گنجور

حاشیه‌ها

رنجبر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مسمطات » جمهوری نامه:

در شعر اصلی «رضا خان کهنه الدنگ قلندر» هست که اینجا به اشتباه ببین آن کهنه الدنگ قلندر آمده و این شعر هم از مرحوم میرزاده عشقی هست

علی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » تصنیفها » در دستگاه ماهور:

عزیزی که گفته اند چگل یعنی چو گل نه اینگونه نیست. همان چگل با کسره چ و گ درست است. . از نظر درست نویسی زبان فارسی برای نوشتن چو گل هیچگاه حرف حذف نمی شود . مثل چونکه که هیچگاه چنکه نوشته نمی شود .

شعیب در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۷:

بنای من به ‌گرد / خویش / ‌گردیدن به پا دارد

رضا شاهی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۳:

کلمه مغناطیس از مگنتیت گرفته شده است ،من اولین بار که این شعر را خواندم از دیدن این کلمه تعجب کردم..
کسی کاربرد و معنی درست این لغت را در این شعر میداند؟

رضا شاهی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۳:

جالینوس نام پزشک یونانی است ،و همراه اوردن با بوعلی که خود نیز پزشک است شاهکار مولانا است درین بیت..

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:

بشتاب ساقی که معشوق پرده از چهره اش کنار زده و کار خلوت نشینان ازین پس رونق گرفته است
ِآن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت
هر دم چهره اش چون شمعی فروزان(برای بهتر سوختن سر فتیله را می بریده اند)دلربایی می کند و این پیر سالخورده( منتظر دیرین) دوباره جوان و جاودان میشود.
3- خبر خوش دیگری رسید که مفتی شریعت( خانلری: تقوی) کنار رفته و دشمن طریق احتیاط در پیش گرفته است.
4- امان از این سخن گفتن شیرینت! گویا از پسته دهانت شکر می ریزد.
5- آن سنگینی اندوه که جانمان را می آزرد، با مسیحا نفسی چون تو از میان رفت.
6- آن خوش قامت( خانلری: حوروش)که ماه و آفتاب مشتری زیبایی اش بودند با آمدنت پی کار خود گرفت.
7-قصه عشقمان در هفت آسمان پیچیده( عشق کیهانی)، چه کوته بین است آنکه دست کمش بگیرد .
8- حافظ این سخن های کیهانی را از که آموخته ای، که سرنوشت از آن دعای دفع بلا می خواهد و با طلا می نویسد.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

شهریار همتی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » ساقی‌نامه:

باسلام
به نظر می آید در این بیت اشتباه نوشتاری صورت گرفته است
بس آلوده‌ام آتش می کجاست
پر آسوده‌ام نالهٔ نی کجاست
صحیح آن
بس آلوده‌ام آتش می کجاست
بر آسوده‌ام نالهٔ نی کجاست
با تشکر

رضابلدی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:

سلام در بیت بر هر ورقی که حرف راندی نقش همه در دو حرف خواندی منظور از دو حرف چیه؟

مجید صداقت در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیه‌السلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد:

