میثم قرایی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۲۹:
این شعر به یقین از رابعه است. لطفا تصحیح بفرمایید
احمد یزدانی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷۶:
تصوّر میکنم مصرع دوّم و چهارم از وزن خارج بوده و باید صحیحش این باشد
هشدار که فضل حق به ناگاه آید
ناگاه ولی بر دل آگاه آید
خرگاه وجود خود ز خود خالی کن
خالی چو کنی شاه به خرگاه آید
مژگان در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
وقتی شعری از جنس آگاهی و شهود باشد، چنین حیرت آور بر زبان مولانا جاری میشود
سام در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۹:
گفتم که لبم به بوسه ای مهمان کن
گفتا ندهم هر آنچه خواهی آن کن
عقل آمد و عشق را نهیبی زد و گفت
این خربزه آب است تو فکر نان کن
جمشید پیمان در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۶:
درودهای صمیمانه!خواهش می کنم تصحیح کنید:
ـــ دربیت چهارم، مصرع دوم یا:« نه بود و نه نابوده» یا :« نه بوده نه نابوده«
ـــ در بیت نهم،مصرع نخست:« فار از سر هر مویی صد گونه سخن گفته»!
ـــ دربیت سیزدهم، مصرع دوم : « وز ناخوشی عالم موقوف دو نان مانده»
با تشکر
محمدرضا یاراحمدی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:
خدمت خانم یا آقای روفیا
کلمه cut انگلیسی ریشه در زبانهای هند و اروپایی دارد.
زبانهای لری، لکی، کردی و دیگر زبان های اصیل ایران (به اینها لهجه نمی گویم چون دکتر میرجلال الدین کزازی هر لهجه ای را که فارسی زبانان مثلا تهرانی متوجه نشوند، زبان می داند)
بهر حال در زبان لری تکه تکه کردن را کُت کُت کردن می گویند که ریشه ی همان کات انگلیسی است. چون قدمت شرق بیشتر از اروپا و غرب است، پی این واژگان را آنها از ما وام گرفته اند.
خیلی از لغات که ما فکر می کنیم از عربی وارد زبانمان شده، در حقیقت از فارسی به عربی رفته
مثلا کلمه ابریق، معرب آبریز یا چیزی مثل گلابدان است که در زبان انگلیسی هم در کلمه inebriated به معنی مست شدن از ebrir یا آبریز گرفته شده که in در اول کلمه پیشوندی به معنای در و داخل است و معنی در ابریق افتاده و مست شده می دهد.
البته واژگان زیادی به همین گونه از زبان ما وارد لاتین شده اند، که حتی ذکر آنها هم در این مختصر نمی گنجد.
سام در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۱۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:
در نسخه ای که همه کمابیش از کتاب درسی بیاد داریم در مصراع “ امروز همه روی زمین زیر پر ماست” کلمه “امروز “ ، طنین آوایی زیبایی با ادامه مصراع برقرار نمیکند و انگار به دوران ناصر خسرو تعلق ندارد .مثلا:
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
ایدون همه روی زمین زیر پر ماست
به گوش آهنگین تر مینماید.
خوب یا ید ،هر چه شاعر گفته هماناست ،،بی کم و کاست . البته کدام شاعر؟!
مجید در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:
بنظر من بیت سوم رو اگر این طور اصلاح کنیم به حقیقت و فهم نزدیک تر است:
به خدا که در دو عالم بجز از بقا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه ی فنا را
و بنظرم مقصود این است که اگر کسی چون علی که که مرام او زبان زد است به همه شناسانده شود هر آنچه که نتیجه ی آن فناست از هستی محو میگردد.
به بیان دیگر اگر کسی مرام علی را بشناسد دروغ نمیگوید ،تهمت نمیزند، توهین نمیکند،غیبت نمیکند،ستم نمیکند،طمع نمیکند... در کل هرچه ذات پاک انسان را خدشه دار میکند رااز وجود خویش دور میکند،هر آنچه که به فنای یکی از صفات نیکوی انسانی بیانجامد با شناخت مرام علی و کسانی چون او در نظر آدمی پست و حقیر جلوه کرده و دون شان انسان میگردد و آدمی از انجام آن خودداری میکند. من همه دوستان گرامی را دعوت میکنم یک بار دیگر بیت ششم را بخوانیم و حقیقت مرام انسانی را در آن جستجو کنیم.چرا که :
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز >یک < گوهرند
امید است که یکدیگر را چون جان خویش دوست بداریم.
