علی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۰:
لطفا تصحیح شود:
به اورند چشم خرد را بدوخت ---> باروند چشم خرد را بدوخت (اروند= نیرنگ و افسون)
حبیب در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۳:
در بیت اول صحیح مجلسی خوش کن است
ناصر ذاکری در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
یک اشتباه تایپی در مصرع اول است. درستش این است:
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازبنشانی
سامی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:
بسیار زیبا بود.اثری فاخر از شاعری گرانقدر که به مقام والای عرفان دست یافت. هر چند دو سه اشتباه در نسخه شما وجود داشت. سپاس
مهرداد در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
با سلام
من قصد نظر گذاشتن در مورد این شعر حضرت حافظ را نداشتم
اما بعد از مطالعه نظرات دوستان
لازم دانستم مطلبی عرض کنم
و دوستان به مقاله ای در مورد حضرت حافظ ارجاع کنم
که بی شک خواندن این مقاله خالی از لطف نحواهد بود
پیوند به وبگاه بیرونی/
جعفر ش در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
با سلام و درود خدمت همگان ...... در بیت ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ..... جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه ...... از نظر استدلال عقلی و منطقی جور در نمیاد که خداوند غایب ز میانه باشد در صورتیکه خداوند در هر جا و هر لحظه شاهد و ناظر و آگاه و موجود و حاضر است و بنابراین بجای غایب میتواند فارغ باشد به این معنا که خداوند فارغ از های و هوی و قیل و قال و جنجال و غیره است و بسیار مناسب تر و قابل قبول تر از این است که غایب بکار برده شود و بنظر من قطعا شاعر فارغ بکار برده است و به اشتباه تبدیل به غایب شده و متداول شده است
مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۹:
در مصرع اول «زهر» اشتباه ماشیننویسی است. به صورت ذیل، اصلاح شود: از هر: به معنی از هرچه.
دل، ز «هر نقش»، گشته ساده مرا
ho۳ein۰۲۱ در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۲۰:
فوق العاده انشاء شده
رضا ناصرخاکی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳:
با درود ، گذشته از اشعار بی نظیر و سر شار از حس لطافت معبود به پروردگار خویش ، لحن دلنشین استاد با انچنان مهارتی که تنها از نفس حق و صفای درون ایشان حکایت می کند دلهای آغشته به دنیای کوچک ما را در حد توانمان جلا داد خداوند به استاد سلامتی ارزانی فرماید
همایون در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:
از غزل های پیش از ملاقات شمس است
حال و هوای متفاوت و عشق کلاسیک و بدون معنایی تازه
فرهاد کلانتری در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
این غزل استاد سخن رو فقط باید با صدای خسروی آواز ایران یعنی استاد محمدرضا شجریان شنید و نوش جان کرد. آلبوم نوا . محشره
همایون در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:
حالات و احساسات و ارتباطات و اعتقادات و خیالات ما همگی آمیخته ای از عناصر متفاوت و گاه متضاد است چنین وجودی هنوز جان دار و لطیف نیست بلکه موجودی زنده طبیعی است
خداوند دیگری مانند شمس باید بیاید و جان دیگری و هستی دیگری به ما ببخشد که آمیزه ای از تضاد ها و ناهمگونی ها نباشد و از صفا و یگانگی برخوردار باشد
شاید از غزل های آغازین آشنایی با شمس باشد و هنوز شیوایی و آتشینی و صلابت و روانی کلام پخته غزل های شورانگیز را ندارد
بابک دهقانی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۸۸:
آقای خان زاده بیتی از حافظ رو فرمودند که مشخصا با ماجرای منصور حلاج مرتبط هست و من نفهمیدم ارتباطش با این دو بیتی چیه. چرا که از نظر حقیر این دوبیتی معنایی کاملا مشخص و زن ستیزانه داره . هیچ الزامی نداره که بخوایم تمامی نوشتههای ادبا و شعر شعرا رو با نگاه معنوی یا فلسفی و یا عرفانی درک کنیم. شاعر و نویسنده هم انسانی با اعتقادات کاملا مشخصه که عقاید و باورهاش ممکنه گاه به شدت مضحک و احمقانه هم باشه. اینجوری نیست که باباطاهر هرچی بگه وحی منزل باشه و ما ذوب در باباطاهر باشیم.
