گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون ز مرغ سحر فغان برخاست

ناله از طاق آسمان برخاست

صبح چون دردمید از پس کوه

آتشی از همه جهان برخاست

عنبر شب چو سوخت زآتش صبح

بوی عنبر ز گلستان برخاست

سپر آفتاب تیغ کشید

قلم عافیت ز جان برخاست

ساقی از در درآمد و بنشست

صد قیامت به یک زمان برخاست

کس چه داند که چون شراب بخورد

شور چون از شکرستان برخاست

زآرزوی سماع و شاهد و می

از همه عاشقان فغان برخاست

باده ناخورده مست شد عطار

سوی مدح خدایگان برخاست

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رحیم غلامی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۴ نوشته:

به پیروی از عطار در دیوان قائمیات قصیده ای هست به مطلع:
زمانه را قلم عافیت ز جان برخاست
جهان نماند ز بس فتنه کز جهان برخاست

 

سید محسن در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۶ نوشته:

درود بر ر---غلامی--روح و جذبه شعر عطارتقدیس جهان و شرح طلوع و نمایان شدن روشنی آگاهی است---این شعری که شما نوشتید همه ناکامی و سیاه نمائی و مصیبت است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.