نیما در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۵ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۱۳:
در جواب جناب سید محسن از زبان عمان سامانی رحمت الله علیه
گوی از ما آن ملامت گوی را
آن ترش کرده به مستان، روی را
می سزد سنگ ارزنی ما را بجام
چون نخوردت بوی این می بر مشام
برادر عزیز ایشون خودشون تو این کتابشون فرمودن :ای کسی که همه صفات الله رو داری فقط ذاتش رو نداری
پس لطفا توجه کنید و بفهمید که شاعر برای اینکه شدت علاقه اش رو نشون بده و همینطور مقام معشوقش رو این حرف رو زده اگر نگه امام حسین الله هست و مثلا بگه مثل فلان شخصه این پایین اوردن مقام اباعبدالله هست / لا فرقا بینک و بینهم الا انهم عبادک و خلقک(زیارت رجبیه در مفاتیح الجنان هم هست ) /یا اباعبدالله
محمد فروتن در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
جناب متین در اشتباهید. *باشد* درسته. ( شد ) وزن شعر را خراب می کنه.
Mahyar در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:
مولانا با ذات خود در گقتگو است
هیچکس بی نام در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
جالبه یکی به عظمت و بزرگی عطار میفرماید
چون تو پیدا میشوی گم می شوم
لطف کن وز وسع من افزونمیا
داود رادمهر در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی واحواله » بخش ۶۳ - حکایت:
سلام بنظر در بیت آخر،شمل صحیح این باشد
هرکه بادی بود به باد شود
جان چگونه به باد ،شاد شود
الهه رهرونیا در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹:
دوستان بسیاری از چهارپارهها منسوب به خیام هستند اما از او نیستند. او مفاهیم و واژهها را طوری به کار گرفته که قابل تشخیص هستند. متاسفانه گزینش گنجور پر اشتباه است. خیام هرگز واژه و مفهوم ایزد را بدینگونه به کار نمیبرده. این چهارپاره احتمال بسیار زیاد از پور سینا است. اینکه در نسخه انگلیسی آمده باشد دلیل موجهی نیست. تشخیص قطعی ناممکن است. اما با توجه به روش سرایش و دیدگاه فکری خیام این چهارپاره بعید است از او باشد. دیدگاه او در میان شاعران یگانه است و تنها رودکی در بخشهایی با او نزدیک است و نه هیچ شاعر دیگر.
ایرانی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را
هر ساعت از نو قبلهای با بت پرستی میرود
توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را.
ایمنا در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
در دوره سلاجقه که اصفهان به پایتختی ملکشاه سلجوقی انتخاب شدهاست احداث چند باغ وسیع، اصفهان را به صورت باغی بزرگ و پهناور جلوه میدادهاست. نام این باغها عبارت بودهاست از: باغ بکر، باغ فلاسان، باغ احمدسیاه، باغ کاران، باغ دشت گور و بیتالماء اما مهمترین این باغها، باغ کاران بوده که منطقه وسیعی را در شمال بستر زایندهرود در بر میگرفته و خیابان کمال اسماعیل وفردوسی و منوچهری و مجمر و چهارباغ صدر و مشتاق و محله بزرگ خواجو (طرازآباد دوره دیالمه و سلاجقه) در محوطه این باغ قرار داشتهاست و هماکنون یکی از محلات خواجو «باغ کاران» نام دارد. این باغ تا قرن هشتم هجری نیز برقرار بوده و حافظ شاعر مشهور ایران در یکی از غزلهای خود به این باغ اشارتی دارد که میگوید:
گرچه صد رود است در چشمم مدام زنده رود و باغ کاران یاد باد
ایمنا در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
بر خلاف چیزی که در حاشیه ها گفته شده منظور از "باغ کاران" خیابان چهارباغ نیست.
منظور باغِ کارِن هست که از باغ های قدیمی دیار اصفهان بوده. هم اکنون نیز منطقه ای به این نام در اصفهان وجود دارد.
علی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:
باید این شعر و گذاشت جلوی مردم کشوری که ادعای می کنند شاعر بزرگ هم قومی آنهاست یک مصراع می توانند از شعر های ایشون بخونند
سیاوش بابکان در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۲:
حمید رضای گرامی،
راز به گمانم در مبهم " هر " نهفته است، به مانای همه ، تمام، ازیرا هر کس همه کسان است!
و مطابقت فعل و فاعل برقرار
اگر چه در گذشته گاه این مطابقت رعایت نمی شده است از جمله جایی در نثر نژاده بلعمی دیده ام:
.."....... و چون شب از نیمه گذشت بار بربستند و برفت"
همیرضا در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷۸: