گنجور

حاشیه‌ها

آرمان در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۱:

به زبان خموش کردم، که دل کباب دارم*
دل تو بسوزد ار من ز دل کباب گویم
به نظرم در مصرع اول "گردم" بهتر باشه

محمد در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

البته به نظر من معنی صحیح مصرع اول اینطوره که "عمری در غفلت و بی خبری سپری شد و باقیمانده آن نیز به همین منوال می گذرد"

سوسن در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:

بیت5 با این بیت پروین قرابت دارد:
(ما نمی پوشیم عیب خویش،اما دیگران /عیب ها دارند و از ما جمله را پوشیده اند)

سوسن در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۶۴ - دیده و دل:

بیت20/ می سفت:سوراخ می کرد
گوهر سفتن مژگان:کنایه ازگریستن
بیت22/ بساط:روزگار
دیجور:طولانی

Hooshang در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰:

هر جا که قدم نهی تو بر روی زمین
آن مردمک چشم نگاری بوده است
تشبیه بسیار زیبا و هوشمندانه‏ای است و در واقع از ما می‏خواهد مواظب محیط زیست باشیم.

Hooshang در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰:

هر جا که قدم نهی تو بر روی زمین
آن مردمک چشم نگاری بوده است
تشبیه بسیار جالب و هوشمدانه‎ای است و در واقع از ما می‏خواهد با احتیاط رفتار کنیم و مراقب محیط زیستمان باشیم.

فرشته در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸:

چون اغلب مضامین اشعار ناصر خسرو در شکایت از دنیای دون و ستایش حکمت و آرزوی رهایی از شرایط نامساعد زندگی دنیوی اش است

بهرام مشهور در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴:

صورت صحیح این مصرع همان است که بزرگمهر عزیز نوشته اند : نه آمدمی نه بدمی نه شدمی

بهرام مشهور در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۰:

این رباعی از خیّام نیست

بهرام مشهور در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۶:

درنسخه مورد استفاده فیتز جرالد ، حرف ی از انتهای هر چهار مصرع حذف گردیده ، دیگر اینکه اگر بکشتزار را به کشتزار مرقوم نمائید قشنگ تر می شود

بهرام مشهور در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴:

در نسخه ای که ادوارد فیتزجرالد از روی آن اشعار خیّام را به انگلیسی ترجمه کرده و مورد اقبال اروپائی ها قرارگرفته ، مصرع دوّم اینگونه است :سرمست بدم چو کردم این اوباشی . از نظر منطق شعر نیز سنگ بر سبو زدن عیاشی نیست بلکه اوباشی است

بهرام مشهور در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۷:

پس از قرنها ، انگار خیّام رخ در رخ پول دوستان و سرمایه داران حریص دارد که خطاب به آنها می گوید : فقط آن مایه یعنی آن مقدار از مال دنیا را که برای رفع نیازهای اساسی و راحتی انسان است ، عذر درست اخلاقی و منطقی دارید که در طلبشان بکوشید ولی بیشتر از آنها را اگر بدنبالشان باشید شما را درمسیری خواهد انداخت که مدام ذهنتان گرفتارش خواهد شد و دیگر رنگ خوشبختی را نخواهید دید و چون در نظر خیّام گذران عمر باید به خوشدلی باشد ، او انسانها را از چنین کاری برحذر می دارد .

مهدی طهوری در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۳:

ـ این غزل در مدح خواجه جلال الدین تورانشاه است.
ـ با آن که ممکن است عجیب به نظر برسد، اما در این غزل احتمالاً منظور از پیر مغان همان خواجه تورانشاه است. (علاوه بر آن معنای شاعرانه).
ـ من یزید: چه کسی اضافه می‌کند.
ـ من یزید فضل: معامله و حراج دانش
ـ بیت پنجم را به دو صورت سروده. در صورت نخست پیامی است به شاه و وزیر که چرا مرا از یاد برده‌اید و در وجه دیگر یعنی: من به عالم ملکوت تعلق دارم، این چه وضعی است که دلبستگی‌ها جایگاه اصلی مرا از یاد من برده است.

علی جلالپور در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ وحشی بافقی » ناظر و منظور » یاد نمودن ناظر از بزم آشنایی و ناله کردن از اندوه جدایی و شکایت بخت نامساعد بر زبان آوردن و حکایت طالع نامناسب بیان کردن:

خواهشمندم نظرات بنده و هرکس دیگر را بررسی کنید و سپس تغییرات را لحاظ کنید و اصل همیشه بر این باشد که آنچه که در خود متن است به احتمال 90% درست تر است.. برای مثال مواردی که خا نم سارا در مورد صد آوردند .. در قدیم و در فارسی سره عدد صد با سین نوشته می شو و همان سد درست تر ایت .. زیرا ما پیش از آن که حروف عربی را بگیریم سد را خود داشته ایم این رسم الخط بعد ها عوض شده و ما را به سمت عربی بیشتر سوق داده.. مثال طهران و تهران..

ناصر مهرامی در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » قاصد:

در بیت اول به جای کلمه ایلش باید ایلن نوشته میشد. متشکرم

نسرین ر. ایرانی در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۵ - وفات مجنون بر روضه لیلی:

در بیت زیر:
تا پل نشکست بر تو گردون
زین پل به جهان جمازه بیرون

"به جهان"، باید حتما سرهم نوشته شود تا معنای درست را برساند (فعل امر از جهیدن)

عرفی در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴:

فرصت شیرازی درباره ی این غزل یک تفسیری دارد در نوع خود جالب. البته تفسیرها از اشعار حافظ متنوع و بعضا متناقض است.

علی جلالپور در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ وحشی بافقی » ناظر و منظور » ناقهٔ خیال در وادی سخن راندن و لعبت نظم را در هودج اندیشه نشاندن در رفتن ناظر از اقلیم وصال و خیمه زدن در سرمنزل رنج و ملال:

بیت 34 : که او را "دو" قدم باشد به دیده... در قدم معنایی ندارد

ص در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۵:

در بیت پنجم "بیذق" صحیح می باشد.

رسته در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه:

در سرتاسر آثار مولوی سکلیدن معادل لعت امروزی گسلیدن است.
این غلط و اشتباه نیست بلکه اختلاف لهجه است

۱
۵۴۰۹
۵۴۱۰
۵۴۱۱
۵۴۱۲
۵۴۱۳
۵۷۲۲