکنم از لحاظ هجا بندی این درست تر باشه چون ز نر از غم با هجاهای قبلی درست نمیاد اما ز - نَ - رَز - غم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
اسمر در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۱ نوشته:

ب - دل - گو - یم- ک- چُ- مر - دا -ص.بو.ری .کن. د- لم -گو -ید
ن -مر - دم -نی -ز -نَ -رَز -غم -ز -زن -تا -مر -د -می -دا -نم
من فکر میکنم از لحاظ هجا بندی این درست تر باشه چون ز نر از غم با هجاهای قبلی درست نمیاد اما ز - نَ - رَز - غم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شمیم در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۴ نوشته:

من سه بیت آخر رو نمیفهمم.... :(

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۵ نوشته:

در تصحیح دکتر شفیعی کدکنی بیت سوم و سه بیت آخر نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید رضایی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۱۰ نوشته:

در پاسخ به سوال شمیم. برای درک بهتر “چو ترسا جفت گویم گر ز جفت و فرد می دانم” حکایت شیخ صنعان و دختر ترسا رو از منطق الطیر عطار مطالعه کنین.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۷ نوشته:

گرد از دریا برآوردن در بیت
"دلا چون گرد برخیزی ز هر بادی نمی گفتی
که از مردی برآوردن ز دریا گرد می دانم "
اشاره دارد به عبور موسی و قوم او از دریا و خشک کردن دریا. چنانچه مولانا همین تعبیر را در مجلس اول از مجالس سبعه در خصوص واژه "بسم الله" چنین آورده است:
".« بسم الله» آن نامی است که موسی بن عمران، دوازده شاهراه خشک از بهر گذشتن بنی اسرائیل پیدا کرد در دریا و گرد، از دریا برآورد"
لینک مجلس اول از وبسایت گنجور:
مولانا » مجالس سبعه » المجلس الاوّل » مناجات/

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
برادرکوچکتربهزاد در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۵ نوشته:

سلام لطفا بیت آخرراتوضیح دهید اساتید در بعضی سایتها بعد از قایم ویرگول گذاشته اند وابهام ایجاد کرده اند لطفامرا راهنمایی کنید.
تشکر فراوان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ف در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۴۲ نوشته:

با سلام لطفاً یکی این دوبیت رو واسم معنی و تفسیرش رو بگه
بگرددل همی گردی چه خواهی کرد میدانم
چه خواهی کرد دل راخون و رخ را زرد میدانم
مرا دل سوزد و سینه ترا دامن ولی فرق است
که سوز از سوز و دود از دود و درد از درد میدانم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۳ نوشته:

گرامی ف
بگرددل همی گردی چه خواهی کرد میدانم
چه خواهی کرد دل راخون و رخ را زرد میدانم
مرا دل سوزد و سینه ترا دامن ولی فرق است
که سوز از سوز و دود از دود و درد از درد میدانم
می گوید : می دانم اگر دنبال خواسته های دلت بروی ، دل را خون و چهره ات را زرد خواهی کرد،
در بیت دوم می گوید: دل سوخته نیستی تا بدانی سوز دل چیست ، آه عاشق که چون دود از آتش درون بر می آید کدام است و درد عاشقی چگونه دردِی ست که تو تنها آتش در دامن داری نه در دل

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
اسد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۸ نوشته:

ناباور عزیز با سلام و احترام،
تعبیر من از بیت اول کمی با شما متفاوت است. به گمانم خطاب مولانا در بیت اول (آنطور که شما فرمودید) به خود و گشتن به گرد خواسته های دل خود نیست، بلکه خطاب به معشوق است که با حسن و جلوه گری و دلربایی به گرد دل عاشق میگردد و در نهایت دل عاشق را خون میکند و رویش را از غم زرد. از این منظر مولانا به معشوق خود میگوید که میداند سرانجام این جلوه گریِ او (معشوق) چیست. خون شدنِ دل و زرد شدنِ رخ.
از توضیح جامع شما در خصوص بیت چهارم لذت بردم. سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۷ نوشته:

گرامی اسد
بگرددل همی گردی چه خواهی کرد میدانم
چه خواهی کرد دل راخون و رخ را زرد میدانم
تعبیر شما بسیار زیبا تر است و به معنا نزدیکتر
سپاس از نظرشما

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین مطهری در ‫۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۶ نوشته:

منی بیت سوم جیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی عسگر کریمی در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۰ نوشته:

آقای قهرمانی ادیب گرامی؛ نون ساکن بعد از مصوتهای بلند حذف میشو در کلمه چُن نون حذف نمیشود علاوه بر اینکه هجای چون باید بلند باشد تا وزن مفاعیلن حفظ شود پس چُن صحیح است: ک |چن |مر |دا| مفاعیلن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.