درود بر دوستان عزیزم
. ترس چیست؟می‌خواهیم نظر خود را درباره ترس بیان کنیم
به نظر شما ترس چیست؟ نوعی واکنش طبیعی که کتمان آن محل تامل است؟یا فعلی اکتسابی که در شرایط محیطی مختلف متفاوت بوده؟. هر تفسیری به زعم خویش می‌توان  برای ترس بیان کرد. بعبارت دیگر ترس در علوم مختلف ،معانی  متفاوتی دارد. مثلا در علم روانشناسی ترس ریشه در اتفاق یا حادثه ای در گذشته  داشته یا بطور مثال  درعلم فلسفه ، انسان در جوار حواس پنجگانه دارای خصائصی از جمله ترس می باشد. البته نگاه علم فلسفه به ترس کمی واقع گرایانه تر از دیگر علوم است. دلیل اول اینکه از ترس بعنوان یه خصیصه یاد می‌شود و دوم اینکه ترس قابل کتمان نیست ودر وجود همه بالقوه واکنش ترس وجود دارد. من خود بشخصه قبل از این تعریفی متفاوت از ترس داشتم. بگذریم،نمی‌خواهیم زیاد سلیقه ای به مقوله ترس نگاه کنیم. از این‌رو مشتاقانه به سراغ ادبیات خودمان می‌رویم. می‌خواهیم  ترس را از قول مولانا تعریف کنیم
.
مؤمنان از دست باد ضایره
جمله بنشستند اندر دایره
یاد طوفان بود و کشتی لطف هو
بس چنین کشتی و طوفان دارد او
پادشاهی را خدا کشتی کند
تا به حرص خویش بر صفها زند
قصد شه آن نه که خلق آمن شوند
قصدش آنک ملک گردد پای‌بند
آن خراسی می‌دود قصدش خلاص
تا بیابد او ز زخم آن دم مناص
قصد او آن نه که آبی بر کشد
یاکه کنجد را بدان روغن کند
گاو بشتابد ز بیم زخم سخت
نه برای بردن گردون و رخت
لیک دادش حق چنین خوف وجع
تا مصالح حاصل آید در تبع
هم‌چنان هر کاسبی اندر دکان
بهر خود کوشد نه اصلاح جهان
هر یکی بر درد جوید مرهمی
در تبع قایم شده زین عالمی
حق ستون این جهان از ترس ساخت
هر یکی از ترس جان در کار باخت
حمد ایزد را که ترسی را چنین
کرد او معمار و اصلاح زمین
این همه ترسنده‌اند از نیک و بد
هیچ ترسنده نترسد خود ز خود
هیچ وهمی بی‌حقیقت کی بود
هیچ قلبی بی‌صحیحی کی رود
آن حکیمک وهم خواند ترس را
فهم کژ کردست او این درس را
مؤمنان از باد زیان  آوری که بود دست بر  دعا برداشتند ویاد  طوفان لطف هو را بخاطر می‌آورد، پادشاهی را خدا کشتی می‌دهد  تااز روی حرص وطمع ونگه داشتن تاج وتخت به جنگ دشمن رود، نه از برای ایمن ساختن مردمش بلکه برای ایمن ساختن قلمرو  تاج وتخت خویش.
بعبارتی دیگر از ترسِ از دست دادن قلمرو، مردم خود را از آسیب‌ها حفظ می‌نماید.ویا آن خر آسیابی که می دود قصدش گرفتن روغن کنجد نیست بلکه می‌خواهد از آن زخم  سریعتر بگریزد ولی بدون توجه مشغول به خدمترسانی است  ویا گاو که با شتاب می‌رود، قصدش این نیست که گاری را جابجا کند  بلکه از خوف درد است که خدادر دل او نهاده   ، ویا کاسبی که دردکان  مشغول کاسبی است از ترس گذران امورات زندگی وامرار معاش  است ونه اصلاح جهان اما با این کار بدون اختیار مشغول به خدمت رسانی خلق است، خلاصه این که خدا اساس جهان را بر ترس نهاد وهر کسی از ترس جان زندگی می‌کند وامورات می‌گذراند.می بینیم که ترس در ادبیات ما به معنی وهم نیست و هر کس که این برداشت  را از ترس داشته باشد به بیراهه رفته است وحمد  خدای عز وجل که ترس را این چنین معمار واصلاح زمین قرار داد.
آری، خداوند ترس را قرار داد تا چرخ گردون بخوبی بچرخد، همه از روی ترس تن به کار می‌دهند واز این رو کار جهان بخوبی پیش می‌رود.
همیشه خشنود باشید ورستگار

حامد رئیس یزدی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵۰:

البته به گمانم ، بخت جوان درست تر و به خاطر تضادی که دارد ، زیباتر است. اما "صلای پیر آموزی" دقیقا چه معنایی دارد؟

یسنا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۳:

