Teddy در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۱ - در هزل و مطایبه گوید:
بهتره که این قضایا رو صرفا به ادبیات نچسبونیم و مشکل رو از ادبیات و فلان شاعر بزرگ و کوچک ندونیم. شاعر آینهی اجتماعه. اغلب مواقع هرچیزی که برای مردم یا حاکم زمانه جذاب باشه میگه. وقتی قاآنی از بچهبازی شعر میگه یعنی این کار در اون زمانه جا افتاده بوده و قبل ازینکه قاآنی بخواد دربارهش شعر بگه بوده. در هر دورهای یک سنتی بوده که مردم اون زمانه به این نتیجه رسیده بودند که این درسته. چه بسا همجنسگرایی که امروز عادی و رایج شده صد سال دیگه مذموم بشه.
رئیس دانائی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۳:
معنی بیت دوم: (همچنان از نهیب برد عجوز...)
با آنکه هنوز سرمای پایان زمستان بود و گیاهان مانند نوزادی که شیری نخورده، هنوز آب ننوشیده بودند و سر از خاک در نیاورده بودند، اما آن باغ سرسبز و خرم بود.
رئیس دانائی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۵:
از یکی از دانشمندان ثابت قدم پرسیدند که نظر شما در رابطه با نان خیرات و وقفی چیست؟ پاسخ داد: اگر کسی نان را به دلیل اینکه باعث خاطر جمعی و رفع گرسنگی اش میشود دریافت کند، این نان بر او حلال است؛ ولی اگر گروهی برای گرفتن نان در عبادتگاهی نشسته باشند، این نان بر ایشان حرام است.
رئیس دانایی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۴:
قسمت آخر حکایت:
همانقدر که به خدا پرستان ارادت دارم، دو برابر با این غلام گستاخ دشمنی و مخالفت دارم، اما حق با اوست.
داریوش در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱:
بر تیر بنشست بهرام شیر
نهاده سپر بر سر و چرخ زیر
اینجا نباید تصور شود سپر را روی سر گذاشته بود و چرخ زیر؟ نامفهوم میشود. منظور این است که هم سپر و هم کمان را در دست داشت هم برای دفاع و هم برای تیر اندازی، موقع تیر زدن باید دستش را بالا می آورد تا سپر بطور افقی قرار گیرد تا بتواند تیرها را از زیر آن بزند.
شهرزاد در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
بیت سوم به ما میگه که هر چقدر برای رسیدن به آرزوهای نفسانی تلاش کنید چیزی نصیبتان نمیشود مگر زخمی که بر روح خود وارد کردید مثل چیدن گل که خرابی دست شما نیشتر میزند.....
امیر نوروزی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۳ - حکایة فی بعض اللیالی:
بنده هم فکر میکنم نصف اللیل صحیح بلشد
چاپاتی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت کوف » حکایت کوف:
در این بیت سمبل و نمادی بکار رفته،آیا؟
عشق گنجم در خرابی ره نمود
سوی گنجم جز خرابی ره نبود
فرهاد رفیعی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تکبیت شمارهٔ ۳۸۹:
سلام
من در تایید صحبت آقای بیگی این مطلب رو اضافه کنم که:
مصرع دوم صحبت از شیون و به عبارت بهتر سر و صدا در زنجیرهایی که به دست و پای مظلوم بسته شده، دارد. بهمین دلیل کلمه آهن که از طرفی عمق ناله رو بیشتر میکنه که اونقدر عمیقه که در آهن هم نفوذ میکنه و از طرفی جنس زنجیر هست و بدینترتیب پیوند به مصرع دوم رو بیشتر میکنه خیلی مناسبتر بنظر میرسه.
با تشکر
سینا در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان:
این شعر حقیقتا بدین علت بسیار مشهور است که اصل جهان بینی مولانا را به ساده ترین و واضح ترین شکل بیان میکند. مولانا وظیفه اولیای اللهی را نه ترویج دیانت و شریعت، نه بنیان نهادن حکومت ها براساس دین و برقرار کردن یک روش خدا پرستی خاص و واحد بلکه یرعکس آن اساسا آزاد کردن انسان از قید و بند های دینی و غیر دینی که به فساد و ریا و ظاهرسازی میانجامد و آشنا کردن انسان به مفهوم عشق و وارستگی میداند. در این شعر که موسی در دام ظاهر افتاده و حقیقت عشق را نه تنها نمیبیند که از آن خشمگین نیز میشود مورد سرزنش خدا قرار میگیرد. موسی پس از پشیمانی توبه میکند. مولانا در سطر به سطر اشعار این معنا را پی میگیرد که عشق با هر شکلی مسیر مطلوب به خدا برای آدمیست و تظاهر و تدین و شریعت هر جا نافی این عشق شد آن را نکوهش میکند مانند همین شعر.
اسماعیل در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۶۵:
من هم به نظرم 2 مصراع اول موقوف المعانی هستن و شاعر در شعر میگه که من توقع آزاد شدن و نه حتی توقع اینکه قفس من را به باغ ببرید دارم فقط قبل ازتمام شدن فصل بهار و گل و گلشن یادی هم از من کنید
حمیدرضا کندیکیله در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۰:
این شعر توسطمصباح قمصری با آهنگسازی رضا علی آبادی در قطعه "شاه ماهان" خوانده شده
ارس آرامی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۸ - خیز و به خاک تشنهای بادهٔ زندگی فشان:
مصرعی ناب و نغز
"عشق ز پا در آورد خیمهٔ شش جهات را"
مصطفی نصیری در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:
در دکلمه شعر ، پی اش ، درسته نه پیش .لطفا اصلاح شود
ماه همچون عاشقان اندر پی اش
ابراهیم در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان:
این داستان یک حکمت است و درس های زیادی دارد ازجمله اینکه اگریک پیر پیداشد که انسان سرد وگرم چشیده ای است تسلیم اوباش حداقل زود به او وکارهایش ایراد نگیر تو نمیدانی این داستان به کجا میرسد . پیزی که درزمان ما کم شده وهمه فقط میخوان ایراد بگیرن ازهم
حمید در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۲:
ممنون از توضیحات جالب و زیبای محسن و شیون ،عالی بود
کاظم ایاصوفی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۲۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۰:
مصراع اول بیت پنجم چون درست است نه چو
محمد در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۵۰ دربارهٔ نیر تبریزی » لآلی منظومه » بخش ۵۸ - وله ایضا رحمه الله:
بیت هفتم رو اگر امکان هست اصلاح کنین
از گیاه خاک بستان توام
گر تبرزد ور کَبَستم یا علی
با توجه به مصرع اول بیت که سخن از گیاه خاک بستان در میان آمده ، تَبَرزد آن میوه ناب را گویند و کبست ان گیاه تلخ،
منظور شاعر چنین است من اگر خوب یا بد هر چه هستم از گیاه خاک بستان تو هستم.
علیزاده در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:
ای دوست، تا که دسترسی داری
حاجت بر آر اهل تمنا را
زیراک جستن دل مسکینان
شایان سعادتی است توانا را
حسین افلاکی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۳۴: