گنجور

حاشیه‌ها

یکتا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰۱:

سلام وقت بخیر. بیت آخر مصرع آخر وزنش چرا یک دفعه اینطوری شد؟!

محمد سالمی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱:

سلام. به نظر حقیر، در مصرع دوم از بیت دوم، "سوی" غلط است و صحیح آن "شوی" است.
سپاس

حمید در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۳:

سلام
در بیت دهم (( آیینه )) درست است.

محسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۳ - یاد یاران:

با درود،در دلیل سرایش این شعر گفته میشه که مسابقه ای برگذار میشه با موضوع سخن از زبان مومیایی که در اون مسابقه تنی چند از اکابر شعر زمان هم شرکت میکنن و نهایتن شعر بانو پروین ، همین شعر بالا ، برنده ی مسابقه میشه.یادشون گرامی.

خسرو در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

گر چه با دلق ملمع می گلگون عیب است * مکنم عیب کز او رنگ ریا می‌شویم
زیرا که من نان حقیقیم و کلام من ، شراب حقیقی است ، روح زندگی ابدی است و اما جسم (از هر رنگی که باشد) فایده‌ای ندارد کلامی را که من به شمامی گویم ، روح و زندگی جاودانه ‌است [یوحنا‏ 6 :‏ 55 - 63]
.
خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است * می‌سرایم به شب و وقت سحر می‌مویم
عیسی به یهودیان گفت: شما از پایین می‌باشید اما من از بالا، شما از این دنیا هستید، لیکن من از این جهان دیگر هستم
[یوحنا‏ 8 :‏22]
.
حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی * گو مکن عیب که من مشک ختن می‌بویم
آنکه حافظ ماست گفت: اگر بشرخاکی مثل خودتان را اطاعت کنید در آن صورت قطعاً زیانکار خواهید بود ، اما موسی شراب دیگری از مُشک ناب است که کلام خدا را تکلم می کند و ایمن شدگان بوسیله موسی کسانیند که چون او را بشنوند ، به خاک می‌افتند و او را برتر از خود می دانند و به حمد آفریدگارشان تسبیح می‌گویند و تکبر نمی کنند [(23:34( (83:26) (4:164) (32:15)]

خسرو در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

دوستان عیب من بی‌دل حیران مکنید *گوهری دارم و صاحب نظری می‌جویم
عیسی گفت: من نور عالم هستم و کسی‌ که مرا پیروی کند ، پیرو تاریکها نشود ، بلکه روح و زندگی جاودانه می یابد [یوحنا‏ 8 :‏ 12]

فاضل در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۴:

پست همه دوستان قشنگ و درست بود. مطلب مازیار نظر منو جلب کرد. تا بحال از این منظر بهش نگاه نکرده بودم. حکایت از اجتماعی و مثبت اندیش بودن مازیار داره. جالب بود

محمود در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:

سلام،
معنی بیت اول چیه؟

مزتضی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰:

حافظ بیشتر در ایجاد عشق حقیقی در درون تلاش میکند و اگر این تلاش در جهان واقعیت یابد بهشت در این جهان ایجاد میشود

خسرو در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست * که از آن دست که او می‌کشدم می‌رویم
عیسی گفت: من تاک خدای زنده حقیقی هستم و او باغبان است ، هر شاخه‌ای در من که میوه نیاورد، آن را دور می‌سازد و هر‌ شاخه‌ای که میوه آورد او را پاک و طیب می سازد [یوحنا‏ 15 :‏ 1- 2]

خسرو در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

در پس آینه طوطی صفتم داشته‌اند *آن چه استاد ازل گفت بگو می‌گویم
عیسی گفت: من چیزهای بسیاری دارم که بگویم ، لکن خدای زنده حقیقی است که مرا فرستاد و من آنچه را می‌گویم که به من گفته بگو [یوحنا‏ 8 :‏26]

خسرو در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم *که من دلشده این ره نه به خود می‌پویم
عیسی گفت: خداوند مرا مبداء راه خود قرار داد ، قبل از اعمال خویش از ازل ، من از ازل برقرار بودم از ابتدا ، پیش از بودن جهان ، من از خدا صادر شدم [ امثال سلیمان 8: 22 ]

عباس بروجردی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۴ - حکایت:

چون زمین بر شکستگی است چرا آسمان بی تفاوت است. نباید بی تفاوت بود نسبت به آنچه که نوشته یا نقد میشود . شکر خدا که مردان اهل فضل و موشکاف هنوز در بحر بیکزان ادبیات ما وجود دارند. مصرع " مکُش مورکی را که دانه کِش است" یک ترکیب بسیار بی لطافت و خواندنش مانند لغلغۀ زبان احساس میشه که نه ظرافت درش است و نه زیبائی داره. و در مصرع دوم هم که گفته شده" که او نیز جان دارد و جان شیرین خوش است" کاملا شعر سکته دارد. حکیم فردوسی ایذا و اذیت دیگران حتا آزار یک جاندار بسیار ضعیف و ناتوان مثل مورچه را که هیچگونه ابزار دفاعی از خود را ندارد تقبیح و محکوم کرده است . به مثل معروف مگر مورچه چی است که بخواهیم اورا مورک خطاب کنیم. میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است درش هم لطافت و هم کاملا دل نشین است و شیخ اجل حضرت سعدی هم کاملا اشاره اش به نیازردن مور دانه کش است که فرموده: سیاه اندرون باشد و سنگدل که خواهد که موری شود تنگدل درون فروماندگان شاد کن
ز روز فروماندگی یاد کن . حق نگهدار همه

حمید دوستی نژاد در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب:

با درود فراوان
بیت ششم را از گذشته چنین در خاطر دارم:
تو این را دروغ و فسانه مدان
به یکسان رَوِش در زمانه مدان
و گمان میکنم این درست است

ا.ه.هیچ در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

حافظ رند بود ، و رندانه دو گروه را به هم انداخته ، تعصب در هر دو گروه که اصرار می کنند این است ولا غیر مورد نکوهش رندان است ، شاید روزی خود حافظ راز سر بسته را به دستان گفت .