بی نشان در ۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
سلام و عرض احترام
جسارتا در مورد مصراع ابتدایی بیت اول و نظرات دوستان و مناقشه گونه ای که شکل گرفت مطلبی به صورت خلاصه و شکسته بسته عرض می شود لطفا فرهیختگان از تذکرات روشنگر بی نصیب نپسندند
جزوی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما
عزیزان فرموده بودند خوانش "جز" و "وی" با مرجعیت ضمیر به خداوند صحیح نمی باشد و دلایلی رو اقامه فرموده بودند با بنیان ساختار صوری و معنی بیت و غزل و خوانش جزو از کل رو پیشنهاد داده بودند و بر اعتقاد خود براهینی بیان کردند که هر دو نظر می تواند و باید مورد توجه و تامل قرار بگیرد
کل ما در این مصراع را می توان با تاسی به مبحث بنیادین هستی شناختی ارتباط جزء و کل اینگونه بیان داشت که انسان به عنوان جامع مراتب وجود و به تعبیری انسان کبیر در تقابل با عالم صغیر نامید که اجل و فرشته ی اماته نیز جزوی از وجود او و انعکاسی و تجلی از ظهورات اوست که در تلقی عام دارای مابه ازاء تکوینی ملموس و محسوس گردیده است
بنابراین آنچه اجل خوانده می شود با همه توسع وجودی جزوی از وجود انسان حقیقی و حقیقت انسانی است لذا در این مقام که با تذکاری پنهان نیز همراه است و قدر و منزلت انسان متحقق شده به حقیقت خلافت الهی را خاطرنشان می نماید آنکه ستاننده و رباینده ی جان است باید در ضمیر " او " مصراع دوم و در مرتبه ای اعلای از جان دهنده قرار داشته باشد و با چیدمان ساختاری بیت نیز منافات نداسته باشد
وقتی اجل جزوی شد که به صورت ذاتی و ماهوی و با تسخر و تحذیری پنهان یارا و توانای ستاندن و رباییدن جان گوینده را در مرتبه ی خاص و هر انسان مستتر در ضمیر مای پایانی مصراع را در مقام فعلیت تام ندارد تنها جانستان در ضمیر "اوی" مصراع دوم خداوند حی لایموت می تواند باشد .....
مخلص کلام که در رساله ی سپهسالار و مناقب العارفین هم به معرفت گونه ای انحامیده است که جناب مولانا حتی جان به عزرائیل نداده و وی را نامحرم میان خویش و خدای شخصی خویش و ناتوان از مواجهه با سترگی بیکران جان جانستان خویش تلقی می نماید اینکه اگر او جان بستاند چون شکر مردن و بر قدوم او هنیئا مرحبا زدن سزاوار است و اگر مادون او قصد هلاک ما نماید دست در خون خویش خواهد داشت ....
نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان
عاشقان عشق را هم عشق و سودا می کشد
نجفی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۲۶ - شهادت حضرت قاسم بن الحسین(ع):
در ادامه نظر قبلی:
به نظر می رسد و بلکه حتما اینگونه است که پیکر مقدس حضرت قاسم ع زیر سم اسبهای کوفیان افتاده و روایت صامت بروجردی درست است چون عمر سعد با اینکه دستش قطع شد ولی کشته نشد و سال 66 توسط مختار هلاک شد
نجفی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ صامت بروجردی » کتاب الروایات و المصائب » شمارهٔ ۲۶ - شهادت حضرت قاسم بن الحسین(ع):
تیتر اشتباه است و حضرت قاسم فرزند امام حسن ع است نه امام حسین ع.
مطلب دوم آن که مرحوم صامت یا نسخه مقتل خاصی دیده یا در ترجمه واقعه شهادت حضرت قاسم مقداری روایت را ناصحیح نقل کرده است. زیرا وقتی امام حسین ع با شمشیر دست عمربن سعد ملعون را برید و لشکر کوفیان برای نجات عمر بن سعد آمدند پیکر نجس ابن سعد زیر پای اسبان کوفیان لگدمال شد و تلف شد. بر خلاف روایت صامت که از پایمال سم اسبان شدن پیکر مطهر حضرت قاسم ع می گوید. متن عربی این است:
فضربَ عُمَرَبنَ سعیدِ بنی نُفیلٍ بالسّیفِ فاتّقاها بالسّاعدِ فأطنَّها من لَدُنِ المِرفقِ ، فصاحَ صیحة سمعَها أهلُ العسکرِ ، ثمّ تنحّی عنه الحسینُ 7. وحملتْ خیلُ الکوفةِ لتسنقِذَهُ فتوطّأتْه بأرجُلِها حتّی ماتَ.
وانجلتِ الغبرةُ فرأیتُ الحسینَ 7 قائماً علی رأْس الغلامِ وهو یَفحصُ برجلِه...
مگر اینکه بگوییم با حمله خیل کوفیان هم جسد ابن سعد پلید لگدمال شد و هم پیکر مطهر حضرت قاسم علیه السلام. الا لعنه الله علی القوم الظالمین.
Vahid Vanbub در ۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸:
چرا اینقدر تفسیر میکنید بابا شماها
خاکیم همه چنگ
یعنی همه در چنگ خاک هستیم و میمیریم
بساز ای ساقی یعنی ساقی حال خراب ما رو خوب کن
دیگه چرا 500 تا خط توضیح الکی میدید خب
همیشه رو بیارید به ساده گرایی
احمد نیکو در ۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳:
متن رباعی بدین وزن صحیح است:
چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ
پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ
می نوش که بعد از من و تو ماه بسی
از سَلخ به غٌرّه آید از غره به سلخ
احمد نیکو در ۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸:
با درود به کوشندگان گنجور و حاشیه نویسان.
متن دیگری از این رباعی در رباعیات کمال الدین اسماعیل اصفهانی وجود دارد.جهت بازدید به رباعی شماره 677 توجه فرمایید.
جلال صادقی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » آغاز کتاب » بخش ۳۲ - آغاز كتاب: