گنجور

 
امیر معزی نیشابوری
 

ای جام تو آب و آتش ناب شراب

ای خون عدو ز آتش شمشیر تو آب

گه آتش را کنی تو از آب نقاب

گه بفروزی ز روی آب آتش ناب

یازنده‌تر از روزشماری ای شب

تاریک‌تر از زلف نگاری ای شب

از روز همی یاد نداری ای شب

گویی که سپیده‌دم نداری ای شب