محمود در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۲:

بنظرم چشمانت می گویند لا ابروت میگوید نعم درسته و خیلی هم زیباست به این دلیل که وقتی معشوق برای عاشق ناز می کند ،دقیقا چشمانش را کمی باز کرده و ابروانش یکی بالا و دیگری کمی به سمت پایین می آید و چنانچه به نوشتار کلمه نعم دقت بکنید ابروت می گوید نعم در آن حالت که اشاره شد کلمه نعم متصور می شود.با تشکر

محمد در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

بیت فلک ها یک اندر دگر بسته شد .... اشاره به شکل گیری منظومه ها و کهکشانها دارد که حول ستاره یا سیاهچاله واحدی حرکت خود را در طی میلیونها سال اغاز کردند و بصورت امروزی درامدند
دو بیت زمین را بلندی نبود .... و ستاره بر او شگفتی نمود .... اشاره به گرد و هموار بودن زمین درابتدای شکل گیری ان و برخورد شهاب سنگ یا خرده سیاره ها تا رسیدن به فرم امروزی ان دارد و همچنین تاریک بودن در ابتدا بدلیل عدم حرکت وضعی که انهم در نتیجه برخورد سیارک ها بوده وگرنه مانند کره ماه دایما یک سمت روز و یک سمت تاریک بود
با چنان دقت بالایی از نجوم و اخترفیزیک صحبت شده که قدر مسلم فردوسی اشراف بر علمی فراتراز تنها شعر و ادب پارسی را بر ما می نماباند
بنده در رشته های فیزیک و مهندسی تحصیل کردم و اولین باری که این شعر را دیدم خشکم زد و تاسف خوردم که چرا ایشان را صرفا شاعر معرفی میکنند !!!! ایمان راسخ دارم کل شاهنامه عین واقعیت بوده و ما به ازای تاریخی دارد و سرگذشت زنجیر واری از اولیا و خواص می باشد

نادر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۹:

چون خداوند شمس دین را میستایم تو بدان
کاین همه اوصاف خوبی را ستودم از قرن
چندین قرن است که مولوی شناسان برای ملای رومی معلم و مرشدی بنام شمس ساخته اند و در مورد اینکه چه کسی بوده تذکره ها نوشته اند و حتی برای او مزار و مقبره معین نموده اند!
ولی حقیقت اینستکه شمس ، شمس دین و شمس تبریزی همه اشاره به روح قدسی الهی دارد که ملهم شعراست وبهمین اعتبار است که رسول اکرم میفرمایند کلید گنجهای ملکوتی زبان شعراست
این شمس همان روح الهام دهنده و روح القدس است که انعکاس ذات خداست در عالم امر و خلق.
انعکاس خورشید در آئینه مقارن خورشید است و هیاکل توحید که حضرت امیرالمومنین مظاهر حقیقت مینامند ( حدیث کمیل) همان شموس ظهور الهیند و ازین نظر است که خداوند در قرآن میفرماید فلا اقسم برب المشارق و المغارب یعنی هر یک از شموس ظهور مشرقی دارند و مغربی و مشرق ظهور بعد همیشه مغرب ظهور قبل است یعنی از همانجا که ظهور شمس دین قبل آخرین طلایع خود را نمایان نموده شمس دین و خورشید ظهور بعد اشراق مینماید مثلاً ایران مغرب شمس محمدیست و البته اشراق ظهور مهدوی از ایران باین سبب ظهور شمس از مغرب است و مغرب شمس مهدوی نیز به تاکید حضرت باقر آذرباییجان یعنی ایران است ( حدیث لابد لنا ) پس رجعت مسیحائی نیز از ایران است
خلاصه کلام اینکه وقتی ملای رومی میگوید ای شمس دین تو مقارن خدائی مقصود او اینستکه صفات خدا از وجود تو ظاهر میشود و اگر من تورا میستایم باین سبب است که خدا چنین امر فرموده که همه ملائکه بسوی تو سجده کنند زیرا تو نور خدا را میافشانی و ازین نظر مقارنی با او و کلمه قرن در خاتمه شعر اشاره به تقارن هیاکل توحید و شموس ظهور است با ذات غیب منیع لایدرک در عالم امر و عالم خلق

لئون در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۶:

با سلام خدمت اساتید محترم
آیا امکان دارد معنی ابیات را خیلی واضح توضیح دهید، بی زحمت
با تشکر

اییار در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۷:

طبل ٬پنهان چو زدم تشت من از بام افتاد.
کوس رسوائی ما بر سر بازار زدند.

۱
۱۸۶۴
۱۸۶۵
۱۸۶۶
۱۸۶۷
۱۸۶۸
۵۷۴۰