خوب است بدانید بیت هفتم کاملا از اوحدی هست که به زیبایی تمام تضمین شده است

یسنا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

می بینم که بین اساتید عزیز که حتی گوش هایشان نمیتواند فرق "شهوت" و "چنبر" که خواننده خوانده است را تشخیص دهد بحث افتاده.
این دوستان عزیز علاوه بر مشکل شنوایی گویا سواد ادبی و موسیقیایی پایینی دارند و جز نفرت ورزیدن به هنرمندان کار دیگری بلد نیستند.
ایشان "شب" خواندند چون ممکن است در بعضی نسخ "امشب" جای "امروز" آمده باشد(از لفظ "شاید" استفاده کردم زیرا به نسخ مختلف در حال حاضر دسترسی ندارم و با اطمینان عرض نمیکنم)و چون ردیف است قابل تشخیص نیست.
و اینکه در موسیقی و تصنیف سازی چنین تصرف هایی انجام میگیرد؛ بر فرض که کار استاد شجریان تصرف باشد. اولین بار هم نیست، آخرین بار هم نخواهد بود.
البته امیدواریم به دوستان همیشه کارشناس بر نخورد.

سید عسکر رئیس السادات در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:

سلام
متاسفانه گذشت در مصرع اول و آخر به یک معناست .
اشکال دیگر اشکال وزنی در مصرع سوم است که فقط به این صورت درست می شود
هرگز غم این دو روزم از یاد نگشت

صدری در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۹ - حکایت عداوت در میان دو شخص:

به اقتضای وزن شعر، کلمه یکدیگر در بیت نخست باید یکدگر نوشته شود. لطفاً تصحیح فرمایید.

Seraj Hosseini در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۳:

خیلی جای تاسف است که امروز می بینم سئوالی که از دست اندرکاران این سایت حدوداً پنج سال قبل کردم هنوز بدون جواب است، گرچه به نسخه های چاپی متعددی هم از مولانا و هم از مهستی دسترسی دارم و امروز بدون شک می توانم بگویم که این رباعی از مهستی گنجوی می باشد...جداً خسته نباشید!!! ..
مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۳۴/

مهستی گنجوی » رباعیات
ما را به دم پیری نگه نتوان داشت
در حجرهٔ دلگیر نگه نتوان داشت
آن را که سر زلف چو زنجیر بود
در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت

دیوانه ی ماه در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۵۴ - اشارت به خال:

مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او
عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
حضرت حافظ

سخنرانی های استاد الهی قمشه ای در شرح گلشن راز، شمه هایی از عطر راز گل های رنگارنگ گلشن راز را به مشام جانتان خواهد رساند.

محمد علی لطفی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

با سلام مجدد
آیا حروف لاتین بدون استفاده از حروف مصر زمان قبل از فرعون،میتوانست شکل بگیرد؟!.
آیا زبان لاتین همان زبان فرعون !؟است؟

محسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

دوستان دقت کنید فلسفه بیت گلاب و گل همان گلاب گیری است
در گلاب گیری گلهای در حال جوش بخار میکنند و بخاطر پارچه تراوایی که بر سر دیگ است عرق کرده و به درون قسمت خالی دیگ میعان میکند لذا کلاب پرده نشین بوده و گل در بازار خرید وفروش میشود و شاهد بازاری است.

محمد علی لطفی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

با سلام خدمت دوستان عزیز
بنده حدود 60سال دارم و متوجه نمی‌شوم بحث استفاده از لغات فرهنگهای دیگر در یک زبان دیگرچه مغوله ای است؟!.
آیا اگر بنده به به میخی بنویسم و به زبان هخامنشیان صحبت کنم،ایرانی اصیل میشوم؟
آیا لغات و کلمات و زبان و گویش حق ندارند که مشابه هر موجود زنده ای رشد و تکامل و پیشرفت و گسترش یابند.
آیا زبانها حق ندارند غنی سازی شده و کلمات فرهنگهایی دیگر را به زبانشان اضافه کنند؟؟

حلال در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲۷:

اگر بعد از غلامی ویرگول باشد معنی درستتر می اید. مواوی میگوید شما غلام و وابسته به خاک نیستید بلکه ملک و سلطان هستید و به این منظور لذات معنوی که مانند خوبرویان در خلوت باشند برای تو مهیا است اگر از خاک دل برکنید.

۱
۱۹۰۸
۱۹۰۹
۱۹۱۰
۱۹۱۱
۱۹۱۲
۵۷۳۱